عواقب پیمان نظامی ناتو برای افغانستان و جهان

۲۱ سرطان (تیر) ۱۳۹۵

سازمان نظامی و سیاسی ناتو درحال حاضرنقش ژاندرام امریکا را درجهان بازی مینماید.بعدازحادثه دلخراش یازده سپتمبردرنیویارک که تاهنوزواقعیت آن معلوم نگردیده ،جورج بوش رییس جمهورسابق امریکا جنگ رابرعلیه تروریسم جهانی اعلام نمود والقاعده رامتهم به این جنایت ساخت. بوش درجنگ باطالبان به کمک نیروهای ائتلاف شمال افغانستان دولت طالبان را تارومارگردانید و امریکا برای تحکیم منافع ژئوپولیتیک ودرازمدت خود درسال 2006 پیمان نظامی ناتو را وارد وارد میدان گردانید. اگربنیان گذران ناتو امروززنده میبودند شایداین اقدام ناتو را در افغانستان نیشخند تاریخ می پنداشتند. جهانیان وحتی سران کشورهای ناتو اعتراف مینمایند که ناتو طی چهارده سال حضورخود درافغانستان نه توانست ماموریت خودرا در بامبارزه باتروریسم، تامین امنیت وترافیک موادمخدرموفقانه انجام بدهد بلکه بیشتر باعث تشویق تروریسم ، بی امنیتی وافزایش تولیدات خاشخاش وقاجاق موادمخدر گردیده است، مردم درمرکزافغانستان قربانی انتحار وانفجارمیگردند، اهالی معمولی دراثرعملیات غیردقیق نیروهای ناتو تلف ومجبوربه ترک خانه های خود میگردند. نوددرصد مردم افغانستان بیکاراند. دولت سالاران  افغانستان باپشتبانی ناتو که در راس آن امریکا قراردارد بخاطرفساد وبی بندوباری  های اداری عرصه رابرای میانه روها تنگ گردانیده است. درافغانستان احزاب سیاسی نه فقط بردلیل تمایل بروفاداری اعضا، بلکه براساس سنت های قومی،زبانی وحتی خانوادگی عمل مینماید. قوم، زبان ومذهب پایه اعتقادات سیاسی را تشکیل می دهد، احزاب درراست وچپ، مومن وکافر وخودی وغیرخودی تقسیم گردیده اند. تروریسم یک اصل ویک ایدیالوژی است که ازآن برای سودجویی ونبرد به رقبای سیاسی ووطنپرستان واقعی بکارمی رود.

با حضورطولانی ناتو مردم ما قربانی توطئه های بزرگ جهانی گردیده اند. مردم حق انتخاب را درتعیین سرنوشت خود ندارندوهمه ازوضع موجود متنفروناراضی اند ولی باحضورناتو نمی توانند درمقابل رهبران دست نشانده از افتخارات تاریخی وفرهنگی وآینده افغانستان دفاع نمایند، ناتو باحفظ وضع موجود نه جنگ ونه صلح به هراس افگنی های روانی ادامه می دهد، تا خودرا تبرئه ومشروعیت خودرا برای مدت طولانی حفظ نماید. ناتو عمدا به کمک دستنشانده های خود به فاسد سازی ملت ما کمربسته است . ناتو جامعه ما را متفرق گردانیده ، هرروزبه عمق شکاف های سیاسی افزوده میشود، با وسوسه های شیطانی ناتو اگرچه رسانه های چند قطبی بوجود آمده اند، اما انواع واقسام القاب وتوهین هارا برعلیه همدیگرمی نویسند، هرکدام رقیب رابه جاسوسی بیگانگان متهم می نمایند.ناتو برخلاف وعده های خود میل به تقویت تجهیزات نظامی پیشرفته به اردوی ملی افغانستان ندارد وبا دیده بی اعتمادی به نظامیان افغانستان می نگرند. کارشناسان نظامی وآگاهان سیاسی حضورطولانی ناتو رادرافغانستان ادامه جنگ ضرورت امریکا میدانند وامریکا در این جنگ  درس وتجارب شکست وفرار شوروی سابق را فراگرفته است وافغانستان را ترک نمی گوید واخراج معنی شکست یگانه ابرقدرت جهان را می دهد و امریکا برای حفظ ابروی خود این کار را نه خواهد کرد تادرآینده مشروعیت خودرا درسایرنقاط دنیا حفظ نماید. اگرامریکا  افغانستان را مانند شوروی ترک بگوید بعدازآن حق مداخله را به سایرکشورها به بهانه دفاع ازحقوق بشرازدست خواهد داد.

