احمد شاه مسعود و وحدت ملی

۲۲ سنبله (شهریور) ۱۳۹۵

پس از فروپاشی حکومت داکتر نجیب الله در ثور 1371 خورشیدی که بی ثباتی و جنگ در پایتخت بصورت فزاینده شعله ور گردید و تشدید یافت، بسیاری از گروه ها و رهبرانِ درگیر، به خصوص گروه های متحد و موتلف نظامی در جهت این فروپاشی، انحصارگرایی احمدشاه مسعود و امتناع وی را در تشکیل دولت مشترک و همگانی و یا به تعبیری، دولت وحدت ملی، عامل و یا یکی از عوامل اصلی این منازعۀ دوام دار و خونین تلقی می کردند. آیا واقعاً چنین بود؟

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که نیروهای خود را با همکاری متحدین داخل حکومت داکتر نجیب الله روز پنجم ثور 1371 برای تصرف پایتخت و تصاحب حکومت وارد شهر کابل کرد و آتش جنگ شعله ور شد، معاهدۀ جبل السراج را میان احمدشاه مسعود، عبدالعلی مزاری و جنرال عبدالرشید دوستم، عامل جنگ وانمود می سازد. گفته می شد که در معاهدۀ جبل السراج، احمدشاه مسعود به عنوان رئیس دولت، عبدالعلی مزاری صدراعظم و عبدالرشید دوستم وزیردفاع تعیین شده اند و هر سه طرف در پای این سند امضاء کرده اند. حکمتیار این معاهده را در آن زمان و تا تشکیل شورای هماهنگی در 11 جدی 1372 با دو طرف دیگر این معاهده که یک تناقض شگفت آوری در عملکرد او بود، توطئه و خیانت علیه جهاد و به قول او تشکیل دولت ائتلافی با کمونیستان و ملیشه های کمونیست تعریف می کرد که گویا برای مقابله با این توطئه، جز جنگ، راه دیگری نمانده بود. اما پس از سقوط حکومت نجیب الله که اختلاف و تنش در درون دولت اسلامی میان حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری و جنرال عبدالرشید دوستم و نیروهای او با احمدشاه مسعود وزیر دفاع این دولت بالا گرفت و به جنگ های خونین انجامید، این دوطرف ائتلاف آن روزهای نخستین، احمدشاه مسعود را متهم به سر پیچی از معاهدۀ جبل السراج و انحصارگرایی در حکومت کردند و امتناع او را از تطبیق معاهدۀ جبل السراج و اتخاذ سیاست انحصار در حکومت، عامل اصلی جنگ وانمود ساختند.

 

دروغی به نام معاهدۀ جبل السراج: 

نکتۀ شگفت آور و قابل تامل این است که هیچ کدام از سه طرف مدعی معاهدۀ جبل السراج که جنگ را با احمدشاه مسعود و دولت مجاهدین به این معاهده پیوند می دهند، متن این معاهده را هیچگاه منتشر نکردند و آن را در اختیار مطبوعات نگذاشتند. من در سال های 1371 و 1372 در ریاست نشرات رادیو افغانستان بارها از خلیل یار عضو جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق معاون نشرات داخلی این ریاست که از فاریاب و از فعالان بخش فرهنگی جنبش ملی بود و از عدم تطبیق معاهدۀ جبل السراج توسط احمدشاه مسعود شکوه داشت خواهان متن این معاهده شدم  و استدلال کردم که انتشار این معاهده در واقع حقانیت موضع و شکایت شما را نشان می دهد و ثابت می کند. خلیل یار با اطمینان گفت که کاپی این معاهده را از اشرف شهکار که مسئول فرهنگی جنبش است به دست می آورم. اما هیچگاه وی متن معاهدۀ مذکور را به دست نیاورد. من یک بار به جنرال مجید روزی که قوماندان نیروهای جنرال عبدالرشید دوستم یا نیروهای جنبش ملی در کابل بود و تا اسد سال 1371 شماری از این نیروها محافظت از ساختمان رادیو تلویزیون دولتی را در وزیراکبر خان به عهده داشتند، مراجعه کردم و از او خواستم تا متن معاهدۀ جبل السراج را در اختیار مطبوعات بگذارد. او نیز به وعدۀ خود مبنی بر ارسال کاپی این معاهده، عمل نکرد. در قوس 1371 با ابوذر از قومندانان حزب وحدت اسلامی و از فرماندهان اصلی و مورد اعتماد عبدالعلی مزاری رهبر این حزب بر سر اختلافات و تنش های فزاینده میان حزب وحدت و رهبری آن با احمدشاه مسعود و دولت اسلامی صحبت مفصل تیلفونی داشتم و از او نیز که به سرپیچی احمدشاه مسعود از معاهدۀ جبل السراج انگشت می گذاشت، خواستم تا متن این معاهده را منتشر کنند. حزب وحدت نیز متن چنین معاهده ای را منتشر نکرد.

