آن شهسوار آزاده دیگر رخش نمی راند

۴ عقرب (آبان) ۱۳۹۹

به نام خداوند جان و خرد

دیروز آغاز فصل تلخی بود. فصلی که در آن مادرمیهنِ خراسان یکی از فرزندان نیکومنش و گردنفرازش را دیگر به دامان نخواهد داشت. مردیکه از همان آوان نوجوانی راه جوانمردان را برگزید و تا واپسین نفس نه اینکه از آن راه برنگشت، بلکه از آغاز تا انجام حتی برای لحظه ای تردید به دل راه نداد و نیمگامی هم به بیراهه ننهاد. رادمردی که برای سخن گفتن از او، خامه و خامه زن را توانایی شایسته بایسته است، که این کمترین را ادعای چنین جسارتی هرگز نباشد، به جز گفتن آنچه در دل تنگ دارم...


 

سخن از محبوب الله کوشانی است. از شهسواری که بی تردید میشود او را از فرجامین پرچمداران نسل خودش در راه انسانیت، عدالتخواهی، نیکواندیشی و آزادمنشی نامید. غزل پایداری را شاه بیت بود. زَر را پَشیزی نمی‏ خرید و در برابر زور هیچگاه نیم ابرویی خم نکرد. با آنکه زور بر او بسیار گفتند. گاهی از "چپ" به زندانش افگندند و گاهِ دیگر از "راست" خانه اش را در اپارتمان ۱۶ بلاک ۵۴ الف مکروریان اول، هدفمندانه به راکت بستند. ولی او از هردو جان به سلامت برد، قامت راست نگه داشت و با گامهای استوار به راهش ادامه داد. چون باور داشت که راه او راه رسیدن به سود انسانیت است. با آنکه در جریان جنگ های کابل مجبور به ترک وطن شد اما تا آخرین دَم دل از وطن بیرون نکشید.

پس از فروریختن نظام طالبان و فراهم شدن زمینه برای بازگشت به میهن، آهنگ سفر به خانه کرد تا مبارزه را از سرگیرد. دوستان و بستگانش به او توصیه کردند که "اکه جان"، دیگر دوران آن مبارزات آرمانگرایانۀ سدۀ بیستم گذشته است. در دنیای سیاستِ امروز دیگر آرمان سیاسی برخاسته از وجدان را ارزشی نیست. گفت برعکس، اکنون در کشور ما نیاز به وجود آوردن یک "هستۀ سالم سیاسی" و نگهداری از آن بیشتر از هر زمانی محسوس است، و گام برداشتن در این راستا وظیفۀ وجدانی هر مبارز روشنگر است که تن نیمه جان مبارزات روشنفکری قرن بیستم را به شانه میکشد. نمی روم تا در "بازار سیاسی" کنونی دکانی باز کنم. هدف من تنها "بذر اندیشۀ سالم" است. امید دارم تا با دیگر روشنفکرانی که نیز چنین می اندیشند، بتوانیم دست در دست هم داده چنین هستۀ سالمی را به وجود بیاوریم تا نسل جوانی را که ره گم کرده است و نمیداند راه کجاست و چاه کجا، کمکی کرده باشیم در بازیافتن خودش. نسل جوانی را که یک دهه جنگ ویرانگر سالهای هفتاد خورشیدی از خود بیگانه ساخته است و بدبین بر همه چیز، صادقانه با گذشته اش پیوند بزنیم تا بتواند از دستآوردهای نسل ما بیاموزد و از اشتباهات ما پند بگیرد. او تا روز آخر به این کارش ادامه داد.


درگذشت او اما بسیار غافلگیرانه بود. انگار آرزو داشت در روز سوم عقرب از دنیا برود. روزی که در تاریخ مبارزات روشنفکری افغانستان، به ویژه مبارزات سازا، روز نمادین و به یاد ماندگاری است. با رفتنش دلهای بسیاری را شکست و هنوز میشکند و اشکهای بیشماری را ریزاند و هنوز میریزاند. او هنوز گفتنی بسیار داشت و نوشتنی بسیارتر. اما کوزه‏ گرِ خودخواهِ دهر کار خودش را میکند. هرگاهی که دلش بخواهد جام لطیفی "میسازد و باز بر زمین میزندش". او رفت تا در آنسوی دیوار به دیگر قافله سالاران جاودان‏یاد مبارزات راه آزادی و عدالتخواهی بپیوندد.

