كشتار خونين كابل؛ عوامل جنايت و پيامدها

۲۱ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۵

انفجار ، و حمله روز سه شنبه ٣١ حمل ١٣٩٥ خورشيدى  بر رياست امنيت رجال برجسته دولتى در حدود ٧٠ كشته و نزديك به ٤٠٠ زخمى داشته است . صدها افراد ملكى بيگناه به خاك و خون كشيده شدند . 

تروريست هاى طالب عامل اصلى كشتار هستند كه مسئوليت آنرا برعهده گرفتند .

اما چند عامل پيدا و پنهان ، همچون بى تفاوتى نخبگان و بزرگان افغان (پشتون ) به معضلهء انتحاري ها از قوم ، بى تدبيرى و ضعف مسئولين و ارگانهاى دولتى و وجود مهره هاى كثيف تروريستان در داخل حكومت باعث اين قتل عام خونبار شهروندان كابل شد .

 

در اين باره به چند عامل اشاره مى رود : 

 

١) قرار داشتن سراى حاجى نعيم كوچى در همسايگى اين رياست و نقش وى ! 

 

حال ببينيم حاجى نعيم كوچى كيست ؟

او يكى از سركردگان گرده سوار بر مردم كوچى مى باشد كه داراى سوابق تروريستى همراهى با طالبان  ، قاچاق  مواد مخدر ، مافياى غصب زمين ، زورگيرى و فساد مى باشد . 

نعيم كوچى با تسلط طالبان به استقبال آنان رفته و با آنان همكار و همگام شد و تا توانست نيرو و امكانات و تواناييهاى كوچى ها را در اختيار طالبان قرار داد و خود از سركردگان محلى طالبان بود . وى در سال ٢٠٠٣ ميلادى توسط نيروهاى بين المللى بازداشت و ابتدا در زندان بگرام نگهدارى و سپس به زندان گوانتانامو انتقال داده شد .

در سال ٢٠٠٤ ميلادى با تلاشهاى طالبان حكومتى و اقدامات حامد كرزى و اشرف غنى احمدزى از زندان گوانتانامو رها گرديد .

بارها مورد تفقد حكومت كرزى و اشرف غنى قرار گرفت و حتى گفته شده توسط كرزى ميليونها دالر بيت المال از كدهاى مخصوص رياست دولت تحت اختيارش گذاشته شد تا براى كوچى ها مصرف نمايد . 

اما وى نه تنها به كوچى هاى فقير و نيازمند خدمتى نكرد بلكه سرمايه هنگفت  جمع آورى نمود و به تجارت سياه و كارهاى غيرقانونى و مال اندوزى دست زد .

مردم فقير و محروم كوچى در يوغ همچون عناصر نامطلوب و ناكارآمد گرفتار هستند . 

از همين طريق فرزندش حيدر جان نعيم زوى را وارد حكومت نمود .

حيدر جان نعيم زوى كم سواد فقط بدليل رابطه ها و تعلاقات ، ابتدا در وزارت داخله و پس از آن بعنوان نماينده كوچى ها در پارلمان راه يافت ، كه در دوره قبلى پانزدهم و اكنون دوره شانزدهم وكيل كوچى ها است .

 

بدون شك يكى از عوامل تسهيل كننده كشتار خونين سه شنبه سياه كابل نعيم كوچى و سراى داران اوست كه شرايط و امكانات را براى چنين حمله مرگبار مهيا كردند .

بى ترديد تروريستان دهشت افكن با استفاده از روابط قومى و شناخت قبيله ايى در محل ، نقشه ريزى و بسهولت اجرا نمودند تا به اهداف پليدشان برسند ، توانستند براحتى در مركز شهر كابل و در فاصله نه چندان  دور از ارگ و ادارات دولتى وحشت و دهشت خلق كنند .

نعيم كوچى و مربوطين وى بايد مورد پيگرد و بازخواست قرار گيرند و تحقيقات كامل از آنان صورت گيرد .

 

٢) كارشناسان رياست امنيت رجال برجسته دولتى سراى نعيم كوچى را نقطهء آسيب پذير تشخيص داده بودند و از گذشته ها در پى استملاك ملكيت اين سراى بودند ولى با وجود نفوذ و زدوبند و زورمندى نعيم كوچى و فرزندش در پارلمان موفق نشده بودند . حال بايد تحقيقات جامع و كامل صورت گيرد اگر از اين ناحيه احساس خطر مى شده است چرا تا بحال چاره سنجى و راهكار بايسته جهت تأمين امنيت محل صورت نگرفته است و چه عواملى در مسئله دخيل هستند .