 

پافشاری به تشکیل دولت مشترک:

در یکی از روزهای میزان 1371 بود از آمرصاحب(احمدشاه  مسعود) پرسیدم که آیا شما در جبل السراج در اواخر حمل 1371 با جنرال دوستم و عبدالعلی مزاری موافقت نامۀ تشکیل دولت مشترک را امضا کردید که بر مبنای آن، شما رئیس دولت، عبدالعلی مزاری صدراعظم و عبدالرشید دوستم معاون صدراعظم و وزیر دفاع مشخص شده باشد؟ ایشان پاسخ داد:« نه. آن ها که با جمعی از فرماندهان و متنفذین مردمی پس از آنکه ما شهر چاریکار را تصرف کردیم(24 حمل 1371)،  از شمال به جبل السراج آمدند و چنین طرح و پیشنهادی را مطرح کردند. من نپذیرفتم و برای شان گفتم که بیایید ما و شما شورای جهادی را بسازیم و از همه قوماندانان مجاهدین دعوت می کنیم وارد شورا شوند تا اگر حکومت نجیب الله حاضر به تسلیم دهی قدرت به مجاهدین نشد از راه عملیات نظامی مشترک او را وادار کنیم. تشکیل دولت را به رهبران تنظیم ها بگذاریم و یک دولت مشترک از همه به وجود بیاید. زیرا در افغانستان همه تنظیم ها و مجاهدین در جهاد سهم داشتند و در دولت نیز همه باید مشارکت داشته باشند.»

صرف نظر از اینکه احمدشاه مسعود بنا بر چه انگیزه و اهدافی، پیشنهاد دولت مشترک و سه جانبه را با جنرال دوستم و عبدالعلی مزاری نپذیرفت، نکتۀ قابل توجه به دیدگاه و سیاست وی در نخستین طرح شکل دهی دولت به تشکیل دولت مشترک تنظیم های جهادی و توسط رهبران این تنظیم ها بر می گردد. مسعود می توانست به این طرح عمل کند و دولت مشترکی را با رهبر حزب وحدت و عبدالرشید دوستم با بخشی از حکومت داکتر نجیب الله تشکیل دهد. شاید جنگ و جبهۀ جنگی که در برابر او ایجاد گردید، گسترده تر و شدید تر از آنچه که واقع شد، نمی بود. برخی ها، امتناع احمدشاه مسعود از توافق به این پیشنهاد و تشکیل دولت سه جانبه و دعوت او از رهبران تنظیم های جهادی مستقر در پشاور را، اشتباه کلان وی تلقی و ارزیابی می کنند. اما این تلقی، نادرست و خود یک اشتباه است.

 

تاکید به دولت مشترک و همگانی در مذاکراتِ "شینه":

احمدشاه مسعود و گلبدین حکمتیار با ميانجگري شهزاده نايف از شاهزادگان عربستان سعودي، جنرال حميدگل رئيس اسبق آي اس آي و اعجازالحق پسرجنرال ضياءالحق روز چهارم جوزاي 1371 در منطقه"شينه"واقع حومه جنوب شرقي کابل به مذاکره پرداختند تا راه حلی برای توقف جنگ و ایجاد صلح بیابند. هرچند اين مذاکره به امضاي موافقت نامه آتش بس و تأمين صلح ميان طرفين انجاميد، اما این صلح پایدار نماند.  

