قانون اساسی جمهوری فدرالی خراسان

۱ حوت (اسفند) ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم

دیباچه، دولت، ریاست جمهوری، حقوق و وظایف اساسی مردم، قوه مقننه، شورای فوق العاده، قوه اجراییه، قوه قضاییه، دیوان قانون اساسی، مطبوعات آزاد، اداره، تعدیل، حکومت نظامی 

این خاکۀ پیشنهادی قانون اساسی از طرف رییس بنیاد ژورنالیستان آریانا (شکرالله کُهگدای) در11 بخش و 124 اصل با استفاده از تجارب کاری چهارساله در شورای ملی کشور در دهه قانون اساسی بحیث خبرنگار پارلمانی روزنامه کاروان تهیه ودر ماهنامه کاروان چاپ کالیفورنیا درسال 2003 انتشاریافت که مورد استقبال فراوان هموطنان بویژه اهل دانش وفرهنگ قرارگرفت وحالا که همه خواهان تعدیل قانون اساسی اند, مجددا آن خاکه قانون اساسی مرور و با تطابق با شرایط عصرمتحول و پیشرونده تکنالوژی وجهانشمول شدن کشورها ومرزها, نوسازی شده بصورت بسیار فشرده یگان مطالب آن نشر میگردد  تا مورد نقد وبررسی صاحب نظران وهمچنان استفاده قانون سازان قراربگیرد.

دیباچه

با پیروی از دین مقدس اسلام وبه منظور تأمین صلح وثبات , آزادی, مردم سالاری و شایسته سالاری, زیست مساویانه وعادلانه همه شهروندان این سرزمین درسایه قانون بصورت مسالمت آمیز و عدم خشونت گرایی , پابندی به  منثور سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد واعلامیه جهانی حقوق بشر, یکپارچگی ملی وهمبستگی اجتماعی به منظور حمایت از تمامیت ارضی, حاکمیت ملی واستقلال کشور.

  به منظور انتفای استبداد, خشونت وتروریزم از عرصه حیات ملی ومناسبات بین المللی مطابق با اصول زیست باهمی صلح آمیز ومیثاق های جهانی.

بمنظور تامین عدالت اجتماعی درمقابل قانون وبرمبنای اصل احترام به کرامت انسانی وحقوق بشر.

  به منظور تقویت وانسجام بنیاد دفاعی, سیاسی, علمی, تکنالوژی فرهنگی واجتماعی.

و به منظور فراهم سازی یک محیط زیست سالم, عصری ومرفه برای همه شهروندان کشور بدون هرگونه امتیازطلبی وتبعیض زبانی, قومی , قبیلوی ومنطقوی.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونهاد ها و نامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان بین الاقوامی پارسی دری که بیش از هزار سال است زبان محاوره و مکالمه ومفاهمه ومکاتبه و افهام وتفهیم باشندگان این سرزمین, وزبان گفتاری ونوشتاری دربار شاهان وفرمانروایان  ودفتر ودیوان مردمان این حوزه  بزرگ فرهنگی بوده است, تهیه میشود, چونکه  زبان پارسی دری، زبان یک قومِ خاص و زبان محلی خاص در این سرزمین نیست، بلکه زبان تاریخی، ادبی، رسمی و ملیِ اقوام این سرزمین است که آن‌ها از این زبان به عنوان عنصر مشترکِ ملی برای وحدت سیاسی و ملی استفاده می‌کردند و می‌کنند, زیرا هیچ زبان دیگری دراین سرزمین این امکانِ تاریخی، ادبی و بین الاقوامی را ندارد که از آن به عنوانِ عنصر مشترکِ ملی و زبان مشترکِ ملی برای وحدت ملی استفاده شود.

دولت

دولت سرزمین آریایی ما بنام جمهوری فدرالی خراسان یاد میشود که کشوری است با نظام جمهوری شورایی, مستقل واحد وغیر قابل تجزیه وحاکمیت ملی به مردم تعلق دارد.

   سیاست خارجی کشور برمبنای منافع داخلی کشور تنظیم میگرددتا با همه کشورهای جهان بویژه با کشورهای اسلامی و همسایه وآنهایی که برای ارتقای کشور کمکهای بی شایبه ارایه میدارند, برپایه حقوق واحترام متقابل و با شناخت مرزهای جغرافیایی همسایگان به شمول مرزهای جنوبی وشرقی با پاکستان ودرسطح بین المللی استوار میباشد و همانگونه که همسایگان حق هیچگونه مداخله در امور داخلی و ادعای ارضی بالای اراضی کشور را ندارند ما هم هیچگونه مداخله در امور کشورهای همسایه را جایز ندانسته  وهیچگونه ادعای ارضی ویاهم تجزیه کشورهای همسایه را مدنظر نداریم وحق شان رابرای پاسداری وحراست ازمرزهای شان را به رسمیت می شناسیم.

  دولت فدرالی خراسان کوشش مینماید تا با کشورهای تاجیکستان, اوزبیکستان, تورکمنستان, قرغیزستان, قزاقستان وحتی ایران وترکیه با تشکیل بازار مشترک اقتصادی وسیاسی , دفاع واحد, امنیت منطقوی, زمینه های ایجاد پول واحد, پرچم واحد, سرودملی واحد, مرزهای آزاد و رفت وآمد بدون روادید را مهیا ساخته سرانجام یک حکومت وکشور مشترک را با احترام وحراست از فرهنگها وزبانهای هرکدام تاسال 1400 هجری شمسی بوجود بیاورد.

   اتباع  خراسان عبارت اند از همه افرادی که دراین سرزمین تولد شده اند ویا از نسل این سرزمین درکشورهای دیگر به دنیا آمده باشند. برهر فرد این افراد با حفظ هویت فرهنگی هرکدام کلمه (آرین) را میتوان اطلاق کرد واز کلیه حقوق شهروندی وامتیازات معنوی ومادی این سرزمین بویژه تابعیت دوگانه شان میتوانند استفاده نمایند.

  دین رسمی کشور دین مقدس اسلام است. دولت وظیفه دارد تا با درنظرداشت تامین خوشبختی وآسایش انسانهای روی کره زمین درگسترش ودفاع از دین مسالمت آمیز اسلام درسطح ملی وجهانی دست به اقدامات آرامش دهنده وضد تروریزم بزند.

  آن عده هموطنانی که پیرو دین مقدس اسلامی نیستند, در اجرای مراسم دینی شان آزاد میباشند واز حقوق مساوی شهروندی در امور اجتماعی برخوردارند.

 رشد وانکشاف هر زبان حق گویندگان و وارثان همان زبان است . وارثان هر زبان میتوانند  درمحلات شان با همان زبان مادری شان حل مطلب نمایند. دولت در حمایت یکجانبه یا کم بها دادن هیچ یک از زبانهای کشور حق مداخله را ندارد بلکه وظیفه دارد تا در انفاذ, تاسیس, وضع وچاپ ونشر کلیه قوانین, نهادها, سرودملی, چاپ پول وپیسه, مراکز, مراتب ومراحل ونامهای لشکری وکشوری را به شمول نامهای رتبه های نظامی وپولیس و دانشگاهی را به زبان پارسی دری که زبان بین الاقوامی کشور است تهیه, نشروچاپ نماید. دولت حق ندارد واژه ها واصطلاحات یک زبان رابر زبان دیگر تحمیل نماید. مردم این کشور حق دارند نظر به فیصله سازمان ملل متحد قانونا از تساوی حقوق (زبان مادری) برخوردارباشند وگفتار ونوشته وخواندن خودرابه زبان های مادری خود نظر به آرزوی خودانجام بدهند. همانگونه که هیچ قوم وطایفه وقبیلۀ بردیگری امتیاز وبرتری ندارد, هیچ زبانی نیز بردیگری برتری وامتیاز ندارد.

