قوت ها و ضعف هاى رويداد هشت ثور !

۸ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۷

هشت ثور نقطه ى عطفى در تاريخ معاصر كشور ماست كه شهيد احمد شاه مسعود نقش كليدى و محورى در آن ايفاء نموده است.

هوادارانش از آن بعنوان پيروزى جهاد و سقوط رژيم كمونيستى ياد مى كنند و مخالفانش آنرا صفحه ى ديگرى از بحران پيچيده كشور قلمداد مى كنند كه تا هنوز جارى و سارى است.

من در پى آنم كه چرا اين رويداد نتوانست زمينه ساز، قطع جنگ، تأمين صلح و وحدت ملى و ارمغان آور ثبات، انكشاف و توسعه در كشور ما شود. و منجر به ايجاد يك نظام مسئول، پاسخگو و كارآمد گردد.

بر همگان واضح است كه تنظيم هاى متفرق جهادى علاوه بر آنكه برنامه ى مدون و عملى براى احراز قدرت و حكومتدارى نداشتند. براى تصميمگيرى هاى كلان در سطح كشور نيز، دست بين و وابسته به حاميان خارجى آنروز مجاهدين بودند. چنانكه بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان، حكومت مؤقت مجاهدين زير نظر پاكستان تشكيل شد و به نماينده گى از مجاهدين، وزير خارجه پاكستان در توافقات ژنيو اشتراك نمود.

اين انفعال سياسى رهبران جهادى باعث شد تا در فرداى خروج عساكر شوروى، ابتكار عمل سياسى را سازمان ملل بدست گرفته، تلاش نمود تا لباس دوخته اش را به قامت افغانستان بپوشاند. احمد شاه مسعود كه رنج و مشقت جهاد در برابر متجاوزين شوروى و حكومت دست نشانده را بخوبى لمس نموده بود، موازى با اقدامات سازمان ملل، تحركات سياسى و نظامى را در مقياس داخلى روى دست گرفت.

او كه قبلاً شوراى نظار را بعنوان يك تشكل نظامى در داخل ايجاد نموده بود. در بُعد سياسى اقدام به تدوير شوراى فرماندهان احزاب جهادى در شاه سليم نموده، ابتكار سياسى و نظامى را از تنظيم هاىى گرفت كه نه تنها در چارچوب برنامه هاى پاكستان عمل مى نمودند، بلكه موافقت شانرا به طرح بنين سيوان نماينده ملل متحد مبنى بر ايجاد حكومت مؤقت نيز از قبل ابراز نموده بودند.

شهيد مسعود با استفاده ى بهينه از اختلافات سياسى و قومى موجود در رهبرى حزب وطن و نفوذ در تار و پود آن، بخش اعظمى از كدر هاى كليدى حزب حاكم را در خدمت خود درآورده بود. با پوسيده شدن نظام از درون و اوج گرفتن فضاى بى اعتمادى در آن، جنرالان رژيم نيز يكى پى ديگر با مسعود در تماس شدند.

موازى با سرعت گرفتن پروسه ى طرح سازمان ملل، احمد شاه مسعود نخستين ضربه ى نظامى را با بريدن فرقه هاى ٥٣، ٧٠ و ٨٠ از بدنه ى دولت بر پيكر نظامِ در حال فروپاشى نجيب وارد نمود. ناگهان اوضاع در پايتخت رو به وخامت گرائيده، حكومت نجيب الله در سراشيبى سقوط قرار گرفت.

در آن زمان احمد شاه مسعود پروسه ى سقوط رژيم را در چارچوب سه تفاهم سياسى كاملاً مجزا از هم به پيش مى برد.

- ايجاد همآهنگى ميان شوراى نظار، حزب وحدت و جنبش ملى براى تصرف شمال تا رسيدن به دروازه هاى كابل.

- تفاهم با فركسيون هاى سياسى مختلف علنى و مخفى جناح هاى چپ در داخل نظام براى از كار انداختن موتور محركه حكومت نجيب.

- توافق با سران تنظيم هاى جهادى براى تشكيل حكومت جاگزين در افغانستان.

مطابق برنامه طرح ريزى شده و با اقدام نظامى مشترك، نه تنها صفحات شمال بلكه ولايات پروان و كاپيسا نيز از حيطه حاكميت رژيم بيرون ساخته شد. با رسيدن مجاهدين بدروازه هاى كابل، نفوذ مثلث ائتلافى شمال در پايتخت به حدى بود كه نجيب موفق بفرار از كشور نشده، پناهنده دفتر ملل متحد در كابل شد.

در فرداى آن وكيل وزير خارجه رژيم كه از قبل با مسعود در تماس بود، به نماينده گى از فركسيون قدرتمند جناح پرچم با پيشنهاد تشكيل حكومت ائتلافى با مسعود به جبلسراج رفت. مسعود كه خود را در يك قدمى پيروزى مى ديد، پيشنهاد وكيل را منتفى دانسته، رد نمود. روز بعد وكيل با اعلان تسليمى حكومت به احمد شاه مسعود بازگشت. و اين اولين گفتمان و تفاهم بين الافغانى در تاريخ افغانستان بود كه بدون نقش و اشراف مداخله گرانه ى خارجى ها صورت گرفت.

مجاهدين پيروزمندانه وارد كابل شدند و اقدام به تشكيل حكومت اسلامى نمودند. هر چند، چنان فتح مبينى، ضمير امت زجر كشيده ى ما را آرام و كام ملت و مجاهدانش را شيرين نموده بود،  اما از آنجائيكه بدون نقش و تاثير اجانب انجام گرفته بود، با سكوت معنا دار قدرتهاى بزرگ، دسايس كشور هاى منطقه و همسويى عوامل مزدور داخلى، اوضاع به گونه ى ديگر رقم خورد و صفحه ى جديدى از بحران در كشور گشوده شد.

حالا كه سالها از آن رويداد گذشته، دلائل اصلى عدم موفقيت مجاهدين در ايجاد حكومت قدرتمند مركزى را ميتوان قرار ذيل برشمرد.

- عدم توجه به نقش خارجى در تحولات كشور و بى اعتنايى به فاكتور حمايت بيرونى .

- درگير شدن با سازمان ملل بعنوان يك نهاد معتبر بين المللى.

- در نظر نگرفتن منافع و مصالح كشور هاى همسايه و عدم عنايت به نفوذ و تأثير آنها در كشور.

- عدم توافق تمام رهبران جهادى در امر تشكيل حكومت اسلامى

- انحصار طلبى، افزون خواهى و اختلاف نظر جناحهاى ائتلافى در تقسيم قدرت سياسى.

- ناهمآهنگى و عدم تفاهم در ساختار كلى جمعيت اسلامى.

- فروپاشيدن ساختار نظامى و ادارى حكومت قبلى و بهره نجستن از كدر ها و تجارب آنها در امر حكومتدارى.

با در نظر داشت نقاط قوت و ضعف معماران و گرداننده گان رويداد هشت ثور، اين روز تاريخى كه انتظار مى رفت، مبنايى براى صلح و ثبات در كشور قرار گيرد، به سرآغاز جديدى از بحران مبدل شد كه تا امروز ادامه دارد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عارف منصوری