چالش رد حديث

۲۷ عقرب (آبان) ۱۳۹۷

در سال ٢٠١٣ بود كه در باره جدال مذهبيون و قرانيون مطلب را به نشر رساندم و آنانيكه بدون چون و چرا يك حديث را قبول ميكنند و آناني  كه تنها تكيه به قرآن ميكنند و حديث را ناديده مي گيرند 

جناب قاضي صاحب محمد عمر مهربان كه از دوستان خوب من هستند در نوشته اي اخير من زير عنوان "حجرالاسود" انتقاد كردند كه با عقل سازگار نيست كه سنگ آسماني در اثر گناه سياه شده باشد  و نوشتند كه از من اين توقع را نداشتند همچو چيزي بنويسم 

بسيار مسايل دنيايي است كه نه با عقل سازگار است و نه ما قادر به ثبوت آن هستيم. چطور ثبوت مي كنيد كه قرآن را يك شخص امي كه نه سواد خواندن داشت و نه نوشتن ، نوشته باشد ؟ .آيا خود موجوديت قرآن كه يك شخص كه كتابت را نياموخته با عقل سازگار است ؟  عبدالكريم سروش مي گويد كه رويا بوده .! اي والله به اين استدلال كه سي جز قرآن را با مسايل و با آيات محكم و متشابه كسي به رويا بيند و يا داستان هاي هزار سال پيش از نزول قرآن را مانند اصحاب كهف و سقوط روم را به رويا بيند . و آيات را به رويا بيند كه مطابقت كامل با ساينس امروزي دارد. ازينكه كرده مضحك نه مي توان استدلال كرد .  اين سخنان را كساني مي گويند كه  حكمت وحي را ندانسته اند. و قدرت فهم آنرا ندارند و در قدرت خداوند شك دارند.  و فكر  ميكنند با شعر مولانا و فلسفه ميتوان قرآن را فهميد و يا استدلال كرد

اول بايد شما عزيزان بدانيد كه علم دين با ساينس و فلسفه ثابت نميشود . علم به خاطر كه نظر به نص قرآن ، علم انسان قليل  است. 

موقف فكري من چنان است كه نه حديث را كوركورانه قبول ميكنم و نه سخن  علما را. اما حديث را رد هم نه مي كنم. 

اول حديث : احاديث يك صد و پنجاه سال بعد از رحلت گردآوري شده است و از نگاه علم تحقيق امكان ندارد كه در آن اشتباه نباشد . چون حديث كار انسان است و انسان خالي از سهو و اشتباه نيست. مخصوصا كه پاي راوي در ميان است

بيبينيد چون حديث كار انسان است پس بايد دقت كرد و ثبوت كرد كه غلط است . در غير آن بايد قبول كرد . قرآن چند پند بزرگ به ما داده است اول اينكه گفته است تعقل كنيد و تفكر كنيد . دوم به ما گفته است كه به ظن و گمان زندگي نكنيد مگر به يقين. حالا بعضي احاديث شايد سوْال بر انگيز باشد و بايد ما يقين حاصل كنيم كه درست است . سوم قرآن گفته است كه الهي علم من را بيفزاي . يعني ما همه چيز را با ديد علم بيبينيم نه اينكه كوركورانه قبول كنيم . چهارم قرآن مي گويد كه انسان به كوشش خودش به جايي مي رسد . پس ما كوشش كنيم تا حقيقت را بدانيم . پنجم قرآن به ما علم تحقيق را آموخت ، يعني 

عين اليقين 

علم اليقين 

حق اليقين 

يعني با مشاهدات علمي و از طريق علم ما بايد به يقين برسيم 

سخنان علما و بزركان :

