نسخ در قرآن مجید و حکمت آن در تکامل قوانین مدنی

۲۲ اسد (مرداد) ۱۳۹۷

یکی از موضوعات نسبتاً پیچیده در قرآن کریم مسلۀ آیات منسوخ است. آیت یا آیات که در باره نسخ نازل شده است کدام اند؟ آیااحادیث در مورد نسخ روایت شده است؟ تعریف نسخ چیست؟ چرا خداوند بعضی آیات را نسخ کرده  است؟ اهمیت نسخ در چیست؟ آیا آیت منسوخ پابرجاست؟ و بلاخره چگونه نسخ را شناسایی کنیم.

 

اول آیاتی که در مورد نسخ نازل شده است

در سوره بقره آیۀ ۱۰۶ میخوانیم که

مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٍ۬ مِّنۡہَآ أَوۡ مِثۡلِهَآ‌ۗ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىۡءٍ۬ قَدِيرٌ

یعنی هر حُکمی را نسخ کنیم، بهتراز آن یا مانند آنرا می آوریم. مگر نه میدانی که خدا برهر کاری تواناست

در سوره النحل آیه ۱۰۱ میخوانیم که

وَإِذَا بَدَّلۡنَآ ءَايَةً۬ مَّڪَانَ ءَايَةٍ۬‌ۙ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۭ‌ۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ

یعنی و چون حُکمی را به جای حکم دیگر بیاوریم در حالی که خدا به آنچه نازل میکند دانا تر است، می گویند: جز این نیست که تو دروغبافی. نه بلکه بیشتر آنان نه میدانند

تفسیر آیات در مورد نسخ: در آیه سورۀ بقره واژۀ «نُنسِها» به کار رفته که بعضی مترجمین با اینکه قرآن ترجمه نمیشود غلط “ترجمه” کرده اند. قرآن به آیات است یعنی رمزو نشانه معنی میدهد. رمز ترجمه نمیشود بلکه به اساس عدالت و جهان که زندگی می کنیم، تفسیر می‌شود . در زبان عربی «نُنسِها» معانی مختلف دارد. در تراجم جناب استاد عبدالستار سیرت (ده جزء)، تفسیر کابلی و تفسیر حسینی که بین افغانان  زیاد تر مطالعه آن مروج است  فراموشی ترجمه شده است که اشتباه بزرگ است. همچنان در تراجم بعضی دانشمندان ایرانی هم، مانند استاد مهدی فولادوند واستادعطاالله فرهنگ قهرمانی فراموشی ترجمه شده است که اشتباه بزرگ صورت گرفته است. درست است که یکی از معانی «نُنسِها» فراموش کردن است. اما استغفرالله، العیاذ بالله، خداوند فراموش کار نیست و فراموش نه می کند. در آیۀ مورد نظر، تفسیر صحیح، ”به تعویق می‌اندازیم“ و یا ”به تأخیر می‌اندازیم“ و یا ”فرو گذاریم“ می‌باشد نه فراموشی. در زبان عربی تنها آموزش و پرورش زبان مروج که شاگردان