توافق نامۀ صلح در تاجیکستان 20 ساله شد

۲۵ سرطان (تیر) ۱۳۹۶

پس از فرو پاشی اتحاد شوروی وحصول استقلال جمهوری تاجیکستان در سال ۱۹۹۱، جنگ شهروندی درین کشور آغاز وبه مدت پنج‌سال بین دولت تاجیکستان به رهبری رحمان نبی اف و مخالفین اسلام‌گرا به رهبری سید عبدالله نوری درآن کشوردر گرفت. پس از امضای پیمان نهایی صلح، پس لرزه های مرگبار آن برای سال ها به گونه ای ادامه یافت؛ کارشناسان، تحلیل گران و سیاستمداران در عرصه بین المللی بارها از پایان جنگ تاجیکستان به عنوان الگویی برای پایان دادن به دیگر جنگ های داخلی در منطقه از جمله در افغانستان یاد کرده اند و در باره این جنگ و انگیزه های آن پژوهش های بزرگی را انجام داده اند.

هترشااستاد دانشگاه اگزتر انگلیس که در مقاطع مختلفی طی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ به عنوان مشاور و پژوهشگر سازمان های بین المللی در تاجیکستان مأموریت  داشته است وکتاب "تاجیکستان پس از جنگ" حاصل تحقیقات او در آن سال هاست، جنگ و صلح تاجیکستان را در سه فصل عمده این کتاب زیر عناوین  دمکراسی و قدرت، امنیت و حاکمیت و توسعه و معیشت به طور آکادمیک بررسی نموده است. این کتاب به مناسبت دوازدهمین سال امضای توافق نامه صلح در تاجیکستان به چاپ رسیده است. هترشا درین کتاب می گوید: "با این که در تاجیکستان صلح، حکم فرماست، فضای کشور همچنان "پساجنگی" ارزیابی می شود. هرچند جنگی که در سال ۱۹۹۲ آغاز گردید، رسمأ در سال ۱۹۹۷ پایان یافت، خشونت های سیاسی قابل ملاحظه ای تا سال ۲۰۰۱ به نوعی ادامه داشت. اکنون در تاجیکستان هیچ گروپ مسلح و فرمانده مستقلی باقی نمانده است که قدرت دولت را به چالش بکشد. در نتیجه، دولت کنونی که همان دولت زمان آغاز جنگ است، با هیچ نیروی مخالف نظامی یا سیاسی مواجه نیست. پایان جنگ به تاجیکستان مجال داد که تا اوایل دهۀ ۲۰۰۰ به رشد نسبی اقتصادی دست یابد".هترشا ادامه می دهد: "مداخلات خارجی، نخست خشونت های بیشتر رادر جمهوری تاجیکستان دامن زد و شکل و شرایط نزاع را تغییر داد؛ سپس، به ویژه پس از سال ۱۹۹۶، طرف های درگیر را به انعقاد صلح تشویق کرد." به باور وی، ظهور طالبان در افغانستان بود که هم روسیه و هم ایران را واداشت تا طرف های متخاصم (جبهه متحد) را کنار هم آورند.  پس از سال ۱۹۹۶ روسیه صلح سازی را جایگزین "تعهد بدون قید و شرط" به دولت رئیس جمهورامام علی رحمان کرد، اما همچنان می کوشید در پیمان صلح، برتری دولت بر مخالفان حفظ شود.هترشا  به نقش روسیه و ازبیکستان در آغاز جنگ داخلی تاجیکستان اشاره نمی کند، اما در ادامه کتاب داده های مفصلی را در این باره ارائه کرده است و به نقل از منابعی، از حضور نمایندگان هر دو کشور در جلسۀ اضطراری پارلمان در سال ۱۹۹۲ برای تغییر رژیم در کشور روایت می کند و از این که چه گونه نیروهای نظامی روسیه و ازبکستان در جریان جنگ داخلی تاجیکستان مستقیمأ درگیر بودند. بدین گونه، جامعه بین المللی هم در فراخ تر شدن شکاف میان "مفهوم حکومت داری" و "دستگاه حکومتی" در تاجیکستان سهم می گیرد. و به مردم این تصور را می دهد که دولت واقعأ توانمند است و می تواند از آنها نمایندگی کند و از حاکمیت و احترام بین المللی برخوردار است. به باور این نویسنده، سازمان های خارجی با توقعاتی متفاوت از خواسته های دولت تاجیکستان این کمک ها را ارائه می کردند و انتظار داشتند با ترویج دمکراسی و ایجاد جامعه مدنی، انگیزه های عمده آغاز جنگ را برای همیشه بزدایند.

