باز هم ششم جدی فرا رسید

٥ جدی (دی) ١٣٩٠

عنوان بالا سرخط یادداشتی بود که  در 25 دسامبر 2007 نوشته بودم. شما را به رفتن چند ګام به عقب دعوت مینمایم تا ګامهای رو به بیش رفتن را استوار ترګزاریم.

 

ساعت یک بعد از ظهر 25 دسامبر سال 1979 را بخاطر بسپاریم .

بیاد روز های گذشته :

بیاد تاریخ ای که  درافغانستان باردگر  به شکل دیگر تکرار گردید و امید که بار دیگر تکرار نگردد ،

بیاد هزاران هزار انسان به خاک وخون خفته ،

بیاد هزاران هزار سپاهی گمنام ،

بیاد هزاران هزار انسان که زیر شکنجه ها جان دادند یابا رنج ها از پولیگون پلچرخی رهائی یافتند ،

بیاد هزاران خانه، باغ وراغ، پل وپلچک، مکتب ومدرسه، مسجد و خانقاه، دشت ودمن،کوه و کوهساری که به توپ وگلوله و راکت و بمباران هوائی وزمینی بسته شدند ،

بیاد  هزاران هزار انسانیکه کفن پوشیدند و بنام مجاهد در راه استقلال افغانستان جان شان را فدا ساختند ،

 

بیاد عزیزان که دلاورانه بخاطر تحقق استقلال افغانستان و تامین دیموکراسی و آزادی وعدالت اجتماعی تا پای جان رزمیدند ،

به پاس هزاران هزار بیوه در افغانستان ،

به پاس هزاران هزار کودک یتیم ویسیر در افغانستان،

به پاس هزاران هزار زخمی و مین خورده در افغانستان ،

به پاس همه آنهائیکه می رزمند و تا هنوز تسلیم انواع ظلم وستم واستبداد نشده اند ،

بپاس اشک های مادرانی که بخاطر شهادت فرزندان شان از گونه های خویش ریختند ،

بپاس اشک های خانم هائی که بخاطر شوهران شان و کودکان ایکه بخاطر پدران ومادران وعزیزان شان ریختند ،

بپاس ملیونها انسانی که در کشورهای گوناگون از کران تا کران کره زمین آواره و سرگردان شدند و بنام مهاجر تا امروز سر گردان وبیخانمان اند ،

بپاس درفش آزادی و زنده گی با آرمان آزاده گی

 

خواننده عزیز و ارجمند !

 

برای بسیاری از ما وشما مبرهن وروشن است که در27 دسامبر سال 1979 برابر به ششم جدی سال 1358 افغانستان مورد تجاوز آشکار شوروی و لشکر یانش قرار گرفت. از آنروز تا امسال بیست وهشت سال ( بخوان سی ودو سال درسال۲۰۱۱ میلادی ) میگذرد. همه ما وشما آنروز و روزهای بعدی از آنرا بخاطر داریم. همه ماوشما کودتای های بیست وششم سرطان 1352 و کودتای هفت ثور 1357 راشاید بخاطر داشته باشیم.

بیاد داریم که حزبی را  در اول جنوری 1965 بنام « حزب دموکراتیک خلق » بنیان نهادند و رهبران آن حزب در آغاز خود را حزب اصلاح طلب و ریفورمیست خوانده و طرفدار مبارزه مسالمت آمیز و پارلمانی بودند اما در بیست وششم سرطان 1352 با کودتای داود خان یکجا شده وبرای داود خان بیانیه " خطاب به مردم " را تهیه کردند و در کرسی های وزیر و حاکم  و مامورین بلند رتبه و پائین رتبه لم دادند.

از بیست وششم سرطان ببعد حزب ریفورمیست به حزب توطئه گر وکودتا چی تبدیل گردیدودر پیش از کودتای هفت ثور دو فرکسیون آن که بنام " خلق" و "پرچم " باردیگر به هم ائتلاف نموده و در هفت ثور 1357 با کودتای نورمحمد تره کی  و حفیظ الله امین  به اریکه قدرت سیاسی لم دادند و بازهم کودتا را انقلاب گفتند.

