فرآيند خودكامگى در نظام هاى ايديالوژيك!

۲۸ حوت (اسفند) ۱۳۹۶

فرآيند خودكامگى در نظام هاى ايديالوژيك !

امروز پوتين براى چهارمين دوره ى متوالى و براى شش سال آينده در رهبرى روسيه ابقاء شد. در جريان همين هفته، شى جين پينگ رهبر حزب كمونيست چين با انتخاب مجدد براى پنجسال ديگر، راهش را بسوى رهبرى مادم العمر چين باز نمود. در حاليكه، بعد از ساليان درازى، مرگ كاسترو رهبر كمونيست كيوبا، نقطه ى پايان بر رهبرى دايم العمر وى گذاشت. كيم جونگ اون رهبر كورياى شمالى با هوس تداوم حاكميت خانواده گى،  خامنه ى رهبر مذهبى ايران با انديشه ى ايجاد امپراطورى فارس و اردوغان رئيس جمهور اسلامگراى تركيه با رؤياى احياى خلافت عثمانى ها همچنان در اوج اقتدار اند و چهار نعل به پيش مى تازند..

ايديالوژى و خودكامگى دو وجه مشترك اينها و برخى ديگر از خرده رهبرانى نظير، كريموف، رحمانوف، على اوف و و و است. تمام اينها با ايديالوژى وارد دنياى سياست شده و با چشيدن طعم شيرين و وسوسه انگيز قدرت به خودكامگى و استبداد رسيده اند.

آقای پوتین ابتدا در سال ۱۹۹۹ نخست وزیر روسیه شد؛ پس از آن از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ به ریاست جمهوری انتخاب شد. او در فاصله سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ که مجددا پست نخست وزیری را عهده دار شده بود، قانون اساسی را تغییر و دوره ریاست جمهوری را از چهار به شش سال افزایش داد. از سال ۲۰۱۲ تا کنون، آقای پوتین مجددا پست ریاست جمهوری را عهده دار بود كه حالا نيز با كسب ٧٥ فيصد آراء براى شش سال ديگر در قدرت باقى خواهد ماند.

شی جین‌پینگ از سال ۲۰۰۷ با ورود به دفتر سیاسی حزب کمونیست وارد بالاترین رده رهبری در چین شد. او در سال ۲۰۱۲ دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست شد و پس از آن در سال ۲۰۱۳ به مقام ریاست جمهوری چین رسید. در حالی که تمدید دوره ریاست جمهوری آقای شی تا سال ۲۰۲۳ دور از انتظار نبود، او چند ماه پیش برخلاف سنت رایج در کنگره حزب کمونیست جانشینی احتمالی برای خود معرفی نکرد. كنگره حزب كمونيست چين هر پنج سال داير مى شود و اعضاى آن در پشت در هاى بسته، انتخاب مى كنند كه چه كسى براى پنجسال آينده كشور يك ميليارد و سه صد ميليونى چين را رهبرى كند. در دور اخير از ٢٣٠٠ عضو كنگره، ٢٢٨٧ تن آن اشتراك داشتند كه ١٣ تن بدليل مخالفت ازكنگره اخراج شدند.

سئوال اينست كه تفكر ايديالوژيك و خصيصه ى استبداد و خودكامگى چيست و چرا معتقدان ايديالوژيك به خودكامگى مى رسند؟

