آریایی ها وشناخت آفرینش – بخش پنجم

٢٠ سرطان (تیر) ١٣٩٠

آموزش فلسفی مزدک

 

 یامــــد یکی مـــرد مـــزدک بنام         سخنگوی با دانش و رای و کـــام

گــــرانمایه مـردی و دانش فروش        قـــباد دلاور بــــــدو داد گــــــوش

 

مزدک پسر بامداد در سال 460 میلادی در شهر نیشابور خراسان بدنیا آمد ودر 524 یا 528 میلادی در گذشته است .(1)  و در فرهنگ ایران باستان صفحه هشت آمده است که .: " مزدک پسربامداد ازمردم استخر فارس بود ، در524 یا 528 پس ازمیلاد درگذشته ". به باوربرخی دانشمندان و ایرانشناسان : ساختاری هشت ضلعی ایکه به نام پیرسرخ درشهرلارکهن (شهریست در جنوب استان فارس ) وجود دارد آرامگاه مزدک است. 

 

بنا به گفته « کریستنسن » ایران شناس دنمارکی : آئین یا فلسفه مزدک یکی ازشاخه های دین مانی است که در « رم » ودر روزگار« دیو کلیسن » سالهای 300 میلادی بوجـــود آمد. مؤسس این آئین ، شخصی به نام « زرتشت » فرزند « خُـــرگان » از مردم « فسای » استان فارس بوده که آئین او « بُوندوس » نیز نامیده می شده است . یعنی « آئین « بُوندوس » زرتشت فرزند خُرگان ومزدک ، به منزله اصلاحی در دین مانی بوده است .

 

مزدک یکی ازموبدان عالی آئین مانوی بود وبرسنگپایهٔ آموزه‌های معرفتی دین مانی در باب آفرینش جهان هستی عقاید و نظریات خاص خود را داشت .

مزدک درعهد پادشاهی قباداول ساسانی دعوی پیامبری کرد و به تبلیغ و ترویج آئین خود شروع نمود . چون کشور به نسبت تداوم جنگ های فرسایشی با همسایگان در یک بحران حاد اقتصادی و اجتماعی عمیق قرارداشت وقحطی و ناداری و احتیاجی مردم را به جان رسانیده بود. توده ها ازتضادهای شدید طبقاتی رنج می بردند . امتیازات و ثروت و قدرت دردست اشراف و اعیان و تحت نفوذ روحانیون مذهبی زرتشتی در جامعه جایگاه ویژه ای را بخود اختصاص داده بود . پیدایی آئین مزدک  در این برهه تاریخ که در آن مسائل اقتصاد و مذهب عمیقن بهم گره خورده اند ؛ بمثابه راهبردی بود در تقویه روحیه اجتماعی و رهایی مردم از تنگدستی و سیه روزی .

 

قبادپادشاه با درک این اصل در ابتدا از روى عقیده و علاقه یا  بمفهوم یک راهکارسیاسى براى  فرونشاندن طبقه اشراف و روحانیون زرتشتى ونجات جامعه از بحران ورفع تناقضات اجتماعی به مزدك ميدان داد كه  اندیشه های اصلاحی دینی خود را تبلیغ نماید . مزدک موفق شد با حمایتی که قباد از او به عمل آورد، و با استفاده از فرمان هایی که از شاهنشاه می گرفت، مردم کشور را در راه دست یابی به عدالت همه پسند به حرکت در آورد .همین بود که آئین و اندیشه او با سرعت هرچه تمامتر گسترش یافت وپیروان زیادی پیدا کرد .

 

مزدک به مدد پیروانش انبارهای غله اشراف واعیان را گشود وبرای مردم تهیدست تقسیم کرد .

ولى به فاصله اندکى درهمان زمان قباد و بعد به دستیارى فرزندش انوشیروان و یا در زمان سلطنت خود انوشیروان مزدکیان قتل عام شدند وازآن پس به صورت یک فرقه سرى درآمدند. مزدکیان دردوره اسلام نیز لااقل تا دو سه قرن وجود داشته اند. دردوره اسلام برخی از نهضتهاى آریایی ــ خراسانی ضد خلافت و احیانا ضد اسلامى را غالبا مزدکیان رهــــبرى مى کـــرده اند. (2)  

 

نگرش آئین مزدک از خلقت و آفرینش :

 

در آموزش ومعرفت مانی نور و تاریکی ،  ونبرد این دو عنصر بایکدیگر جای مرکزی را اشغال می کند . این آئین موقعیت و حرکت نور را همچو تاریکی غیر ارادی و منفعل می شمارد و نور را ناتوان و مقهور پنجه تاریکی می داند .