در سه چهار سال می آموزند و دستور زبان کافی نیست بلکه ایتومولوژی یعنی واژه شناسی در تفسیر آیات قرآن نقش بزرگ دارد زیرا یک لغت معانی مختلف دارد. مشکل درین جاست که یک شخصی که در گذشته غلط ترجمه کرده است ، مفسربعدی زحمت نکشیده است تا آن واژه را دوباره بررسی کند وفکر کرده است که چون مفسر اولی بسیار شخص دانا بوده ، پس او خالی از اشتباه بوده است. از همین سبب تکرارغلط ترجمه شده است. در سورۀ نحل چون جاهلان و مخالفان اسلام از حکمت پروردگار غافل بودند نسخ قرآن را دروغ پنداشتند و حتی پیامبر (ص) را که رحمت للعلمین است به دروغگویی متهم کردند. درین مورد تشریح دانشمند گرامی جناب بهاءالدین خرمشاهی از کشور ایران را انتخاب کردیم که چنین مینگارد، ”پاسخ این شبهه از این قرار است که خداوند عالماً و عامداً حکم اول را می‌فرستد و خود می‌داند که آن موقت  و زماندار است، اگرچه این زمانداری آن بر بندگان ، یا حتی بر پیامبر (ص) هم پوشیده باشد. سپس چون زمان آن سر رسید، حکم دوم را که متضمن تبدیل، اعم از تشدید یا تضعیف حکم اول است فرومی فرستد. این نکته با مثال روشن‌تر می شود. خداوند از طریق رؤیای صادقه به ابراهیم خلیل (ع) حکم می‌فرماید که فرزند دلبندش اسماعیل (یا به قول ضعیفتر:اسحاق) را قربانی کند. هم فرزند و هم پدر حکم الهی را می پذیرند و به آن گردن می نهند. درست در لحظه‌ای که ابراهیم (ع) می‌خواهد کارد را بر حلقوم فرزند بمالد و او را قربانی کند، جبرئیل از سوی خداوند فرمان نسخ حکم اول را می آورد، و می‌گوید که شما از امتحان الهی سر افراز بیرون آمده‌اید ، و عمل قربانی لازم نیست که انجام گیرد. البته که  خداوند علم به جزئیات و وقایعی که از نظر انسان زمانمند آینده  تلقی می‌شود دارد، ولی حکمت بالغه او اقتضا نکرده است که علم  خود را برای بشر حجت قرار دهد. لذا چنان پیش می‌آورد که عمل  انسان  برای او (انسان) حجت شود. اگر خداوند نتواند اراده ای را جانشین  ارادۀ دیگر و حکمی را جانشین حکمی دیگر سازد، العیاذ بالله فاعل مضطر[حاجتمند، بی اختیار، ناچار و لاعلاج] و مجبور خواهد بود. پس چنانکه قرآن کریم تصریح دارد:”خداوند هر چه را بخواهد می زداید و یا می نگارد و اُم الکتاب نزد اوست“ (رعد، ۳۹)“. قرآن شناخت: مباحثی در فرهنگ آفرینی قرآن صفحه ۷۹-۸۰ .