رهبران آن حزب نام نهاد به نام ها و اصطلاحات حزب، انقلاب، سوسیالیزم؛ گارگر، دهقان، خلق، مردم، ترقی، دیموکراسی و... چنان بازی کردند که هم واژه ها ومولفه ها وهم مردم ما بیش از حد تصور آسیب دیدند.

فرامین شماره ششم، هفتم، هشتم هم نتوانست رهبران مستبد و ظالم و فاشیست را به اریکه اقتدار نگهدارد تا آنکه ارباب شان از کریملن مستقیما مداخله نمود.

 از این ببعد شمارا به خواندن مطالب از رهبران نظامی وسیاسی شوروی آنزمان جلب مینمایم.

درکتاب بنام " ارتش سرخ در افغانستان" که به قلم ب. گروموف قوماندان عمومی قوای اشغالگر روس به رشته تحریر آمده است، میخوانیم که :

" محکومین به پیروزی "

"  نورمحمد تره کی ... و هواداران وی میتوانستند مطمئن باشند که پیوسته اتحاد شوروی به آنان کمک خواهد کرد ... رژیم تازه کابل " محکوم به پیروزی" بود و حق نداشت با حکومت نظر به دلایل زیر وداع بگوید:

انقلاب در هیچ کشوری  تا زمانی که اتحاد شوروی وجود داشت، نمیتوانست ناکام گردد .  این امر بنوبه نخست شامل حال کشورهای هم

مرز با اتحاد شوروی میگردید..." 1

" وقایع آوریل 1978 را می توان به مثابه پیروزی یک گروه بر گروه دیگر ارزیابی کرد. هواداران نورمحمد تره کی که در جناح "خلق" گرد آمده بودند، پس از رسیدن بقدرت، ناگذیر بودند در دو جبهه به مبارزه  بپردازند .از یکسو آنان نمیتوانستند اجازه بدهند تا پشت سر از سوی همرزمان خویش در حزب دموکراتیک خلق مورد شبیخون قرار گیرند . از سوی دیگر سرنگونی دولت انقلابی زیر فشار مخالفان برای ایشان تحمل نا پذیر بود. در بهار سال 1979 کاملا روشن گردید که در افغانستان به مفهوم واقعی کلمه جنگ داخلی در گرفته است." 2

" زمان بحران "

 حسب دستورهای شفاهی وزیر دفاع، مارشال اتحاد شوروی د.ف. اوستینف در ماه دسامبر بیش از 30 رهنمود مختلف داده شد که مطابق آن در " قلمرو فرماندهی نظامی ترکستان " و " فرماندهی نظامی آسیای میانه " نزدیک به یکصد یگان رزمی تشکیل شد. مرکز فرماندهی  ارتش " سپاه" چهلم مشتمل برسه لشکر موتوریزه، یک تیپ تهاجمی کماندو، یک هنگ ویژهء موتوریزه، تیپ های توپخانه، موشک انداز . پدافند هوائی و همچنان چندین یگان مختلف رزمی وخدمات پشت جبهه تاسیس گردید. برای بسیج و تکمیل لشکر های مستقر شده، بیش از 50000  افسر، درجه دار و سرباز از نیروهای ذخیره ارتش احضار گردیدند. جهت تامین نیازهای سپاه نزدیک به 8000 کامیون  در اختیار موسسات تولیدی گذاشته شد. برای هردو فرماندهی نظامی این آرایش نظامی بزرگترین آرایش در نیم قرن اخیر بود. در پادگانها و کمیساریای نظامی  براین باور بودند  که بازرسی عادی در جریان است تنها در 24 دسامبر در گردهمائی  هیات رهبری  وزارت دفاع اعلام گردید که رهبران شوروی تصمیم گرفته اند به افغانستان نیرو بفرستند تا فرا رسیدن این موعد، نیروهای عمده سپاه  وظیفه داشتند بر پایه رهنمود وزارت دفاع اتحاد شوروی به سوی افغانستان مارش کرده و در قلمرو آن کشور مستقر گردند. زمان دقیق عبور از مرز تعیین گردیده بود.

