٢٦ سرطان! سقوط سلطنت و ظهور جمهوريت

۲۷ سرطان (تیر) ۱۳۹۷

٤٥ سال قبل از امروز، تحولى در كشور ما رخ داد كه اثرات مثبت و منفى آن تا كنون بر سرنوشت مردم ما باقى است. سردار داود پسر كاكاى شاه، طى يك كودتاى سفيد با همكارى جريان چپِ هوادار مسكو و با سوء استفاده از عدم حضور ظاهرشاه كه بمنظور تداوى در ايتاليا بسر مى برد، زمام امور را بدست گرفت. سردار داود به سلطنت نقطه پايان گذاشته، نظام جمهوريت را اعلان نمود. 

 

داود در پهلوى اينكه داراى شخصيت معتدل دينى، وطندوست، ترقيخواه، تحول پسند و با گرايشات ملموس قومگرايانه بود، سياستمدارى مستبد، خودرأى، نامتعادل، كم درايت، ناعاقبت انديش و بلندپرواز نيز بود. همين خصيصه هاى منحصر بفرد وى بود كه نه تنها بر حاكميت خاندان آل يحيى و زنده گى خود و خانواده اش نقطه پايان گذاشت، بلكه افغانستان را نيز از تنگناى كشورى محكوم به نقطه حائل خارج ساخته، به بحران عميق و گسترده ى سوق نمود كه تا حالا، فاز ها و مراحل مختلفى را تجربه نموده است.

 

٢٦ سرطان چگونه شكل گرفت ؟

داود بعد از بركنارى از مقام صدارت، همواره در فكر كنار زدن پسر كاكايش ظاهر شاه از اريكه ى سلطنت بود. البته تحول پسندى و افكار ترقيخواهانه ى او را در اوج كهولت و پوسيده گى نظام شاهى نميتوان انكار نمود. داود كه چشم انداز روشنى براى دوستى با غرب نمى ديد و عدم تمايل كشور هاى غربى بويژه امريكا را نسبت به افغانستان در دوران جنگ سرد و تقابل شرق و غرب مى دانست. رو به اتحاد جماهير اشتراكيه شوروى آورده، در سطح داخلى با جريان چپگراى هوادار شوروى وقت و در مقياس خارجى با مسكو روابط محرمانه ى را ايجاد نمود. 

 

منظور داود از رابطه با حزب دموكراتيك خلق، استفاده از پتانسيل حضور كدر هاى آن در اردو براى ساقط نمودن سلطنت و جلب توجه و اعتماد سردمداران كرملين بخود بود. حزب دموكراتيك خلق نيز، داود را نه تنها حربه ى مناسبى بر ضد رژيم شاهى مى پنداشت بلكه حضور او را در قدرت، زمينه ساز شرايط عينى و ذهنى جامعه بسته و مذهبى افغانستان براى تغيرات اجتماعى بعدى و مرحله گذار به حاكميت خود شان تلقى مى نمودند.

 

اينكه چرا داود چپگرايان را در داخل و شوروى را در خارج از كشور منحيث همكار و دوست انتخاب نمود، دلائلش كاملاً واضح است. آشتى ناپذيرى اسلامگرايان و اقدامات كودتاگونه ى نسنجيده و ناكام آنان عليه نظام شاهى از يكسو و داعيه پشتونستان خواهى داود از سوى ديگر كه صرفاً ميتوانست بر حمايت شوروى در آن مورد محاسبه نمايد، عواملى بود كه داود را بسوى همسايه شمالى كشاند.

 

سرانجام داود فرصت را در ٢٦ سرطان سال ١٣٥٢ كه شاه در خارج از كشور بسر مى برد، مغتنم شمرده، در همكارى نظاميان چپگرا در اردوى افغانستان، طى يك كودتاى سفيد و بدون خونريزى زمام امور را بدست گرفت. او با گروگان گرفتن خانواده شاهى كه بستگان خودش نيز محسوب مى شدند، ظاهر شاه را مجبور به استعفاء نمود. 

 

داود نميتوانست در همكارى با جريان چپ و با حمايت شوروى به نظام شاهى ادامه دهد. بناً ظاهراً مبناى حقوقى نظام را تعويض نموده، اعلان جمهوريت كرد. اما كماكان ماهيت نظام، شاهى باقى ماند. او تمام صلاحيت ها را در قبضه ى خود گرفت و برخى از كرسى ها را به متحدان چپگرايش داد. و به اين ترتيب صفحه ديگرى در حيات سياسى كشور ما گشوده شد.