وقتی احمدشاه مسعود یک روز بعد به جمعی محدودی در وزیر اکبر خان کابل  گفتگوهای شینه را توضیح می کرد، از مذاکرات خصوصی و تنهایی خود با حکمتیار رهبر حزب اسلامی سخن گفت و اظهار کرد:«حکمتيار در مذاکرات خاص و دو نفري از من تقاضاي تشکيل حکومت مشترک را نمود. استدلال او اين بود که تنظيم ها و گروهاي ديگر نقش و نيرويي در افغانستان ندارند. ما با تشکيل يک حکومت مشترک قوي ميتوانيم به ثبات دايمي دست بيابيم. اما من تقاضاي او را رد کردم و گفتم که در افغانستان تمام تنظيم ها در جهاد و مبارزه سهيم بوده اند و دولت را نميتوان از يک يا دو گروه تشکيل داد و دولت بايد ممثل خواست تمام مردم و گروه هاي مختلف باشد. البته حکمتيار در اين خواسته اش نيز صداقت نداشت و فقط در صدد بهره برداري به نفع خود بود.»

 

دیدگاه احمدشاه مسعود در مورد دولت مشترک از موافقت نامۀ اسلام آباد تا اجلاس جلال آباد و شورای هرات:

وقتی رهبران تنظیم های جهادی با مشارکت گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که با میانجگیری پاکستان موافقت نامۀ اسلام آباد را امضا کردند که بر مبنای آن استاد ربانی به عنوان رئیس دولت و گلبدین حکمتیار صدراعظم تعیین شدند، احمدشاه مسعود علی رغم نارضایتی شدید از این موافقت نامه که آن را طرح  و توطۀ آی. اِس.آی می خواند، حمایت کرد. 

با آغاز سال جديد 1372 رهبران احزاب مجاهدين با وساطت و  پا در مياني  پاکستان در  اسلام آباد  گرد آمدند تا در مورد تأمين صلح، مذاکرات و توافقاتي بعمل بياورند. در نتيجۀ مذاکرات آنها که پشت درهاي بسته و با حضور ميزبانانشان به شمول رئيس استخبارات عربستان سعودي صورت گرفت، موافقت نامه اي را در هفدهم حمل 1372 به امضاء رسانيدند که به موافقت نامه اسلام آباد معروف گرديد. متن موافقت نامه به زبان انگليسي تهيه شده بود و رهبران احزاب که برخي از آنها زبان انگليسي را نمي فهميدند در پاي همان متن انگليسي امضاء کردند.

امضاءکنندگان موافقت نامه اسلام آباد بعد از پايان جلسات و امضاي موافقت نامه، برای زیارت خانۀ کعبه راهي عربستان سعودي شدند. و سپس رهبران احزاب اسلامي در دهم ثور 1372در شهرجلال آباد گرد آمدند تا کابينه جديد حکومت حکمتيار را تعيین و معرفی کنند. احمدشاه مسعود در کابينه جديد از وزارت دفاع برکنار گرديد. اين در حالي بود که احمدشاه مسعود يکسال قبل از اين رهبران خواست تا براي تحويل گيري قدرت از حکومت داکترنجیب الله، حکومت خود را تشکيل دهند و به کابل بيايند. احمدشاه مسعود وزارت دفاع را ترک گفت و به جبل السراج رفت. گلبدین حکمتیار از ورود به مقر صدارت در شهر کابل امتناع ورزید و وزیران کابینۀ خود را برای تدویر جلسات کابینه به چهارآسیاب، قرارگاه نظامی خود فرا می خواند.

