مرگ اسامه تروریستان دیگر پاکستان را در مرکز توجه قرار میدهد

٧ جوزا (خرداد) ١٣٩٠

نویسنده: آرتور کینت، ژورنالیست کانادایی

برگردان: تارنمای خراسان زمین

دولت های غربی حق دارند که امروز اهمیت نمادین و ستراتیژیک عملیات نظامی را که اسامه بن لادن را در پناهگاهش در شمال اسلام آباد به محاصره درآورد و سرانجام رهبر القاعده را از چشم انداز جهانی تروریزم نابود نمود، جار بزنند.

اما از جانب دیگر در میدان مبارزه ضرورت بزرگتر دیگری به وجود آمده است: حتمیت فشار آوردن بر بنگاه نظامی پاکستان برای پایان دادن به پشتیبانی اش از جبهه های تروریستی افغان که امتداد مرگبار و نیرو بخش لشکرکشی القاعده در جنوب-غرب آسیا میباشند.

بمگذاران خودکش و پارتیزان های حقانی، حکمتیار و گروه های طالبانی افغان نیرو های گرداننده ی جنگ در افغانستان اند.

همه ی این ها به اندازه ی خود با القاعده متحد اند، همه از خاک پاکستان اعزام و قومانده میشوند، و همه از جانب سازمان استخبارات پاکستان یا آی اِس آی (ISI) پشتیبانی مالی میشوند.

تا زمانیکه آی اِس آی به جنگ سایه ی (proxy war) خود در افغانستان پایان ندهد، کشتن یک ریش سفید القاعده، بی تفاوت که چی مقامی دارد، در خاموش کردن آتش تروریزم اهمیت چندانی نخواهد داشت. ریس جمهور اوباما و جنرال هایش از این موضوع به خوبی آگاهند.

اسناد دپلوماتیک امریکا که در این اواخر افشا شده اند نشان میدهند که واشنگتن آی اِس آی را از چندین سال بدینسو یک تهدید تلقی میکرده است، در حالیکه برای مردم امریکا این افسانه تلقین میشد که پاکستان متحد وفادار آنها است.

یک سند درباره ی نشستی در کویته ی پاکستان در سال ٢٠٠٥ چنین بیان میدارد: "در این نشست که توسط فرمانده طالبان ملا محمد عمر رهبری میشد، رهبران بلند رتبه ی طالبان، نماینده گان دولت پاکستان و هیئت مدیره ی آی اِس آی حضور داشتند."

سند دیگری که پرونده ی یکی از جنگجویان سابق افغان را که اکنون در زندان گوانتانامو به سر میبرد در ضمیمه دارد، از همایشی در سال ٢٠٠٦ گپ میزند که در آن نماینده گان دولت پاکستان، سران القاعده و طالبان، و همچنان فرماندهان حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و لشکر طیبه، گروهی که مسئولیت حادثه ی قتل عام ٢٠٠٨ شهر بمبی را به عهده دارد، دور هم جمع شده بودند. سند نشان میدهد که اشتراک کننده گان این همایش توافق کردند که: "عملیات تروریتسی را در ولایات کاپیسا، کنر، لغمان و ننگرهار گسترش بخشند. به شمول حملات انتحاری، ماین گذاری و ترور اشخاص."

چنانیکه در اینجا {تارنمای نویسنده} از سال ٢٠٠٧ بدینسو گزارش داده شده است، پشتیبانی آی اِس آی از جنگجویان افغان که با القاعده رابطه دارند، جنگ را به درازا کشانده است و پیچیده ساخته است.

فرماندهان امریکایی و ناتو در صحبت های شخصی شان عصبانیت خود را راجع به شریک جرم بودن پاکستان ابراز میدارند. اما اراده ی ضعیف رهبران سیاسی غرب باعث آن میشود که این زخم هنوز گندیده تر شود، با آنکه شمار قربانیان افراد ملکی افغان و سربازان ائتلاف که برای حمایت آنها فرستاده شده اند هر روز بیشتر میشود.

شمار زیادی از دیپلومات های امریکایی پس از برخورد با این شواهد خشم خود را درباره ی ناتوانی کشور شان ابراز داشته اند.

سفیر واشنگتن در پاکستان، اَن پترسن (Anne Patterson) در ماه سپتامبر ٢٠٠٩ چنین نوشت: "هیچ مقدار پولی نمیتواند از کمک های پنهانی بنگاه نظامی پاکستان برای گروه های جنگجو جلوگیری کند."

پترسن نتیجه گیری میکند که: "تنها راه جلوگیری از این پشتیبانی آنست که برداشت پاکستان را درباره ی نیازمندی های امنیتی خودش تغییر بدهیم." منظور هراس پاکستان از تهدید های محتمل از جانب افغانستان و هندوستان بر منافع او است.

شکی وجود ندارد که اکنون فشار های سخت تری برای تغییر آن برداشت به کار برده خواهد شد، با درنظرداشت آن که بن لادن در فاصله ی یک سنگ-انداز از یکی از مهمترین اکادمی های نظامی پاکستان پناهگاه ساخته بود.

به بیان ساده، اگر قدرت های جهانی واقعاً میخواهند که بر ضد تروریزم در افغانستان و جا های دیگر مبارزه کنند، باید از پاکستان آغاز نمایند.

هر راهبرد دیگری تکراری خواهد بود از بد ترین اشتباهی که در جریان مبارزه ی طویل و خونین پس از حمله ی یازده ی سپتامبر اتفاق افتاد: رخت بربستن به سوی عراق، در حالیکه اسامه پناهگاه شکست ناپذیر خودش را در پاکستان آرایش میداد.

بن لادن توانست از آنجا پیروان بیشتری در دور جهان جذب کند. چون او هنوز وجود داشت.

مرگ او نیز میتواند همان تاثیر را داشته باشد، به یژه اگر بنگاه نظامی پاکستان همچنان به پرورش پیروان او ادامه دهد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



آرتور کینت