سفر کوتاهی با والی علی احمد خان – بخش یکم

۲۷ اسد (مرداد) ۱۳۹۷

(شخصی که دوبار اعلان امارت نمود)

 

فهرست عنوان ها

 

سفر کوتاهی با والی علی احمد خان

-       عرض منظور

-       گذر از محدودیت ها و تکرار زده گیهای اشتباه آمیز

-       پیشینه های زنده گی والی

-       خوش رویی عبدالرحمان خان برای بازگشت چند خانوادۀ قومی

-       خلافکاری علی احمدخان و مستوفی چه بود؟

-       تصمیم گیری ها علیه امان الله خان

-       در مراسم فاتحه و سوگواری

-       علی احمدخان و کاربرد حیل در مراسم بیعت گیری

-       علی احمد خان و "شگون بد"

-       علی احمد خان از جلال آباد کابل رفت

-       ریاست هیأت در راولپندی 

-       وزیر داخله، والی کابل شد

-       علی احمد خان وعدم پافشاری برای دریافت پول ("عطیۀ سالانۀ انگلیس به امیر افغانستان")

-       نا آگاهی شاه از عوامل شورشها و استفادۀ نامؤثر تفرقه افگنی.              

-       وقتی نیمچه جوانی بر شانه های قوماندان می نشیند

-       والی علی احمد خان به مقام امارت شکنندۀ محلی دست یافت

-       امان الله خان وابزار تفرقه

-       ابزار طرف توجه علی احمد خان

-       علی احمد خان نشریۀ "غیرت اسلام" را انتشار داد

-       والی و اختلاف سران قبایل

-       رشوه دهی علی احمد خان

-       شکل گیری گروه های رهزن                 

-       بازتاب شکست والی و دیگران در کابل

-       علی احمد خان پشتوانۀ ملاها را هم نداشت

-       علی احمد خان وشراب

-       والی ومامورین بریتانیه در پشاور

-       والی ومامورین بریتانیه در پشاور

-       علی احمدخان در پشاور  و  پوزخـــــــــند محمد نادرخان 

-       علی احمد خان در قندهار(چرا قندهار رفت؟ )

-       تیری که علیه امان الله خان بود، برتن والی نشست

-       دستگیری و اعدام والی

-         والی در کنار توپ

-       منابع وتوضیحات

 

                     عرض منظور

گوشه هایی از سیر زنده گی قدرت جویانۀ شخص بیقرار و پرتلاشی را نشان میدهیم که نشانه های اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانۀ خویش را نیز در جبین دارد. از این شخص درکتاب های تاریخ به صورت کوتاه نوشتها و اشاره های گذرا روایت های شده است.

وی علی احمدخان نام داشت که با لقب وظیفه یی والی مشهور بود. در این نوشته نیز از وی بیشتربا همین لقب یاد می کنیم. شخصی که پس از قتل امیر حبیب الله خان"سراج الملة والدین"  درکشاکش تلاشهای قدرت جویانه، جانب سردار نصرالله خان( چند روزی امیر نصرالله خان یاد میشد) را گرفت. دیری نگذشت که درکنارامان الله خان نشست، وزیر داخله شد. ریاست نخستین هیآت بحث و معاهدۀ استقلال افغانستان از بریتانیا را در راولپندی داشت. مدتی والی کابل بود. همچنان هنگامی که  برای رفع نواقص وکمبودهای اداری، محفل قانون دایر شد، والی  رئیس آن محفل نیز بود. (۱) پسانترهم دوبار اعلان پادشاهی کرد. بارنخست در شانزدهم جنوری ۱۹۲۹ و بار دوم دربیست وسوم ماه می  سال ۱۹۲۹ . درهر دوبار، مولوی ها و روحانیون نامدارمشرقی و قندهار زمینۀ گرفتن بیعت وخطبه خوانی را برای او مهیا نمودند.

برای رسیدن به مقام پادشاهی، فرصت مراجعه وبهره برداری از عناصر وعوامل بومی و گرایش به سوی هند بریتانیایی را از دست نداد، اما خالی دست بماند و در انتظار سرنوشت مبهم.

آشنایی با چهرۀ او، آشنایی با رویدادهایی است که در زمان بحران های سیاسی- اجتماعی، ابعاد پنهان عناصرنهفته وکارکردهای ناشناخته را روشن میسازند. اما در بعضی موارد آن عناصر وعوامل بیرون آمده وتأثیر نهاده، در معرض سانسور و از بین بردن بوده اند. دیدار با این  عناصر و  ژرفتر شدن برعوامل شکست ومصیبتی که در انتظار والی نشسته بود، همچنان تأمل برعوامل و زمینه های پیروزی محمد نادرخان، بازهم دریچه یی را بازتر می نماید برای تشخیص عوامل کارساز وکمتر شناخته شده.