رویهمرفته توافقنامۀ اسلام آباد به پایان جنگ و تامین صلح نیانجامید و جنگ با تشکیل شورای هماهنگی میان گلبدین حکمتیار، عبدالرشید دوستم و عبدالعلی مزاری برای تصرف پایتخت در یازدهم جدی 1372 وارد مرحلۀ خونین و گسترده شد. احمدشاه مسعود در تابستان 1373 که شورای هرات برای بررسی راه های صلح از سوی محمداسماعیل خان والی هرات تشکیل شده بود در صدد آن شد تا از شورا در جهت یک دولت فراگیر و مورد توافق همه استفاده کند؛ هر چند که عبدالعلی مزاری و گلبدین حکمتیار تقاضای محمداسماعیل خان را که خود به مراکز آن ها رفت، مبنی بر مشارکت در شورا تردید کردند و هواپیماهای جنرال دوستم دوبار شهر هرات را در زمان تدویر شورا مورد بمباران  قرار داد.

شوراي هرات توسط محمد اسماعيل خان والي هرات در 28 سرطان 1373 با شرکت بيش از يک هزار نفر از بسياري ولايات کشور و پناهندگان افغان مقيم اروپا، امريکا و ممالک عربي در شهر هرات تشکيل شد. داکتر محمدیوسف صدراعظم دوران سلطنت محمدظاهرشاه یکی از افراد شرکت کننده در شوار بود. احمدشاه مسعود در روزهاي پايان جلسات شورا استعفاي استاد ربانی رئيس دولت اسلامي و ايجاد يک دوره کوتاه انتقالي را به عنوان ابتکار سياسي به شوراي هرات در مجالس اختصاصي و محدود رهبري دولت مطرح کرد. او اين اقدام را در سطح ملي و بين المللي با اهميت می پنداشت و استعفاي رئيس دولت را نه بر اساس فشار خارجي و نه در يک توافق بيرون مرزي ميان گروه ها، بلکه بصورت داوطلبانه به شورا و مجمعي که از مردم افغانستان تشکيل يافته بود ارزيابي ميکرد. اما اين طرح و پیشنهاد احمدشاه مسعود بنا بر مخالفت برخی در درون دولت تحقق نيافت و شوراي هرات بدون دست آوردي در عرصه سياسي و نظامي به کارخود پايان داد.

 

تلاش نافرجام برای صلح و دولت مشترک با طالبان:

ظهور طالبان در آستانۀ تدویر شورای هرات و تسلط سریع آن ها به ولایات جنوب، جنگ را وارد مرحلۀ دیگر ساخت. احمدشاه مسعود در آغاز از طالبان استقبال کرد تا در همکاری متقابل با آن ها، صلح و ثبات پایدار را در افغانستان شکل دهد.

اما پیشروی طالبان بسوی کابل، تصرف چهار آسیاب مقر حکمتیار و غرب کابل مناطق تحت کنترول حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری تا 27 دلو 1373 و سال بعد سقوط هرات در 14 سنبله 1374 خورشیدی، نشان داد که طرح دستیابی به صلح و ثبات در همراهی و مشارکت با طالبان، طرح غیر قابل دسترس و غیرعملی است.

احمدشاه مسعود در بيست و دوم دلو 1373، يک روز بعد از سقوط ميدانشهر بدست طالبان بصورت ناگهاني در یک ریسک بسیار خطرناک وارد شهرک مذکور گرديد و با ملا ربانی معاون ملاعمر رهبر طالبان به مذاکره پرداخت. حملۀ طالبان برای تصرف پایتخت پس از این مذاکره، حکایت از ناکامی مذاکره داشت. اما احمدشاه مسعود در تمام سال های جنگ و مقاومت علیه طالبان هم چنان به مذاکره و تشکیل دولت مشترک و مورد قبول همه طرف ها متعهد باقی ماند. مذاکرات عشق آباد با طالبان یکی از جدی ترین مذاکراتی بود که حتی پس از اعلان دست یابی توافقاتی در این مذاکرات از سوی هیات مذاکره کنندۀ طالبان، بلافاصله توسط رهبر طالبان تردید شد.