ولی در اندیشه های معرفتی آئین مزدک روح این اصل بکلی دگرکون شده است . نور آگاه ولی تاریکی کوراست و مزدک برآن است که نورارادی وحرکت تاریکی غیر ارادی است ، لذا نصرت و غلبه نور ضروری و قطعی و نصرت وغلبه تاریکی تصادفی و موقتی است . مزدک تداخل نور وتاریکی و پیدایش جهان مادی را طبق این مقدمه امر تصادفی می شمارد . ولی براین تداخل سه مرحله قائل است .:

اول ــ مرحله بندهشن ( پایه آفرینش  ) : دراین مرحله نور و تاریکی باهم آمیخته نیستند . وهر یک با استقلال خود وجود دارند .

دوم ــ مرحله گومیزشن .: یا مرحله آمیخته شدن ــ دراین دوران این دوعنصربایکدیگردرمی آمیزند.  

سوم ــ مرحله ویچارشن .: یا جدا شدن نور از تاریکی ، که وقوع آتی این امر مسلم است وتحقق آن با یاری و مساعدت مردم از نورو نبرد با نیروهای تاریکی میسر است .

سخن حافظ بزرگوار در مورد چنین جاری است  .:

چون دور جهان یکسره بر منهج عدل است          خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

 

 مزدک خدا را فرض میکرد که در عالم برین بر تختی نشسته مانندپادشاه آریا در این دنیا.

در برابر یزدان چهار نیرو است که به منزله ٔ چهار شخص عالیقدر آریا اند و آن چهار عبارت اند از:

دریافتن ، هوش ، حافظه و شادمانی .

تحت امر این چهار نیرو، هفت وزیر و دوازده وجود روحانی است . همانطور که هفت سیاره ٔ آسمان در دایره ٔ علائم دوازده گانه ٔ منطقه البروج میگردند وزرای هفتگانه نیز در میان دایره ٔ وجود روحانی گردش میکنند چهار نیرو در وجود انسان نهان اند و «هفت » و «دوازده » کار جهان را زیر اقتدار خود دارند. نور ازتاریکی  عاقبت رهائی خواهد یافت و انسان باید بوسیله  اعمال خود یا امساک به این رهایی یاری کند.

در آئین مزدک مانند مانی از هرچه علاقه ٔ روان را به ماده زیاد کند خودداری باید کرد. به این جهت است که خوردن گوشت حیوانات نزد مزدکیان حرام بوده است . در جامعه ٔ مانویان ، مؤمنان درجه ٔ اول (برگزیدگان ) مجبور بودند که سراسر زندگی را بدون زن و مجرد باشند و فقط اجازه داشتند خوراک یک روز و لباس یک سال رامالک باشند ولی اولیای  آئین مزدک متوجه شدند که مردمان عادی نمیتوانند از لذتهای دنیوی یعنی دارا بودن خواسته ٔ دنیوی یا بهره ورشدن از زنان چشم پوشی  نمایند مگر وقتی که قادر باشند میل خود را عملی کنند.

از این سنخ افکار نظریه ٔ اجتماعی آئین مزدک پدید آمد :

خدا وسائل زندگی را به روی زمین آفریده تا همه برابر یکدیگر از آن برخوردار شوند. چون هرکس میخواهد بیش از برادرش بهره ورگردد براثرخشونت و بدرفتاری ، عدم مساوات پیش آمده است . هیچکس را دراین دنیا برخواسته و زن بیش از دیگری حقی نیست .... آئین مزدک به خلاف آئین مانی ازدواج را منع نمی‌کرد و داشتن یک همسر را کافی می‌دانست. مزدکیان همچینین گیاهخوار بودند و باور داشتند که با کردار نیک و بدون انجام امور ظاهری دینی می‌توانند رستگار شوند."  (3) 

 

 

 

اندیشه های همزیستی و حق خواهی آئین مزدک :

 

مزدك خود را مُصلِحِ آيين  مزدا می‌دانست و بر اين باور بود كه اين آيين از سرچشمهٌ زلالش ـ‌ كه نويد دهندهٌ دادگری و نيكی و راست‌كرداری و راست‌گفتاری و پالايش درون از آلودگیها بود ‌ـ جدا شده و به بيراهه افتاده است.

