بهـار

۵ حمل (فروردین) ۱۳۹۷

مي تراود از گـــريبانِ چٓـمـن، جـــوشِ بهار
جـلـوه هـــا دارد قبــاي رٓنگ، بر دُوشِ بهار
پٓرده از داغِ كــدامين لاله، ميــگيــرد نٓسيـم؟
بــويي خـــونِ تــازٓه مي آيد ز آغــوشِ بهار
پيكِ اسرارِ كه خٓط در رنگِ گل پيچيده است
از عٓــــدم مـي آيـد و آييــنه بر دوشِ بهــار 
كس حريفِ شورِ عاشق نيست، آه عندليب
ميكٓشد ســــوي چٓمن بگرفته از گُوشِ بهار
زاهــد از كيفيتِ صنــعِ خــــدا پوشـد نٓظر
بهره كي دارد گيــــاهِ هــرزه از جوشِ بهار
ســاغرِ عيشِ كه لبريزِ شــراب حيرٓت است
دارد از نرگس به كٓف چشمِ قٓدح نُوشِ بهار
غير را در پرده تصويری ز وحدت بار نيست
از تماشــاي تو باشــــد ديده مدهُوشِ بهار 
از طلب روشن دلان صاحب كمال منصب اند
غير شبنم نيست "دانش" حلقه در گوشِ بهار







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



احمد دانش