   کاربرد تخلص های قومی, قبیلوی , منطقوی ومحلی به منظور جلوگیری از برتری جویی های قومی, قبیلوی ومنطقوی ودرنتیحه ایجاد همگونی وامتزاج اجتماعی و تفاهم همگانی, ملغا اعلام میگردد وهیچ کس حق ندارد که از تخلص های قومی, قبیلوی ومنطقوی که تعلقات وی رابه یک قوم وقبیله ومنطقه نشان بدهد, استفاده نماید. در تذکره نفوس هم بخاطر رفتن به سوی وحدت ملی از ذکر وابستگی های قومی, قبیلوی ومنطقوی خودداری شده تنها شماره ثبت, تاریخ تولد , نام ونام پدر وپدرکلان وشهرک محل تولد و ولایت تولد هر شهروند کشور ذکر میگردد.

   بخاطر فراهم سازی زمینه رشد واستفاده از نیروی جوانان , سن رییس جمهور, صدراعظم, وزرا , سفرا و والی ها  درهنگام نامزد شدن باین وظایف از 40 سال به بالانباشند وسن معاون ها و معین های شان از 30 سال به بالانباشد.

آبهای کشور که از منابع داخلی سرچشمه میگیرد وبه کشورهای همسایه سرازیر میشود, حق ساختن بند وانهار برای تولید برق وامور کشاورزی برای استفاده داخلی یک حق مسلم باشندگان این سرزمین است واگر آب اضافی سنجش شود طبق قرارداد جداگانه برای هر مترمکعب آب صادره پول عادلانه طبق موافقه طرفین تعیین میشود.

  درهمه اموری که بین کشور خراسان وکشورهای دیگر به شمول کشورهای همسایه اختلافی بروز نماید, از سازمان کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد برای میانجیگری تقاضای کمک میشود.

سرودملی وپول وپیسه وهمه قوانین وقردادها ونامهای لشکری وکشوری به شمول رتبه های نظامی وپولیس ودانشگاهی به زبان پارسی دری که یک زبان بین الاقوامی کشور است تهیه میشود.

  چون تا به سلطنت نادرخان همه شاهان کشور در ضرب سکه های شان از زبان بین الاقوامی فارسی دری بهره می جستند مثلا:

   سجع مهر سکۀ احمدشاه این‌چنین بود:

مژده که شد پادشاه میر جهان پهلوان

احمد گیتی ستان وارث تخت کیان

این سجع بعد از فتح سرزمین هند این‌گونه تغییر کرد:

حکم شد از خالق بی‌چون به احمد پادشاه

سکه زن بر سیم و زر از پشت ماهی تا به ماه

احمدشاه ابدالی به زبان پارسی دری شعر دارد؛ تیمورشاه نیز شاعر و شعرشناس بود و در زبان پارسی دری شعرهای نسبتاً خوب دارد:

چون از کمین سرما ترکان کمان گشادند

بر کوهسار کابل خفتان ز نقره دادند

سلطان دی چو بگذشت بر تخت عاج فوجش

دست ادب به سینه در پیش ایستادند

فرمود تا نمایند تاراج گلستان را

دست تطاول آن‌ها بر گلستان گشادند

سجع سکۀ زر و سیمِ تیمورشاه چنین بود:

چرخ می‌آرد طلا و نقره از خورشید و ماه

تا زند بر چهره نقش سکه تیمورشاه

سجع سکۀ امیر دوست‌محمد خان این‌گونه بود:

امیر دوست‌محمد به عزم جنگ و جهاد

کمر ببست و بزد سکه، ناصرش حق باد

شاه‌شجاع بر سکه‌اش این بیت را نوشت:

سکه زد بر سیم و زر روشن‌تر از خورشید و ماه

نور چشم دُر دُران شه شجاع

سجع سکۀ امیر محمد افضل خان این‌گونه بود:

دو فوج مشرق و مغرب زهم مفصل شد

امیر ملک خراسان محمد افضل شد

پس در ضرب سکه های امروز نیز از زبان بن الاقوامی فارسی دری استفاده گردد تا اغتشاش فکری میان مردم عاید نگردد.

 واحد پولی کشور (آرین) نامیده میشود.

ریاست جمهوری

 رییس جمهور از میان اعضای مجلس نمایندگان و از طرف نمایندگان برای یک دوره پنج ساله با رای مستقیم وعلنی نمایندگان ملت انتخاب میگردد که یک مقام نمادین وتشریفاتی بوده  و با صدراعظم حزب اکثریت , وزرا و والی های انتخابی, حاکمیت ملی را با درنظرداشت منافع ملی تمثیل میکنند ولی مافوق قانون نیستند. یک شخص نمیتواند بیش از دو دوره رییس جمهور باشد. رییس جمهور وروسای قوای ثلاثه دولت ومعاونان شان نمیتوانند پدر, مادر,خانم, خواهر, برادر, کاکا,ماما, خاله , عمه وفرزندان شان را با استفاده از قدرت ونفوذ رسمی خود به وظایف مافوق رتبه بویژه درسفارتخانه ها مقرر نمایند.

حقوق  و وظایف اساسی مردم

  حاکمیت ملی حق انفکاک ناپذیر شهروندان کشور است. تمام شهروندان کشور بصورت مساوی وبدون امتیاز از حقوق زندگی آرام, آزادی ملکیت وخوش بودن طبیعی برخوردار وبدون امتیاز دربرابرقانون, حقوق و وظایف مساوی دارند. هر شهروندی که در دوران تجاوز کشورهای بیگانه, بهرکشور که مهاجرت نموده و تابعیت کشور دیگری را حاصل کرده باشد واز وی فرزندانی هم درهرکشوری که به دنیا آمده باشد, امتیاز شهروندی همه آنها حفظ وازکلیه حقوق وامتیازات مساوی معنوی ومادی تابیعت دوگانه برخوردار میباشند.

 رسانه های اجتماعی به شمول رادیو وتلویزیون ونشرات چاپی به مردم تعلق دارد. حکومت نمیتواند رادیو وتلویزیون و وسایل چاپی را باختیار داشته باشدویاهم از آن به نفع تبلیغات حکومتی خود استفاده نماید بلکه با برپایی نشست های مطبوعاتی به ابراز نظریات خود بپردازد.

  مردم حق دارند به تاسیس وبراه اندازی احزاب سیاسی وگردهمآیی ها واجتماعات واعتراضات بپردازند. احزاب وگروهای که بنام قوم یا ملت ویاهم تفرقه های زبانی, قومی, قبیلوی ومنطقوی را تبلیغ نموده نفاق افگنی نمایند, نمیتواند فعالیت نمایند.

  مردمانی که تابحال بنام کوچی یادشده واز امتیازات خاصی استفاده کرده اند, پس ازاین اگر میخواهند درپاکستان باقی بمانند, اختیار با خودشان, ولی اگر میخواهند باین طرف مرز بیایند باید درمحلات شرقی کشور جابجا شده از رفت وبرگشت به بیرون از کشور ویاهم در محلات دیگر کشور بویژه محلات مرکزی خودداری کرده بمانند شهروندان عادی کشور خدمت نموده تذکره تابیعت بگیرند ودریک محل ثابت باقی بمانند تا از حقوق وامتیازات مساوی با دیگر شهروندان بهره مندباشند.

  هیچکس حق ندارد به اعمال خشونت بار وخلاف ارزشهای اسلامی وانسانی برخود ودیگران دست بزند. آنهایی که دست به خشونت وخونریزی برخود ودیگران بهر عنوانی که باشد میزنند مورد پیگرد قانون قرارگرفته مجازات میشوند.

