نوروز، پرجاذبه ترین آیین در ادوار تاریخ

۳ حمل (فروردین) ۱۳۹۶

نوروز، چشم انداز روشن به زندگی نو و امید های نو، با گذشت فصل انجماد و کرختی زمستان، با جوش و خروش طبیعت و پدیده های آن از راه می رسد و به پیشواز و استقبال این خجسته روز، تغییر و دگرگونی در طبیعت آغاز می شود. بلبلان با نغمه های شرین شان آمدن نوروز و بهاران را بشارت می دهند و موجودات و نباتات رنگ و بو بدل کرده و با دمیدن روح تازه بهاری در وجود شان جوانه های امید و شادابی را بار دیگر احساس و تجربه می کنند.

بر اساس اسطوره های کهن، نوروز و بنیاد آن به یما (جمشید) سرسلاله پادشاهان پاراداتا یا پیشدادیان بلخ می رسد که با تابیدن خورشید بر تاج زرین او جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را نوروز نامیدند.

نوروز و آیین نوروزی در گذر زمان و تاریخ پرخم و پیچ خود با فرود و فراز های گوناگونی مواجه بوده و با عبور از دل ادیان و فرهنگ های مختلف، مهر دلباختگان و کین بدخواهان اش را با مروت و مدارا حَمل و تحمل کرده است.

با آمدن دین مقدس اسلام، آیین نوروز توانست میراث غنی فرهنگی خود را با آموزه ها و نماد های اسلامی بیامیزد و ترکیب خوش خط و خالی که در سازگاری و همسویی با اسلام و فرهنگ اسلامی باشد را با تلفیق نماد و باورهای مذهبی به نمایش بگذارد.

با وجود این هم، برخی فقها و افراطگرایانی بوده اند که به استناد به یک حدیث پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که به وسیله ی مالک بن انس (رض) روایت شده، سنان نقد و تحریم نوروز را در دستور کار خود قرار دهند و با آمدن هر نوروز آن را تکرار کنند.

 این در حالی است که در این حدیث روایت شده از پیامبر هیچ نوع ذکر و اشاره به نوروز و تحریم آن نشده است. "پیامبر اسلام نگفت که شما نوروز را برگزار نکنید بلکه گفت خداوند عید فطر و عید قربان را برایتان ارزانی داشته که بهتر از نوروز و مهرگان است."

بی تردید، یکی از ویژگی های دین اسلام احترام به سنن و آیین های نیکو است که در رفتار پیامبر اسلام، خلفای راشدین و امئه صالحه تبلور روشن داشته است.

گفته می شود که حضرت علی (ک) در ززمان خلافت خود مالک اشتر را به مصر فرستاد و در یک نامه مفصل و بلند بالای سیاسی به او نوشت که تو میان قومی می روی که آنها داری تمدن و سنت های نیکو و پسندیده اند، سنت نیکوی را که بزرگان این امت به آن عمل کرده اند را مشکن و سنتی میاور که به  سنت های گذشته آنها آسیب رساند.  

این نامه بلند سیاسی که از بخش کوچک آن در بالا اشاره رفت تبلور روشنی است از عمل و رفتار صدر اسلام در برابر سنن و رواج های نیکو و پسندیده گذشته و نمونه و الگوی بارزی است میان رابطه دولت با شهروندان و حقوق سیاسی و اجتماعی آنها در یک حکومت مردم پسند.    

با این حال دیده می شود که ریشه اساسی مخالفت و دشمنی با نوروز بیشتر در جنبه های سیاسی، قومی و هویتی مسآله نهفته است تا جنبه اعتقادی که بسیاری آگاهانه و شعوری و برخی ناآگاهانه و تقلیدی بر طبل آن تا امروز کوبیده اند.

برنتافتن فرهنگ غنی فارس، زبان باعظمت فارسی و تمدن شکوهمند فلات ایران بزرگ ( که ایران کنونی بخش کوچک آن است) از جانب اعراب و به چالش کشیدن سیطره سیاسی آنها توسط مبارزان و عیاران خراسان چون ابومسلم خراسانی، طاهر فوشنجی و... مسله ی بود که هیچگاه به مذاق اعراب خوش و سازگاری نیامد و این "عجم" ستیزی به ویژه فارسی ستیزی آنها تا امروز هم بر کسی پوشیده نیست.

از این رو، نوروز و آیین نوروزی به عنوان مظهر تمدن باشکوه خراسان بزرگ و نماد فرهنگ با عظمت فارس همواره و به اشکال گوناگون با تهدید و تخریب اعراب و نوکران شان روبرو بوده است.

با این همه، آنچه نوروز را در ادوار تاریخ استوار و ماندگار نگه داشته، منطق طبیعی و اجتماعی آن است که در تعامل و همسویی با دین و مذهب جلوه های درخشان یک تمدن کهن و درخشان تاریخ که فراتر از افسانه و اسطوره است را به نمایش گذاشته است.

هم چنان، از نوروز به عنوان جشن و مناسبتی می توان یاد کرد که در تولید ارزشها فرهنگی و اجتماعی و پیوند دادن مذاهب و فرهنگ های مختلف در این حوزه نقش پیشتاز و مؤثری داسته است.

ثبت و شناختن نوروز به عنوان باستانی ترین جشن تمدن بشری از سوی سازمان ملل متحد درسال 2010، مناسبت بین المللی، جهانی شدن و تعلق این جشن ماندگار را به جامعه بشری به اثبات رسانید







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



غلام اکبر نوابی