علما و اِمامانِ مردمی یا درباری؟

۱۷ سرطان (تیر) ۱۳۹۸

برنامۀ تلویزیونی که در مورد امام ابوحنیفه علیه الرحمه پیشکش شما کردم به استقبال زیاد مردم به جزء از چند وهابی که مغز های گنده دارند، مواجه شد
از نگاه فقهی هشتاد در صد مردم شریف و مومن مردم افغانستان پیرو امام ابو حنیفه علیه الرحمه می باشند و بیست در صد پیرو اما جعفر صادق علیه الرحمه،
در تاریخ اسلام دو نوع امام و یا عالم دین عرض اندام کرد:

۱-امام یا عالم دین مردمی
۲- امام و یا عالم دین درباری

۱- إمامان و علمای دین مردمی تنها برای مردم خدمت کردند. این إمامان حتی جان شانرا در راه اسلام قربانی کردند و بزرگترین مثال آن امام حسین ( رض) می باشد . إمامان و علمای راستین اسلام تبعید شدند، زندانی شدند و حتی به خاطر اسلام به دار آویخته شدند . اینها مرد های بودند که شهید شدند و اما به قوه های ظلم و فساد ، استعمار و امپریالیزم جهانی سر خم نکردند.  یکی از مردان که برای اولین بار از اتحاد اسلامی سخن گفت و میخواست پان إسلامیزم جهانی قوت گیرد سید جمال الدین افغانی بود که بلاخره در تبعید به سر برد . فهرست  إمامان و علمای که به زر و سیم و قدرت فروخته شدند زیاد است.
امام ابوحنیفه از همان إمامان بود که به قدرت سیاسی تسلیم نشد و رفتن نزد پادشاهان و سران قدرت را کسر ایمان میدانست. امام ابو حنیفه در زمان جعفر منصور عباسی بعد ازینکه سمت قاضی القضات امپراطوری را قبول نکرد به زندان انداخته شد. امام ابوحنیفه نمیخواست با یک دستگاه فاسد همکاری کند. ولی،  محمد ابن عبدالوهاب عربی دست خودش را با نه تنها دستگاه فاسد استعمار انگلیس ها یکی کرد  بلکه با آل سعود یکی کرد تا هم قدرت سیاسی را بگیرند. إمامان و علمای راستین برای قدرت و مال و جاه و جلال و به معیار  امروزی ریاست جمهوری و غیره مبارزه نه میکردند. تنها دین و دیانت . یکی از توصیه های امام غزالی طوسی علیه الرحمه و امام ابوحنیفه علیه الرحمه دوری از سلاطین و پادشاهان بود . هدف این إمامان و علما اعم از شیعه و سنی در طول تاریخ استوار  ساختن دین ، مبارزه با ظلم و فساد ، تسلیم نشدن به قوه های اشغالگر و استعماری و رهبری مردم بود و بس . اینها إمامان و یا علمای مردمی بودند .

۲- علمای درباری که در طول تاریخ  فهرست شان زیاد است هدف شان استواری دین و مبارزه با ظلم و فساد نبوده است. اینها برای پادشاهان خدمت کردند و کوشش کردند تا مقام خود را تقویه کنند. اینها به ضد منافع مردم عمل کردند. از ناحق دفاع کردند. به جای اینکه نام اسلام را بالا کنند و مستقل عمل کنند در رکاب یک پادشاه بودند. نتیجه علمای درباری بیسوادی مردم به سطح گسترده ، جهل و خرافات در بین توده های مردم و ظلم سرتاسری.

یکی از مشخصات عمده عالم دین استقلال فکری است که علمای مردمی داشتند و دارند و علمای درباری نداشتند و ندارند. زیرا عالم مردمی ریسک را میگیرد و از حق دفاع میکند. از دستگاه فاسد امپریالیزم جهانی کمک نمیگیرد. خودش نظر به صوابدید جامعه امروز فتوی میدهد نه اینکه از گذشتگان که هزار سال بین أصول زندگانی امروز و گذشته فاصله است تکیه کند. یکی از دلایل پسمانی بلاد اسلامی همین علمای درباری بوده است که ناکام ماندند تا جامعه را نظر به احتیاجات و مقتضیات امروزی رهبری کنند. عالم مردمی احتیاجات مردم را بررسی میکند و عالم درباری با طرز و دید و بینش کهنه زندگی میکند و دید و بینش نو ندارد. امام ابوحنیفه از علمای مردمی بود که با اینکه محکوم به بدعت شد و اما خودش را از دست نداد. به هر حدیث تکیه نمیکرد و احادیث را به اصطلاح ریگ شویی میکرد . و میدید که قابل تطبیق است یا نیست. زیرا سنت ها مقید به زمان و مکان است. امکان دارد که یک سنت پیامبر ( ص) خاص عصر خودش بوده بأشد و تطبیق آن در یک زمان دیگر بیمورد باشد.
امام و عالم کسی است که استقلال فکری داشته باشد نه اینکه به سخنان ، فتاوی و  نظرات گذشتگان اتکا کند. عالم دین طوطی نیست که مانند آن مرغ همه چیز را از بر کند و خودش از عقل خود کار نگیرد. این نوع عالم که از دیگران تقلید کند و خودش تشبث علمی نداشته باشد عالم درباری است.
ازین به بعد زیاد تر در مورد امام ابوحنیفه علیه الرحمه خدمت شما می نویسم تا از فقه خود پیروی کنید و به نام دین و سنت فریب وهابیان خاین را نخورید.







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



داکتر فرید یونس