اگر كم كارى و بى توجهى از سوى اداره امنيت يا مسئولين بالاتر بوده است بايد آشكار گردد. اگر نعيم كوچى و وابستگانش در امور امنيتى ساحه  مداخله كرده و از تملك يا برنامه حفاظت امنيتى محل جلوگيرى كرده و مانع تملك قانونى سراى شده است محاكمه شود .

اين خطاى بزرگ حتى اگر سهوأ هم باشد نابخشودنى است زيرا به قيمت جان صدها كشته و زخمى تمام شد .

 

چرا اين رياست كه در مركز شهر كابل موقعيت دارد و مركزى امنيتى - نظامى هم هست تا بدين حد ضعف استخباراتى و اطلاعاتى داشته است كه تروريستان به آسانى وارد حريم اداره شده و به شليك بارى و كشتار مى پردازند ؟؟؟

چرا نيروهاى امنيتى داخل بدون سلاح بوده و حتى نتوانسته اند از خود دفاع نمايند ؟

چرا وقتى كارشناسى صورت ميگيرد و نقاط ضعف و آسيب پذيرى روشن گرديده تمهيدات حداقلى صورت نگرفته و بر ساحه ضعيف كنترل و نظارت لازمه صورت نگرفته است ؟؟؟

 

٣) رييس جمهور مسئوليت  امنيت و حفظ حيات شهروندان را مستقيما بر عهده دارد .

كشورى كه در حالت بحران ، جنگ و ناامنى و نبرد سبك و سنگين ، ترور و انتحار و انفجار قرار دارد ، بايد مسئولين برجسته و شايسته امنيتى و دفاعى داشته باشد .

چرا آقاى رييس جمهور سالها و ماههاست كه ادارات حياتى امنيتى كشور را با سرپرست اداره و سوق مى كند ؟؟؟

دو ارگان مهم دفاعى و امنيتى كشور يعنى وزارت دفاع  و رياست عمومى امنيت ملى با سرپرست اداره ميشود . حتى رياست امنيت رجال برجسته دولتى نيز با سرپرست اداره مى شود.

چندين ماه قبل اشرف غنى رييس و معاون اين رياست را بركنار نمود و بجاى آنان رييس تداركات شفاخانه داودخان را بعنوان سرپرست موقت گماشت . 

مگر در كشورى بجز افغانستان و با دولتى نام نهاد ، بنام وحدت ملى كه رفته رفته وحشت ملى مسمى شده  ، جايى هست كه هيئت رهبرى اينگونه داشته  باشد ؟

 

رييس جمهور و رييس اجرايى كه از دل انتخابات سراسر تقلب و تخطى و كدخدايى ارباب جان كرى به مقام رسيده اند تا هنوز در كشمكش هاى ذات البينى قرار دارند و منافع علياى كشور را فداى رقابت هاى منفى شخصى و تيمى خويش قرار داده اند .

ضعف مديريتى و نظارتى سردمداران حكومت وحدت ملى يكى از عوامل اصلى رشد ناامنى در سطح ولايات  و بخصوص پايتخت  است .

رييس جمهور و رييس اجرايي تا بحال فقط شعار و حرف مفت تحويل مردم داده اند و هر روز اوضاع امنيتى ، اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و سياسى بحرانى تر و خرابتر ميشود .

 

دولت نميتواند وظيفه اصلى و قانونى خود يعنى حفظ امنيت شهروندان را تأمين كند پس مردم بايد در راه چاره باشند .

اين دولت يا بايد صادقانه در راه اصلاحات اساسى و عاجل گام بردارد و يا بايد كنار رود تا نيروى كارآمد و شايسته ، مديريت و اداره را بدست گيرد .

جناب اشرف غنى شخصى بودند كه در رهايى تروريستان جنايتكار از زندان هاى گوانتانامو و بگرام نقش عمده داشتند ، اكنون همان رهاشدگان تروريست دوباره دست به انتحار و انفجار مى زنند . 

فردى كه در حادثه خونين كابل دست به كشتار مظلومان زد يكى از همان مورد تفقد قرار گرفتگان جناب اشرف غنى احمدزى و حامد كرزى بوده كه احمد ولى نام داشته است . 

