صف بندى هاى داخلى و خارجى در آستانه انتخابات!

۱۷ اسد (مرداد) ۱۳۹۷

در حاليكه يك سال ديگر تا انتخابات ٩٨ باقيمانده، از همين حالا صف بندى هاى انتخاباتى چه در سطح جناح ها، احزاب و تنظيم هاى سياسى داخلى و چه هم در مقياس كشور هاى ذينفوذ، تأثير گذار و مداخله گر خارجى در امور افغانستان آغاز يافته است. 

 

از قرائن و شواهد چنين برمى آيد كه انتخابات پيشرو، يكى از جنجالى ترين، پرچالش ترين و پر تنش ترين انتخابات ها نسبت به دوره هاى قبل خواهد بود كه وفاق نيمبند و لرزان ملى را شكننده تر، مداخله خارجى را عميق و گسترده تر و افغانستان را وارد فاز جديدى از بحران سياسى و ابعاد مترادف آن خواهد نمود.

 

البته جناح بندى هاى داخلى نه بر مبناى منافع كلان ملى بلكه در بُعد داخلى بر اساس اختلاف قومى، تيره هاى درانى و غلجايى و در بُعد خارجى بر اساس اختلاف منافع و سياستهاى خارجى كشور هاى ذيدخل در افغانستان جريان دارد كه در چهره حامد كرزى و اشرف غنى احمدزى و كشور هاى حامى و پشتيبان اين دو، تمثيل مى شود . 

 

سه روز قبل كرزى كلان قوم درانى، ميزبان شاخه ى از ائتلاف انقره، بخشى از جمعيت اسلامى، فركسيونى از حزب وحدت، دسته ى از حزب اسلامى، شمارى از شوراى حراست، تنى چند از سران شمالى، گروهى از حزب افغان ملت، رهبران خودساخته لوى قندهار، لوى مشرقى و لوى پكتيا و گروهك هاى كوچك ديگر در منزلش بود. 

 

دو روز پيش اشرف غنى بزرگ قوم غلجايى ضمن يك قدرت نمايى، مهره هاى درشت ترى از همين جريانات سياسى را نظير، دوستم، حكمتيار، سياف، مجددى، گيلانى،خليلى، ارغنديوال، اكبرى، شوراى شمالى بزرگ و دسته جات خرد ديگرى را در ارگ پذيرايى نمود. جالب از همه ملاقات دو به دوى كرزى و غنى بعنوان سران درانى و غلجايى و جالبتر از آن، حضور قانونى، احدى، محقق و نور در هر دو مجلس بود.

 

حاميان خارجى تيم غلجايى را انگلستان، عربستان، پاكستان و امارات متحده عربى تشكيل مى دهد. و كشور هاى روسيه، چين، هند و ايران از طراحان و پشتيبانان مستقيم و غير مستقيم تيم درانى است.

 

در حال حاضر تيم غنى بر مثلث ارگ، حزب اسلامى و طالبان تمركز يافته و گروه اپوزيسيون بر مربع شوراى حراست، ائتلاف انقره، جمعيت اسلامى و حزب وحدت محقق بنا يافته است.

 

طرح ارگ اينست تا با سوء استفاده از صلاحيت هاى رسمى و تقلب و مهندسى انتخابات، حاكميت انحصارى شانرا با حذف تيم اصلاحات و همگرايى و با تركيبى متفاوت تر از گذشته براى يك دوره پنج ساله ديگر، تداوم بخشند. در همين راستا حكمتيار را بكابل آورده و در تلاش كشاندن طالبان نيز به عين پروسه اند كه آتش بس و گفتگو هاى صلح در همين راستا قابل توجيه است. 

 

بزرگترين مشكل خارجى ارگ مشخص نبودن موافقت و مخالفت ايالات متحده امريكا بعنوان ارباب كل در جهان و محور حضور حامعه جهانى در افغانستان با نقشه راه ايشان است كه اگر اين معضل مرفوع گردد، مانع بزرگ خارجى از سر راه شان برداشته ميشود.