به باور منابع آگاه در این جنگ داخلی، بیشتر از ۵۰ هزار نفر کشته و۷۰۰ هزار نفراز کشورآواره و بی‌خانمان گردیدند. در سال ۱۹۹۷ یعنی 5 سال پس ازین درگیری ها در حالی که حدود50هزار آواره های تاجیک در شمال افغانستان بسر می بردند، با میانجی گری استادبرهان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی ورئیس جمهورافغانستان وفرمانده نامدارجهاد احمد شاه مسعود و در نهایت از سوی ملل متحد، توافق نامه  صلح تاجیکستان درخوستده فرخار افغانستان به امضای هردو طرف جنگ رسید.

 
فرمانده احمد شاه مسعود با تحليل وضعيت خويش در میان نفاق وشقاق متحدین و همسايگان زمينه های حل مشکل آينده را همواره مورد دقت و مطالعه قرار مي داد. در کشوري که جبهه مقاومت مسعود با آن سرحدات مشترک طولانی داشت، کشور تاجيکستان بود. مسعود مسئله صلح تاجیکستان را ابتداء با سيد عبدالله نوری رهبر اپوزيسيون تاجيک که در افغانستان بود در ميان گذاشت، او دعوت مسعود را در جهت تامين صلح در کشورش رد نکرد، اما رئیس جمهور را مقصر ادامه جنگ در آن کشور دانست که با مجاهدين آشتی نمي کند. مسعود نمايندگان خود را به تاجيکستان فرستاد تا اين پيام را به رئيس جمهور تاجيکستان برسانند. در پيام مسعود تاکيد شده بود که ما نبايد با شما همسايه ای باشيم مثل پاکستان در برابر ما. ما در برابر مردم هم زبان و هم دين تاجيک مکلفيت احساس می کنيم تا به ختم بحرانات و جنگ های برادر کشی در آن کشور ياری برادرانه رسانيم. ازين رو از امام علی رحمان دعوت نمود تا غرض ملاقات با رهبری اپوزيسيون درين خصوص به مناطق تحت حاکميت مسعود بيايند. رئيس جمهور تاجيکستان اما علی رحمان ابتداء در سال 1374 به شهر کابل و بعداً در تابستان 1377 به خوستده فرخار ولايت تخار با اطمینان آمد و دردو نوبت با سيد عبدالله نوری، استادبرهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود مذاکره نمود و توافق نمودند تا غرض حل مشکلات ملی شان، دولت و اپوزيسيون هر دو در نظام سياسی آينده تاجيکستان اشتراک نمايند و از همين لحظه آتش بس در تاجيکستان مرعی الاجرا قرار داده شود.

جنگ تاجیکستان در واقع برای دهه های طولانی در محوریت تحویلدره به مقصد نفوذ گروه های افراطی به تاجیکستان، قرغیزستان، قزاقستان، ازبیکستان می توانست دوام نماید ومنطقه آسیای مرکزی وآسیای میانه را به کانون فعالیت های تروریستی مبدل نماید.  يکی از کارهای ماندگار و سودمند استاد ربانی وفرمانده احمدشاه مسعود پایان دادن به جنگ برادر کشی در تاجيکستان بود. مسئله توافق میان هردو جانب در دیدار خوستده فرخار حل شده بود، با آنهم رئیس جمهور تاجیکستان چند نشست دیگر را در تهران، عشق آباد ومسکو به اشتراک رهبران این کشورها دعوت نمود تا شرکای هم پیمان خودرا نسبت به تامین صلح دوامدار در تاجیکستان خوشبین وراضی بسازد.