سرنوشت بدفرجام علی احمد خان مشهور به والی یا انسان جاه طلبی را نیز در میان جزا دیده گان حکومت امیر حبیب الله کلکانی  ملقب به "خادم دین رسول الله" قرار داد که سرانجام آتش توپ در تپۀ شیرپورکابل بر زنده گی اش نقطۀ پایان نهاد.

انگیزۀ نخستین برای آشکار نمودن احوال والی، نشان دادن چهره های  خشونت دیده در افغانستان بود که به وسیلۀ پراندن توپ مجازات میشدند. پنج قسمت نخستین در تارنمای فراسو به نشر رسید. اما هنگامی که دورۀ امیرحبیب الله"خادم. . ." و در دهن توپ پراندن والی درمیان آمد، توجه یافتیم که در دیدار با سیر زنده گی سیاسی وی، با انبوهی از عوامل تأثیر گذار وسزاوار مکث وتأمل بیشترمواجه میشویم. به ویژه حدود یکسال پایان عمر او موضوعات جالبی را برای گفتن ونوشتن و در نهایت برای   شناختن افغانستان در دسترس می گذارد.

اهمیت  بازنگری والی به ویژه طی سال آخر حیات اش در این است که از کابل با امر شاه امان الله خان برای پایان دادن شورشی به سوی شرق (مشرقی) فرستاده میشود. اما ایفای این وظیفه، گام به گام  او را به سوی پادشاهی خواهی، مشغولیت با تنش های قومی و قبیله یی، فرار به سوی پشاور، رفتن به قندهار، بازهم دیدار با امان الله خان، دوباره اعلان پادشاهی، مقابل شدن با قوای امیر کابل، گرفتارشدن وانتقال به سوی کابل یا شهری که والی آن بود، پراندن در دهن توپ کشانید. اما چنین مسیری پیش روی  سایر   داعیه داران پادشاهی و آرزومندان تاج و تخت قرار نداشت. بنابر آن موضوع والی گسترش بیشتر یافت.

نکته یی را در هیمنجا شایان یادآوری میدانم که من از کاربرد لقب های زننده، غضب آلود، تعصب آمیز وموهن ویا پرطنطنۀ پیروزمندان مانند"نجات بخش" و "قهرمان" . . . که پس از نام افراد آورده اند، امتناع میورزم. در جای آن ترجیح میدهم که نام اشخاص را اگر دارندۀ لقبی اند، با لقب رسمی ایشان بیاورم. بنابرآن، لزومی ندیده ام که امان الله خان را" کافر بی دین" ملاعبدالله را "ملای لنگ"، حبیب الله کلکانی را "دزد و رهزن" ویا با منظور شناخته شدۀ "بچۀ سقو"، محمد نادرخان"نجات بخش" ومحمدهاشم"صدراعظم صاحب کبیر". . . یاد نمایم. تصور من این است که ثبت ودرج دقیق کارکرد های آنان، بهتر میتواند معرف چهره های ایشان و صفات شایستۀ آنان باشد.

به منظور جلوگیری ازتکرار القاب رسمی و رعایت کوتاهی در آن نیز، در این نبشته اگر از امیر جبیب الله "سراج الملة والدین" و امیر حبیب الله "خادم دین رسول الله" باری تذکر رفته است، در برگهای دیگر به صورت کوتاه شدۀ آن بسنده نموده ام. بسنده نمودن به لقب اداری والی برای علی احمد خان نیز در همین راستا طرف نظر بوده است.

                                                    ن.مهرین

                                                   هامبورگ. جرمنی

                                               حمل 1397 خورشیدی


 

گذر از محدودیت ها

و

گسست از تکرار زده گی های اشتباه آمیز

برای دنبال نمودن سیر زنده گی وچرا و چون های دخیل درسرنوشت والی، حالا شرایطی برای پذیرش تاریخ نگاری دستوری و روز گار دلسوزانه بر حال برخی معلم های مضمون تاریخ وطن را حد اقل در خارج کشور نداریم. وسایل خبررسانی ونشر عصری نیز چه در داخل ویا خارج وطن میتواند، بازنگری ها و آوردن ناگفته را کمک برساند.

 دیروزها وقتی شاگرد پرسشی بحث برانگیز و یا داخل "دایرۀ حرام" ونکات ممنوعه را مطرح می نمود، معلم صاحب دست را در دهن می نهاد وآهسته می گفت:

 "چشت"! خاموش باش. در کتاب همین اندازه نوشته شده است.