در آیۀ دوم (نحل -۱۰۱)  پیامبر را مخالفین مسخره میکردند  زیرا اهمیت جاگزینی آیه را نمیدانستند که در هر وقت و زمان خاص، مصلحت مردم مطرح است . زیبایی شریعت اسلامی در همین است که در مواقع مختلف احکام قابل تغییر است و این حکمت را  علم نسخ به ما می آموزاند.

 

دوم آیااحادیث در باره نسخ روایت شده است؟

از آنجایکه قرآن مجید و احادیث و سنت  یعنی روش زندگانی رسول اکرم (ص) مرجع قانون، استدلال، تحلیل، تاویل و تفسیردر اسلام است ،اولین مطلب مهم را که در بارۀ نسخ باید بدانیم این است که حدیثی از زبان پیامبر اسلام درین مورد روایت نشده است. یک مشکل عمده در مطالعات اسلامی وجود دارد که اکثراً حدیث و سنت را یکی میدانند که اشتباه بزرگ است. سخن پیشوای اسلام را سنت می‌گویند و روش زندگی او را هم سنت می گویند. در حالیکه حدیث تنها گفتار پیامبر است و اهمیت آن درین است که جاویدانی است و تا جهان هستی وجود دارد ، حدیث تغییر ناپذیر است. طور مثال پیامبر (ص) گفته است که آموختن علم برای مرد و زن فرض است. تا جهان باقی است ، آموختن علم فرض است. اما سنت یعنی روش زندگی پیامبر مقید به زمان و مکان است و همه سنت‌ها جاودانی بوده نه می تواند. طور مثال مسواک کردن از سنت پیامبر است و اما امروز ما کریم/خمیر دندان استفاده می‌کنیم نه مسواک.  در صحیح بخاری که نزد اهل تسنن از بزرگترین مأخذ اسلامی بعد از قرآن است در مورد نسخ آیات، کدام فصل موضوعی و یا حدیث خاص که جناب پیامبر اسلام (ص) در مورد اشاره کرده باشد چیزی نیامده است. همچنان در متون شیعه هم حدیثی از پیشوای اسلام (ص) در دسترس نیست. در مورد نسخ از گفتار پیامبر (ص) استنباط شده است نه اینکه جناب رسول اکرم (ص) در مورد نسخ چیزی گفته باشد. طور مثال در اول زیارت قبور مجاز نبود. پسان زیارت قبوراجازه داده شد  تا مردم به آخرت بیندیشند. حدیث آن چنین است ”زُورُوالقُبُورَ فانها تُذَکرُکُمُ الاخِرة“، یعنی بزیارت قبر ها روید که آخرت را بیاد شما بیاورد.  اینجا نسخ از حدیث به حدیث است  که علمای کرام استدلال کرده اند.  پیچیدگی موضوع در همین است زیرا علمای اسلام نسخ را تشریح کرده‌اند و منسوخ و ناسخ را فهرست کرده‌اند که درین مورد اختلاف نظرزیاد است. امام شافعی علیه الرحمه  اولین شخصیت بود که در «الرساله» درین مورد مفصل تماس گرفته است و تشریحات لازم را داده است و اما بازهم ،از ذهنیت امام شافعی علیه الرحمه است نه اینکه در مورد نسخ از پیامبر (ص) نقل قول کرده باشد. مطالعات نشان میدهد که در نسخ آیات قرآن مبالغه صورت گرفته است. علمای اسلام از قدیم در مورد شمار آیات منسوخ  اختلاف نظر داشته‌اند و همچنان در شمار احادیث منسوخ. پس اساساً ، چون نزد علما قاطع نیست می‌توانیم بگوییم که هنوز هم یک موضوع  است که حکمت آن نزد پروردگار است و از فهم واقعی انسانی به دور است.

 

سوم تعریف نسخ:

نسخ در لغت به معنی از بین بردن و زایل کردن است. در شرع و فقه تغییر دادن حکمی است که در  اثر ایجاب زمان آن حکم مدتش پایان یافته است. حکم دیگری جای آنرا میگیرد که اولی را منسوخ و دومی آنرا ناسخ گویند. بهترین مثال که درین مورد می‌توانیم ارائه کنیم تغییر قبله است که بعد از هجرت در مدینه به مسلمانان حکم شد تا از بیت المقدس روی به کعبه بیاورند.

 

چهارم چرا خداوند آیاتی را که نازل کرده است خودش نسخ کرده است؟

نظر به تعریف چیزی  که ما می‌گوییم این است که همه آیات پابرجاست اما تطبیق آن نظر به شرایط زمانی و مکانی تفاوت دارد. ما نه می‌توانیم حکم کنیم که یک آیه نسخ شده است پس العیاذ باالله وجود ندارد و یا آن آیه اهمیت ندارد و نباید به آن توجه کرد.