امریکا قرارداد همکاری امنیتی را باافغانستان امضاء نموده است بعد ازامضای رسمی این توافقنامه درزمان دولت وحدت ملی بی امنیتی هادر کابل وسایرمناطق کشورسرتاسری گردیده است، افغانستان براساس این توافقنامه یگانه کشورغیرناتو است که ازامنیت آن درصورت مداخله خاریجی ها حمایت گردد، اما امریکا درمقابل پاکستان که حامی مالی ونظامی تروریست ها وبی امنیتی درافغانستان است همکاری های خودرا  ادامه می دهد وبا هراس افگنان وتروریستها به طورمحرمانه بدون دولت کابل مذاکره می نماید. متخصیصان غرب درامور افغانستان به این نتیجه رسیده اند که افغانها آسان وساده تطمیع میگردند، چون حکومتهای افغانستان درطول تاریخ به خاطردشمنی  وبی اعتمادی به همدیگرمنافع ملی وتاریخی خودرا درپای بت های قومی داوطلبانه وبا افتخار قربانی نموده اند وازدولتهای بیگانه و استخبارات خاریجی برای سرکوبی وبدنامی همدیگراستفاده مینمایند وهدف ملی وتاریخی ندارند وتا زمانیکه اکثریت مردم آگاه وبیدارمیگردند خطری برای حضوربیگانه احساس نمی گردد.

شرکت هیات دولت وحدت ملی در اجلاسیه سران ناتو دروارسا نمایش عروسکها باتیپ های گوناگون دراین تیاتربزرگ نظامی بود تا ازیک طرف طالبان جسورنگردند که قضیه افغانستان درکناراوکرائین وسوریه فراموش گردیده است وازجانب دیگربه گوشمالی هیات دولت وحدت ملی پند بدهند  تا از بازی های بچه گانه وغرورهای کاذبانه ملی خوداری ورزند و نقش خودرا مطابق سناریوی بادار بازی نمایند. سرنوشت آینده ناتو درافغانستان معین میگردد، ناتو باشکست های بی سابقه نظامی، سیاسی واخلاقی درافغانستان به ببرکاغذی تبدیل گردیده است ومردم افغانستان  امریکا را که درراس  ناتو قراردارد مقصراصلی بی ثباتی  وبد بختی خود  می دانند وادامه وضع موجود می تواند به قیام های خود جوش تبدیل گردد. فجایع افغانستان لطمه شدید به حیثیت ناتو درسطح دنیا وارد نموده است. کشور های جهان مخصوصا روسیه مانند سابق ازناتو هراس ندارند وحتی قلب ناتو دچارترس ونگرانی ها گردیده است. ترس ونگرانی ناتو ازآینده، روحیه همکاری ها را میان کشورهای عضو تضعیف نموده وخروج انگلس ازاتحادیه اروپازنگ خطر به امریکا است ومردم اروپا رابیدار گردانیده است تادرهمکاری های بین المللی بدون فشارومداخله امریکا دولتهای شان از سیاست مستقل پیروی نمایند. ترس حرکت سریع، ارابه های پیمان نظامی ناتورا بعداز بحران سال 2014 اوکرائین پنچر گردانیده است، پیش ازبحران اوکرائین سران ناتو خوخواهانه ومغروانه اعلام می نمودند که درهای ناتوبروی اوکرائین، گرجستان و سایرکشورهای جهان بازاست واین بلند پروازی های ناتو به مخالفت شدید روسیه مواجه گردیدوناتو مجبورشد درهای خودرا برای مدت طولانی بروی این کشورها بیبند. ترکیه عضو فعال ناتو بعد ازمقابله جویی های سیاسی،اقتصادی ونظامی باروسیه مجبوربه عذرخواهی گردید،  سران کشورهای اروپایی ازآن جمله آلمان که نقش کلیدی رادراین بلوک نظامی دارد امنیت اروپا رابدون روسیه ناممکن می داند.