 و یا اینکه اگر بی اطلاعی  موجه و دلسوزانۀ  خویش را پنهان می نمود وخود را کم نمی آورد، به سوی دلیل ودلایل توجیه آمیز واشاره های چشم برای شاگردان سخن شناس ورمز آشنا، روی می نمود.

 بسا از معلم ها هم تقصیری نداشتند و از دیدن برگهای تاریخ نهفته و یا نوشته ناشده محروم بودند. پس به آن بسنده می شد که پیرامون شخصیت های تاریخ آفرین و تأثیر گذار چند جملۀ همواره موجود را به کمک بطلبند و بگویند که  در فلان سال تولدشد، جنگ کرد، مرد ویا کشته شد.

این موضوع یاد آورکوتاه نمودن سخن از جانب مهمانی است که چون صاحب خانه در هنگام صرف غذا با شرح تمام از بیماری و مرگ "قبله گاه صاحب" خویش به عرض رسانید، مهمان  غذا صرف می نمود. آنگاه که از او پرسید: "قبله گاه صاحب" محترم شما چه وضع وحال صحی داشت؟ مهمان در پاسخ گفت: تب کرد و وفات نمود.

اگر آن شخص کلان، امیر و یا شاه، حملاتی ناموجه و رفتارغیر انسانی هم برخاک های دیگران انجام داده بود، در واقع تدریس دستوری مطالبه می نمود معلم آنرا جز "افتخارات ملی" در گوش های شاگردان فرو ببرد و در حافظۀ شان جعلیات و فرمایشاتی را بنشاند که در سدۀ بیست و یکم هم چنان شکستن آن ساختار، احتمال یورش صاحبان افتخار! را برمنتقد بازنگر وبازنویس، در چشم انداز می گذارد.

 در بارۀ شخصیت های مهم نیز نمیتوان به این جملۀ کوتاه بسنده نمود که جنگید ومرد ویا اعدام شد.

حالا تاریخ افغانستان را نمی شود با شیوۀ سنتی – رسمی نگریست و رویداد هایی را ننوشت ویا عوامل اجتماعی مؤثر را بیان نکرد. اگر کتابهای مضمون تاریخ مکاتب که از طرف وزارت معارف در وقت حکومت کرزی تهیه شده، جدی گرفته نمی شوند، دلیلش، حضور همان کلیشه های ملالت آور وعاری از مفهوم واقعی تاریخ و پایبندی کسانی با آن است که با جعل زیسته اند وبا جعل و تحریف، خودستایی های خود فریبانه همچنان مشغول اند. در حالی نقد جعلیات و پیدا نمودن گم شده های تاریخی و طرد دیده گاه های غرض آلود توصیفی- تاریخی، نیازهای دیگری دارد. این نیازها را جعل نویسان دوست ندارند. اگر جعل وجهل آنها ریشه دار است، واقعیت گویی و سند آوری و ره دادن دانش را در تاریخ نگاری، دشمن می پندارند وبر آن خشم میگیرند و می تازند.

یکی از آن موارد که نقشی در تنشهای مختلف افغانستان برجای نهاده است، درنظر گرفتن عامل قبیله یی وقومی است. جامعه شناسی معرف واقعیت های اجتماعی که میتواند آگاهی بهتر به مطالعۀ تاریخ بدهد و تحولات مختلف را در کنار توجه به نقش عامل بیرونی، با نشان دادن عناصر داخلی و بربنیاد مطالعه وآگاهی یابی از جامعه شناسی تاریخی، بازیابد، در افغانستان مفقود و حضورش زهری پنداشته شده بود. این است که نه تنها درمطالعات وبررسی های تاریخی، بلکه در تشخیص ناهنجاری ها و تنش های خونبار و دل آزار کنونی نیز کمبود آنرا درک می کنیم.

این سخنان را برای آن هم گفتم که در نبشتۀ کنونی سعی نموده ام، از آن "دایرۀ حرام" وترسانندۀ پیشین بیرون باشم. بازیابی و آوردن آنچه زندگی وسرنوشت والی را رقم زد و پهلوهای دیگری را نشان میدهد، شاید نتایج دیگری را برای ما در آگاهی یابی تاریخی از رویداد ها در دست بگذارد.

در نمونۀ کنونی یا  زنده گی والی اگر پارۀ ناگفته ها و سانسور دیده ها آمده اند، آزاد بودن از قید صفت های گمراه کننده و دشنام های ترساننده، بهترین فضا برای نگارنده بوده اند.

                                                    ادامــــــــــــه دارد

                                                هر دو هفته به نشر میرسد

 







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نصیر مهرین