مصاحبۀ چند «رفیق» در بارۀ کنسرت و آهنگی از ناشناس

۲۶ سرطان (تیر) ۱۳۹۹

از زمانی که کتاب  ناشناس ناشناس نیست نشر شد واکنش های زیادی را در پی داشت .چه ازنگاهٔ سیاسی ، چه از بعد هنری و  بیشتر هم دربخش زبان وزبان شناسی .

 یک تعداد از هموطنان ما از رک وراست گویی داکتر صادق فطرت  درقسمت  زبان وزبان شناسی دل خوش نشان ندادند و شروع نمودند به انتقاداتی که جایی رانگرفت  زیرا زمانی که یک  موضوع در کتابی و یا نشرات  کتبی ، صوتی  وتصویری انتشار می یابد جمع کردن آن کار آسانی نبوده بلکه غیر ممکن می باشد .

 همچنان در مسایل سیاسی و هنری داکتر صادق فطرت  هم سرو صدا های فراوانی  شنیده می شود به گونه مثال در این اواخر از طریق صفحات اجتماعی  و فیسبوک ها مصاحبه  «رفیق» احمد شاه  راستا که یکی از اعضای حزب دیموکراتیک خلق شاخه پرچم و کارملی می باشد  وبنا  به قول پرچمی های دو آتشه  هنوز هم که هنوز است  پرچم مبارزه  را به زمین نگذاشته  ، وهمچنان یکی از پاسداران  به اصطلاح انقلاب ثور می باشد انقلابی که نه طلوع دل انگیز داشت ونه هم غروب  غم انگیز . مصاحبه  در باره« کتاب ناشناس ناشناس نیست » به خصوص درصفحات  «رفقای» پرچمی و پرچمی پسندان، دست به دست می شود. دراین مصاحبه رفیق  احمد شاه راستا سعی می ورزد تا آنچه را که درباره سرود « ای دی آزادی خاوری تاته موسلام دی » که شعرش از «ملگری» یا «رفیق» سلیمان لایق می باشد، توسط یک عده هنرمندان رادیو تلویزیون به شمول آقای ناشناس سروده شده ، به اصطلاح پرده بردارد.  ناشناس درکتابش ادعا کرده که این آهنگ را سلیمان لایق  با فشارسلاح بالایش  اجرا نموده بود..

 رفیق احمد شاه راستا دو رفیق همرزمش را که یکی آن زلمی رزمی  منشی سازمان اولیه  ریاست افغان فلم و از فعالین خاد هفت ودیگرش  رفیق فاروق زرنگ عکاس وبعدا فلم بردار تلویزیون افغانستان و یکی از پرچمی های شناخته شده وهمچنان از فداییان  داکتر نجیب الله رئیس شکنجه گران خاد وبعد دست نشاندۀ شوروی در جای ببرک کارمل نابود شده، می باشد  دعوت  نموده  و می خواهد آن چه را که داکتر صادق فطرت ناشناس درکتاب « ناشناس ناشناس نیست» اظهار داشته بهتان ودروغ ثابت نماید .

مگر این خادیست های شکنجه خوی  و اصلاح ناپذیر از آغاز مصاحبه تا اخیر که  تقریبا یک ساعت یا کمتر  ادامه  داشت ،هیچ چیزی برای گفتن نداشتند.  گاهی به این شاخه و زمانی به آن شاخه  خیز می زدند .

من هیچ گاهی نمی خواهم مدافع نویسنده کتاب  ویا داکتر صادق فطرت ناشناس  باشم . ولی باید بگویم که «رفیق« احمد شاه راستا به آدرس  غلط مراجعه کرده  زیرا درآن زمان نه رفیق رزمی  ونه رفیق زرنگ  کارمند رادیوتلویزیون بلکه هردو درریاست افغان فلم که یکی از ارگان های کمتیه دولتی رادیو تلویزیون بود ، کار می کردند. بنا از جریان کار کارمندان رادیو تلویزیون هیچ گونه اطلاعی نداشتند

 تا جایی که من می دانم این آهنگ در استدیوی ۴۸ رادیو افغانستان زیر نظر رفیق مسحورجمال ثبت گردیده بود . از این که  سلیمان لایق  ناشناس را با نشان دادن سلاح مجبور به اجرای آهنگ کرده باشد اطلاعی ندارم . باشد به قضاوت شرف و وجدان محترم ناشناس «رفیق» سلیمان لایق و مردم پاکیزه.