رييس جمهور حالا پس از دو سال قتل عام و كشتار و تباهى در كشور ازخواب غفلت برادر ناراضى و مخالف سياسي بيدار شده است . سياست تضرع و التماس گذشته دشمن را جرى تر كرده است و اكنون بايد كارى كرد ؛ اگر باز حرف مفت ديگرى نباشد !

 

دولت بايد با برنامه ريزى دقيق ، عملكرد قاطع و اقتداركامل عرصه را بر تروريستها تنگ نموده واز ابتكار عمل و فعاليتهاى دهشت افكنانهء آنان جلوگيرى نمايد . توانمندى ، تجهيز و آماده سازى نيروهاى امنيتى كارآمدترين روش است .

با افزايش مورال سربازان دلير وطن ، مجال جوالان دهى و فاجعه آفرينى از تروريستان گرفته شود و با محاكمه و مجازات جنايت كاران   وضعيت بهبود يابد  .   

 

برخورد چندگانه و تقسيم بندى تروريستها به خوب وبد ، برادر ناراضى ، مخالف سياسي و تندرو و معتدل اشتباه تاريخى بوده و هست كه نتيجه فاجعه بار آن را مى بينيم . تروريست و دهشت افكن در همه حال جنايتكار و مجرم است . 

 

٤) عامل ديگرى اگرچه غير مستقيم و پنهان است ، سكوت بزرگان ، متنفذان ، نخبگان و علما جامعه افغان (پشتون ) كشور در نكوهش و مذمت انتحاركنندگان و طالبان جنايتكار است .

اين واقعيت روشن است كه بيشترين صدمه و آسيب ، بزرگترين خسارت جانى و مالى را مردم عادى افغان در ساحه جنوب و مشرقى و ديگر نقاط ساكن آن ديده و متحمل ميشوند .

با عملكرد وحشيانه تروريستهاى طالب و داعش و شبكه حقانى كه در مناطق افغان بيشترين فعاليت را دارند بدترين ضربه ها را شهروندان مظلوم افغان (پشتون) مى بينند . 

دختران و فرزندانشان از مكتب و تحصيل باز مى مانند ، با آتش زدن مكاتب و مراكز آموزشى نسل نوجوان و جوان پشتون را از تحصيل و آگاهى محروم مى گردند  !

بيماران و مجروحان اين قوم از كلينيك و داكتر و امكانات صحى محروم ميشوند ؛ بطور نمونه در اكثر مناطق جنگى كه طالبان مانع تحصيل دختران شده اند حتى قابله مامايى پيدا نميشود و بسيار زنان باردار و طفلشان هنگام ولادت از بين مى روند . 

با دختران و زنان بعنوان برده و زيردست برخورد ميشود و حقوق آنان به هيچ گونه احقاق نمى گردد، حتى در بعضى مناطق دختران و زنان خريد و فروش ميشوند و يا سنت غلط بد دادن رواج دارد كه توهين به كرامت و مقام والاى انسانى زن است . 

دختر و زن افغان ، حتى دختر و زن طالب،  شهروند كشور و جهان است و حقوق محترم و مسلم شهروندى دارد كه بايد رعايت شود . 

چرا به تعدى وناديده گرفتن اين حقوق اعتراض صورت نمى گيرد ؟؟؟

دختران و زنان نجيب افغان شايستگى زندگانى شرافتمندانه انسانى را دارند و برخوردارى از حقوقشان ضرورى است .

گرچه تروريست دين و مذهب و قوم و ملت و جغرافيا نمى شناسد ولى بايد جامعه افغان بپذيرد كه پديده وارداتى انتحارى كه از طرف تندروان مذهبى عرب به افغانستان آمده است ، توسط افراد متعلق به قوم محترم پشتون انجام مى گيرد . نه تنها كه افغانهاى مظلوم و بيگناه كشته و زخمى و آسيب مى بينند بلكه همهء اقوام ساكن كشور متضرر مى شوند .

ديده شده است كه بعضى بزرگان پشتون بدان  فقط اعتراض ميكنند و يا مى نويسند و مى گويند كه در اين پانزده سال در حق پشتون تظلم صورت گرفته است و هر روز افغان كشته و دربدر و بيخانه و بيچاره مى شود ! ؛ بلى كلام حقيقت است و همه بدان اعتراف دارند ، ولى بايد علتها را جستجو كرد ! 