در شاهنامه فردوسى  (4) مى خوانیم که : "  مزدک مردى خردمند و سخنور بود. روزى دید مردم گرسنه و بینواى کشور در اطراف کاخ پادشاه آمده اند و از او نان مى خواهند. مزدک که در دربار منصبى داشت، از پادشاه پرسید: اگر کسى را مار گزیده و در حال مردن باشد، ولى دوست یا همسایه او نوشدارویى داشته باشد و از دادن آن مضایقه کند، با این شخص چه باید کرد؟ قباد پاسخ داد: سزاى او مرگ است. مزدک پرسید: اگر مردم نیازمند نان باشند و کسى که نان دارد، به ایشان ندهد، سزاى او چیست؟ قباد پاسخ داد : سزاى او مرگ است.

سپس مزدک خطاب به انبوه جمعیت مى گوید :

این اهریمنان ناپاک را دروغ و کینه و ویرانى زنده مى کند. اما از این ها نیز بدتر، زردوستى و خواسته اندوزى است. همان گونه که الگ آسیابان پر از گندم و خس و خاشاک است که سرانجام از هم جدا خواهند شد، جهان امروز نیز آمیزه اى از روشنائى و تیرگى، خوبى و بدى است... مزدک در این هنگام با دست اشاره به مرده اى در میدان مى کند : 

نان این مرد را که خورده؟ زنى را که آفریدگار براى او فرستاده بود، چه کسى از او گرفته؟

 

مزدک میگوید : جهان ازآن خداست و مردم بندگان خدایند. خدا نعمت هایش را به جهان می فرستد تا همه بندگان بدون امتیازی از آن بر خوردار گردند. آئین ما به ما مى آموزد که هر چه هست، از این سه گوهر است که  خدا به مردم این نعمات را ارزانى داشته ؛ این سه گوهر جاودان :

آتش ( انرژی ) ،

 آب و

خاک است.

خداوندگار، در آفرینش گیتى، این سه گوهر را پخش ‍ نکرد تا از آن به یکى اندک، و به دیگرى بیشتر دهد؛ میوه هاى برآمده از این سه گوهر را نیز به همگان داد. شادى زیستن را به برابرى به همه داد. نظم  خدا این است. ... یعنی [همانطوریکه این سه گوهر خلقت  آب و زمین و آتش متعلق به همگان است ، به همان ترتیب نعمات مادی باید از همه گان باشد . بدیسان همگانی بودن نعمات مادی ثمره و نتیجه عامیت عناصر است که جهان از ترکیب آنها ساخته شده است .] 

هر چه جز این ، آشفتگى و تیرگى است. اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک سه بنیاد سترگ آئین  خداست. نیاز ما به روشنى تنها اندیشه است ؛ سرودهاى ما در بزرگداشت آتش ( انرژی ) ، تنها گفتارى است و بس . کردارى که باید این دو بنیاد را در برگیرد، کجاست؟ مردم از گرسنگى مى میرند، و انبارهاى ما انباشته است، بستر مردان و زنان سرد است، و شبستانهاى ما از زنان ما انباشته است. تنها به هم کیشان شکم سیر خود خوراک مى دهیم و زنان خود را نیز براى گذران شب به آنان پیشکش ‍ مى کنیم و فراموش مى کنیم که سیرى و شکمبارگى، به همان اندازه که گرسنگى و پرهیز، خون را سست مى کند... نگهداشت آتش در آتشکده هایمان به چه کار مى آید هنگامى که تیرگى بر روان هایمان چیره است؟... نباید به یک پنجم از اندوخته هاى خود بسنده کنیم، چرا که این اندک چیزى جز صدقه نیست و از صدقه چیزى زشت تر نیست؛ چرا که هم دهنده و هم گیرنده را به دروغ مى آلاید. باید درها و همه قفل ها گشوده شود. آنگاه است که روشنى مزدا، آنگونه که هست، در روان مردم افروخته خواهد شد.  ... "

فردوسی بزرگ چنین می‌گوید:

