در گذشت برژنیسکی و بازگشت مریدان برژنف به ادبیات دهۀ هشتاد

۷ جوزا (خُرداد) ۱۳۹۶

درگذشت برژینسکی را برخی اعضای حزب دموکراتیک خلق پیشین که هنوز با زبان دوران برژینسکی و برژنف سخن می گویند، درگذشتِ "پدر اشرار افغانستان" می خوانند. آن ها در دهۀ هشتاد، مجاهدین و تنظیم های اسلامی و جهادی را "اشرار" می گفتند. این افراد بسوی مرگ برژینسکی با خشمِ توام با سرخوردگی و حسرت می بینند. عقده مندی و خشم آن ها از برژینسکی در آغاز دهۀ هشتاد به حمایت او از جنگ جریان اسلامی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق و قوای شوروی بر می گردد که به مجاهدین معروف شدند و تنظیم های اسلامی و جهادی را تشکیل دادند. آن ها به می پندارند که برژینسکی گروه های مجاهدین را در جنگ علیه حکومت حزب دموکراتیک خلق پیش از ورود قوای شوروی ایجاد و تحریص کرد و با کمک تسلیحاتی و مالی وارد جنگ ساخت و اگر برژینسکی نمی بود، مجاهدین و جنگی علیه انقلاب کبیر ثور و دولت انقلابی حزب دموکراتیک خلق شکل نمی گرفت. این در حالی است که حزب دموکراتیک خلق پس از غصب قدرت سیاسی از طریق کودتای خونین به تشکیل حکومت توتالیتر سرکوبگر پرداخت و هزاران نفر را که عمدتاً به گروه های سیاسی و اجتماعی مختلف مربوط می شدند دستگیر و بدون محاکمه سر به نیست و قتل عام کرد. آویختن لیست 12 هزار زندانی اعدام شده توسط حفیظ الله امین پس از آنکه نورمحمد تره کی را با بالشت خفه کرد به ساختمان وزارت داخله حکایت از این جنایت هولناک حاکمان حزب مذکور و این حکومت توتالیتر داشت. آیا این جنایات در شکل گیری قیام و جنگ علیه این حکومت سرکوبگر و آدم کُش نقش و تاثیری نداشت و فقط برژینسکی جنگ را و مجاهدین را بوجود آورد؟

نقش روس ها یا دولت کمونیست شوروی در این جنگ چه؟ آیا دولت شوروی و در واقع روس ها مسئولیتی در جنگ دهۀ هشتاد افغانستان نداشتند و پای آن ها را نیز برژینسکی به افغانستان کشاند؟

"زبیگنیوبرژینسکی" Zbigniew Brzezinski   مشاور رئیس جمهور امریکا در امور امنیت ملی بود که حزب دموکراتیک خلق در افغانستان با کودتای ثور 1357 قدرت را غصب کرد. او یکی از چهره های "معروف و سرسخت ضد  کمونیزم و ضد شوری در دستگاه قدرت ایالات متحده امریکا بود. "برژینسکی" پولندی تبار ، دوره جوانی را در فرانسه و جرمنی سپری کرد و تحصیلات خود را در علوم سیاسی در کانادا  به  سر رساند. او دکتورای خویش را در این رشته در سال 1953 از دانشگاه هارورد ایالات متحده  را بدست آورد و در سال 1358 تابعیت ایالات متحده را گرفت. وی در دهۀ 60 سده بیستم مشاوریت را در حکومت های جان اف کنیدی و لیندون جانسن روسای جمهور ایالات متحده به دست آورد. وی در همین دوره به داشتن نظریات و موضع گیری های شدید ضد کمونیزم و ضد شوروی معروف شد. او سپس در سال1976 مشاور امنیت ملی در اداره رئیس جمهور جیمز کارتر توظیف گردید و نقش عمده ای را در سیاست خارجی ایالات متحده در این دوره  به خصوص در مورد افغانستان بازی کرد.  برژینسکی درمورد روابط با حکومت حزب دموکراتیک خلق برخلاف سیاست وزارت خارجه نظریه به انزوا کشانیدن و فشار بر حکومت موصوف را تا کمک به مخالفین حکومت مطرح میکرد. از نظر موصوف برپایی و تداوم مناسبات و کمک با کابل نمی توانست هدف ایالات متحده  را در جلوگیری از سلطه فزاینده شوروی و سقوط کامل افغانستان بر آورده  سازد. او این سقوط  را بعد از کودتای اپریل 1978 انجام  یافته تلقی میکرد و پیشنهاد می نمود که در جلو گیری از پیشروی های بیشتر شوروی بسوی آبهای گرم و ذخایر انرژی شرق میانه، شوروی را در افغانستان تحت  فشار قرار باید داد.