"اکه جان" دیگر در میان ما نیست، اما مهرش به دل و نامش به لب تا جاودانگی خواهد ماند. روانت شاد ای شهسوار بر رخش آزادگی. آرام بخواب، "بذر اندیشه" ایکه کرده ای درختان تناوری را به بار خواهد آورد...

 

بیا تا جهان را به بد نسپریم...

 

 

زندگینامۀ فشردۀ محبوب الله کوشانی


محبوب الله کوشانی فرزند ارشد شادروان مخدوم عصمت الله خان در سال ۱۳۲۳ خورشیدی در شهر فیض آباد ولایت بدخشان دیده به جهان گشود، آموزشهای ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش فراگرفت، دورۀ دبیرستان را در لیسۀ حبیبیه در شهر کابل به اتمام رساند و با به دست آوردن نمرات عالی، شامل فاکولتۀ طب کابل شد. اما بنا بر آرمانهای که داشت از تحصیل در رشتۀ طب صرف نظر کرد و برای تحصیل در رشتۀ اقتصاد سیاسی عازم دانشگاه شهر مسکو شد و پس از ختم دورۀ تحصیل، از آن دانشگاه درجۀ ماستری را دریافت نمود.

در دوران تحصیل به سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان (سازا) پیوست که رهبری آن را شهید زنده یاد محمد طاهر بدخشی به عهده داشت و نخستین سازمان سیاسی بود که موضوع حل مسالمت آمیز "مسئلۀ ملی" را مطرح نموده بود. پس از کودتای خونین ثور در کنار بدخشی و شمار زیادی از دیگر اعضای این سازمان در زندان پلچرخی زندانی شد. بعد از رهایی از زندان و پس از شهادت بدخشی، مسئولیت رهبری این سازمان به شانه های او گذاشته شد.

در دهۀ شصت خورشیدی پس از اعلام سیاست مصالحۀ ملی حکومت داکتر نجیب الله، سازا با این حکومت پیمان همکاری امضا نمود که در پیامد آن کوشانی سمتهای وزارت پلانگذاری و سپس معاونیت صدارت را پذیرفت. ولی بعد از مدت کمتر از سه سال سازا پیمان همکاری با حزب  حاکم را فسخ کرد و کوشانی نیز از سمت معاونیت صدارت استعفا نمود.

در هنگام سقوط حکومت نجیب الله در سال ۱۳۷۱ خورشیدی کوشانی در سفری در خارج از کشور بود. در آغازین روزهای حکومت مجاهدین به داخل کشور برگشت تا در آن روزگار ناسازگار در کنار یار و دیارش باشد. تا سال ۱۳۷۳ خورشیدی در کابل ماند و با همرزمانش به کارهای سیاسی ادامه داد. اما تفنگداران حاکم بر کابل حتی حضور بی آزار او را تحمل نتوانستند و خانۀ او را هدفمندانه به راکت بستند. پس از این حادثه همرزمانش او را توصیه به ترک کشور کردند. سپس کوشانی با خانواده و کودک نوزادش به پاکستان رفت و از آنجا به آلمان مهاجر شد. در در دوران مهاجرت در آلمان با شماری از دانشمندان، فرهنگیان و شخصیت های سیاسی مقیم اروپا شورای همه شمولی را به نام "شورای رستاخیر ملی افغانستان" به وجود آورد که کارکردهای آن در جریده ای به نام "رستاخیز" در آلمان به نشر میرسید. پس از سقوط طالبان به کابل برگشت و با راه اندازی نشست های زیادی با نخبه گان و احزاب سیاسی مختلف، در همدستی با آنان حزب جدید "آزادگان" را تشکیل داد و برای مدتی رهبری این حزب را نیز به عهده داشت. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ خورشیدی کاندید این حزب برگزیده شد. محبوب الله کوشانی پس از ۷۶ سال زندگی پر فراز و نشیبش، به تاریخ ۳ عقرب ۱۳۹۹ خورشیدی ساعت ۱۰:۳۱ شب جان به جان آفرین سپرد. روانش شاد.










