برادر برتر

۱۴ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۶

یک برادر از برادر های برتر می رسد
این بلا از آسمان، گرگر، مکرر می رسد

از کلکسیونِ مبادا، یک نشان زن، خوش شده
رهبرِ مِسترکُشان با امر مِستر می رسد

یک پروفیسور، اندر بخش تنظیفاتِ عقل
با پروژکتور خود خیلی منور می رسد

معنی حرفش کتاب و هر کتاب او: پَه هَه
در جوایز غوطه خورده تا به "بوکر" می رسد

با سفینه از فضا یا با پراشوت از مریخ؟
سرپرایزت کرده: از تول بکس موتر می رسد

پشت قانون اساسی دق شده، با پای لُچ
با دویدن، بی برک، تا پای منبر می رسد

برق تلویزیون که دیدک، ترک منبر می کند
بگذرد از وعظ، با یک خلطه لکچر می رسد

حکمتِ راکت ندارد چون خریدار دگر
پوچک آن را به گپ پُر کرده، از سر می رسد

نقش راکت کشته ها از روزگاران محو شد
ریخ بر تاریخ ما از لیگِ برتر می رسد

نوبت الله و اکبر رفت، دنیا کوچک است
این کرَت با نعرۀ الله و اصغر می رسد

با غنی تقسیمِ نان روغنی خواهد نمود
یک قدم نزدیک تر تا "گاد فادَر" می رسد

رهبری مخصوصِ آدم های مخصوص است و بس
بهترینِ ما که ذاتاً بوده رهبر، می رسد

من زدم، تو هم زدی، او هم زده، پس: می زنیم!
یک نفر این بار از صحرای محشر می رسد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



کاکه تیغون