رئیس جمهور امام علی رحمان، دولت عثمان یکی دیگر از رهبران اپوزیسیون را در مقام معاونیت صدراعظم قبول کرد وتعدادی از افراد مخالف خودرا به پست های دولتی بگمارید. آقای امام علی رحمان زمینه های زندگی مرفه وآرام برای اپوزیسیون مساعد نمودوسید عبدالله نوری را که مریض بود غرض تداوی با مصرف دولت تاجیکستان به آلمان فرستاد. با اینگونه اقدامات رهبران اپوزیسیون را از خود راضی نگهداشت.

با برقراری صلح در تاجیکستان عده ای از افراد اپوزیسین تاجیک به پاکستان رفتند وباردیگر در رکاب سازمان های القاعده، طالبان وداعش به عملیات محاربوی در برابر دولت ومردم افغانستان ادامه دادند. با مطالعه آثار نگاشته شده در مورد انگیزه‌های این جنگ درتاجیکستان،  می‌توان به عوامل ذیل اشاره نمود:

- محل‌گرایی و تلاش بزرگان  محلات برای به دست آوردن قدرت دولتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی  پیشین.

- ناسازگاری ونبرد بقایای کمونیستان‌ یا بازماندگان آن‌ها با اسلام‌گرایان، دموکرات‌ها و ملی‌گرایان جامعه تاجیکستان.

- رقابت نخبگان تاجیک برای احراز قدرت را نیز می‌توان یکی دیگراز عوامل آغازاین درگیری‌ها برشمرد؛ نخبگانی که با استفاده ازعوامل متذکره، یعنی گرایشات محلی و عقیدتی مردم تاجیک، به نبرد هم‌ رفتند که در نتیجه آن، محل و ایدیولوژی خاص چیره شد. اپوزیسیون اسلامی تاجیک به‌عنوان مهم‌ترین گروه درگیر در برابر حکومت امام علی رحمان که درجریان این نبردها به وجود آمد؛ شاهد سه دوره مهم بوده است:

دوره نخستین، درسال های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ زمانی که با ملی‌گراها و دموکرات‌ها متحد می‌گردد.

دور دوم، ازماه جولای ۱۹۹۷ زمانی که ملزم به امضای توافق‌نامه  بین دولت رئیس جمهور امام علی رحمان وحزب اپوزیسیون گردید.

دور سوم، دوره تساهل وهمدیگر پذیری این گروه ها در اکتوبر ۱۹۹۷ بر می گردد، که  هواپیمای حامل سید عبدالله نوری رهبر حزب مقاوت اسلامی تاجیک در هنگام حرکت از تهران به دوشنبه، از سوی طالبان در قندهارگرفته شد. دعوت محمد ملا عمررهبر طالبان از سید عبدالله نوری این بود که  با طالبان متحد شوند وبه مبارزه خود ادامه دهند، اما بعد از آن که  آقای نوری از گروگان طالبان آزاد شد، از مقاومت استاد ربانی و احمد شاه مسعود در برابر تحریک طالبان حمایت نمود.از برج جولای سال۱۹۹۷ حزب مقاوت اسلامی تاجیکستان، جزء مهم ایتلاف دولت با کمونیست‌های جدید بود. این حزب با توجه به این‌که نماینده دولت بود و با استفاده از وزارت حالات فوق العاده که در اختیار میرزا ضیائوف یکی دیگر ازاعضای اپوزیسیون بود، به او اجازه تشکیل یک دسته حربی داده شده بود. این نیروی حربی می‌بایست از گروها و دسته‌های کوچک موافق و مخالف در تحت  قومانده واحدی تشکیل می‌یافت تا در چارچوب نیروهای مسلح جمهوری تاجیکستان درآن شرایط فعالیت می‌کردند. با این حال، حزب اپوزیسیون اسلامی تاجیک در روند برقراری صلح در تاجیکستان، تحولات زیادی را پذیرفت. دولت تاجیکستان با قرار دادن زمینه های اقتصادی رهبران اپوزیسیون را مشغول فعالیت های خصوصی سازی  وبارزگانی نمود. در این راستا واگذاری جایداد هاوزمین های شهری دربازار شاه منصور به سید عبدالله نوری و حاجی اکبر تورج جان زاده، یکی دیگر از مقام های مخالفین تاجیک بود، که مالکیت فابریکه پخته در کافرنهان را بدست آورد. شکل گیری این حالت حزب مقاومت اسلامی تاجیک، توانمندی سیاسی دولت امام علی رحمان را برفرماندهان محلی  آن بالا برد.