به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

علی شاه صَبّار04.11.2020 - 03:40

 جناب مرحوم محبوب الله کوشانی، معاون اسبق صدارت عظمی در زمان ریاست جمهوری دکتر نجیب الله، یکی از چهره های بسیار صمیمی سیاست و فرهنگ کشور بود. او مردی بود، که صداقت و راستی را در سیاست میخواست در صدر قرار داشته باشد، و از سیاستبازیهای توأم با چال و فریب، نفرت داشت. او خیلی علاقمند بود تا بااصناف، اقشار و گروهای مختلف جامعه در ارتباط باشد، و همواره از نظریات ایشان استقبال میکرد. نقد و ردیه های او نیز بر نظریات دیگران در منتهی راحتی صورت میگرفت. با تأسف، آشنایی کوتاهی که با این مرد شریف داشتم، و با بحثهای گویا سیاسیی هم، که همراه بود، منطق استدلالش مخاطب را مجذوب میساخت. مرحوم کوشانی اکنون در میان علاقمندان و همرزمانیست، ولی جای و مقام او مطمئنم که همیشه خالی خواهد بود. من به خانواده، دوستان و همرزمانش، درگذشت وی را تسلیت عرض میکنم و از خداوند متعال آرامش ابدی را برایش استدعا مینمایم، یادش همواره گرامی باد، جنت مقامش.

فرزام اکبری03.11.2020 - 04:11

 دیروز مراسم فاتحه خوانی این شهسوار سیاست و دانایی بود. با آن که در نزدیکی مسجد عمل شنیع تروریستی انجام شد اما عاشقان و همباوران این مرد استثنایی تاریخ، با پای پیاده حضور پیدا کردند تا روان این رهبر آزاده شاد گردد. کوشانی صاحب شخصیتی بود کم نظیر که بدون مبالغه نظیر آن به این زودی ها پیدا نخواهد شد. او آزاد زیست، آزادانه مبارزه کرد و با عزت با جهان فانی وداع کرد. من از نزدکیترین کسان به این مرد بزرگ بودم، خاطرات شیرینی دارم و درس‎های مهمی به من داده است که در فرصت مناسب همه‎ی آن‎ها را خواهم نوشت. بزرگان زیادی را دیده‎ام اما به بزرگی این انسان و استاد وارسته نمی رسند. استاد بخواب ما رهروانت با جان ودل راهت را ادامه خواهیم داد.

داکتر عبید الله فضلپور01.11.2020 - 16:03

 روان شان شاد راه شان پررهروباد.

شهرزاد فکرت29.10.2020 - 08:01

 خزان، عقرب شومی به ما بلا شد و رفت
نسیم، آفت جان اقاقیا شد و رفت

غریو تندری از ما گرفت لبخند و
نگاه همنفسان خالی از جلا شد و رفت

یل ِ فَراز سر و داستان پیکارش
چه تلخ، حسرت ورد زبان ما شد و رفت

سخنوری که عدالت مدار حرفش بود
به نسل، نسل دگر نیک رهنما شد و رفت

در این زمانه که جز درد توده هیچ ندید
گلوی درد همان توده را صدا شد و رفت

فهیم بود، مرامش بلند و آزاده
 و در مبارزه اش قامت رسا شد و رفت

هجوم مخمصه ها روی ملتش باقیست
صد آه و درد، که خود ختم ماجرا شد و رفت

#شهرزاد_فکرت
#نگین_بدخش

روان آزاده و مهربان تان در مینو، یاد تان نزد من همیشه جاوید است.

