از افتخار تا توجيه گرى!

۱ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۷

قانونى كه زمانى به نقش آفرينى در توافقات بن افتخار مى نمود، حالا در پى توجيه اشتباهاتى است كه بطور عمدى يا غير عمدى مرتكب شده است.

در سیزدهم دسامبر سال ۲۰۰۱ میلادی به دنبال ۹ روز بحث و مشاجره ميان نماينده گان حكومت مجاهدين برهبرى محمد يونس قانونى، شوراى روم برهبرى عبدالستار سيرت، شوراى قبرس برهبرى همايون جرير و شوراى پشاور برهبرى سيد حامد گيلانى زير نظر سازمان ملل متحد و با حضور داشت نماينده گان كشور هاى بزرگ ذينفوذ و ذيدخل و شش كشور همسايه افغانستان در شهر بن المان كه به توافقات بن مسمىٰ گرديد، ، یک توافقنامه دو مرحله ى را امضا کردند که سنگ بنای ایجاد نظام جدید را پس از بیست سال جنگ داخلی در افغانستان گذاشت.

براساس این توافقنامه، چهره ها و گروه های کلیدی درگیر در مسایل افغانستان روی ایجاد یک حکومت موقت شش ماهه توافق کردند و همچنین پذیرفتند که برای کمک به تامین امنیت در افغانستان، پس از سالها بی ثباتی، نیروهای بین المللی حافظ صلح در افغانستان مستقر شوند.

توافقنامه بن، توانست به یکی از جنجالی ترین معضل سیاسی افغانستان در سه دهه گذشته که تقسیم قدرت سیاسی بود پایان دهد و با انتخاب حامد کرزی، از چهره های غربگراى پشتون تبار به عنوان رئیس اداره موقت، روند جدیدی را در افغانستان آغاز کند.

توافقات بن در اوضاع آشقته و ملتهب سياسى افغانستان و ايالات متحده امريكا داير گرديد. افغانستان بدليل از دست دادن فرمانده فقيد جهاد و مقاومت شهيد احمد شاه مسعود كه تا آن زمان يك تنه در برابر تروريزم و افراطيت ايستاده گى نموده بود و امريكا در اثر حادثه ١١ سپتامبر در بحران عميقى بسر مى بردند.

در نتيجه توافقات بن، حكومت مجاهدين از هم پاشيد و شهيد برهان الدين ربانى رئيس جمهور وقت از قدرت كنار زده شد. در تداوم حكومت هاى برآمده از توافقات بن، مجاهدين نيز برنامه ريزى شده، بتدريج و مرحله وار از ساختار سياسى و نظامى قدرت كنار زده به حاشيه سوق شدند. خانواده ى جهاد و مقاومت، يونس قانونى رئيس هيئت حكومت مجاهدين را مقصر اصلى اين سير نزولى و زوال شان مى دانند.

سئوال اينست كه آيا او واقعاً مقصر است و نتوانسته نماينده گى شايسته و بايسته ى از مجاهدين در بن  نمايد؟ يا اينكه حقيقت غير آنست.

قانونى در حالى بسوى بن رفت كه ترور احمد شاه مسعود خلاء بزرگى را در اردوگاه مقاومت ايجاد نموده بود، جناح هاى مختلف مقاومت بطور متفرق با بيرون در تماس بودند، استاد ربانى خواهان هر نوع توافقى در داخل بود، استاد سياف به مذاكرات با غرب خوش بين نبود و طرح ماجراجويانه ى داشت، ايران، روسيه و هند سياست چند پهلو داشتند. از يك سو دولت مجاهدين را به مقاومت در برابر بيرون ترغيب مى نمودند و از سوى ديگر خود شان در مذاكره با امريكا و سازمان ملل بودند.

غرب و سازمان ملل كه عرصه را براى جولان شان در افغانستان مساعد مى ديدند، در فكر تطبيق طرحى بودند كه يك دهه قبل، بنين سيوان در پياده نمودن آن ناكام مانده بود. امريكا تصميم خود را گرفته بود و صرفاً به اقدامات نمايشى و سمبوليكى نياز داشت تا لباس دوخته اش را بتن افغانستان نمايد. توافقات بن يك خيمه شب بازيى بود كه غير از قانونى هر كس ديگرى هم كه مى رفت، بروى تحميل مى شد. پر واضح بود كه بى تجربه گان عرصه سياست با گرگان باران ديده و مجربى مواجه بودند كه نتيجه از قبل معلوم و مشخص بود.