ساعت یک بعد از ظهر 25 دسامبر سال 1979 "

" بامداد 25 دسامبر 1979، فرمانده سپاه چهلم، سر لشکر تورخاینف، دوبار  با سر لشکر بابه جان  رئیس اداره عملیاتی ستاد کل نیروهای مسلح افغانستان و عبد الله امین، برادر بزرگ حفیظ الله امین در شهر کهندژ – کندز در شمال افغانستان دیدار کرد. در همین زمان در نزدیکی " پل دوستی" که سپاهیان شوروی از روی آن آمد وشد میکردند، یگان های پشتیبانی سپاه، یک پل شناور 60 تنی برای گذار از روی رود آمو برپا کردند.

طرح اصلی استقرار نیروهای سپاه در آن خلاصه میگردید که در دو راستا از مرز دولتی گذشته و به قلمرو افغانستان در آیند و در پایان هجوم به ترمز – کابل – غزنین و تورغندی – هرات – قندهار- مهمترین مراکز اداری کشور را حلقه بزنند. چنین برنامه ریزی شده بود که پادگانهای سپاه را روی این حلقه مستقر ساخته ..."

" 25 دسامبر گردان ویژه اکتشافی، لشکر 108 زرهدار از مرز دولتی افغانستان  و شوروی عبور کرد . همزبان با آن هواپیمای ترابری نیروی هوائی با سیربازان جنگ افزار های مربوط به لشکر 103 کماندوی  هوائی از فرار مرز گذشتند. کماندوهای این لشکر با چتر به فرودگاه کابل فرود آمدند .در آستانه پیاده سازی نیرو به افغانستان معاون اول وزیر دفاع، مارشال اتحاد شوروی س. الف. سوکولوف و فرمانده نیروهای فرماندهی نظامی ترکستان سپهبد یو. پ. ماکسیمف به محل فرماندهی سپاه چهلم حضور یافتند . به طوری که تورخاینف  به یاد می آورد.... هجوم بسوی کابل شبهنگام ادامه یافت...

بامداد 26 دسامبر ژنرال تورخاینف همراه با مارشال سوکولوف برفراز کاروانهای اعزامی به افغانستان پرواز کردند. در همین هنگام کاروانهای لشکر 108 موتوریزه که به سوی کابل هجوم نموده بودند، به حومه این شهر نزدیک شدند....

با فرارسیدن بامداد 28 دسامبر لشکر 108 موتوریزه کاملا در شمال خاوری کابل مستقر گردید و با نیروی لشکر 103 کماندوی هوابرد ارتباط برقرار ساخت ." 3

 ببینیم که رهنمود رهبران شوروی در سطح دیپلوماتیک بین المللی چگونه بود؟

" خیلی سری

بخش خاص

نیویورک به نماینده دایمی شوروی در سازمان ملل

 

   در صورت تلاش کشور، مبنی بر مطرح ساختن درگیری ما در رابطه با افغانستان، در شورای امنیت سازمان ملل  سرسختانه بکوشید تا از شمول این موضوع در دستور کار جلسه جلو گیری کنید. خاطر نشان بسازید که این مساله مربوط به مناسبات دو جانبه افغانستان و شوروی است، که دو کشور به حل وفصل آن میپردازند. ضمنا یاد آور شوید که مطابق به ماده 51 آیین نامه سازمان ملل متحد جمهوری دموکراتیک افغانستان از حقوق پذیرفته شده بین المللی که از اتحاد شوروی در زمینه همکاری برای دفع تجاوز یاری درخواست نماید و اتحاد شوروی از اینکه چنین همکاری و یاری را به افغانستان ارائه دهد برخوردارند." 4

ببینیم که روابط ایالات متحده امریکا و شوروی در مورد لشکر کشی به افغانستان چگونه بود؟

