مسلخ وطن

۱۶ حوت (اسفند) ۱۳۹۵

قلب وطـن بـه خنجـر افـراط پاره شد

تـعـداد کـشـتگان وطـن بی شماره شد

گویی که جنگ و فتنۀ افراط دروطن

با طرح دشمنان نه دهـه تا هزاره شد

از تیغ طالـبان بچکـد خون پاک خلق

در مسلخ وطـن همـه برپـا قـنـاره شد

از کلۀ بریـده و تـن های ریـش ریش

در پیش چشم ارگ هزاران مناره شد

فـرهنگ صلح اهـل مـدارا و اعـتدال

در مملکت به دست ستمگر کتاره شد

تبعیض در سیاسـت دولت شده عجین

این نه فقط دوباره که برما هماره شد

در سـینه های ارگ نشینان دلی نماند

برجای دل بسینه شان سنگ خاره شد

تا خائنان به قدرت وچوکی رسیده اند

جای فساد و مرکـز رشـوت اداره شد

دزدی ز بس به مملکت ما شده فزون

مالک پیاده ازخروغاصب سواره شد

از مطـبخ سـیاسـت مرموز در وطن

مُلـی ز زیــر قـاب پـلـو آشـکاره شد

شـب جای روز آمده و مه شده نهان

گـویی سپهـر طالع ما بی سـتاره شد

پوشاک پربهای تمدن بـه دسـت غیر

بـر قـامـت بلـنـد وطـن بد قـواره شد







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



رسول پویان