قوه مقننه یا مجلس نمایندگان

   شورای ملی, یک اتاقه و متشکل از یک مجلس نمایندگان است که از طرف مردم با رای مستقیم سری وآزاد برای هردوره پنج ساله مقننه انتخاب میشود.

   مجلس نمایندگان در نخستین جلسه افتتاحیه خود یک رییس, دو معاون , یک منشی ویک معاون منشی وروسای انجمن ها را انتخاب میکند.

  مجلس نمایندگان از میان اعضای خود یک نفر را با رای علنی, مستقیم وآزاد بحیث رییس جمهور انتخاب میکند ورییس جمهور یک معاون رانامزد کرده برای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید. چوکی ریاست جمهوری, یک چوکی نمادین وتشریفاتی میباشد .

     پس از آنکه  حزبی در مجلس نمایندگان اکثریت چوکی ها رابه دست بیآورد, رییس جمهور, رییس آن حزب را,  بحیث صدراعظم, موظف به تشکیل کابینه مینماید. صدراعظم,  وزرای خودرابرای کسب رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی می نماید.

  رای اعتماد وتایید وزرا, سفرا و نامزد  چوکی های ملکی مافوق رتبه وهمچنان سلب صلاحیت از آنها از جمله وظایف مجلس نمایندگان است.

    تغییر وتعدیل وتصویب قوانین به شمول قانون اساسی وتصامیم کلان کشوری بمانند پیمان های سیاسی ونظامی واقتصادی وقراردادهای تجارتی داخلی وخارجی وتصویب یا تعدیل یا رد بودجه عادی وانکشافی دولت, از جمله صلاحیت های مجلس نمایندگان است وهیچ نهادیا جرگه یا هرمجلس دیگری از چنین صلاحیتی برخورددارنیست.

شورای فوق العاده یا اضطراری

  درصورت وقوع حالات فوق العاده, شورای فوق العاده یا اضطراری متشکل از اعضای مجلس نمایندگان و اعضای شورای ولایتی به ریاست رییس مجلس نمایندگان تشکیل شده واوضاع را مورد بررسی قرارداده تصاویبی صادر می نمایند.

  تصویب قانون اساسی نو ویا تعدیل آن, هم از صلاحیت همین شورای فوق العاده است و هیچ مجلس دیگری نمیتواند جایگزین این شورای فوق العاده شود. قانون اساسی درهرده سال سراز نومطابق به شرایط عصروزمان  تجدید میگردد.

قوه اجراییه یا حکومت

 قوه اجراییه عبارت از حکومت مرکزی با وزرای که از طرف مجلس نمایندگان مورد تایید قرار بگیرند و والی های انتخابی در ولایات است . حکومت را حزبی تشکیل میدهد که در انتخابات مجلس نمایندگان اکثریت کرسی ها را بدست آورده باشدویا با ایتلاف احزاب دیگر, اکثریت را در مجلس نمایندگان تشکیل داده باشد.

   مجلس نمایندگان, وزرای پیشنهادی صدراعظم را ارزیابی کرده درصورت قناعت  به آنها رای اعتماد میدهد وهمچنان میتواند رای اعتماد خودرا از هر وزیری که متهم به پول شویی, بیکفایتی وناکارآیی شود, پس بگیرد واو را از وظیفه وزارت خلع نماید.

  رییس جمهور یا صدراعظم نمیتواند وزارت ها یا وظایف مهم دیگر را با اشخاص سرپرست اداره نماید. درصورت فوت, استعفا, برکناری یا سلب صلاحیت وزیر از طرف مجلس نمایندگان, معاون یا معین همان وزارت, وظایف همان وزارت را تا تعیین وزیر نو به پیش ببرد. یک شخص نمیتواند دوبار دریک وزارت یاهم ازاین وزارت به آن وزارت تعیین یا تبدیل شود.

  هر کارمند مافوق وخارج رتبه دولتی به شمول سفرا , شارژدافیرهاونمایندگان دایمی کشور در خارج, پیش از آغاز وظیفه باید به انجمن امورخارجه مجلس نمایندگان رفته تقاضای تایید نماید و پس از تایید انجمن مربوطه, می تواند به کارش آغاز نماید.

  حکومت برنامه جامعی پیرامون رسیدگی به زندگی شهروندانی که درخارج از کشور بسرمیبرند تدوین کرده از حقوق انسانی آنها در کشورهای دیگر دفاع و زمینه برگشت رضاکارانه شان را با مساعدت های بهتر زندگی نو مهیا میسازد.

  سفارت های کشور وظیفه دارند تا به حال شهروندانی که درآن کشورها بسر میبرند توجه جدی نموده از همکاری ومساعدت لازم دریغ نکرده درهر سه ماه گزارش کاری خودرا به انجمن خارجه مجلس نمایندگان بفرستند.

  همه افرادی که در رتبه های بالایی قوای ثلاثه دولت به شمول عضویت در مجلس نمایندگان میخواهند بکار آغاز نمایند, باید حد اقل درجه لیسانس داشته باشند.

   حکومت زمینه آموزش وپرورش مساوی را از آغاز تا انجام بصورت مجانی برای همه فرزندان کشور فراهم می نماید.

  حکومت در نصاب آموزشی مراکز تعلیمات متوسطه کشور تعلیمات نظامی ابتدایی را جهت آمادگی شهروندان کشور در دفاع از تمامیت ارضی  مدنظر میگیرد تا همه جوانان کشور درصورت وقوع تجاوز خارجی آماده دفاع از تمامیت ارضی کشور باشند.

  حکومت وظیفه دارد تا امنیت وآرامش شهروندان را به بهترین صورت ممکن تامین نماید و هرگاهی که شهروندان مورد حملات تروریستی قرارمیگیرند, دست به اقدامات بازدارنده زده, با شدیدترین اقدامات لازم همه لانه های تروریستی را درهرکجایی که باشد سرکوب ونابود نماید.   

  حکومت وظیفه دارد تا دختران وپسران را مورد حمایت همه جانبه قرارداده از بدرفتاری و آزار آنها  جلوگیری نماید. حکومت برای جلوگیری از همجنس بازی که یک عمل غیراخلاقی وخلاف شرعیت است, اقدامات لازم بازدارنده را اتخاذ می نماید و مرتکبین آنرا مورد پیگرد قانونی قرارداده مجازات می نماید.

  ولایات کشور که بوسیله والی انتخابی وروسای ملکی انتخابی با مشوره شورای ولایتی اداره میشود, در مسایل پیشرفت داخلی شان آزاد مگر درمسایل چاپ پول وامورنظامی ودفاعی ومناسبات خارجی تابع حکومت مرکزی میباشند.

  تاوان جنگ

  حکومت به همکاری قوه قضاییه یک مرکزی را برای سنجش خسارات انسانی ومادی ناشی از تجاوز روسیه شوروی سابق زیرنام حکومت خلقی وپرچمی وپاکستان را زیرنام (طالبان) تشکیل داده غرامات جنگ را ازاین کشورها طبق معیارهای بین المللی, مطالبه می نماید. دراین درخواست غرامات جنگ از روسیه فعلی, برای هرخانواده بازمانده شهدا یکصد میلیون دالر , برای هرسال زندانیان ده میلیون دالر وبرای معیوبین دوران تجاوز روسیه وپاکستان 20 میلیون دالر مدنظر گرفته خواهدشد.

  حکومت وظیفه دارد تا برای بازماندگان آنعده شهروندانی که دراثر تجاوز روسیه شوروی زیر نام حکومت خلق وپرچم و طالبان که  همسران شان را از دست داده اند, تا اخیر عمر, مددمعاش, بیمه صحی, مواد خوراکه وسرپناه تهیه نماید.