 در همین کتاب نامه ایرا که برای جیمی کارتر روان شده، میبینیم و بخشهای آنرا  میخوانیم که :

" خیلی سری

آقای رییس جمهور محترم

در پاسخ پیام تاریخی 29 دسامبر سال جاری شما لازم میدانم مطالب زیر را به اطلاع برسانم:

 به هیچ وجه نمیتوان با ارزیابی شما از آنچه تا کنون در جمهوری دموکراتیک افغانستان  میگذرد موافقت نمود. از طریق سفیر شما در ماسکو ما صادقانه برای امریکا و برای شخص شما حقایق رویداد های افغانستان  و همچنان عللی که مارا وادار به دادن پاسخ مثبت به درخواست حکومت افغانستان مبنی بر اعزام واحد های محدود نظامی شوروی به آن کشور گردید، توضیحات مستندی ارائه کردیم.

...شما در پیام تان یادآوری میکنید که ما با حکومت ایالات متحده امریکا پیرامون مسایل افغانستان در آستانه اعزام نیروهای نظامی  به این کشور مشورت نکرده ایم . اجازه بفرمایید از شما بپرسم آیا شما با پیش از آنکه به استقرارهمه جانبه نیروهای دریایی تان به آبهای هم مرز با ایران در خلیج فارس دست زدید و در بسیاری دیگر از مواردی که می بایست حد اقل مارا در جریان میگذاشتید، با ما مصلحت کرده بودید ؟

در روشنی آنچه که گفته شد زمختی برخی از جملات پیام شما هویدا میباشد . آنها بخاطر چه است.؟

  ل.ای.بریژنف     29 دسامبر 1979 .." 5

 

خواننده عزیز و ارجمند !

آنچه من بخاطر دارم هجوم شوروی در افغانستان بی پاسخ نماند و مردم افغانستان به اشکال مختلف و خود بخودی و در جاهائی به شکل سازماندهی شده برضد آن نبرد را  ادامه داد. تنظیم ها و احزاب یکی پی دیگرتشکیل شده و رشد داده شدند.

بیاد دارم که در هفته اول جنوری در شهر بن المان غرب بزرگترین مظاهره افغانها بر ضد تجاوزگران شوروی سامان داده شد و تجاوز شوروی محکوم گردید.

همچنان بخاطر دارم که از جانب دولت ببرک کارمل یک دیپلومات سابقه دار وزارت خارجه افغانستان آقای  عبدالرحیم غفور زی  به قصد سفر به سازمان ملل متحد  به نیویارک فرستاده شده بود تا گویا از تجاوز شوروی و حاکمیت ببرک کارمل دفاع نماید اما وقتی غفور زی در فرانکفورت رسید، با دوستانی در هتل دیپلومات جلسه ای دایر گردید.احمدشاه  داماد آقای حیدر عدالت و محمد علی کاشفی که با منیره جان خواهر زاده حیدر عدالت ازدواج نموده اند، همچنان در آن جلسه حضور داشتند که هنوز هردویشان خوشبختانه زنده اند.

غفور زی تعهد سپرد که در ملل متحد از موضع وموقف مردم افغانستان و افغانستان ای  که به وی تجاوز شده است، صحبت خواهد کرد.

غفورزی آنچنان کرد که قول داده بود. متن سخنرانی غفور زی در مجلات و نشرات آنروزی ایالات متحده امریکا وبسا کشور ها به چاپ رسید و دیری نگذشت که ترجمه دری آنرا غفور زی به نویسنده این جملات فرستاد و من برای نشر به جریده آزادی / ارگان ملی دموکراتیک مردم افغانستان  سپردم و همان وقت در شماره ای که بخاطر سوم حوت 1358 به چاپ رسیده بود، منتشر شد.

در واقعیت امر شوروی آنزمان کور خوانده بود و تصور مینمود که میتواند اراده  ملی دموکراتیک  غفورزی را برای منافع خود سمت وسو بدهدولی غفورزی در سطح بین الملی  نخستین تیر را به قلب کریملن فرستاد.