م . ش . ف 29.10.2020 - 12:13

  عرض تسلیت :-

کوزه گر که کوزه سازو کوزه شکن است
جامی راکه نه باید می شکست شکسته است
اگر صدسال زاری کنیم و صد قرن عربده
شیشه ای دلی که یک بار شکست شکسته است
با سلاح رضاء می نتوان رفت به جنگ قضاء
درین معرکه، کرچ وکمان، سپر شکسته است
فاذاجاءاجلهم لایستاخرون ساعت ولایستقدمون
دست علاج درین حکم مقرر شکسته است

تسلیت باد به همه دوستان و یاران عزیز
زین غم دل بحر و بر و بشر شکسته است
کبوتری بود نشسته بر شاخسار عدل و صلح
دست قضاء بر و برگ و شجر شکسته است
کل نفس ذایقت الموت ثم الینا ترجعون
شرب بقا کجاست؟ بودِ مخیر شکسته است

از امارات متحده عربی: ۲۸/۱۰/۲۰۲۰
مطلع سخن وام مفهومی است ازحکیم و فیلسوف بزرگ خراسان زمین
( ۴۴۰ - ۵۱۷ هجری ق )
سوره هفتم آیت ۳۴ و سوره ۲۹ آیه ۵۷

ضیا مصدق حافظی 28.10.2020 - 02:49

 روان آن بزرگمرد شاد یاد او و خاطرات مبارزاتش جاویدانی باد.

فروغ فکرت27.10.2020 - 09:16

 مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نام جست
نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست؟

درگذشت شخصیت بزرگ، سیاست مدار انسان دوست وعدالت طلب کوشانی صاحب، اندوه بار و مایه ی تاثر و تاسف عمیق و بی پایان است.
  نبود شان ضایعه بزرگ و دردیست سخت طاقت فرسا به خانواده، دوستان وهمباورانشان.
 جای خالی شان برای همیش احساس خواهد شد.

تسلیت وغم شریکی مانرا  حضور خانواده ی محترم، دوستان وهمه همرزمانشان ابراز داشته، خویش را در این غم و اندوه بزرگ شریک می‌دانیم.

 فردوس برین مکان ابدی شان باد و یاد وخاطرات شان جاویدان.

فروغ، ساسان، و جلال فکرت


م . ش . فروغ27.10.2020 - 10:05

 دعا و استرحام:

در شب سیه رهروان را راه گشته است گم
در آسمان صاف شکوه قمر شکسته است
زبان از تشنگی به حلق گردیده است وصل
مگر آبیار چشمهء کوثر شکسته است
کیست تا پیام محروم رساند به گوش عدل
آزادگان را بال کبوتر شکسته است
اندوه بی دریغ در صحرا پیچیده است
خاطر آهووان را این خبر شکسته است

از لا تقنطوا امید عفو داریم بر تقصیرات
خدایا انفعال ، پا و کمر شکسته است
الهم اغفرلی و له، ورد زبانم کن
بسیار عاجزیم مارا بال و پر شکسته است

امارات متحده عربی :۲۷/۱۰/۲۰۲۰
بیت آخر پیش از مقطع اشارت تلمیحی است به
آیت ۵۳ سوره مبارک ۳۹ کلام ربانی


خاطره همره26.10.2020 - 14:34

 ‎روح و روان آزاده و بلند تان شاد و یادتان همیشه گرامی و ماندگار است

‎در باغ شاخ کاج و صنوبر شکسته است
‎در خانه سقف و پنجره و درشکسته است

‎روح و روان و خاطر آزاده گان شهر
‎در ماتم نبودن رهبر شکسته است

‎سالارِ با صلابت و پدرود تلخ او
‎دل را میان شعله آذر شکسته است

‎ در خاطر غمین من این درد جانگداز
‎فکر و امید زندگی در سرشکسته است

‎ققنوس وار راه و مرام اش به نسل نسل
‎آتش به جاست چند اگر پر شکسته است

‎خاطره همره
25/10/20

شاهین26.10.2020 - 19:29

  روانش شاد باد و جایگاهش بهشت برین باشد و خداوند صبر جمیل برای خانواده اش بدهد.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



رویدادها