    ثروت های طبیعی ومنابع معدنی کشور مال بیت المال است, هیچکس نمیتواند بصورت شخصی ازاین منابع استفاده نماید. حکومت وطیفه دارد تا برای بهره برداری از این منابع جهت رفاه عامه اقدامات لازم اتخاذ نماید.  

  حکومت وظیفه دارد تا برنامه مشخصی در تعریف از کشورهای دوست ودشمن طرح نماید. مناسبات کشور با کشورهای دیگر برمبنای احترام متقابل, همزیستی مسالمت آمیز, حسن روابط وعدم مداخله در امور داخلی یک دیگر استوار میباشد. کشورهای که بهر شکلی از اشکال در امور داخلی کشور ما مداخله نموده باعث ایجاد بحران ونا امنی شده تلفات جانی وخسارات مالی را به بار بیاورند, بحیث دشمن شناخته شده با واکنش باالمثل و اقدامات تلافی جویانه وتقاضای تاوان جنگ, مقابل میگردد.

  حکومت وظیفه داردتا برای همه شهروندان کشور خدمات بیمه صحی را بصورت رایگان تدارک نماید.   حکومت همه مادران شیرده را از تولد نوزاد شان تا سه سالگی زیر پوشش بیمه صحی وموادغذایی کافی  قرارمیدهد.

  حکومت موظف است تا از اعمال نفرت افزایی وخشونت گرایی بهر عنوانی که باشد جلوگیری نماید. افرادی که متهم به نفرت گرایی شوند از 2 تا 4 سال حبس محکوم میگردند.

  حکومت وطیفه دارد تا برای حمایت حیوانات کشور اقدامات لازم را روی دست بگیرد. جنگ انداختن حیوانات و شکار حیوانات کم پیدا یک عمل نادرست تلقی شده به مرتکبین آن مجازات زندان وجریمه نقدی اعمال میشود.

  خدمت سربازی داوطلبانه است. حکومت وظیفه دارد تا برای همه نیروهای امنیتی معاش مکفی بپردازد وبرای خود و خانواده آنها خدمات صحی رایگان را تدارک نماید. آنعده از نیروهای امنیتی که باثر حملات انفجاری وانتحاری ویا مقابله با دشمنان شهید میشوند ده چند معاش شان برای همسرشان تا آخر زندگی پرداخته میشود. نیروهای امنیتی پس از تقاعد از پول تقاعد وخدمات رایگان صحی بهره مند میشوند.

  روسای دانشگاه ها ودانشکده ها با رای مستقیم علنی وآزاد استادان هردانشگاه انتخاب میشوند وحکومت هیچگونه مداخله ونفوذ در آن انتخابات نمیداشته باشد.

حکومت نظامی

 درصورتی که تمامیت ارضی کشور مورد تهدید یا تجاوز خارجی قراربگیرد ویاهم حکومت ملکی قادر به تامین امنیت وازبین بردن لانه های تروریستی  وحملات انتحاری وانفجاری نباشد, حکومت نظامی به ریاست معاون اول وزیر دفاع وکابینه نظامی متشکل از جنرال های ارتش وپولیس تا رفع ودفع خطر تجاوز خارجی و نابودسازی لانه های تروریستی, قدرت کشور را بدست میگیرد. حکومت نظامی نمیتواند قانون اساسی را تعلیق, تعدیل ویا هم ملغا نماید ویاهم حق ندارد به بازداشت وزندانی سازی اعضای حکومت ملکی ورهبران سیاسی ونمایندگان شورای ملی ویاهم توقیف رسانه های آزاد وناشران آن دست بزند.   درپایان رفع خطر, حکومت ملکی انتخابی به رهبری همان حزبی تشکیل میشود که از طرف دیوان عالی قانون اساسی بحیث برنده اعلان شده باشد. تشکیل حکومت نظامی به معنی کودتاگری نیست.

  کودتا یک عمل غیر قانونی ونامردانه است. افرادی که درگذشته دست به کودتا زده اند ویا درآینده به چنین عمل غیر قانونی دست بزنند, مورد پیگرد قانونی قرار گرفته بحیث  خاینین ملی توسط (دادگاه اختصاصی) به مجازات لازم محکوم میگردند.

قوه قضاییه                 

  قوه قضاییه متشکل از دیوان عالی ودادگاه های آن است که عدالت را در کشور به بهترین شکل آن, بدون هرنوع جانبداری, تامین می نمایند. قاضی القضات که از طرف رییس جمهور با موافقه صدراعظم نامزد میشود  باید رای اعتماد مجلس نمایندگان را حاصل نماید وقاضی های دیگر از طرف قاضی القضات با موافقت صدراعظم, پیشنهاد وآنها هم باید رای مجلس نمایندگان را کسب نمایند.

  قوه قضاییه هرچه زود تر یک (دادگاه اختصاصی) را تشکیل بدهد تا آنهایی را که متهم به جنایات بشری از قبیل: خیانت ملی, وطنفروشی, راکت زنی و ویرانی شهرها, رهبری,صدور دستور وارتکاب به حملات انفجاری وانتحاری, گرفتاری, شکنجه و اعدام مردم بویژه در پولیگون پلچرخی طی  40 سال گذشته اند وهمچنان آنهایی که طی سالهای اخیر متهم به اختلاس دارایی عامه وغصب زمینهای دولتی ومردم شده اند با جمع آوری اسناد و  شواهد, آنها را بصورت علنی به محاکمه کشانیده به جزای لازم محکوم نماید. 

دیوان قانون اساسی

درچوکات قوه قضاییه, دیوان قانون اساسی متشکل از 19 نفر باین شرح تشکیل میشود:

2 استادانتخابی از دانشکده های شرعیات دانشگاه های کشور, 2 استادانتخابی از دانشکده های حقوق دانشگاه های کشور, 2 نفر انتخابی از طرف مرکز رسانه های آزاد, 3 نفر انتخابی از طرف جوامع مدنی, 2 نفرانتخابی  از طرف جامعه حقوق بشر , 4 نفر انتخابی از شبکه زنان, 2 نفر از استادان دانشکده های زبان وادبیات دانشگاه ها و2 نفر از دانشکده های ژورنالیزم دانشگاه ها.

  دیوان قانون اساسی, یک نفر را بحیث رییس ویک نفر را بحیث معاون ویک نفر را بحیث منشی از میان اعضای خود با رای مستقیم وعلنی انتخاب می نماید.

  دیوان قانون اساسی, وظیفه تفسیر قانون اساسی وهمچنان براه اندازی ونظارت انتخابات کشور, از جمله انتخابات مجلس نمایندگان , شوراهای ولایتی, والی ها, حاکمان شهرستانها , شهردارها وسایر انتخابات ملکی را بدوش دارد.

  شمارش واعلام نتایج انتخابات هم از وظایف ومسولیت های همین دیوان قانون اساسی است.

  انتخابات کشور در یک روز به شمول انتخابات شورای ملی, والی ها, حاکم های شهرستان ها , روسای بلدیه ها (شهردارها) وروسای اداره های ملکی هر ولایت در هر 5 سال در اول میزان برگزار میگردد.

  سفارت ها ونمایندگی های کشور درخارج, زمینه رای دهی رابرای شهروندانی که در خارج از کشور زندگی و تابعیت دوگانه دارند و می خواهند در رایدهی ها اشتراک نمایند, مساعد می سازد.

