بسیار لقبِ محــروم نام، در بارۀ نامها و لقب های زنان - ۳

۱۷ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۷

ب- پس از نفوذ اعراب مسلمان

با توجه به نام های بیشترین زنان ودختران در افغانستان، متوجه می شویم که نام ها والقاب، عربی اند. پر واضح است که پس ازتسلط ونفوذ یابی دین اسلام، قدرت دینی و گرایش های ایجاد شده چنان نامها والقاب را مطالبه نموده است. با سخن دیگر، نامهای عربی که در کشورما بیشتر مروج بوده اند، به دلیل باورمندی به دین اسلام وپدید آیی ارادت به خاندان پیغمبراسلام، خانوادۀ یاران واصحاب او درسطح گسترده تری معمول شد. مانند خدیجه، فاطمه، زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، عایشه  . . . 

تمایلات روستایی و سنتی،  نقش افراد متدین و یا ملاها خواهان گزینش نامهای عربی اند که برخی در بالا یادشده اند.

چنانچه میدانیم، در روستاها، نامها را بزرگان خانواده و یا ملاها بر بنیاد لزومدیدهای خود بر دختران گذاشته اند.

 در بیش ازچند دهۀ پسین، درخانواده های شهری، پدر ومادرجوان از روی مشوره نیز نامهایی را انتخاب نموده اند. اما در مناطق روستایی و دور افتاده از شهر، با نام های محلی - ابتدایی وساده نیز مواجه می شویم.

 

ج- حاصل در هم آمیزی های فرهنگی

آمیزشهای فرهنگی بعد از تسلط دین اسلام، مبین آن است که به رغم تبارزسلسله های بومی درقدرت سیاسی و درحیطه داشتن حکومت، قدرت دینی  ونفوذ فرهنگ عربی- اسلامی وازجمله نامها، حضور خود را حفظ کرد. زیرا اگر دودمان و سلسلۀ دیگری نفوذ یافت، دین اسلام را ازمیان نبرداشت، بلکه جوانبی از فرهنگ بومی و با تأثیرپذیری بیشترازاسلام، درکنارآن قرارگرفت. مثلا، اگر زمانۀ تیموریان هرات را درنظر آوریم، چنین موضوعی بیشترقابل فهم است. درحالی که تأثیر زبان مغولی در نام زنان والقاب آنها بازتاب دارد، ولی مانع حضور وتداوم نام ها والقاب عربی نشد. همچنان که نام های متأثر از نفوذ مغولها، در بیشترین موارد از نام های پیشینۀ سرزمین های مجاور نشانی دارد.

بخشی از این نامها را که از زنان خانواده های امیران وسلاطین و یا شاعران و زنان نامدار، برجای مانده اند، در نوشته های معطوف به حکومت های مغولان و یا درحاشیه سایر موضوعات میتوان یافت.

 ادامــــــــه دارد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نصیر مهرین