 

اكثريت قاطع، تحليلگران سياسى، ٢٦ سرطان را نقطه عطفى در تاريخ كشور مى دانند. برخى از آن بعنوان تحولى كه بر نظام فرتوت شاهى نقطه پايان گذاشت و جامعه ى راكد و خواب برده ى افغانستان را در مسير پيشرفت، ترقى و توسعه قرار داد، ياد مى كنند. اما بعضى ديگر آن را بمثابه تغيرى در تعادل و جايگاه استراتيژيك افغانستان در معادلات بين المللى و منازعه ميان بلوك شرق و غرب و قرار گرفتن افغانستان در حيطه نفوذ سنتى ابرقدرت شوروى وقت قلمداد مى كنند. 

 

واقعيت آنست كه ٢٦ سرطان، شروع بحران تدريجى و آغاز تراژيدى كشور و مردم ماست كه فروپاشيدن وفاق ملى و تشديد روز افزون مداخله خارجى از تبعات ناگوار و ناميمون آن است و تا امروز در اشكال مختلف و با ماهيت هاى متفاوت ادامه دارد و تا هنوز كه هنوز است دور نماى روشنى براى آن متصور نيست.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

فیض یار کابل28.07.2018 - 17:42

  داود در سیاست داخلی و خارجی هردو ناکام بود . شهرتیکه به او داده شده مطلقآ روح قوم گرایانه دارد کرزی هم به اساس همین روحیه از استخوان دیگر مردم داود تراشید و به او قبر جور کرد

قابل بایی21.07.2018 - 10:51

  داوود چهره منفور و مکفور تاریخ سرزمین هندو کش است

سهراب عادل21.07.2018 - 10:55

  سردار بی سر داوود با موسولونی و اتلر فاشیست اوصاف مشترک داشت خدایش نیامرزاد

م.حلیم علم21.07.2018 - 11:17

  داوود در حقیقت به اساس اسطوره اسلامی به قابیل می ماند که خود هم قاتل < معاون قتل و مسبب قتل برادر و همه خانواده است

اسدالله نجاتی21.07.2018 - 11:23

  حامد کرزی رییس سابق جمهوریت سرزمین هندو کش فقط به اساس روح قوم پرستی مشت هایی از استخوان را به نام داوود و خانواده او از یک تل خاک بیرون آورده و در ساحه دارالامان با تشریفات دفن کرد ا او قاتل انتحاری جان خود و قبل از عمل انتحار قاتل نفس هایی متعدد از فامیل خویش مانند برادر و وابستگان خویش است . قاتل < معاون قتل ، مسسبب قتل و عامل قتل است شرعآ پیش خدا مسوول و جوابده است . خدا خالق همه است نه اینکه سیاستمدار ، قدرت طلب ، زورمند ، و معتبر را مجرم نه داند و فقط غریب و عاجز را مستحق و مستلزم کیفر و مجازات اخروی محسوب کند . این پندار که داوود شهید است خلاف عدالت خداوند است و خلاف فقه اسلامی .

م.کریم با هوش20.07.2018 - 09:55

  منشاء همه بدبختی های امروز افغانستان داوود است او مریض بود و دیوانه لقب یافته است

حمیدالله19.07.2018 - 04:39

  من هم بیشتر به این مساله هم نظر استم که که یک حکومت مورثی که در چهل سال پادشاهی اش تغییرات کلان را باید تجربه میکرد نکرد. داوود خان علی الرغم کبر سن حداقل پلان های دراز مدت را در راستای پیشرفت و ترقی در سر بی پروراند اما قدرت زمان به آن وفانکرد. خوب میشد اگر اندکی هم به کودتای هفت ثور یا به گفته احزاب راست هشت ثور نیز اشاره ای میکردید که چگونه نظام داوودخان را سر نگون کردند. اگرچی بحث قومی و فاشیستی هیچگاهی در حکومت داوودخان از بین نرفت اما می توانست تحولات شگرف را شاهد بود نظر به اینکه در زمان حفیظ الله امین خوبترین کدرها و شخصیت های سیاسی به رگ بار و یاهم به گور های دست جمعی سرنوشتشان رقم خورد. تشکر از شما
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عارف منصوری