مطبوعات آزاد

  مطبوعات بحیث رکن چهارم دولت از آزادی بیان وهمه امکانات دسترسی اطلاعات آزاد  برخوردارمیباشد. دولت کلیه امکانات دسترسی به اطلاعات را به رسانه ها مهیا میسازد و از آزادی رسانه ها حمایت کامل می نماید مگر دولت هیچگونه اعمال نفوذ برآنها نمی داشته باشد. دولت ضامن گردش آزاد اطلاعات است.

  نمایندگان رسانه ها (مرکز رسانه ها) را با انتخاب یک رییس ومعاون رییس ومنشی با رای مستقیم وعلنی وآزاد برای هردوره 4 ساله تشکیل میدهند وبودجه آن در سرجمع بودجه دولت مدنظرگرفته میشود. معاش رییس آن برابربامعاش معین ومعاش سایرکارمندانش دربودجه دولت منظور میشود مگر حکومت هیچ نوع مداخله ونفوذ در وظایف آن نمیداشته باشد.

  پخش ونشر رسانه های گروهی به مردم تعلق دارد واعضای حکومت یا سخنگویانش تنها با برپایی گردهمایی های مطبوعاتی میتوانند طرح وبرنامه ونظر خود را باطلاع عامه برسانند. حکومت نمی تواند به نشر وپخش وسایل ارتباط گروهی به نفع تبلیغات خود از پول بیت المال بپردازد. رادیو, تلویزیون ونشرات چاپی که تابه حال به اختیار حکومت قرارداشته پس از این یا متوقف ویا هم به اشخاص انفرادی فروخته شود.

  هیچ رسانه نمی تواند برعلیه دین مقدس اسلام مطلبی را نشروپخش نماید. هیچ رسانه حق ندارد برای برتری وتفوق جویی زبانی, قومی, قبیلوی, منطقوی ومحلی و ایجاد دشمنی میان زبانها واقوام کشور تبلیغات نماید.

  به نشرات وتبلیغات کمونیستی, فاشیستی وتروریستی اجازه نشر وپخش داده نمی شود.

  احزاب سیاسی وگروه های فرهنگی میتوانند دست به فعالیت های نشراتی بزنند, مشروط باینکه به دین مقدس اسلام, اعلامیه جهانی حقوق بشر وارزشهای فرهنگی دیگران هتک حرمت صورت نگیرد. به آن عده اشخاص, احزاب وگروه های که سابقه تعلقات کمونیستی, فاشیستی وتروریستی داشته اند ویاهم حالا متهم به همان اندیشه های خرابکارانه استند, اجازه فعالیت سیاسی ونشراتی داده نمی شود.

  حکومت برای تکافوی هزینه رسانه های آزاد وغیر حزبی, در بودجه عادی دولت 50 % مصارف شانرا می پردازد.

اداره

   اداره خراسان براصل تبارز اراده مردم به واحدهای اداری تقسیم میگردد که در راس هر وزارت یک وزیر قراردارد.  در راس هر ولایت یک والی انتخابی و در راس هر حکومتداری یک حاکم انتخابی شهر با رای مستقیم وسری وآزاد مردم برای هردوره 4 ساله انتخاب میگردد.

  در هر ولایت یک شورای ولایتی انتخابی وشهردار انتخابی اداره امور را با همکاری والی انتخابی به پیش میبرند.

  رییس جمهور, صدراعظم, وزرا ومعاونان شان نمی توانند از قدرت وصلاحیت رسمی شان استفاده کرده, پدر, مادر, خانم, خواهر, برادر, کاکا, عمه, ماما, خاله وفرزندان شان را به چوکی های مافوق رتبه بویژه درسفارتخانه ها مقرر نمایند.

تعدیل

   اصل پیروی از دین مقدس اسلام, اساس ریاست جمهوری شورایی و حکومت حزبی, تساوی حقوق شهروندان بدون هرنوع امتیاز قومی,زبانی, منطقوی, قبیلوی وتطبیق اعلامیه جهانی حقوق بشر تعدیل نمی گردد, مگر اصل های  قانون اساسی نظر به پیشنهاد دوثلث مجلس نمایندگان  وبا رای اکثریت نمایندگان قابل تعدیل است. قانون اساسی در هر ده سال مورد بازنگری وتعدیل از طرف مجلس نمایندگان قرار میگیرد.

 

----------------------------------------

پانویس ها:

واژه خراسان به معنی طلوع خورشید که پیشینه نام خراسان تا بیش از هزار سال قبل از امروز فراخنا دارد. بخشهای عمده خراسان عبارت بوده است از باختر(بلخ , تخار ومرو), اریا (هرات), خوارزمیش (خوارزم), اپارتیا( طوس و نیشاپور)ع کارامانیا (کرمان, سکاستین (سیستان), اراکوزیا (قندهار), گدروسیا (بلوچستان), پاکتیا (خوست تا سند), گندهارا( پشاورتاکابل), پاروپامیس (غوروهزاره جات).

  اگر از یاد آوری کتابها و تاریخ نویسان وجغرافیا نگاران وگردشگران داخلی و بیرونی درباره نام خراسان بیاوریم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد مگر موسس خورنی ارمنی (قرن 4-5 ترسایی), شمس الدین سامی مولف قاموس الاعلام,تاریخ سیستان, سترانج انگلیسی, حدودالعالم من المشرق الی المغرب, عروضی سمرقندی,فتوح البلدان از بلاذری,چچ نامه چاپ دهلی,ابن خرداد مولف المسالک والممالک, ابن الفقیه مولف البلدان, ابوالقاسم الجیهانی مولف اشکال العالم, ابن اسحق الاصطخری مولف مسالک الممالک, نرشحی مولف تاریخ بخارا, ابوریحان البیرونی, قانون مسعودی, یاقوت حموی مولف معجم البلدان, حمدالله مستوفی, قزوینی مولف جغرافیای نزهت القلوب, جرجی زیدان, تقویم البلدان, اراضی خلافت شرقیه مولف لوسترانج, ژرژی زیدان مولف تمدن اسلام, ابوالفدا مولف تقویم البلدان, رحلته مولف ابن بطوطه, جهانکشا,مرتضی حسین بلگرامی مولف حدیقه الاقالیم,ناصر خسرو مولف سفرنامه, عبدالحی گردیزی مولف زین الاخبار, عروضی سمرقندی مولف چارمقاله , بیهقی, حبیب السیر,حدیقه الاقاسیم, تاریخ سندالمعروف تالیف سیدمحمدمعصوم,ظفرنامه تالیف رنجیت امرنات و هزارها کتاب ونوشته های متاخرین ومقتدمین شاهد وگواه سرزمین خراسان متشکل از شهرهای این خطه بزرگ فرهنگی بوده است بمانند: بلخ, هرات, مرو, نیشاپور, خوارزم, تخارستان (قطغن وبدخشان), فرغانه, سیستان, بادغیس, بست, رخج(قندهار), کابل, زابلستان,بامیان,غزنه,غور وشهرهای دیگر در میان همین شهرها.

       همین  مخالفت وستیزه گری هموطنان افراطی وپشتونوالی افغان(پختون), از نام وموجودیت سرزمین خراسان سبب شده است تا همه افتخارات فرهنگی سرزمین خراسان را کشور ایران بخود بچسپاند وکشوری که فعلا بنام افغانستان یاد می شود هیچ چیزی از خود نداشته باشد وبیخ وبنیادش تهی از همه داشته های علمی وفرهنگی باشد.