 

نقيصه ى ديگر آن عدم افغانستان شمول بودن تركيب آن و غليظ بودن نقش قومى و غلجايى محور بودن آنست كه هرسه جناح تشكيل دهنده ى، غنى، حكمتيار و طالبان به شاخه يك قوم غلجايى منتهى ميشود كه شانس پيروزى شانرا در مصاف ساير اقوام تضعيف مى نمايد. البته اگر دسته هايى از اقوام ديگر با اينها به معامله نپردازند.

 

پلان كرزى و حواريونش آنست كه ساختار قدرت را بدو بخش تقسيم نمايند. رياست جمهورى را به تاجيكان و معاونيت هايش را به دو قوم هزاره و ازبيك بسپارند و مقام صدارت اعظمىٰ را خود احراز نمايد. به شرط اينكه صلاحيت ها و اختيارات، طى يك ميكانيزم مشخص با تفاهم مقدماتى كه بعداً جامه ى قانونى به قامتش پوشانده شود به صدراعظم واگذار شود و مقام رياست جمهورى مشابه سيستم هند و پاكستان نقش تشريفاتى و سمبوليك داشته باشد. 

 

چالش اساسى بُعد خارجى برنامه كرزى نيز عدم موافقت امريكا و مخالفت شديد انگليس از روندى است كه توسط رقباى جهانى شان نظير روسيه و چين حمايت ميشود. مبرهن است كه كشور هاى حامى كرزى در حال حاضر، بازيگران اصلى صحنه افغانستان نيستند. ضمناً هيج تحولى در افغانستان بدون موافقت امريكا صورت پذير نيست.

 

در مقياس داخلى نيز نه تنها چنين طرحى، اكثريت قاطع قوم پشتون را بر عليه آن متحد خواهد نمودو كرزى را در جامعه پشتون منزوى خواهد كرد، بلكه امكان تفاهم روى ميكانيزم تقسيم قدرت ميان اقوام مختلف و جناحهاى سياسى متفاوتى كه از آنها نماينده گى مى كنند، نيز دشوار به نظر مى رسد. تجربه ثابت نموده است كه چنين ائتلاف ها در گذشته، بقايى نداشته و براى رفتن در راهى دور و دشوار و براى رسيدن به هدفى بزرگ و مشترك ناموفق و ناكام بوده اند.

 

رويهمرفته افغانستان نه تنها لابراتوار تجربه احزاب، ائتلافها و ايديالوژى هاى مختلف داخلى بوده، بلكه آزمايشگاه مانور هاى سياسى و نظامى كشور هاى قدرتمند خارجى نيز بوده است. كه ميزان موفقيت و عدم پيروزى دو جبهه ى بزرگ سياسى كنونى را هم زمان ثابت خواهد نمود. و همانگونه كه تا انتخابات يك سال ديگر باقيست، امكان بهم خوردن اين شكلگيرى هاى سياسى و قومى و ظهور جناح بندى هاى متفاوت تر ديگرى نيز محتمل به نظر مى رسد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

حکیم نامور14.08.2018 - 17:59

  قانون اساسی میگوید :- وظیفه رییس جمهور در اول جوزای سال پنجم بعد ار انتخابات پایان می یابد . انتخابات به منظور تعیین رییس جمهور جدید در خلال مدت سی الی شصت روز قبل از پایان کار رییس جمهور بر گزار می گردد. انتخابات ترم ‌( حکومت وحدت ملی ) در ۱۶ حمل سال ۱۳۹۳ نودو سه برگزار گردیده است که سال ۱۳۹۷ سال پنجم میباشد و در اول ماه دوم (جوزای )امسال ختم شده است . صریحآ ترم ریاست جمهوری فقط چار سال است و نظر آقای م.ش.ف وارد است

م.ش.ف کابل13.08.2018 - 20:35

  شما که ترم ریاست جمهوری را پنج سال می گویید اما قانون اساسی چار سال میداند . لطفآ بگویید تفاوت در چیست یا من بمیدانم یا شما
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عارف منصوری