آنچی که در زمان ارائه نظریات برژینسکی مایه تایید و کمک دیدگاه ها و ادعاهای او شد همانا عملکرد سرکوبگرانه و ظالمانه حکومت حزب دموکراتیک خلق و بروز مخالفت های گسترده مردم در برابر رژیم بود. عقد قرار داد  دوستی  پنجم دسمبر1978 میان کابل  و مسکو که به نحوی مداخله نظامی شوروی را مجاز میدانست زمینه را برای جایگزینی دیدگاه  برژینسکی به جای سیاست وزارت خارجه آماده  ساخت. یکماه ماه  بعد از این قرار داد که  رژیم شاهی طرفدارامریکا در ایران سرنگون گردید، نگرانی واشنگتن در دسترسی شوروی به منابع نفت شرق میانه و آبهای گرم افزایش یافت. قتل سفیر ایالات متحده در فبروری 1979 و توضیح شک بر انگیز و غیر قابل قبول در این مورد حادثه دیگری  بود که زمینه را  بیشتر از بیش برای  پذیرش نظریات  برژینسکی در قصر سفید و تغیر سیاست ایالات متحده مساعد کرد.

اگر قرار باشد که معیار مسئولیت ها و معصیت ها در حوادث خونینی پس از کودتای اپریل 1978 بر مبنای شناسایی عامل اصلی  وقوع جنگ سنجیده شود، این عامل قبل از همه در عملکرد زمام داران حزب دموکراتیک خلق قابل مطالعه و بررسی است. عملکرد غیرعقلایی و مجرمانۀ آنها بود که به شورش و قیام های مسلحانه  در بسیاری از نقاط  کشور انجامید. در آن زمان از کمک های مخفی "برژینسکی" خبری  نبود. و حتا در بسیاری از قیام ها گروه های اسلامی و رهبرانشان نقشی نداشتند. در اینکه برژینسکی و هموطنان امریکایی او از جنگ علیه حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و تجاوز شوروی بهره گیری فراوانی کردند و تا حدی انتقام  ویتنام را از شوروی گرفتند  تردیدی وجود ندارد.

نکتۀ بسیار مهم دیگر در توجیه تجاوز شوروی و پیش از آن شروع جنگ علیه حاکمیت حزب دمکراتیک خلق، تذکر و تأمل در باره سندی از آرشیف حزب کمونیست اتحاد شوروی است که رهبران حزب دمکراتیک خلق را قبل از کودتای ثور و حاکمیت حزب مذکور به مبارزه علیه مخالفانشان بنام نیروهای ارتجاعی  فرا خوانده می شوند . اگر کمک ایالات متحده امریکا قبل از تجاوز نظامی شوروی به گروه های اسلامی مخالف دولت حزب دمکراتیک خلق موجب بروز جنگ علیه این دولت شده باشد، حزب کمونیست شوروی سالها قبل دستور چنین جنگی را برای رهبران حزب دمکراتیک خلق صادر کرده بود. در سند محرم حزب کمونیست شوروی که پس از فروپاشی شوروی افشاء گردید دستور مبارزه به رهبران هر دو جناح خلق و پرچم حزب دمکراتیک خلق در سال 1974 علیه نیرو های ارتجاعی صادر گردیده بود:

« متن شماره 2-C-25-NR مؤرخ 1947-01-02 کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی در باره ی پیام (خطاب) به رهبران گروه های "خلق" و "پرچم" حزب دمکراتیک خلق افغانستان مطابق فیصله نامه ی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد  شوروی (فیصله نامه سال 1973) به شعبه ی روابط  بین المللی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی در همکاری باشورای  وزیران اتحاد شوروی وظیفه  سپرده  شد  تا ضمن مراجعه به  رهبران حزب دمکراتیک خلق ، از جناح  "پرچم" ببرک کارمل و از جناح "خلق" نور محمد  تره کی ، از آنها خواسته شود تا  توانایی و مساعی شانرا در جهت حمایت  از حکومت و تحکیم پایه های اجتماعی رژیم جمهوری و مبارزه علیه نیرو های ارتجاعی متمرکز سازند . طرح  پیام به ببرک کارمل  و نور محمد تره کی گسیل شود . کی. جی. بی مربوط شورای وزیران اتحاد شوروی (و شخص اف_کا_ مارتین) در زمینه توافق صورت بگیرد . بجاست تا سفیر شوروی در افغانستان نیز با متن آشنا ساخته شود . طرح فیصله نامه کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی ضمیمه میباشد.

   معاون رئیس شعبه بین المللی-

امضاء » 







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

شاهنشاه 19.07.2017 - 04:08

  آقای اندیشمند! این همه مسایل ذکر شده در کلیت مربوط میشود به دولتمداری و ایجاد نظام سیاسی و اجتماعی در یک کشور، و بعد در پرتو آن سیستمهای اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و غیره در قبال مردم همان جامعه چگونه شکل میگیرد. اگر از این بگذریم که برژنسکی و برژنف در سرنوشت مردم ما چه نقشی را بازی کردند، معلوم است، که هریک، بیش و پیش از همه متوجه منافع ملی و کشوری خود بودند. هویدا است که شما از داعیۀ "مجاهدین" و نظامی حکومتیی که آنها ایجاد کردند حمایه مینمایید، و در عین زمان حاکمیت ح.د.خ.ا. را سرکوبگرانه و رهبران آن را در نهایت قاتلین جا میزنید، که مورد قبول من هم هست. ولی برای یک لحظه هم متوجه شده اید، که صرف نظر از نظامهای کمونیستی - که نبودند - و اسلامی/جهادی - هم که نبودند - نحوۀ حکومتداری از لحاظ مناسبات اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و سایر تأمینات اجتماعی - اگر فعلاً در افغانستان باشید - اکنون مردم کشور ما از کدام یک اینان بخوبی یاد میکنند، منظورم از مردم افغانستان، تفنگسالان قلدر نیست. باز هم برای یک لحظه قضاوت کنید، که تره کی و کارمل کمونست زیادتر تیشه را بر ریشۀ اسلام زدند و یا هم رهبران جهادی شما؟ آیا گروهای طالب و داعش امروزی فرزندان همان مجاهدین برژنسکی نیستند؟ من شما را وادار نمیسازم که این دو سوال را جواب بلی بدهید، فقط صرف میخواهم با خود مشوره کنید که حرفهایم درست است یا غلط. امروز در کشور زشتترین اعمال رذیلانه و کفرآمیز، در زیر بیرق حکومت اسلامی صورت میگیرد، کاش این اعمال زشت در سایۀ لوای کمونیزم عملی میشد که دردی نداشت. رهبران جهادی شما خدا، محمد و قرآن را گروگان گرفته و در جیب خود گذاشته اند، و هر وقتی که عمل زشتی را انجام میدهند، یکی از این سه عنصر را از جیب بیرون میکشند و میگویند، که ما مطابق هدایت اینان این کار را انجام داده ایم، ما تکه دار اسلام هستیم و بر کسی حق انتقاد را نمیدهند و مردم مظلوم و خوش باور ما هم نمیتوانند در مقابل خدا، محمد و قرآن حرفی برای گفتن داشته باشند. حالا پرسش اینست که نظامی که برژنسکی فرمایش داد خوب بود و یا برژنف؟ لطفاً اندیشۀ سیاسی خویش را لحظه ای کنار بگذارید و با عقیدۀ اسلامی خود قضاوت بفرمایید! سپاس از شما
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



محمد اکرام اندیشمند