نظام هاى ايديالوژيك بر مبناى مبادى و اصول معين و مشخصى بنأ ميشود كه نهايتاً در سيما و عملكرد حزب، تيم و يا فرد مشخصى تبارز مى كند. درنظام های ايديالوژيك حقانيت در انحصار و مختص موافقان بوده، مخالفان نظام با القاب و عناوين مختلف كوبيده مى شوند. سیاست ایدیولوژیک یک سیاست توطیه آمیز، خشن ودشمن گستر بوده که حذف ديگر انديشان و ايجاد اختناق در جامعه، ناشی ازهمین سیاست ایدیولوژیک میباشد. سیاست ایدیولوژیک مطلق نگر و انحصارگرايانه است وفرد ایدیولوژیک مطلق اندیش که یک بار اعتقاد میاورد وبرای این اعتقاد حاضر است كه نه تنها جان خود را دهد بلكه آماده است كه جان مردم را هم از آنها بستاند. و همه را فدای ایدیولوژی نمايد. جهان برای وی براساس ایدیولوژی وطرز دید خودش معنا، مفهوم و حقانيت دارد، دولت های ايديالوژيك، مخالفان خود را بر اساس اين نگرش تنگ نظرانه به کام مرگ و نابودی برده اند. درسیاست ایدیولوژیک به علل و عوامل واقعیت ها توجه نمی شوند بلکه در ضديت با واقعیت ها مبارزه میشود و واكنش نشان داده مى شود. در حاليكه واقعیت های عينى يك جامعه، ثمره و محصول تکامل و انكشاف اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی آنست، و اين واقعیت های بطور طبيعى و براساس ضرورت های اجتماعی ایجاد میشود و تكامل مینمایند. سیاست ایدیولوژیک طبقه زا و  تجزیه گر است، كه وحدت سیاسی اجتماع را بر محور صف بندی های ایدیولوژیک شكل مى دهد. نظام هاى ايديالوژيك بنابر فلسفه وجودى شان، مخالف پلوراليزم سياسى بوده در انحصار قدرت كوشيده، در فرآيند شان به خودكامگى و استبداد مى رسند.

خودکامگی نوعى از شیوه‌های حکومتی تمامیت‌خواه و شکلی از حکومت است که در آن قدرت سیاسی در دست یک حاکم خودگمارده قرار دارد. در حکومت خودکامه دامنه اختیارات حاکم و طول دوره حکومت آن‌ها بسیار است و توزیع قدرت عادلانه نیست. طرف‌داران حکومت خودکامه معتقدند که این نوع حکومت امکان انباشت سرمایه، برنامه‌ریزی متمرکز و تصمیم‌گیری قاطع برای رفع موانع راه را برای توسعه فراهم می‌سازد. در حالی که مخالفان این نوع حکومت معتقدند که خودکامگی باعث احساس بی‌قدرتی سیاسی در بین مردم می‌شود و کارایی و خلاقیت آن‌ها را کاهش می‌دهد.
نظام دیکتاتوری، یک نظم بسته است و در آن گروه‌های سیاسی مخالف اجازه فعالیت ندارند. در این گونه نظم سیاسی، فعالیت سیاسی مختص و منحصر به دولت است و دیگران حق ندارند تا در باره اعمال و اقدامات دولت و چگونگی بهبود کارکرد آن ابراز نظر کرده و یا از آن انتقاد کنند.
حکومت‌های دیکتاتور دارای زندان‌های بزرگ اند و یا بخش‌ عمده‌ای از مخالفان سیاسی وادار و ناگزیر به فرار از كشور می‌شوند. فعالیت سیاسی در این نوع نظام‌ها، به امر خطرناک بدل می‌شود و کسی که به فعالیت سیاسی مخالف دولت اقدام می‌کند، خطر شکنجه، زندان، تبعید، اعدام و مصادره اموال خودش را به جان می‌خرد،‌ زیرا هر یک از این موارد ممکن است در صورت دستگیری وی از سوی حکومت، اتفاق بیافتد.