و اما اينها به هيچوجه دليل برائت قانونى شده نمى تواند. قانونى با عدم درايت و ناپختگى سياسى و با ذوقزده گى خوشباورانه، تن به معامله ناصواب و نسنجيده ى داد. به او چنان تلقين كاذب شده بود كه گويا راه صد ساله را يك شبه رفته و كشتى توفان زده ى بحران پيچيده ى كشور را با تدبيرى حل نموده. كه نامش را در تاريخ افغانستان ماندگار خواهد ساخت. چنانچه چند ماه بعد از توافقات بن، شخصاً از زبانش شنيدم كه با مباهات مى گفت: افتخار بن براى من و نسلهاى بعد از من كافيست. اما حالا با سرخورده گى و توجيه گرى در پى برائت خود از اتهام معامله در بن است.

و اما اينكه اين روز ها، عده ى بى خبر و يا مغرض تمام كوزه و كاسه ها را صرفاً بسر وى شكستانده و به بهانه ى او، به سنگر مستحكم جهاد و مقاومت پنجشير مى تازند و دهنكجى مى كنند، لازم است شير فهم نمود كه بدون شك و شبهه همه، بشمول استاد شهيد، به اين توافقات راضى شدند و بسيارى از دريايى كه از بن سرچشمه گرفت به نان و نوا رسيدند. فراموش نكنيم كه بعد از مطرح شدن فشار هاى نامعقول از سوى امريكا و سازمان ملل بر هيئت مجاهدين و در ادامه بن بست ايجاد شده در روند مذاكرات، استاد ربانى بعد از ديدار با پوتين و مشوره با ايران و هند در يك كنفرانس مطبوعاتى نارضايتى خود را از واگذارى زعامت به تيم روم، با اين جمله كه : بازگشت حكومت شاهى، چون نسل دايناسور ها منقرض گرديده، ابراز نمود. در خلال اين بن بست، هيئتى از بن بكابل آمد و با استاد ربانى به تفاهم رسيده، جريان توافقات را دو باره از سر گرفتند.

اينكه عده ى با توجيهات از خود ساخته، استاد را ناگزير از پذيرفتن فيصله هاى بن معرفى مى كنند، صحت و واقعيت ندارد. زيرا علاوه بر توافق قبلى استاد ربانى با معماران بن، حضور وى در مراسم تسليمدهى قدرت حجت محكمى بر اين مدعاست. مضافاً امريكايى ها و سازمان ملل براى مشروعيت بخشيدن مراسم تسليمدهى قدرت از استاد ربانى به كرزى تمام رهبران مطرح سياسى كشور را در آن محفل جمع نمودند. خليلى را كه بدليل مسدود بودن شبر در باميان بود با طياره اختصاصى نظامى بكابل منتقل نمودند و امير اسماعيل را كه ميل نداشت در آنجا باشد، با يك ساعت تأخير احضار نمودند. كه همه با حضور و بودن شان، رضايت و موافقت خود را با تصاميم بن ابراز نمودند.

واقعيت آنست كه همه ى رهبران مجاهدين با عدم درايت و دور انديشى، تن به معامله نسنجيده ى با غرب و سازمان ملل دادند. و اين معامله محدود به بن نيز نميشود. بلكه با ورود اولين دسته هاى مذاكره كننده و هسته هاى نظامى امريكايى و انگليسى به دوشنبه و تاشكند آغاز يافت كه بقول امرالله صالح، دو روز بعد از حوادث ١١ سپتامبر شروع شد تا اينكه بعد از چند ماه منجر به توافقات نهايى بن و انتقال كامل قدرت به حكومت ساخته و پرداخته ى غرب در افغانستان شد.

حالا كه بعد از گذشت ١٧ سال از توافقات بن، رهبران مجاهدين، دستپرورده گان غرب را در كرسى هاى رهبرى نظام و خود را منزوى و حاشيه نشين و دست خالى مى بينند. در يك بگو مگوى خاله زنك بازى، به همديگر اتهام وارد مى كنند و تقصير را بدوش يكديگر مى اندازند. واقعيت همانست كه همه مسئول اين خطاى بزرگ و معامله ى ننگين  اند كه ظاهراً در سيماى قانونى انعكاس يافته است .







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عارف منصوری