عملكرد حكميار در گذشته و پيامدهاي پيوستن اش به حكومت!

۱۴ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۶

زمانيكه مجاهدين به رهبري استاد رباني و مسعود بزرگ به پيروزي رسيدند و وارد كابل شدند حكمتيار به بهانه اينكه دوستم كمونست در حكومت شامل است روزانه پنج هزار راكت بالاي كابل شليك مي كرد و در نتيجهء اين جنايات او هشتاد هزار مرد و زن كابلي به شهادت رسيدند و شهر زيباي كابل ويران شد و همچنان حكمتيار و دار و دست اش در شانزده سال اخير به بهانه اينكه كشور توسط خارجي ها اشغال شده است ده ها انتحار و انفجار را طراحي كردند و هزاران انسان بيگناه را به خاك و خون كشيدند، اما امروز حكمتيار دو دختر نوجوان خود را به سفارت هاي انگليس و امريكا فرستاد تا زمينه برگشت او را فراهم كنند.

حكمتيار كه هميشه سنگ اسلام را به سينه ميزد و به بهانه اسلام با حكومت مجاهدين جنگ كرد و كشور را به طرف جنگ داخلي برد و نام جهاد و مقاومت و مبارزات آزادي خواهانه ملت را بد نام كرد، امروز با حكومتي يكجا ميشود كه از سر تا به پا به كمك هاي امريكا وابسته است، فلسفه و هست و بود اين حكومت، ريشه هاي اين حكومت به امريكا ميرسد؛ بانوي اول كشور يهود است و رئيس جمهور دست نشانده امريكا از اسلام هيچي نميفهمد و در نماز جنازه سجده ميكند و شخصي مانند اتمر يك كمونست خاديست فرد دوم حكومت است، با وجود اين همه حكمتيار امروز به اين چنين يك حكومت پيوست اما چرا؟

تنها دليل پيوستن اش به حكومت رسيدن به ثروت و قدرت و تحكيم حاكميت پشتون است، اگر اين طور نبود حكمتيار هرگز با حكومت مجاهدين جنگ نميكرد، حكمتيار هيچ وقتي به اسلام ارزش قائل نبوده است، اسلام را فقط منحيث يك وسيله براي توجيه اعمال خشونت آميز و خرابكارانه و سلطه جويانه خود بكار برده است.

امروز حكمتيار در حالي به اين حكومت ميپيوندد كه امريكا پنج هزار نيروي تازه نفس به افغانستان ميفرستد و اين در حاليست كه اولين شرط حكمتيار براي پيوستن به حكومت خروج كامل نيرو هاي خارجي از كشور بود، اما نخير اشتباه كرديم اولين و آخرين شرط حكمتيار نه اسلام و آزادي و استقلال بود بلكه رسيدن به ثروت و قدرت و تحكيم حاكميت پشتون بود كه اين را پشت پرده اسلام كتمان ميكرد. 

اينكه آمدن حكمتيار چه پي آمد هاي خواهد داشت آنرا زمان پاسخ خواهد داد اما واضح و روشن اين است كه اشرف غني حكمتيار را فقط براي تقويت حكومت تك قومي و ديكتاتور منشانه خود آورده است و حكمتيار هم در اولين سخنراني خود واضح گفت كه يك حكومت قوي مركزي ميخواهد و ثابت ساخت كه انحصار قدرت به دست پشتونها از اولويت ها حكمتيار در تباني با غني است، حكمتيار در اولين سخنراني خود پس از آمدن ثابت ساخت كه مانند ديگر فرزند ناسيوناليست پشتون نميخواهد قدرت را منصفانه بين اقوام اين مملكت شريك سازد؛ اما اين آرزوي حكمتيار و تماميت خواهان كشور را دوباره به بحران سياسي و نظامي سوق خواهد داد كه ما اميدواريم خداوند متعال آقاي حكمتيار و فاشيست ها را هدايت كند كه كشور ما دوباره به طرف بحران و جنگ نرود و آباد شود.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

شاهنشاه07.05.2017 - 05:38

  آقای تاجیک، شادم که بار دیگر از تو میشنوم. ما تجربۀ در حدود دو قرنه از حکومت پشتونها به مفهوم عام آن داریم. در این مدت از حکومتداری این قوم در کشور چه افتخاری باقیمانده، که حتی صرف پشتونها به آن ببالند؟ هیچ! غیر از بیسوادی، جهالت، مزدری و غرور فروشی برای بیگانه! گویند میرویس هوتک زمانی که گرگین آگاه شد که وی پسر مقبولی دارد که شایستۀ یک غلامی خوب است، از میرویس خواست تا فرزندش را به دربار گرگین بفرستد، همت و غیرت میرویس در این شد که یک فرزند غریب همسایه اش را بنام پسر خود به دربار گرگین فرستاد. این نمونۀغیرت یک پشتون است. احمد شاه درانی غلام نادر افشار با تمام خصوصیت یک غلام در دربار وی زندگی کرد و تربیه شد و با تمام اساسات یک غلام از وی کار گرفته شد و بعداً بحیث یک غلام نمک شناس خدمتی صرف به خانوادۀ شاه افشار انجام داد. یگانه خدمتی که به قومش کرد، خرقۀ مبارک بهترین عالم را از فیض آباد خائنانه به قندهار انتقال داد و خدمت دیگری از احمد شاه در این سرزمین ملموس نیست. سرنوشت پسر و نواسه هایش بر همگان مسلم است که بدون عیاشی و خانه جنگی چه افتخاری را بهم رساندند، تا نسل کنونی به آن ببالد. یک شاه زمان بود که ناپلیون به او دست دوستی دراز کرد، ولی برادرش او را کور ساخت. بهمین گونه محاسبه روی تمام خانوده های "زی خیل" به آسانی صورت گرفته میتواند، که امروز در تالارها و محافل به لنگیها و شفهای لعنتی شان بالیده میشود. همین گونه این بررسی را باید تا امروز برشمرد. صرف و صرف امان الله خان را از این خانواده مستثنی بساز که او هم تربیه یافتۀ خانوادۀ تاجکی است، دیگر کدام اینها به آبادی این سرزمین فکر کرده اند و یا لااقل دستی به کار شده باشند، غیر از افتخار به لنگی و پیراهن تنبان و به اتن، رقص بیظرافت مردانه. بنااً تا زمانی که پشتون در این جامعه حاکم باشد آرامی و آبادی این مأوای ما خیلی بعید است و یا هم از امکان خیلی بدور و در یک واژه، ناممکن. بنااً نباید گله ای صورت بگیرد، اگر همتی هست، خود باید دست به کار شد و در غیر آن خاموش باید بود و شعر سرود و افتخار به پنجهزار ساله تاریخ خود کرد.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



خيام تاجيك