دریک قسمت مصاحبه رفیق رزمی  اظهار داشته که ناشناس درآن وقت رئیس موسیقی رادیو تلویزیون بود . غلط.

 در حالی که در تشکیل  هنوز  مدیریت عمومی موسیقی رادیو تلویزیون به ریاست ارتقا نکرده بود. مدیریت موسیقی رادیو افغانستان و مدیریت موسیقی تلویزیون هر کدام وظایف خود را تحت نظر مدیریت عمومی موسیقی رادیو تلویزیون پیش می بردند .

در روز های نخستین کودتای نا میمون هفت ثور ، سلیمان لایق به حیث رئیس کمیته ، خیال محمد کتوازی به حیث  معاون، بشیر رویگر به حیث رئیس عمومی نشرات رادیو وتلویزیون  و داکتر صادق فطرت  ناشناس به حیث رئیس نشرات رادیو ایفای وظیفه می کرد.

 درقسمت کنسرت ناشناس در استدیوم می خواهم  بگویم که درجمع کارمندان رادیو تلویزیون  شاید یگانه کسی بوده باشم که  نزد محترم ناشناس رفته و گفتم   از اجرای کنسرت در استدیوم  منصرف شود . زیرا می دانستم  که به شهرت اش صدمه می زند .  محترم ناشناس  رویش را به طرف من گشتانده گفت: می دانم ولی چاره ندارم بالایم خیلی فشار است.  اما نه گفت  چه گونه فشار و توسط کی . اما فکر می کنم فشار نه ازطرف سلیمان لایق و خیال محمد کتوازی  بلکه  هدایت  حفیظ الله امین بوده باشد . زیرا بعدا دیدیم که نظر به هدایت حفیظ الله امین  کنسرت هنرمندان  نامدار افغانستان ازستیژ سالون ها ، سینما ها  به  بازار و پارک زرنگار کشانده شد . ازهمان زمان هنر موسیقی در افغانستان  سطح نزولی اش را آغاز نموده که تا امروز نتیجه اش را می بینیم .

از مصاحبه ها و لفاظی های  خادیست ها مثل  «رفیق» زلمی رزمی  و «رفیق» احمد شاه راستا چه حاصل می شود و چه می خواهند بگویند. اول این ها قصد کرده اند که از خانه های ارام «امپرالیست ها»  خود  را دارای اطلاع نشان بدهند. برای این خادیست ها و سایر شرکا پیشنهاد می کنم که :

 گپ خود تان را بزنید.

 

گپ بزنید از خاد.

 گپ بزنید که وظیفه اصلی تان چی بود.

مصاحبه کنید که هنر مند و مامور رادیو وتلویزیون وافغان فلم را کی به گیر داد و کی ها شکنجه کردند و کجا بردند.

چه تعداد را در پلچرخی و سایر  مناطق اعدام کردید.

چطور آن ها را اعدام می کرد ید.

کی امضا می کرد که کارگر ودهقان وهنرمند ومامور و متعلم کشته شوند.

اگر کسی از این حقیر وفقیر بپرسد، چی بگویم. ایا درست نیست که از شما نام ببرم.

«رفقا» کارمل و نجیب ولایق و غیره رهبران شما آنقدر خیانت کرده اند که با این مصاحبه ها و لفاظی ها و تکذیب کردن های سخنان ناشناس  ، شما برائت نمی گیرید. وقتی چهره  تان را مردم می بینند و گپ های تان را می شنوند ،  درفکر خیانت به مردم و خیانت ملی  و وطنفروشی شما می افتند.

در مقابل اگر شما از خاد نوشته کنید ودر باره سوال های فوق مصاحبه کنید ، برایتان قول می دهم که مردم می گویند با گذشت سال ها دربین شان «رفقای» پیدا شد که وجدان دارند.

می فهمید  چه می گویم ؟

خواهش می کنم تهدید هم نکنید که بچه ترس نیستم و گپ دل ملیون ها وطندار داغدارم را می گویم.







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



محمد حیدر اختر