مذاکرات عشق آباد در ترکمنستان ميان هيئات طالبان برياست وکيل احمد متوکل وزير خارجه طالبان و هيئات جبهه متحد برياست محمد يونس قانوني در 22 حوت 1377 (13مارچ 1999) انجام یافت. رؤساي هيئات بعد از دو روز مذاکره، توافق خود را برسر تشکيل حکومت مشترک و آزادي اسيران طرفين اعلان کردند. اما بعد از بازگشت هيئات، ملاعمر رهبرطالبان توافقات را مورد ترديد قرار داد و خواستار تسليمي بلا قید و شرط احمدشاه مسعود و تمام مخالفان خود شد. طالبان تقاضاي اخضر ابراهيمي نماينده سازمان ملل را در از سر گيري مذاکرات نيمه تمام عشق آباد با اين اظهار که چون مخالفان، امارت اسلامي را نمي پذيرند، رد کرد. و پاسخ سازمان ملل در  ترديد  رهبر طالبان براي مذاکرات صلح فقط  اين بود:

 "ما نا اميد و شگفت زده شديم."

 

دولت مشترک با گلبدین حکمتیار در شهر کابل:

احمدشاه مسعود علی رغم سقوط شورای هماهنگی در کابل پس از تسلط طالبان بر چهار آسیاب، به تشکیل دولت مشترک با احزاب شامل شورای مذکور علی رغم نارضایتی شدید از گلبدین حکمتیار رهبرحزب اسلامی تن در داد. هر چند جنرال دوستم و حزب وحدت در مذاکرات بر سر حکومت مشترک سهم نگرفتند، اما مذاکره با حزب اسلامی حکمتیار ادامه یافت. این مذاکرات که نخست از تهران و با میانجگیری ایرانی ها آغاز يافته بود بعد از قوس 1374 در داخل کشور ادامه يافت و پس از گفتگو هاي طولاني منجر به توافقنامه ماهيپر گرديد. توافقنامه مذکور روز چهارم  جوزاي 1375(1996) توسط استاد برهان الدين رباني رئیس دولت اسلامی و گلبدين حکمتيار امیر حزب اسلامی در مهمانخانه بند برق ماهيپر امضاء شد. اين توافقنامه، حکمتيار را به کرسي صدارت نشاند و وزارت دفاع نيز به حزب او داده شد. وي در هفتم سرطان 1375 به پايتخت آمد. طالبان با راکت باران شديد شهر در آنروز که 150 نفر کشته و زخمي بجا گذاشت به ورود حکمتيار عکس العمل نشان دادند. اما این حکومت مشترک با حکمتیار مانع سقوط پایتخت به دست طالبان نشد و طالبان کابل را تصرف کردند.

 

رابطه و مذاکره با محمدظاهرشاه بر سر ایجاد صلح و دولت وحدت ملی:

محمدظاهر شاه پادشاه اسبق که در شهر روم ایتالیا به سر می برد بعد از خروج قواي شوروي و سقوط حکومت داکترنجیب الله  در عرصه سياسي فعال گرديد و  

فعاليت سیاسی وی با ظهور طالبان در سال 1373 افزايش يافت. به هرحديکه طالبان از لحاظ نظامي قوت بيشتر ميافتند، پيروزي بيشتر کسب ميکردند و مناطق بيشتر را متصرف مي گرديدند، به تلاش و فعاليت شاه سابق هم افزوده مي شد. زمانيکه نيروهاي طالبان در سنبله 1375 با دستيابي به ولايات شرقي ننگرهار، کنرها و لغمان در آستانه تصرف شهر کابل قرار گرفتند، وزیری يکي ازسخنگويان پادشاه سابق به راديو بي بي سي گفت که اعلي حضرت آماده است در ظرف يکي دو هفته آينده به افغانستان برود. اما بعد از سقوط کابل که شاه و هوادارانش  برگشت مجدد را آسان و عملي نيافتند، از گرمي هيجانات اوليه تحرکات سياسي کاستند و به جاي صحبت از باز گشت قريب الوقوع شاه، از تدوير لويه جرگه اضطراري سخن گفتند.

 احمدشاه مسعود حمایت خود را از طرح لويه جرگه اضطراري اعلان کرد و پس از آن  وارد ارتباط و مذاکره با شاه و هوادارانش در روم گرید. اين درحالي بود که طالبان بعد از تسلط به پايتخت با هرگونه تلاش محمد ظاهر شاه غرض حل بحران افغانستان از راه سياسي ساز مخالفت مي زدند و تدوير لويه جرگه را غير ضروري و نادرست تلقي ميکردند.