یاد غفور زی گرامی باد !

ببینیم که فرمانده قوای شوروی چه را باخود به ارمغان برد ؟

خروج قوای شوروی از افغانستان :

در مورد اینکه از آغاز تجاوز شوروی تا آخرین روز اخراج آنها و فروپاشی شوروی  بر« حزب دموکراتیک خلق و بعدا وطن» ! چه گذشت و بالای مردم چند هزار تن گلوله وسرب مذاب ریخته شدو چند هزار هزار انسان کشته شدند و چند هزار هزار خانواده آواره شدند و چه خسارات مادی ومعنوی بر افغانستان ومردمش تحمیل گردید؟

 در این موارد و موارد دیگر باید زیاد نوشت . یقینا فرزندان مرزوبوم افغانستان  برخود زحمت را هموار مینمایند و در این موارد نوشته اند وبازهم خواهند نوشت.

اما بخوانیم که فرمانده قوای تجاوز گر شوروی چه نوشته است :

" شکست یا پیروزی

طی پنجاه سال اخیر جهانیان تماشاگر بیش از 90 در گیری و جنگ منطقه ای بوده اند . پاره از این جنگ ها سالها به درازا کشیدند . قربانیان بیشماری به همراه داشتند. برخی دیگر بی آنکه در بگیرند، در آستانه وقوع به خاموشی گراییدند.

.. برای نفرات  محدود سپاهیان شوروی جنگ افغانستان به تاریخ پانزدهم فروری 1989 به پایان رسید.

اندوهبارترین ارمغان جنگ افغانستان کشته شدن سربازان وافسران ما است.

 از 25 دسامبر 1979 تا 15 فروری 1989 ما به تعداد 13833 نفر از جمله 1979 افسر و ژنرال کشته دادیم . در روند عملیات رزمی در قلمرو افغانستان افزون برآن 572 تن از ماموران کاگی بی، 28 مامور انتظامی و 190 مشاور نظامی از جمله 145 افسر کشته شدند. 172  افسر به علت دیدن زخمهای سنگین خدمت نظامی را ترک گفتند و 6669 نظامی معیوب گردیدند که از جمله  1479 نفر آنان معلولان درجه اول اند.  به علت اوضاع ناهنجار اقلیمی که زمینه را برای ساری شدن بیماریها ی مکروبی در میان پرسونل سپاه فراهم میساختند  بیش از 115308 نظامی مبتلا به بیماری زردی و 31080 نظامی دیگر مبتلا به بیماری برانشیت عمیق گردیدند.

نه سال تمام جنگ هزاران سرباز و افسر کشته و زخمی، مادران به سوگ نشسته، هزینه های سرسام آوری برای حفظ حکومت و شگوفائی اقتصادی افغانستان ؟!! آخر چه ؟

همه اینها برای هیچ برباد داده شد؟

نه هرگزنه .

هرچه باشد ، هرچه تلخ وناگوار باشد، ما امروز باید اعتراف کنیم :

افغانستان برای بسیاری و در گام نخست برای ما روشنتترین الگوئی گردید که نشان میدهد، حل وفصل مسایل سیاسی با توسل به زور بی نتیجه است"

فروپاشی فراگیر اردوگاه سوسیالیستی در آغاز و در پی آن اتحاد شوروی در دسامبر 1991 تنها پیامد بحران ژرفی بودکه رهبران شوروی و کلا نظام در آن فرورفته بودند. "

 

/------------------------------------

 

رویکردها :

1 – ارتش سرخ در افغانستان – صفحه  3 و 4 – نوشته  ب  گروموف  مترجم   عزیز آریانفر

2- همان کتاب صفحه 5

3- صفحه های 65 و 66 همان کتاب

4- صفحه 69 همان کتاب

5- همان کتاب- صفحه های 73 و74

6- از صفحه های 225 تا 227 هما ن کتاب







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



باقی سمندر