علما و بزركان انسان بودند و خالي از سهو و اشتباه نبوده اند. دوم نظر به فهم خود صحبت كرده اند و سوم نظر به ايجابات عصر خود يك مطلب را گفته اند. عصر ما دانشمندان خود را دارد و ما نبايد تكيه به گذشتكان كنيم . ما بايد كار هاي شانرا دوباره تدقيق و مطالعه كنيم نه اينكه كوركورانه هر چه كفته شده قبول كنيم . اين خلاف علم تحقيق و موازين اكادميك امروزي است. در مورد حديث و سخنان گذشتگان ما بايد تحقيق كنيم ، موضوعات را دوباره بررسي كنيم ، ريشه يابي كنيم و به يك نتيجه مطلوب برسيم . موضوع بسيار عمده و اساسي در اسلام شناسي اين است كه دين اسلام با علم انساني همه موضوعات نه مي تواند ثبوت شود زيرا قرآن مي گويد قسميكه گفتيم به ما از علم إندكي داده است . فلسفه كه آقاي سروش ميخواهد به آن استدلال كند قطعا كار ما را حل نه مي كند زيرا فلسفه ، (هميشه استاد فلسفه به ما در دانشگاه ميگفت ) كه فلسفه جز خيال بافي چيزي ديگري نيست و به حقيقت انسان را نه مي رساند . قرآن علم و حكمت است . پيامبر مظهر علم و حكمت است . اما ، چون حديث از دهن راوي است نه اينكه پيامبر خودش نشسته باشد و سخنان خودش را منحيث يك آتو بيوگرافي نوشته باشد بايد ثبوت كنيم كه درست است و يا غلط است نه اينكه بگوييم كه به عقل سازگار نيست . چنانچه تا ديروز در محافل علمي داروين نقل ميدان بود تا اينكه دانشمندان قدم به پيش ماندند و ثابت ساختند كه داروين غلط است و امروز اقلا بيست كتاب به ضد و مخالفت داروين به نشر رسيده است . اما تا وقتيكه ثبوت نشده بود همه او را قبول كرده بودند. وقتي در " ترجمه " و تفسير قرآن اشتباه باشد در  صدق احاديث كه حتما مشكل است  كه همه خود را خاموش گرفته اند و براي اينكه تحقيق مغرضانه نباشد از چهار تفسير نقل قول مي كنيم 

در قران كريم سوره بقره أيه ١٠٦ ميخوانيم كه ما ننسخ من ايه او نسها نات بخير منها او مثلها 

" ترجمه" ( من ترجمه را در ناخنك جا ميدهم زيرا قرآن هرگز ترجمه نميشود . و اما تفسير ميشود. درست است كه قرآن به عربي است و اما به شكل آيه است نه حروف و جملات. آيه نشانه و راز معني ميدهد. نشانه و راز ترجمه نميشود. از نگاه زبانشناسي ترجمه از زبان انسان به انسان است. خداوند انسان نيست. ما انسان ها قرآن را با حروف و جمله و لغت مي بينيم در حاليكه هر حرف آن يك آيه است و قرآن مي گويد كه اين كتاب به آيات است)

حالا چند " ترجمه" را به شما تقديم ميكنم

اول از تفسير كابلي كه افغانها زياد مطالعه مي كنند:

اگر نسخ ميكنيم از  آيتي يا فراموش ميگردانيم آنرا ميفرستيم بهتر از آن يا مانند آن

دوم تفسير حسيني كه هم نزد افغانها مروج است.

هر چه را نسخ مي كنيم از آيتي يا فراموش ميگردانيم آن را مي آريم بهتر  از وي يا مانند وي

سوم در سايه هاي قرآن از سيد قطب شهيد مترجم استاد محمد صديق راشد سلجوقي

ما هر آيه اي را كه منسوخ ميكنيم يا آنرا به فراموشي مي سپاريم بهتري از آن يامثل آنرا مي آوريم

چهارم القرآن الكريم با ترجمه معاني . مترجم استاد عبدالستار سيرت

اگر چيزي از آيتي را نسخ كنيم يا فراموشش سازيم بهتر از آن يا مانند آنرا بياوريم

خوب توجه و دقت كنيد كه مترجمين محترم خداوند را استغفرالله فراموشكار خطاب كرده اند . آيا خداوند انسان است كه فراموش كند؟ انسان از انس مشتق شده است يعني موجود كه فراموش مي كند اما خداوند فراموش نه مي كند. معني  نسها به تعويق مي اندازيم نه فراموش كردن

پس وقتي در " ترجمه" قرآن اين مشكلات باشد و اين فقط يك مثال بود، مشت نمونه خروار.، در حديث بايد مشكل  باشد كه از زبان پيامبر بعد از يك صد و پنجاه سال بعد روايت شده است. 