فرماندهان محلی کسانی بودند که آرزو می‌کردند از قدرت‌شان برای کنترول منابع عایداتی شامل حق عبور داروها و مسیر ترانزیت مخالفین مسلمان ازبیک، وکسانی که برای آزادی فعالیت های نظامی در قرغیزستان پول پرداخت می‌کردند، استفاده کنند.  حزب مقاومت اسلامی یا اپوزیسیون تاجیک به‌عنوان تنها نیرویی بود که به طور شگفت‌آور در حال به دست آوردن اعضای جدید در کشوربود. این حزب شروع به جلب وجذب اعضای جدید در مناطق اسماعیلیه در ولایت خودمختار بدخشان کوهی، جاهایی که قبلادر آن نفوذی نداشت، اقدام نمود. در چنین زمانی نسل جدیدی از نظامی‌های تاجیک نمودار گردیدند که جوان‌ و کمتر ایدیولوژیک بودند و در جستجوی یک حزب سیاسی فراگیرکه بتواند، فراتر از نمایندگی های محلی و در سطح کشور فعالیت سیاسی نماید، بودند. با یک دید مقایسوی می توان اظهار نمود که جنگ داخلی در تاجیکستان بیشتر ماهیت محلی با گرایشات دینی داشت. چون در تاجیکستان تاجیک ها کلان ترین قوم درکشور هستند، ازین خاطر مسئله قومیت در میان گروهای سیاسی واپوزیسیون مطرح نگردید. در حالی که جنگ در افغانستان در کنار سایر عوامل بحران دیر پای کشور، مولفه‌هایی  قومی وتباری نیز در آن دخیل گشته است.

بهر حال دربرقراری صلح تاجیکستان دولت واپوزیسیون هردو در برابر هم به مسامحه ویکدیگر پذیری واقعی روی آوردند وبرای آینده ملت خویش مصالح ملی را بالاتر از مصلحت های گروهی ومحلی خود دانستند. از سوی دیگر دولت همسایه تاجیکستان یعنی افغانستان با وجود داشتن گروه های فراوان مسلح درکشور راه ورسم پاکستان را در برابر افغانستان روی دست نگرفتند.

احمد شاه مسعود فرمانده ارشد مجاهدین به همه نیروهای مسلح تاجیک در افغانستان مثل رضوان کافر نهانی مجال عبور ومرور مسلحانه به خاک تاجیکستان را از افغانستان هدفمندانه سلب نمود ورضوان را به کشورش برگرداند. بهر ترتیب، تسامح وتساهل سیاسی دولت تاجیکستان واپوزیسیون آن می‌تواند برای دولت افغانستان ومخالفین مسلح آن درس‌های آموزنده وتجارب سودمندی داشته باشد، که بصورت عمده می توان مواردی از آن را بگونه آتی به بررسی گرفت:
-  تلفات وقربانی های پرهزینه جنگ:  در تمام جنگ‌های شهروندی پس از گذشت  زمان طولانی، جوانب درگیرجنگ به علت گسترده گی ابعاد  تلفات مالی وجانی ناشی ازادامه جنگ، حاضر به مذاکره، همدیگر پذیری و مصالحه با هم دیگرمی‌شوند،‌ ومیدانند که سر انجام، صلح الترناتیف جنگ است وهر جنگی بالاخره به صلح می انجامد. ازین رو نباید گراف قربانی های جنگی را چنان بالا برد که جامعه ومردم دیگر از خاک ذلت برخاسته نتوانند. ‌طوری که  امام علی رحمان وسیدعبدالله نوری حاضر به چنین توافقی برای خیر مردم تاجیکستان گردیده اند.
-  پا درمیانی اشخاص، گروه های سیاسی، کشورها ونهادهای که برای برقراری صلح، برای دوطرف جنگ قابل قبول باشند. ‌طوری که در مصالحه تاجیکستان میان دولت و اپوزیسیون آن، موقف رهبران دولت و جمعیت اسلامی افغانستان و بعد‌ها سازمان ملل متحد، برای دو طرف جنگ قابل اعتماد بود ومورد توافق هردو طرف جنگ  قرار گرفت. لازم است که در مصالحه افغانستان نیز میانجی براساس حسن نیت واقعی مولفه‌های فرهنگی، قومی، هویتی و ارزشی مورد توافق و اعتماد دولت ومخالفین آن باشد.