     پس درواقعیت امر نام خراسان با پیشینه درخشانش مورد توجه همه باشندگان این سرزمین  به شمول هموطنان پختوزبان ما بوده واین نام به همه باشندگان این سرزمین تعلق دارد چنانچه خوشحال ختک شاعر پیشکسوت زبان پختو ضمن اعترافش به نادانی (ناپوهان) افغانها وهوشیاری خراسانیان میگوید:

درست جهان په ناپوهانو دک دی

                      ولی زیات په کشی وگوری افغان دی

هوشیاران یگان یگان په هرمکان شته

                چه کثرت یی دی په ملک د خراسان دی

   پس نام

خراسان

عوض نام انگریزی افغانستان

  این دیگر به هیچ کس پنهان نیست از هنگامی که نام سرزمین ما به افغانستان تبدیل شده خواه قبول میکنید که در1747 زمان شروع پادشاهی احمدشاه بابا که بکلی جعل تاریخ ودروغ است ویاهم در1893 هنگام امضای معاهده دیورند به درخواست وبه رضایت خود امیر عبدالرحمن خان که درستش همین است, این سرزمین روی آرامش وآسایش را ندیده وهرچه بوده تجاوز خارجی (انگریزها وروسها وپاکستانیها) وگرفتاری وشکنجه واعدام وهمچنان  قتل وکشت وخون وکورکردن وبه دار زدن  وآتش نمودن واختناق واستبداد سیاسی وفرهنگی وکوچ دادن اجباری مالکان زمینهای حاصل خیز شمال وسپردن آن به کوچی های پاکستانی, مهاجرت های میلیونی بوده وحالا هم حملات انتحاری وانفجاری ابلیس های پاکستانی بآن اضافه شده که روز وشب مردم بیچاره مارا سیاه وتاریک نموده وهزاران هزار خانواده ما رابه ماتم عزیزان شان سیاهپوس ساخته است.

     درواقعیت امر نام (افغانستان) فعلا مورد قبول اکثریت اقوام غیر افغان (پشتون) در کشور نیست.  نام (افغان) بوسیله لارد اکلند وایسرای هند بریتانیایی درسال 1838 بر این سرزمین گفته شده است و هم این نام برای بار نخست بوسیله انگریزها درسال 1893 طی معاهده دیورند با امیرعبدالرحمان خان باین کشور رسمیت یافته است. اینکه انگریز ها به کدام اهداف دراز مدت این نام رابراین سرزمین گذاشته اند تا سالها برآن حکمروایی ونقش ایفا کرده در سرنوشت این کشور دست باز داشته باشند, گذشت زمان آن را ثابت ساخته است. خلاصه افغانستان یک نام همه شمول نیست بلکه یک نام تفرقه اندازانه انگلیسی وغیر قابل قبول است وبه همین سلسله کسانی که قبلا (افغان) بودند وبه همین نام ونشان شناسایی می شدند, حالا با گذشت نیم قرن تغییر هویت ونام ونشان داده خودشان را (افغان) نه بلکه (پشتون – پختون) میگویند و نام وهویت (افغان) را به گردن مردمانی انداخته اند که هویت اصلی شان (افغان) نه, بلکه تورکمن, هزاره , اوزبیک, ایماق, قرغیز, عرب, نورستانی, بلوچ و تاجیک است وهمه شان به هویت اصلی شان پابند و نام(افغان) را برای شناسایی هویت اصلی شان قبول ندارند وآنرا یک هویت جعلی و تحمیلی برای خود می دانند. شاید چند دهه بعد افراطیونی درمیان اوغانها(پختونها) پیداشوند که بازهم تغییر هویت ونام داده خودشان را دوباره (سلیمانی) بنامند واز پشتون بودن خود همانگونه که از افغان بودن خود گذشته اند از پشتون بودن خود نیز بگذرند چونکه بنابر اسناد تاریخی اینها از پشته (گویند واژه پشتو وپشتانه و پشتنه وپشتو ازهمین پشته گرفته شده است) های کوه سلیمان که فعلا بخشی از خاک پاکستان است به سایر محلات واز جمله بطرف خراسان برای دست یابی به منابع آبی و چراگاه های سرسبز هجوم آورده اند. نمایشگری اوغانها(افغان=پشتون=پختون) برای بدست گرفتن قدرت این سرزمین بار نخست در ١٧٤٧ صورت گرفت که جرگۀ انتخاب پادشاه متشكل از خوانين ابدالى و غلزايى، در مزار شير سرخ قندهار داير گرديده و با اشاره صابر شاه کابلی (مدفون درشهرغزنه) , احمدخان از افسران نادر افشار به حيث پادشاه خراسان برگزیده شد. احمد خان بعد از تاجگذارى، نام ابدالى را به درانی تبديل نمود. دولت وى از اشراف و خوانين درانی تشكيل يافته بود. قابل یادآوری است که تا بحال مردم عربستان سعودی به آنعده زایرانی که به زبان اوغانی (پشتو) سخن میزنند وبه مراسم حج بیت الله شریف میروند آنها رابنام (سلیمانی) یاد میکنند. شاید سالها بعد کشور اسراییل از نام سلیمانی که به بنی اسراییل پهلو میزند, سخت خوشش بیاید وانگلیس هم از چنین نام نو استقبال خواهدکرد وچه بسا که پسان ها برای سرزمین شان نام (سلیمان) را برگزینند, همانگونه که استعمار انگیس نام اسراییل(یعقوب پیامبر) را برای جابجایی یهودها در سرزمین فلسطین برگزیده است. ناگفته نباید گذاشت که گروه تبهکار (داعش) در کشورهای عراق وشام (سوریه) که ساخته دست اسراییل وشاید هم انگیس باشد, یک گروهک تروریستی آن را به نام (خراسان) یاد میکنند که بی هیچ تردیدی هدف  شان رسیدن به همین سرزمین خراسان و یاهم بدنام ساختن نام خراسان وفارسی ستیزی باشد تا به همکاری طالبان وگلبدین وحقانی خیل, دست به تبهکاری درسرزمین خراسان نیز بزنند.

  البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که نام (افغان) باعث بسیاری از برتری جویی ها و تسلط طلبی ها ونفاق افگنی ها از طرف عناصر فاشیست شده تا حدی که (حزب افغان ملت) به همین مسیر روان بوده واست وبنیانگزار آن غلام محمدفرهاد میخواست که در قانون اساسی 1342 یگانه زبان رسمی کشور همین زبان پشتو باشد و درهمین امسال فاشیست های طرفدار حامدکرزی واشرف غنی احمدزی کوچی بیشترکم طاقت شده تا آنجا که افسر خلقی عبدالواحد طاقت برباشندگان اصلی این مرزبوم یعنی تورکمن ها وهزاره ها واوزبیک ها وایماق ها وپشه یی ها وتاجیک ها, بیشرمانه تحقیر وتوهین روا داشته وآنها را (مهاجر وحرامی) خوانده وخواهان بیرون راندن آنها از افغانستان شد ومیگوید که افغانستان یعنی پختونستان واین افغانستان مال پختون ها است نه از دیگران ودیگران که پختون نیستند ازاین وطن بیرون شوند . انوارالحق احدی رهبرحزب افغان ملت واشرف غنی احمدزی کوچی رییس جمهور تقلبی دست نشانده پاکستان هم درهمین مسیر روان استند.