یک عده مخالفین اسلام مانند یهودان را عقیده برین بود که خداوند چه احتیاج داشت که یک آیه را نسخ کند و به جای آن یک آیۀ دیگر بیاورد. قرآن کتاب علم و حکمت است. این کتاب برای استفادۀ بشر نازل شده است.  نیاز های انسان نظر به تغییر زمان و مکان تغییر میکند. درین جا با نسخ خداوند به انسان آموزش داده است که انسان می‌تواند و این اختیار  دارد که نظر به ایجابات زمان و مکان شرایط خود را وفق دهد و در بن‌بست قرار نگیرد. در شرایط مدنی چیز های بهتر را جاگزین کنند. قرآن کتابی است که انسان را میخواهد تشویق به پیشرفت و ترقی کند. آیات هم، همه ای آن، منسوخ و غیر آن، پا برچاست و اما تفسیر آن نظر به شرایط زمان تغییر میکند. این محقق همیشه مثال بردگی را که در قرآن ذکر شده است پیشکش عزیزان میکنم که حالا در قرن بیست و یکم دوران بردگی نیست. آیه در مورد بردگی پا برجاست و اما تفسیر آن تغییر میخورد. ما امروز برده ماشین شده ایم. برده اقتصاد سرمایه داری شده‌ایم برده شخصیت پرستی و قوم پرستی شده ایم.. دانشمندان در مورد نسخ مثال می‌آورند که طبیب یک روز یک دارو را سفارش میکند و چند روز بعد داروی دیگر سفارش میکنند و داروی اولی را مطلق قطع میکنند. مسلمانان قبل از جنگ بدر به اساس آیۀ مبارکه هفتاد و دوم سورۀ انفال که می‌گوید

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَـٰهَدُواْ بِأَمۡوَٲلِهِمۡ وَأَنفُسِہِمۡ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَـٰٓٮِٕكَ بَعۡضُہُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍ۬‌ۚ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يُہَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلَـٰيَتِہِم مِّن شَىۡءٍ حَتَّىٰ يُہَاجِرُواْ‌ۚ وَإِنِ ٱسۡتَنصَرُوكُمۡ فِى ٱلدِّينِ فَعَلَيۡڪُمُ ٱلنَّصۡرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوۡمِۭ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَہُم مِّيثَـٰقٌ۬‌ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ۬ (٧٢)

یعنی کسانی که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده اند؛ و در راه خدا به مال شان و جان شان جهاد کرده اند، همچنان کسانی که جا و پناه و یاری داده‌اند اینان دوستان همدیگرند؛ و کسانی که ایمان آورده‌اند ولی هجرت نکرده اند شما از دوستی و میراث آنان برخوردار نه می شویدمگر آنکه هجرت کنند، و اگر در کار دین از شما یاری خواستند بر شماست که یاری کنید مگر در برابر قومی که بین شما  و ایشان پیمانی باشد و خداوند به کار و کردار شما بیناست.

 در گذشته مردم به واسطه ای برادری در دین از همدیگر میراث می‌بردند و مسئلۀ وراثت در قرابت و خویشاوندی نبود.اما بعد از جنگ بدر آیۀ فوق با آیه ششم سورۀ احزاب که می‌گوید

ٱلنَّبِىُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِہِمۡ‌ۖ وَأَزۡوَٲجُهُ ۥۤ أُمَّهَـٰتُہُمۡ‌ۗ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُہُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٍ۬ فِى ڪِتَـٰبِ ٱللَّهِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُهَـٰجِرِينَ إِلَّآ أَن تَفۡعَلُوٓاْ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآٮِٕكُم مَّعۡرُوفً۬ا‌ۚ ڪَانَ ذَٲلِكَ فِى ٱلۡڪِتَـٰبِ مَسۡطُورً۬ا (٦)

یعنی پیامبر از خود مومنان به آن‌ها نزدیکتر و سزاوار تر است و همسران او در حکم مادران ایشان هستند؛ و خویشاوندان در ]حکم و] کتاب الهی نسبت به همدیگر از سایر مومنان و مهاجران سزاوار تر به ارث بردن هستند مگر آنکه بخواهید در حق دوستان تان وصیتی نیک انجام دهید (که مشکل ندارد) و این در کتاب آسمانی (لوح محفوظ) نوشته شده است.

 درین جا می‌بینیم که آیۀ قبلی نسخ شده وموضوع وراثت در قرابت و خویشاوندی قرار گرفت.

