برمگرد، بومِ شوم

۳ جوزا (خرداد) ۱۴۰۱

آن کردی از گناه که چون یادت آید آن
رویت سیاه گردد و تیره شود ضمیر

در تاریخ کهنسال ما، رهبران و زعمای مختلف داشته ایم، دادگر و ستمگر، دانا و نادان، دلسوز به حال مردم و بی اعتنا به حال مردم، صادق و خاین، شجاع و بزدل، فدا کار و نفس پرور، اما هر قدر این تاریخ رنگین را ورق بزنی و بی طرفانه داوری کنی، پلید ترین، ابله ترین، منافق ترین، مکار ترین، خاین ترین ، بی شرافت ترین، سخیف ترین، فرومایه ترین، فاشیست ترین و بزدل و ترسو ترین و متقلب ترین مانند خودت را نمی یابی. تو ملتی را به خاک سیاه نشاندی، تو غرور ملتی آزاده را شکستی. تو وقار و عزت و اعتماد به نفس توده های با مناعت و معصوم ما را به خاک مالیدی. تو که با دست بیگانگان بر ما تحمیل شده بودی، آن سرزمین مقدس را با دست ناپاکت به صد ها گناه آلودی. تاریخ به رویت تف می اندازد. کاش از مادر نمی زادی!


سعدی بزرگ فرموده بود:


زنان باردار ای مرد هشیار         اگر وقت ولادت مار زایند
ازان بهتر به نزدیک خردمند         که فرزندان نا هموار زایند


تو «فرزند ناهموار» به مادر خیانت کردی، به مادر وطن، به مام میهن.
برمگرد ای سیه روی ترین. برمگرد ای بوم شوم که نفرین پروردگار بر تو باد. نفرین ابدی آفریدگار بر تو ابلیس باد به فحوای ان علیک لعنتی الی یوم الدین. بر مگرد، ای مظهر خیانت و رذیلت. ترا می گویم اشرف غنی!







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



داکتر سید مخدوم رهین