فعاليت شاه و هوادارانش که بيشتر روي تدوير لويه جرگه متمرکز مي گرديد در ميان حلقات خارجي به ویژه در ايالات متحده امريکا و اتحاديه اروپا علاقمندان و حامياني پيدا کرد. در آغاز ظهور طالبان که اين علاقه و حمايت به برخي افراد و عناصر غير مؤثر در دستگاه حکومت امريکا و مجلس کانگريس محدود مي شد، سالهاي بعد با ياغيگري هاي فزاينده طالبان در برابر امريکا و جامعه بين المللي علاقه و پشتباني امريکايي ها به شاه اسبق افزايش يافت. در اواخر ثور 1379(مي 2000)در واشنگتن بصورت رسمي اعلان شد که دولت امريکا برنامه صلح افغانستان را در چوکات طرح محمد ظاهرشاه فعالانه پيش ميبرد.

نخستين همآيش و اجلاس مشترک طرفداران شاه و جبهه متحد اسلامي در اواخر سرطان1377(جولاي1998)در شهر بن آلمان صورت گرفت. و مجلس مشابه ديگر يکسال بعد در هشتم سرطان 1378(29 جون 1999)در روم پايتخت ايتاليا داير گرديد. در همين مجلس به تشکيل لويه جرگه اضطراري که طرح آن توسط شاه در بيستم ثور 1378(15مي 1999)ارائه گرديده بود توافق بعمل آمد. مجلس بعدي در اول قوس 1378(22نومبر 1999) بازهم در روم در يک ساختمان قواي مسلح ايتاليا تدوير يافت. در اين اجلاس کميته هاي سه گانه جهت برگزاري لويه جرگه اضطراري تشکيل گرديد و هيئات متعددي از سوي شاه مذکور با گروه هاي مختلف افغاني و کشورهاي خارجي گماشته شد. جلسه ديگري از طرفداران شاه سابق که نمايندگان احمدشاه مسعود در آن شامل بودند در 16 ميزان 1379(6 اکتوبر 2000) مجدداً در آلمان داير گرديد. حمایت احمدشاه مسعود از طرح لویه جرگۀ اضطراری شاه سابق و مذاکرات نمایندگان وی با شاه و گروه روم مبنای تشکیل دولت پس طالبان پس از شهادت وی قرار گرفت.  

 

نتیجه:

نکتۀ بسیار روشنی که از این مباحث استنتاج می شود، دیدگاه و باور احمدشاه مسعود به گفتمان سیاسی و تشکیل دولت مشترک و فرا گیر در تمام سال های است که او نقش محوری در تحولات نظامی و سیاسی افغانستان دارد. از 27 حمل 1371 که طرح دولت مشترک سه جانبه را با عبدالرشید دوستم و عبدالعلی مزاری رد می کند و به تشکیل دولت همه احزاب و تنظیم ها توسط رهبرانشان تاکید می ورزد، تا 18 سنبلۀ 1380 به تشکیل دولت مشترک و قابل قبول همه در جهت صلح و ثبات و ختم جنگ، تلاش می کند. آنگونه که در این مقاله می خوانیم او در این سال ها،  به هر دروازه ای تک تک می کند، هر دستی را می فشارد و به هر صدایی لبیک می گوید تا با ایجاد توازن و تعادل بر سر تقسیم قدرت سیاسی، دولت مشترک بسازد و به جنگ و بی ثباتی نقطۀ پایان بگذارد.







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

مجمدعلی اثنی عشری12.09.2016 - 20:18

 درود : جناب محمد اکرام اندیشمند عزیز - افغانستان مطلب جالبی است ...خدواند شمارا برای ما حفظ کند ...به دنبال به دنبال منابع ومآخضی برای مقاله ای که میخواهم بنویسم بودم که این وبسایت آمد. متاسفم که در کشورهای جهان سوم و ازجمله ایرن و افغانستان اوضاع بر همین منوال است. محمدعلی اثنی عشری ایران - تهران www.karafarinha.com www.pyshraft.com pzasna@gmail.com +989352783491
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



محمد اکرام اندیشمند