محورتضاد عمیق کنونی میان روسیه وکشورهای ناتو سیاسی است ونه نظامی واین تضاد واختلاف ها باید ازطریق مذاکرات سیاسی حل گردد، روسها بارها هوشدارداده اند که عضویت جمهوری های سابق شوروی را تهدید به امنیت ملی خود می پندارد وحاضرنیستند به خاطرمنافع ژئوپولیتیک ازمنافع ملی خودچشم پوشی نمایند ومدرن سازی صنایع نظامی روسیه نگرانی عمیق کشورهای ناتو را دربازی های بزرگ برانگیخته است. اجلاسیه سران ناتو دروارسا که درسال 1955 مرکزپیمان نظامی بلوک وارسا درزمان شوروی بود  نمونه دیگری ازطنزتاریخ است که امروزبه مرکزضد روسیه تبدیل گردیده است. باراک اوباما که ازپیشرفت های نیروهای دفاعی روسیه خطرانشعاب را درمیان کشورهای اروپا بیشترازهرزمان دیگراحساس می نماید روسیه را  تهدید بزرگ به امنیت اروپا می داند وخواستارتقویت روابط میان اروپا وناتو گردید. ریچارد شیریف فرمانده کل ارتش ناتو دراروپا ازسالهای 2011 تا2014 درکتاب خود بنام « 2017 جنگ باروسیه» می نویسد روسیه علاقمند جنگ باغرب نیست ولی روسیه می خواهدتا غربی اورا بگونه ابرقدرت برسمیت بشناسد وبه سران کشورهای غرب مشوره میدهد که پوتین جوهرفرصت طلبی دارد وباتقویت نیروهای دفاعی وبازدارنده باید اورا متوقف گردانید وبه کشورهای ناتو پیشنهاد می نماید تادرباره شبه جزیره کریما وشرق اوکرائین اتفاق نظرداشته باشند. سران کشورهای ناتو دروارسا توافق نمودند تا نیروهای دفاعی امریکا، کانادا، انگلس وآلمان درپولند وکشورهای بالتیک ورومانیا  برعلیه تهدید های روسیه مستقرگردند تا به هرنوع حمله احتمالی روسیه به این کشورها پاسخ خواهند داد. ناتوهمانطوریکه نتوانسته است ماموریت های خودرا موفقانه درافغانستان ،لبیا ، عراق وسوریه موفقانه انجام بدهد بلکه باعث جنگهای دوامدارداخلی، ویرانی ومهاجرت میلونها مهاجر گردیده است وهرگزقادرنه خواهد گردید بانمایشات وتهدید های نظامی درمقابل روسیه اختلافات را حل نماید،مقابله جویی وتهدید های نظامی مانند دوران جنگ سرد عواقب خطرناک درپی خواهد داشت و حضورنیروهای سران ناتو درنزدیکی مرزهای روسیه نمی تواند ثبات وامنیت این کشورها را تضمین نمایدو هراس ونگرانی امریکا را ازعلاقمندی کشورهای اروپا به روسیه تسکین بخشد. تهدید، مقابله جویی وتحریکات ناتو به خواستها ونیازهای قرن بیست ویک مطابقت ندارد وهرنوع تلاشها وتحریکات ضد روسی عواقب خطرناک برای ثبات وامنیت اروپا بیشترازدیگران خواهد داشت.

دکتورعلی احمد کریمی- تحلیلگراموربین المللی- مسکو







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



دکتور علی احمد کریمی