سفر کوتاهی با والی علی احمد خان – بخش سوم

۲۶ سنبله (شهریور) ۱۳۹۷

(شخصی که دوبار اعلان امارت نمود)

                                

خوش رویی عبدالرحمان خان برای بازگشت چند خانوادۀ قومی

امیرعبدالرحمان خان در اواخرعمر خویش، برای بازگشت چند خانواده از خویشاوندان و اقوام خویش روی خوش نشان داد. به طورمثال خانواده یی برگشتند(۱۹۰۱) که یحیی خیل نامیده شدند، شامل فرزندان و نواسه های سردار یحیی خان. یحیی خسرامیر محمد یعقوب خان، فرزند سردارمشهور سلطان احمد خان "طلایی" است.                  

پسانتر اعضای این خانواده به دلیل مصاحبت  بیشتر با امیرحبیب الله خان، به مصاحبان خاص نیز شهرت یافتند.         

حبیب الله علاقمند زنان زیبا، ازخانوادۀ "مصاحبین خاص"، در سال۱۹۰۲ علیا جناب  دختر سردار یوسف خان، خواهر محمد نادرخان را در عقد نکاح آورد.                                                         

جوانان ایشان وآنانی که توان کارهای اشرافی اداری ونظامی را دارا بودند، صاحب مشاغلی شدند.

خانوادۀ خوشدل خان نیز به وطن برگشت. آنها را به دلیل لقب پیشینۀ شان در زمان امیرشیرعلی خان، شاه آغاسی خیل ویا به شکل کوتاه شدۀ شاغاسی ولویناب (لوی نایب) خیل می نامیدند.

دربارۀ لقب اداری شاه آقاسی یا شاه آغاسی گفته اند که ترکیبی ازدوکلمۀ ترکی است. در زمان صفوی ها بیشتر در ایران رایج بود. آغاسی معنی رئیس را میدهد. و "به نحوی که ناصر نجمی می نویسد کلمه ایشیک، یک کلمه ترکی است و معنی آن کار مهم می باشد و ایشیک آقاسی باشی یعنی رئیس و یا وزیر امور و یا رئیس تشریفات، چون لفظ باشی هم لفظ ترکی و به معنی رئیس آمده است.

شغل ایشیک آقاسی باشی را فردوسی در شاهنامه خود، سالاربار و گاهی بارسالار و اعضای زیردست او یعنی ایشیک آقاسیان یا رؤسای تشریفات را پرده دار خوانده و از عهد پیشدادیان و کیانیان، سلطنت ایران را دارای این لوازم قدرت دانسته است. شغل عمده ایشیک آقاسی باشی این بود که عرایض کسانی را که از ولایات و شهرها برای تظلم و دادخواهی می فرستادند، وی به عرض شاه می رساند و یا در روزهای به حضور رسیدن، آن نامه های تظلم آمیز را به نظر می رساندند و همین ایشیک آقاسی ها می باید کارهای (دادخواهی) مردم را در ادارات و دیوانخانه ها پی گیری نموده و خاتمه یافتن آن ها را به اطلاع شاه برساند."(۹)

در زمان امارت امیر حبیب الله خان"سراج . . . "، "چهار ایشک آغاسی حضوری، ملکی، نظانی، وخارجه  . . . موجود بود."(۱۰) 

در جملۀ بازگشتی ها، خانوادۀ محمود طرزی پسر غلام محمد خان طرزی نیز شامل بود.

شایان یادآوری است که امیرعبدالرحمان افزون بر کمک برای خانوادۀ شاه آغاسی، سرورسلطان دخترشیردلخان را برای سردارحبیب الله خان (مدتی بعد امیر حبیب الله) همسر نمود. همین زن یا مادرامان الله خان، چنان شجاع بود که بر زنباره گی شوهر نیز می تاخت، دارندۀ لقب های سراج الخواتین و علیا حضرت داشت. (۱۱)  

علی احمد، ایشک آغاسی ملکی تعیین شد. پدرش خوشدل در آغاز والی کابل وپسانتر والی قندهار   بود. پیوندعلی احمدخان پس از ازدواج با سارا سلطان، خواهر شاه امان الله ، با کانون قدرت محکمتر شد.