 

                                همی​گفت هـــر کــو توانگــر بود          تهــیدست با او بـــرابــــــر بـــــود

                                نباید کــــه باشد کسی بر فــــزود          توانگــــر بود تار ودرویـــش پـــود

                                جهان راست باید که باشد به چیز          فـــزونی توانگـــر حـــــرامست نـیز

                                زن و خـــانه و چیز بخشیدنیست          تهیدست کـــس با توانگـــر یکــیست

                                من این را کنم راست تا دین پاک          شــــود ویژه پــــیدا بلند از مغــــاک

 

موفقیت نهضت حق خواهی مزدکیان نتیجه تغییرات اجتماعی عمیقی بود که در آن زمان در جامعه خراسان به ثمر رسیده بود . آموزش و تعلیمات مزدک پیام آورتعادل حقوق شهروندی در حیات اجتماعی یک جامعه بود . براساس اندیشه وی ثروتمندان و متمولین صرف بر حسب تصادف آنچه را که متعلق به همه است در تصرف دارند . او میگفت  : مساوات و دوستی را پیشه خود سازید وبا  سلطه و قدرت یکنفر بردیگران مبارزه کنید و ثروت را همگانی سازید ، رفتار و کردار پسندیده را پیشه خود سازید ، در صدد قتل و آزار کسی برنیائید . 

با عرض حرمت بصیرکامجو

 

منابع و مآخذ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تاریخ نهضت های فکری ایرانیان ، تألیف : عبدالرفیع حقیقت ، ص 40 .

ــ فرهنگ ایران باستان ،  ص 8 . 

2 ـ رجوع شود به :  (Diese Seite wurde durch Opera erstellt, auf Basis von http://mazdakism.blogspot.com/feeds/posts/default) .

3 ـ رجوع به : « پادشاهی قباد و کمونیزم مزدک »  مؤلف : کریستنسن ، کوپنهاگن ، 1925 ، و  ترجمه ٔ آن بنام « تاریخ سلطنت قباد و ظهور مزدک »   ، ترجمۀ : نصراﷲ فلسفی واحمد بیرشک ، تهران 1309 .

ــ   ایران در زمان ساسانیان  ، مؤلف : کریستنسن ،  آرتور ، ترجمه ٔ رشید یاسمی ، انتشارات صداى معاصر، ازص 237به بعد ، و 261 به بعد .

ــ دکتر مهری باقری، افدی‌های هژده گانه خسرو پرویز، صفحه 109  .

دکتر مهری باقری، دین‌های ایران باستان، صفحه 128 .

ــ و فرهنگ فارسی ، مؤلف : دکتر محمد معین ، جلد 6 ، صص 1963  ــ  1964.

4 ـ  شاهنامه فردوسی ، متن کامل ، به تصحیح : ژول مُل ، چاپ پنجم ، 1379 ، انتشارات بهزاد . صص  620 ـ 622 .

جهت معلومات بیشتردر مورد مزدک رجوع شود به آثار زیر :          

- آشنایی با ادیان بزرگ، نویسنده : حسین توفیقی، بخش ادیان ایران باستان، مانویت

- تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج اول، بخش ادیان و مذاهب ایران باستان، دین مانی، مؤلف : عبداللّه مبلغى آبادانى

- شهرستانى، ابوالفتح محمدبن‏عبدالکریم : الملل و النحل، ترجمه افضل‏الدین صدرترکه اصفهانى، تصحیح جلالى نایینى، تابان، 1335

- خدمات ایران و اسلام ، استاد مطهری ، مرتضی، انتشارات صدرا، 1382

- مزداپرستى در ایران قدیم ، ترجمه : ذبیح‏الله صفا ، انتشارات هیرمند، 1376                          

- ماه نامه - اطلاعات سیاسی اقتصادی - 1387 - شماره 249-250، خرداد و تیر، مقاله جنبش های مانی و مزدک: ریشه‌ها‏، اندیشه‌ها و پیامدها، نویسنده: حنیف رضا – گلزار.

- اوتاکر کلیما، تاریخچه مکتب مزدک ، ترجمه :  جهانگیر فکرى ارشاد، انتشارات توس، 1371

 ــ ثعالبی، ملوک الفرس وسیرهم ، صفحه  600 .







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



بصیر کامجو