محمد داوود خان و بقیۀ لقب‏ هایش - ۲

۱۴ اسد (مرداد) ۱۳۹۹

(سردار، شهزادۀ سرخ و "دیوانه")

 

از برداشت داکتر عبدالقیوم خان می خوانیم. وی سالها سمت وزارت داشت و برادر دکتور عبدالظاهر صدراعظم نیز بود. پس از کودتای 26 سرطان، نامۀ مفصلی عنوانی برادرش دکتور ظاهر فرستاد که به نامه های دکتور عبدالقیوم عنوانی برادرش  شهرت دارد.

 

"لیونی سردار"( سردار دیوانه)

 

"از چهل سال پیش نام سردار داؤود خان لرزه بر اندام وطندارانش می انداخت. بیست سال بیش عمر نداشت که مانند"سیزاری" در ننگرهار آنوقت  که متشکل از سه ولایت کنونی بود، حکمروایی می نمود ولقب"لیونی سردار"(سردار دیوانه) را کمایی نمود. باری هم "سیزر" مانند آوازش در یکی از وادی های منطقه اسف انگیز طنین انداز گردید که Caior – Came – Saw- Command ( آمدیم، دیدیم وفتح نمودیم.) چه کله های پرشور وتوانای لیدران صافی که در آن وادی به خون غلطیدند وچه هزاران فامیل غمکده که بی خانمان گشتند وچه نام نامی یی که این قوماندان اعلی در خونریزی آن معرکه کمایی نمود!

ماجرا را ننوشت تا اینکه کله های پرشور لیدران صافی آن وادی فتح شده  را ریسمان به گردن، کاه به دهن و حیوان خرام یعنی به چهار پا، به دربارش جهت عذر خواهی بیاورند.

این نه تنها عوام الناس بلکه ورزای وقت به امرش اطاعت و تسلیم بدون قید وشرط می نمودند. از چوکی قوای مرکز که معادل رتبۀ معینیت هم نیست، به وزرای وقت امر می کرد و بعضاً خانۀ حاضری شان را توسط تلفون خود قید می نمود.

چوکره های ریاست ضبط احوالات عهد صدارتش صدها نفر بیگناه را به امر شفاهی وتلفونی خودها به زندان می فرستادند و مامورین شداد محابس وقت وی با افتخار میگفتند که ما این تخنیک زجر وشکنجه را از مامورین محابس نازی های جرمنی آموخته ایم."(6)                               

 

دیدیم که در بالا داکترعبدالقیوم خان از چوکره های داؤود خان یاد نموده است. در پائین نمونۀ رفتار یک تن از چوکره های وی را می خوانیم که همزمان با تلاش "اقرارگیری" داؤود خان را دیوانه نیز نامیده است.

پس از توطئه علیه عبدالملک خان عبدالرحیم زی ویک تعداد بیگناهان دیگر، داؤود خان نقشۀ زندانی نمودن، منشی نورمحمد خان کهگدای و عبدالرحیم پنجشیری وچند تن دیگر را کشیده بود. برای این توطئه، انسان مظلومی را در نظر گرفته بودند که گواهی بدهد. این شرح را از زبان آن مظلوم بخوانیم:

"روز جمعه 23 جدي 1339 – 26 رجب‌المرجب 1380 – 13 جنوري 1961

 

                                                                             

                                                                   ادامه دارد

 

6-    نامه هایی از داکتر عبدالقیوم خان به برادرش (دکتورعبدالظاهر).نشرنخست در مجلۀ آئینۀ افغانستان. شماره های 114- 116. همچنان در تارنمای خوشه. نشریۀ انجمن فرهنگی افغانهای شهر هامبورگ. اینجانب تبصرۀ مفصلی را دربارۀ این نامه ها نموده ام. مراجعه شود: درحاشیه نامه های داکترعبدالقیوم خان. تارنمای کابل ناتهـ. خوشه و در کتاب سنگ هم دلی دارد. انتشارات شاهمامه. هالند. سال 1394. ص 100.

 







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



نصیر مهرین