به این ترتیب می نگریم که پدرعلی احمد خان، خوشدل خان از متنفذین قوم بارکزایی وهمکاران سرداران همیشه مشغول جنگ قدرت ویا مخالفت با متجاوزین. عمه اش مادرامان الله خان (سرورسلطان دختر بی نظیر سلطان وبی نظیر هم دختر امیر دوست محمد خان) . همسرش دختر امیر حبیب الله خان و یا خواهر امان الله خان. شخص خودش هم جوان خوش چهره، بلندبالا و جذاب، دارندۀ توان خواندن ونوشتن. وقتی در سال ۱۹۰۷ امیر حبیب الله خان به هند مسافرت کرد، جز همراهان او بود.

پس اگر والی ناز می نمود، با آن همه ویژه گیها و صفت ها، نازبردار و خریدار هم داشت و زمینه هایی برای نازیدن. مهمتر از همه که مادر شاه امان الله افزون بر اینکه بانفوذ بود خویشاوند و قوم دوست هم بود وخاطر علی احمد را نیز همواره گرامی میداشت.

 یاد ما باشد که وقتی پای فرهنگ ویژه افتخارآفرین وبا غرور تلقی شده ها، برتری های قومی وقبیله یی در میان باشد، اخته شده گان با چنان فرهنگ، پیشینیان خویش را مانند "تابو" تقدیس میکنند، آنها را برتر میدانند وبا نام شان افتخار می ورزند.

 شخص متأثر از آن فرهنگ، اوصاف و غرورها، در پی حقی برتر وبیشتر برای خود است. آنگونه که حالا اندک اندک، تاریخ نجات یافته ازجعل وتحریف امیردوست محمد خان را نقد ومعرفی می کند و به چهره اش به عنوان فردی سخت مقام پرست، خاکفروش، توطئه گر ومطیع استعمار می بیند، اما  زنده گی او برای والی علی احمد خان و اخته شده گان چنان فخرآفرینی های کاذب سبب سازِمباهات بود. وچه بسا که چنین اشخاص در دل همواره زمزمه کنند که:

حسن یوسف، دم عیسی، یـدبیضا داری

آنچــه خوبان همه دارند، تـو تنها داری

ویا

دگران خوشگل يک عضو و تو سر تا پا خوب

وقتی کسانی از طرف مادر و پدر، سلسلۀ خویش را به افراد شهرت یافته بر سانند، "کریم الطرفین" نامیده می شوند. میتوان پذیرفت که یکی از علل داشتن غرور و نازیدن علی احمد خان هم این بود که خود را "کریم الطرفین" می پنداشت. جنرال عبدالولی، مشهور به سردار عبدالولی نیز خود را "کریم الطرفین" میدانست.  زیرا مادرش خواهر کوچک امان الله خان بود و پدرش مارشال شاه ولیخان نیز از اولادۀ دوست محمد خان. اما این "کریم الطرفین" سردار بی هیچ کارکرد مثبت و مفیدی، تنها غرور آفرین برای خودش بود. همان غرور بیجایی که از طرف سردار مغرور و دارندۀ "کریم الطرفین" دیگر، سردارمحمد داؤود خان، بهتر از هرکسی شناخته شده بود. این موضوع همین جا باشد.

گفتیم علی احمد طرف لطف ومحبت مادرامان الله خان قرار داشت. یکی از آن نمونه ها، چشم پوشی از جانفشانی ها و کوشش های او برای سردار نصرالله خان در ضدیت با پادشاهی امان الله خان، پس از قتل امیر حبیب الله خان در جلال آباد است.  نه تنها از دیدن جزای حداقل هم نجات یافت، بلکه او را برای رسیدن به وظایف مهم حکومتی نیز کمک نمود.

اگر چنین نبود، طرف غضب امان الله قرار میداشت. قهر و غضب امان الله خان حتا اندکی هم ظاهر نشد.

ادامه دارد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نصیر مهرین