 

پنجم اهمیت نسخ:

قسمیکه گفتیم اهمیت عمدۀ آیات منسوخ و ناسخ تدریس بشریت است که انسان می‌تواند بدون اینکه از اساس خدا شناسی، توحید و اصول بنیادی قرآن بیرون شود برای آسانی کار خود و نظر به شرایط زمان و مکان احکام مدنی را تغییر دهد و از همین سبب بود که علمای جید افغانستان  صد سال پیش تدریس میکردند که اختلف الاحکام بالاختلاف زمان یعنی احکام نظر به اختلافات زمانی و مکانی می‌تواند تفسیر آن تغییر کند. و این گفته مشهور علمای که به پدران ما در مکتب اعدایۀ کابل تدریس میکردند، از همین مسلۀ نسخ استنباط شده است. درین چهل سال اخیر با هجوم وهابیت در افغانستان این موضوع را نه تنها نمی‌دانند مطلق انکار میکنند و تبلیغ میکنند که قرآن را کسی تغییر داده نه می تواند. قرآن همه آیات آن پابرجاست هم منسوخ و هم ناسخ و اما تفسیر و تاویل آن تفاوت نظر به شرایط زمان تغییرمیکند چنانچه خداوند مسئلۀ زمانی را در موضوع نسخ مطرح میکند.

 

ششم چگونه نسخ شناسایی میشود؟

قسمیکه دانستیم آیات صریح در مورد نسخ وجود دارد و اما احادیث که از زبان پیامبر برای تفسیر آن به ما رسیده باشد وجود ندارد. طور مثال در قرآن در سوره طه آیه ۱۱۴ میخوانیم که: وَقُل رَّبِّ زِدۡنِى عِلۡمً۬ا.

یعنی الها علم من را افزایش بده. احادیث که این آیه را دقیق تفسیر و از زبان شخص حضرت رسول کریم (ص) به ما رسیده است این‌ها هستند: ”آموختن علم برای مرد و زن فرض است“ ، ”از گهواره تا گور دانش آموز“  یا در”جستجوی علم باش حتی در چین“. اما در مورد آیات که نسخ شده است مستقیم از زبان پیامبر چیزی نیامده است. و این چالش علمای اسلام در طول تاریخ بوده است که از گفتار و روش زندگانی سید المرسلین استدلال و استنباط کرده‌اند و برای رسیدن به هدف چندین راه را پیموده اند و اما هنوز هم چون در شمار آیات منسوخ اختلاف نظر است پس میدان معرکه و جدال درین مورد باز است. ازینروبرای علمای اسلام یک میدان و چالش بزرگ  استدلالی بوده است تا نسخ را شناسایی کنند. دانشمندان اسلامی اعم از سنی و شیعه نسخ را به اساس ذیل شناسایی کرده اند. اول نسخ قرآن به قرآن. دوم نسخ قرآن به سنت. سوم نسخ سنت به قرآن. چهارم نسخ سنت به سنت. قابل توجه است که در تسنن سنت تنها هدف از روایات حضرت رسول کریم است و اما در تشیع از امامان معصوم هم می باشد. همچنان قسمیکه قبلاً گفتیم دانشمندان اسلامی وقتی سنت می‌گویند گفتار و روش زندگی پیامبر شامل است.

 

نتیجه اینکه آیات که منسوخ خوانده شده به این معنی نیست که دیگر اهمیت ندارد. یک نقطۀ عطف برای آموزش و پرورش است که انسان از آنجایکه خلیفه خدا در روی زمین است می‌تواند تا  در امور مدنی و اجتماعی تغییرات لازم را در چارچوب روشنایی قرآن به وجود بیاورند و مصلحت مردم را مد نظر داشته باشند. قرآن در هر زمینه مردم را رهنمایی کرده است و قرآن را به شکل آیه یعنی رمز نازل کرده است. این زمر قابل تفسیر و تاویل و تحلیل است با نظر داشت زمان و مکان و نسخ اشاره به همین موضوع اصلاحی اجتماعی و مدنی دارد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

عتیق سبحانی14.08.2018 - 20:13

  آقای دوکتور ! درین مقاله خود شما به پرادوکس های زیاد مواجهه هستید
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر فرید یونس