حديث چون روايت شده بدون اينكه شخص پيامبر اسلام آنرا بررسي كرده باشد به اساس ذيل از نگاه علم تحقيقات يا ميتودولوژي ريسرچ مي تواند رد شود 

اول وقتي حديث مطابقت به قرآن نداشته باشد. اگر داشته باشد رد شده نه مي تواند. 

طور مثال قرآن مي گويد الهي بر دانش من بيفزاي . حديث مي گويد آموختن علم براي مرد و زن فرض است . اين حديث مطابقت دارد و رد شده نه مي تواند دوم قرآن پيامبر را رحمت العلمين خوانده است و او نمونه زندگي براي بشر است پس اگر يك سخن از پيامبر باشد كه به شخصيت والاي او مطابقت نداشته باشد آن حديث درست نيست . حديث مشهور كه اگر زن با شوهرش همبستر نشود فرشتگان آن زن را لعنت مي كنند . چطور ميشود كه اگر شوهر با همسرش همبستر نشود ؟ آيا مرد را هم فرشتكان لعنت مي كند ؟ در حاليكه زن و مرد نظر به نص قرآن از نفس واحد خلق شده است . زن هم نفس دارد و مرد هم نفس دارد. چون اين حديث نه مطابقت به قرآن دارد و نه به شخصيت والاي پيامبر پس مي تواند رد شود . 

سوم اگر در حديث شك است پس بايد از نگاه علمي ثابت كنيم و اگر نه مي توانيم ثابت كنيم پس أصول علمي همين است كه تا تحقيقات تكميل شود همان مسله اولي قابل قبول است . عقل جوهر انسانيت است و ما بايد از عقل كار گيريم و موضوع را ثبوت كنيم . اما بدون اينكه خود را زحمت داده باشيم و اكتفا كنيم كه به عقل سازگار نيست اين در امور ديني انسان را به بيراهه مي كشاند . و آنانيكه مانند آقاي سروش كه حق مسلم شان است هر توجيه كه مي كنند ، قرآن را با شعر مولانا و سعدي و حافظ و فلسفه تحليل و تفسير كنند مصداق علمي ندارد زيرا قرآن نه فلسفه است و يك كتاب شعري . و سخنان مانند وحي حضوري و غيره از دهن پيامبر هرگز گفته نشده و چيزي كه در قرآن و حديث نباشد جر و بحث بي فايده است . قرآن به زبان ساده نازل شده تا مردم پند پذير شوند و پيامبر گفته است كه  به زبان و عقل مردم صحبت كنيد . لذا همه اي انديشه پردازي و استفاده واژه هاي ادبي و مشكل سأختن دين انسان را به جاي اينكه راهياب كند بيراه مي سازد 

چهارم مسله عدل است. چون اسلام دين عدالت است پس هر حديث بايد حكايه از عدالت كند بايد عدلي باشد در غير آن جعلي است و مي تواند رد شود.

حديث مرجع دوم قانون در اسلام است . اما متاسفانه در متون ديني ما اسرائيليات به نام دين داخل شده است ، اعمال قوم عرب به نام حديث و سنت داخل شده است ، حديث ترجمه غلط شده است كه اينها همه مقام علمي اسلام را پايان مي آورد و قسميكه در مضمون ضرورت پاك سازي احاديث سال گذشته ( مارچ ٢٠١٧) نوشتم بايد يك هيات تحقيقاتي تشكيل شود و احاديث را بررسي كنند . به شكل انفرادي  ، چون آزادي بيان و قلم از اساسات عمده اسلام است ما به شرط مي توانيم يك حديث را رد كنيم كه ثبوت كنيم كه غلط است در غير آن پا بر جاست. نكته مهم اينكه ما قرآن را از روي محمد ( ص) مي شناسيم . بسياري مطالب در قرآن آمده است كه با عقل آدمي سازگار نيست پس قرآن را كه آورنده آن محمد ( ص) است قبول نه مي كنيد ؟؟. جناب آقاي مهربان در پست فيسبوك نوشتند كه سياهي حجر الأسود در قرآن نيست . بسياري مطالب است كه در قرآن نيست و اما حديث آنرا واضح ساخته است . قرآن از منافقين سخن مي گويد اما نه مي گويد كه چگونه منافقين را بشناسيد و اما اين حديث است كه پند ميدهد كه چگونه  منافق را بشناسيد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر فرید یونس