در نظام‌های دیکتاتوری اصل تعادل و توازن اختيارات و صلاحيتها وجود ندارد و حتا اگر قوای سه گانه نیز وجود داشته باشد، از لحاظ عملکرد توانایی کاربرد صلاحیت‌های خود را ندارند و یا صلاحیت‌های شان از سوی فردی که در راس قدرت است، نادیده گرفته می‌شود. البته در برخی نظام‌های دیکتاتوری قوای سه‌گانه وجود دارند، اما اعضای آن نیز بخشی از گروه قدرت حاکم است و یا بلی گوی و فرمانبردار آن.
فرمانروایان دیکتاتور به طور معمول از طریق جعل، تقلب، تزویر، دروغ و فریب افکار عامه به قدرت می‌رسند و تا زمانی که در این مسند قرار دارند، اعمال و اقدامات خود را طوری توجیه می‌کنند که گویا به نفع اکثریت است.‌ آنها این کار را از طریق اعمال فشار، زندانی‌ ساختن و ترور مخالفان انجام می‌دهند. در نظام‌های دیکتاتوری، منابع دولتی به جیب چند فرد محدود می‌رود و فساد ادارى به اوج آن مى رسد. در این گونه‌ نظام‌ها، مردم هیچ‌گونه مصوونیتی ندارند. نه جان شان مصوون است و نه دارایی شان.علاوه بر آن، در نظام‌های دیکتاتوری قانون اساسی و دیگر قوانین منبعث از آن ارزش و کاربرد خودشان را از دست می‌دهند و اکثریت امور کشور داری به واسطه فرد دیکتاتور و حواریون نزدیک وی اجرا و عملی می‌شود
مجله «فارن پالیسی» در یک بررسی که از ویژه‌‌گی‌های يك دیکتاتور انجام داده، به اين ويژه گى ها رسيده است. به قول این مجله، اگر یک زمامدار دارای این صفات باشد، در آن صورت می‌توان او را دیکتاتور خواند. این ویژه‌گی‌ها عبارت اند از :

- ارعاب رسانه‌ها و کنترول معلومات،
- ایجاد و گسترش رسانه‌های بلی گوی و فرمان‌بردار،
- سیاسی سازی خدمات ملکی، ارتش و دیگر نهادهای ملی،
- استفاده از منابع حکومتی به منظور ارعاب مخالفان،
- استفاده از منابع حکومتی به نفع نزدیکان و اقوام و بر ضد مخالفان،
- بی اعتبار کردن نهادهای قضایی و استفاده ابزاری از آنها،
- استفاده ابزاری از قوانین به نفع جناح حاکم،
- بدنام سازی مخالفان سیاسی،
- پاک سازی ادارات دولتی از وجود مخالفان سیاسی، قومی و نژادی به بهانه‌های واهی.

كشور ما كه در دهه هاى اخير آزمايشگاه نظام هاى ايديالوژيك و خود كامه آنهم در سطح مبتذل آن بوده، تجربه ى تلخ اما درسهاى آموزنده ى از اين دو دارد. عبور از ديكتاتورى هاى سلطنتى، نظام توتاليتر كمونيستى زير چتر انترناسيوناليزم پرولترى، حكومت ايديالوژيك و واپسگراى مجاهدين تحت عنوان امت مسلمه، امارت منحط، متحجر و قرون وسطايى طالبان در تبانى با تروريزم جهانى و حكومت سيكولار كنونى با نام و عنوان كاذب دموكراسى و در سايه حضور نظامى و سياسى خارجى، كشور را نه تنها در محراق مداخلات خارجى بلكه در ورطه ى استبداد داخلى نيز فرو برده است.

حكومت وحدت ملى يكى از منحط ترين و مبتذل ترين نوع نظام هاى استبدادى است كه توسط مستبد حقيرى رهبرى مى شود. نگاه قبيله گرايان ارگ به قدرت نه تنها قوم محور است بلكه نگرش شان به ارزشهاى مدرن و مدنى امروزى نيز از زاويه تنگ رسوبات ته نشين شده ى قبيله گرايى منحط و بدوى است. كه ماحصل اين روند، تداوم بحران، اضمحلال وفاق ملى و محروميت مردم از امنيت، انكشاف و رفاه است.








به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

حسین نادم21.03.2018 - 09:54

  اشرف غنی احمد زی میگه مه خو همین طور استُم زور تان در کمر تان.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عارف منصوری