صورت مسئله را اگر بيان مى كنيد ، جواب و راه حل را هم بگوييد .

دلايل وضعيت جنگ و ويرانى براى قوم محترم افغان و بالطبع كل كشور چه كسانى هستند ؟

آيا تاجيك انتحارى مى كند يا كدام هزاره ويا ازبك و كدام هندو ؟؟؟

نخبگان افغان بدين سوال اساسى بايد پاسخ روشن دهند . جواب كاملا واضح است ؛ اين درنده خويان تروريست انتحارى از متن جامعه افغان ( پشتون ) است .

پس بايد نخبگان و بزرگان افغان به ميدان بيايند و با اين پديده شوم كه به زيان قوم و كشور در حركت است نقطه پايان گذارند و اين انسان نماهاى شستشوى مغزى داده شده و اجير بيگانگان را از جامعه و محل خود طرد نمايند . ابتكار عمل و حركت اجتماع خود را بدست گيرند و با بيزارى و بايكوت نمودن تروريست ها ، سعادت ، امنيت و رفاه قوم افغان و تمام سرزمين را به ارمغان آورند .

چرا حداكثرى مردم پشتون در حصار جهالت و نادانى و خونريزى و عقب ماندگى حداقلى ناچيز  دهشت افكن و مزدور گير مانده باشند و از همه مزايا و رفاه و پيشرفت محروم و محصور باشند ؟

چرا طالب و القاعده و داعش و شبكه هاى تروريستى در خانه هاى قوم پشتون لانه كرده و مردم مظلوم پشتون را قربانى مى كند ؟؟؟

چرا صداى مظلوميت و آه سرد يتيمان و بيوه زنان ، ضجه فاميل هاى عزيز از دست داده ، استغاثه بيجاشدگان و بى پناهان زير چادرهاى آوارگى ، درد دردمندان بيمار و زنان باردار بى داكتر و بى قابله و بى شفاخانه ، فرياد دختران مظلوم مكتب و تعليم برويشان بسته و از تحصيل بازمانده ، جوانان بيكار و بى شغل كه بخاطر ناچيز پول دين و دنياى شان را با تروريستها معامله مى كنند و چرا سفره هاى بى نان فقيران و مساكين  افغان را نمى بينيد و نمى شنويد و درصدد راه حل بر نمى آييد ؟؟ 

درد و رنج افغان درد و رنج همهء اقوام است ، هم درد هزاره هم غم تاجيك و هم مصيبت ازبك و اندوه تركمن و .... 

 

اما چه بايد كرد و كه بايد كند ؟ 

 

جامعه نخبه و دلسوز پشتون بايد گام هاى اساسى بردارد تا قوم از يوغ گروههاى تروريست و هراس افكن و ويرانگر رها گردد .

پشتونها لياقت زندگى بسيار بهتر و، با امن تر را دارند. به كلينيك و داكتر دسترسى آزادانه داشته باشند ، از خدمات رفاهى اجتماعى بهره مند شوند ، خانه هاى افغانها ديگر داغدار و عزادار عزيزانشان نباشد و مردم رنج كشيده پشتون امنيت و رفاه و خوشى را تجربه نمايد.

 

بجاى ترغيب به اهداف ضد انسانى و آدم كشى و انتحار و جهاد قتل و كشتار ، جوانان و مردان تشويق به كار و خدمت و توانمندى شوند و مردم بسوى زندگى شيرين مسالمت آميز سوق داده شوند .

 

دولت و در رأس آن نهادهاى امنيتى وظيفه خطير و سنگين حفاظت از شهروندان را به عهده دارند .

 

علماء ، بزرگان ،متنفذين ،مشران ،  نخبه گان ، فرهنگيان و فرهيختگان افغان وظيفه دارند تا قوم  را اصلاح و هدايت نمايند و تروريستها از ميان قوم محترم افغان ( پشتون) بيرون برانند و طرد و نفى شان سازند ، تا مردم تحت ظلم جنايتكاران دهشت افكن آزاد و آباد زندگى نمايند .

 

آرى كابل زيبا بارى ديگر در خون عزيزان شهروندش غلطيد و غميد و هزاران فاميل عزيز را دردمند نمود . همه وظيفه دارند به مقام مقدس انسان احترام گزارند و براى حفظ امنيت انسانى تلاش نمايند . 

امير همايون صادقى - هلند







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



امير همايون صادقى