  چون اکثرا حکومات افغانستان سالها بدست پختون ها گیر افتاده هویت فرهنگی خود شان را در ساختار های گوناگون اجتماعی با جبر وزور واکراه  بردیگران تحمیل کرده اند واز موجودیت و نمایش ورویش  نمونه های هویت فرهنگی باشندگان مردمان دیگر جبرا جلوگیری نموده اند که باین ستمگری فرهنگی وفارسی ستیزی, باشندگان غیر پختون هویت فرهنگی خودشان را نه در سرود ملی میابند ونه در نامگزاری های رتبه های علمی دانشگاه ها واکادمی علوم ونه در نامهای رتبه های نظامی وپولیس ونه در نوشته های پول وپیسه کشور وحتی بیش از نیم قرن قبل, محمدگل مهمند به حمایت حکومات فارسی ستیز بویژه حمایت هاشم جلاد و داودخان وبرادرش نعیم خان مردمان اوزبیک وترکمن وتاجیک را در ترکستان (قطغن زمین) به غل وزنجیر کشید وظلم وستم فاجعه باری بحق آن مردمان باشنده اصلی قطغن روا داشته بهترین زمینهای حاصل خیز را از مالکان اصلی آن به زور برچه وتفنگ غصب کرده آنرا به کوچی های پاکستانی داد و همچنان بسیاری از نامهای تاریخی قطغن زمین وترکستان آنروز را به کلمات اوغانی (پختو) تبدیل کرد که این ظلم وستم انسانی و بیدادگری فرهنگی باعث رنجش و نارضایتی مردمان آن دیار شده است. درهمین راستا است که پشتونیست ها بخاطر همین شیوه دشمنی وظلم وستم محمدگل مهمند با مردمان غیر اوغان(پختون) اورا قهرمان میدانند مگر مردمان غیراوغان(پختون) اورا خاین لقب میدهند.

  پس برای رفع این همه کشمکش های برتری جویانه باید نام کشور دوباره به خراسان تبدیل واصلاح شود چونکه این یک نام باستانی وپرافتخار این سرزمین بوده نام کدام قوم وقبیله نیست که باعث تفوق طلبی وکشمکش های فاشیست ها گردد چونکه همه آریایی وخراسانی اند وکابل هم بحیث پایتخت همه, میتواند قابل قبول همگانی باشد.

   نام خراسان تا حکومت امیر عبدالرحمن به این سرزمین اطلاق میشد چنانچه به دستور خود امیر این شعر توسط  ملک‌الشعرای دربار، میرزا شیراحمد جلال‌آبادی ، علیه اسحاق‌خان فرزند اعظم خان (مادرش ارمنی عیسوی مذهب بود بمانند رولاغنی همسر اشرف غنی احمدزی که لبنانی الاصل و عیسوی مذهب است) پسر کاکایش که پادشاهی را حق خودمیدانست و در ترکستان اعلان سلطنت کرده بود, سروده شد تا میان مردم پخش شود. جلال‌آبادی قصیده‌ای سرود که روی کاغذهای کلان چاپ شد و در سراسر کشور به خصوص در شمال کشور در مکان‌های عمومی ‌نصب گردید.  قصیده‌اش را با این بیت به پایان می‌رساند:

«در خراسان دگر مجال تو نیست

 ای خـر, آسـان بگـیر راه عـراق»

  از جانب دیگر باید به وضاحت اضافه گردد که گروه های قومی ترکمن, هزاره, اوزبیک, اوغان(پشتون), تاجیک ودیگران دراین سرزمین بحدی باهم آمیخته وممزوج ومخلوط ودوست شده اند که هیچگاهی نه مصلحت است ونه امکان دارد که یکی را از دیگری جدا ودر یک ساحه قومی خالص تجرید ویا به پندار فاشیست مآبانه پشتونیست ها از کشور اخراج شوند بلکه همه گروه های قومی با ازدواج های میان قومی با هم مخلوط وآمیخته شده اند وآنهایی که ادعای برتری جویی افغانها(پختون ها) را بردیگران در سر پرورانیده اند قادر نیستند تا اقوام گوناگون را از همدیگر جدا نمایند چونکه اشتراک و امتزاج اجتماعی و فرهنگی میان تورکمن ها وهزاره ها(اکثرا هزاره ها خودرا تورکمن میدانند) واوزبیک ها واوغان ها وتاجیک ها بحدی نسج گرفته وپیوند وگره خورده که نمیشود پوست را از استخوان جدا کرد. همه باهم در برابر قانون برابر واز حقوق وامتیازات مساوی باید بهره مند شوند که تا بحال نشده اند وهیچ یکی را بردیگری امتیاز وبرتری درکارنیست. بازهم اگر یگان هموطنان اوغان ما (افغان=پشتون) ادعا دارند که از نگاه تعداد نفوس در اکثریت اند وباید سهم بیشتری در همه امور داشته باشند, خوب سهم بیشتر از آنها, پس بفرمایند که سهم تورکمنان, هزاره ها,تاجیکان, اوزبیکان, ایماقان, قرغیزان, بلوچان کجاست؟ بیایید قبول نماییم که سهم بیشتر درهمه امور از آنها. مثلا اگر زمینهای دشت بکوا را پارچه پارچه نموده میان همه اقوام باین شرح تقسیم نماییم که بیشترین سهم از اوغانان باشد, قبول خواهندنمود؟:سهم اوغانان (افغان=پشتون یاپختون) 265 جریب, سهم تاجیکان100 جریب, سهم هزاره ها 100 جریب, سهم اوزبیکان 100 جریب, سهم تورکمانان 100 جریب, سهم ایماقان 100 جریب, سهم بلوچان 100 جریب وسهم قرغیزان هم 100 جریب. قبول است؟ اگر فکر میکنند که این عادلانه خواهدبود پس که ادعا می نمایند  اینک 265 سال است نام این سرزمین افغانستان است, سهم شان را گرفته وبه حق شان هم رسیده اند و حالا نوبت دیگران است (آسیای بابه اگرهم است به نوبت است), 100 سال نام این سرزمین شود: جمهوری اسلامی یا فدرالی تاجیکان (چونکه کشور تاجیکستان وجود دارد), 100 سال بعدی : جمهوری اسلامی یا فدرالی هزارستان, 100 سال دیگر: جمهوری اسلامی یا فدرالی اوزبیکان, 100 سال دیگر: جمهوری اسلامی ترکستان یا ترکمانان, 100 سال دیگر: جمهوری اسلامی یا فدرالی بلوچان, 100 سال دیگر: جمهوری اسلامی یا فدرالی ایماقان, 100 سال دیگر: جمهوری اسلامی یا فدرالی قرغیزان و100 سال دیگر: جمهوری اسلامی یا فدرالی نورستان وبعدش دوباره نوبت جمهوری اسلامی یا فدرالی اوغانستان(لوی پشتونستان=لوی پختونستان=لوی پتانستان یا کشور سلیمان) میرسد وهرنام که دل شان خواست برای 265 سال دیگر انتخاب نمایند وتعهد می نماییم که درآن هنگام هیچ صدایی درهیچ جایی از ما برسم اعتراض نخواهندشنید.