- دادن نقش امنیتی به اپوزیسیون مسلح پس از پذیرش مصالحه، چنان که از حزب اسلامی تاجیکستان پس از برقراری صلح در کشور، برای مدیریت گروه‌های یاغی دیگر استفاده شد؛ درحال حاضر در افغانستان حدود بیست گروه دهشت افگن چون طالبان، شبکه حقانی، داعش، طالبان پاکستانی وگروه های تندرو وافراطی پاکستان فعالت تخریب کارانه می نمایند. درین حال اگر دولت با کلان ترین اهرم مخالف به مصالحه ‌ای دست یابد، برای به ثبات در آوردن نظم وامنیت در کشور لازم خواهد بود که به عنوان مثال از طالبان در مقابل داعش و مدیریت دیگر گروه‌های سرکش در مناطق ناامن کشور بهره برداری لازم صورت گیرد.  چون که دادن نقش امنیتی به مخالفین پیوسته به روند صلح برای مقابله با دیگر گروه‌های هراس‌افکن،‌ نقش کشورهای حامی تروریسم را بر این گروه از بین خواهد برد. و می‌توان زمینه تحول گروه های دهشت افگن را به نهاد های سیاسی ومدنی تبدیل نمود.
- سپردن مسو‌ولیت امنیتی برای مخالفین پیوسته با روند مصاله، در پروسه اعاده صلح درافغانستان نیز با توجه به گسترش برنامه‌های اقتصادی و ترانزیتی کشور، دادن مسوولیت تامین امنیت برنامه‌های ترانزیتی- اقتصادی به مخالفین که وارد پروسه صلح می شوند،‌ می‌تواند نقش این گروه ها را به‌عنوان یک گروه ایجابی در معادلات امنیتی تبدیل کند. باتاسف مخالفین مسلح دولت افغانستان به علت بی صداقتی ویا عدم توانایی دولت با هر دعوتی به صلح، بیشتر خشن میشوند وبه فعالیت های تخریبات کارانه و مرگبار دهشت افگنی خودمی افزایند.

در حالی که با گذشت هرروز گراف تلفات وقربانی اهالی ملکی در کشور روبه صعود است، طالبان نسبت به دولت تحت حمایت امریکا امکانات باالقوه ای دارند وبا گذشت هر روزکنترول مناطق بیشتری را در دست می گیرند. درین حال هنوز با گذشت چهار دهه از جنگ افغانستان کدام ماموریت صلح خواهانه از جانب ملل متحد، کشورهای همسایه، منطقه وجهان به نظر نمی رسد ودورنمای صلح در افغانستان بسیار تاریک جلوه می کند. همانطوری که می گویند: "خواستن توانستن است"، بایست مخالفین مسلح ودولت افغانستان با گذشت اینهمه سال های دشواربرای مردم وبیهوده گی ادامه جنگ به صلح اقتداء واراده کنند، وبا این عمل خود افغانستان رااز مداخلات بیشرمانه خارجی وخطرات گوناگون که در انتظار آنست، نجات دهند. در پایان تامین صلح وامنیت در تاجیکستان را که به بیستمین سال خود وارد میشود، برای دولت، اپوزیسیون ومردم شریف تاجیکستان مبارکباد می گویم.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر صاحبنظر مرادی