  بازهم بنگرید همه پادشاهان این کشور درهمین دوسه صد سال اخیر به زبان قندپارسی سکه شان را ضرب زده اند:

   سجع مهر سکۀ احمدشاه درانی یا ابدالی یا سدوزایی این‌چنین بود:

مژده که شد پادشاه میر جهان پهلوان

احمد گیتی ستان وارث تخت کیان

این سجع بعد از فتح سرزمین هند این‌گونه تغییر کرد:

حکم شد از خالق بی‌چون به احمد پادشاه

سکه زن بر سیم و زر از پشت ماهی تا به ماه

احمدشاه ابدالی به زبان پارسی دری شعر دارد؛ تیمورشاه نیز شاعر و شعرشناس بود و در زبان پارسی دری شعرهای نسبتاً خوب دارد:

چون از کمین سرما ترکان کمان گشادند

بر کوهسار کابل خفتان ز نقره دادند

سلطان دی چو بگذشت بر تخت عاج فوجش

دست ادب به سینه در پیش ایستادند

فرمود تا نمایند تاراج گلستان را

دست تطاول آن‌ها بر گلستان گشادند

سجع سکۀ زر و سیمِ تیمورشاه چنین بود:

چرخ می‌آرد طلا و نقره از خورشید و ماه

تا زند بر چهره نقش سکه تیمورشاه

سجع سکۀ امیر دوست‌محمد خان این‌گونه بود:

امیر دوست‌محمد به عزم جنگ و جهاد

کمر ببست و بزد سکه، ناصرش حق باد

شاه‌شجاع که خودش شعر هم میگفت بر سکه‌اش این بیت را نوشت:

سکه زد بر سیم و زر روشن‌تر از خورشید و ماه

نور چشم دُر دُران شه شجاع

سجع سکۀ امیر محمد افضل خان که کشورش را خراسان می نامید این‌گونه بود:

دو فوج مشرق و مغرب زهم مفصل شد

امیر ملک خراسان محمد افضل شد

  باین سخن کوتاه  به تجدید یاد آوری ازخاکه قانون اساسی پرداخته میشودکه نظر به کاوش در قوانین اساسی وچشمدید و کارچهارساله بنده در شورای ملی دهه قانون اساسی بحیث خبرنگار پارلمانی روزنامه کاروان در کابل, این خاکه را نوشته در سال 2003 در ماهنامه کاروان منتشره کالیفورنیای ایالات متحده به چاپ رسید و مورد استقبال وتایید گسترده دانشمندان قرارگرفت که از جمله (خاوران) نشریه شورای فرهنگی افغانستان در اروپا به ریاست پروفیسورداکتررسول رهین استاد دانشگاه کابل یک شماره ویژه نشریه خاوران رابه تجدید چاپ این خاکه قانون اساسی اختصاص داده ضمنا درتبصره خود نوشت: (جناب محترم استاد شکرالله کهگدای قدمی فراتر گذاشته با درنظرداشت نظرها وپیشنهادهای صاحب نظران, سیاستگران داخل وخارج کشور مسوده قانون اساسی را ترتیب داده ودرنشریه وزین کاروان بچاپ رسانیده وکاپی های آنرا به سایر رسانه های گروهی برون مرزی وداخل مرزی افغانستان ارسال داشته اند تا به اطلاع عموم هموطنان رسانیده شود... باید اعتراف کرد این مسوده قانون اساسی نقاط نظر وپیشنهاد های اکثر نویسندگان وصاحب نظران و ژورنالیستان داخل مرزی وبرون مرزی را احتوا کرده ودارد بحیث دموکراتیک ترین قانون اساسی که تابه حال در افغانستان تدوین گردیده, عرض وجود کرده است .. بفرمایید مسوده قانون اساسی را که میلیون ها دالر بالای آن مصرف گردیده با این مسوده قانون اساسی مقایسه کنید.)







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

بنده خدا06.08.2017 - 13:41

  شتردرخواب بیند پنبه دانه---گهی لف لف خورد گه دانه دانه

صلبرشاه اندرابیگی13.03.2017 - 05:58

  دعوا سر لخاف ملا نصرالدین است چه بسا جای خوشبختی خواهد بود که تام پرطلالوی خراسان احیا گردد وآنهم برپایه قانون اساسی که هموطن دانشمند ما طرح ریزی کرده است. گرچه خراسان مال همه ساکنان دیروز وامروز در این خطه فرهنگی راه ابریشم است مگر بیشترینه میراثدار آن همین فارسی زبانان افغانستان کنونی است. هرکه موفق شود تا این نام پرطلالو را احیا نماید آفرین براو باد: هرکه آب از دم شمشیر خورد نوشش باد.

عبدالغنی سخاوت11.03.2017 - 23:37

  بحال سیاوش متاسف باید بود که عوض ارایه سند وحجت ودلیل ازبهر بی خردی ونادانی حمله به تبارهای دیگر را روا دانسته وخود برنوک تعصب ونفرت که یک نوع نفرت گرایی دربرابر انسانهامیباشد نشسته است. ادب آموز که سرمشق جوانان ادب است - زینت روی زنان مایه طفلان ادب است

شاهنشاه 09.03.2017 - 07:03

  آقای سیاوش! خرسند شده بودم که شما را با استعمال واژه ها و اندیشه های بکر در این کوتاه نوشتۀ تان شادباش بگویم، ولی بعداً وقتی که در پهلوی این همه، کلمۀ "بیشرمانه" را به کار بردید، احساس خستگی کردم، که شخصی با آن همه کلانگاری و بلند پروازی و بعداً با این ناادبی، بر همشهریش تاخت؟ وقتی بحث از خراسان است، در آن پشتون، ازبک، هزاره و دیگران هم در آن گد هستند، که این واژه هویت ملی را در این سرزمین پیدا نموده است، بنااً در بکار بست آن هیچ تبعۀ افغانستانی گنهگار شمرده نمیشود، اینکه بعضیها فعلاً با آن مشکل دارند، یک امر سیاسی کنونی است. خبط دیگر؛ نامگذاری "تبار پامیری" است، اینان را که شما "پامیری" گفته اید، این نامگذاری خود ریشه در تعصب نسبت به تاجکان دارد. این تبارها کاملاً تاجکان اصیل این سرزمین پهناور و فرهنگ ناصر خسرو یمگی یعنی بدخشان بزرگ میباشند. بنااً کاربرد واژۀ پامیری بنام قوم یک اصطلاح من درآوردی کنونی و بلآخره امر سیاسی تعصب آمیز است و امیدوارم از پخش چنین تفرقه نسبت به تاجکان، در آینده ها با کمال لطف بپرهیزید. واژۀ پامیری را آنقدر به کار نگیرید که خدای نخواسته حسادت دیگر قومها را نسبت به آن برانگیزد، بگذار پامیر مال تمام مردم افغانستان، که دقیقاً همان خراسان دیروز است باشد، که امریست قبول شده.

سياوش07.03.2017 - 13:56

  خراسان ناميست كه نخستين بار از سوي ساسانيان بر خاوري ترين كوست(ايالت)ايرانشهر ساساني نهاده شد و همانگونه كه از خود واژه پيداست به چم خاوري ترين بخش يك سرزمين مي باشد كه همانا سرزمين ديرين ايران ياايرانشهر ساسانيست وتنها با بودن در اين سرزمين واژه خراسان معنا دارد وبه تنهايي واژه اي بي معني است و در گذشته تاكنون هيچگاه كشوري جداسر (مستقل)به نام خراسان نداشته ايم كه البته اين كوست(ايالت)خراسان در برگيرنده خراسان امروزي و بخشهايي از فرا رودان و بخشهايي از افغانستان كنوني و نه همه افغانستان مي باشد و يكي دانستن همه افغانستان با خراسان ديرين دست درازي به فرهنگ و شهريگري(تمدن)آريايي و ايرانيست و اين سخن نادرست و البته بيشرمانه است واما چگونه در كشوري كه پشتونهاي هندي تبار و هزاره هاي مغول تبار و ازبك هاي ترك تبار زندگي مي كنند شما دم از نژاد آريايي مي زنيدو حتي پيشنهاد ناگذاري يگان پولي به آرين را داريد دوست گرامي اگر با ديدگاه دانش و راستي بنگريد و بنگاريد پي خواهيد برد كه تنها گروههايي همانند تاجيكان و تبارهاي پراكنده پاميري ريشه آريايي و ايراني دارندو ديگر تيره هاي افغانستان امروزي پيوندي با نژاد و فرهنگ ديرپاي ايراني ندارند

جلال الدین بهاران20.02.2017 - 05:00

  عالی است گر خدا خواهد ومردم ما همت نمایند. دست تان دردنکند
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر شکرالله کهگدای