نامۀ سرگشادۀ داکترهمت فاریابی به حضور جنرال عبدالرشید دوستم

۱۸ دلو (بهمن) ۱۳۹۴

نامۀ سرگشادۀ داکترهمت فاریابی به حضور سترجنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری افغانستان

جناب رهبر ملیونی جنبش ملی اسلامی افغانستان را درود های بی پایان و موفقیت های مزید در امور محوله مقدس مردم افغانستان و از بارگاه خداوندی استدعا داریم که از شر توطئه و دسیسه منافقین و دشمنان صلح و آرامی در امان باشند.

محترم معاون صاحب اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان !

اجازه بدهید قبل از آنکه در اصل مقصد عریضه بپردازم, مطلب ذیل را که {بیان مشارکت مردم در قدرت سیاسی} است, به مثابه پیشگفتار نامه و بستر مسئله کالبد شگافی مختصر مکتبی و مسلکی نمایم: مشارکت مردم منشآ مشروعیت اقتدار ملی است

پس از آنکه فیلسوفان عرصه سیاست و اجتماع مشروعیت اقتدار نظام ها و دولت ها را از اسطوره آسمانی بودن آن بیرون آوردند و این وجیبه را برای انسان روی زمین قایل شدند, مسئله مشارکت مردم در تعیین, تشکیل و تخصیص افتدار ملی, مهمترین عنصر جامعه مدنی تلقی گردید. درین ارتباط ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی در یکی از آثار خود بنام {قرارداد اجتماعی} تآکید میکند که اقتدار از آن مردم است و تنها مردم است که از طریق نماینده های منتخب خود نظام را مشروعیت میدهد. البته که دیگر فلاسفه عرصه دموکراسی و جامعه مدنی عین تآکید را با عبارات دیگری دارند. مهمتر از همه مشارکت نه تنها نظام را مشروعیت میبخشد بلکه باعث ثبات سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و نظامی میگردد.

در عمل دیده شده است, کشور هاییکه هنوز در پختگی لازم سیاسی و مدنی نرسیده اند و سایه استبداد, خودکامگی, برتری طلبی و انحصارگری کاملآ مضمحل نگردیده است تلاش میکنند تا مشارکت عمومی را به بازی گرفته, دست به یکسلسله عوامفریبی ها بزنند و امتیازات سنتی غیر مشروع خود, خانواده یا قوم و قبیله خود را حفظ کنند. اینگونه مناسبات قلابی و ستمگرانه در ممالک آسیائی بخصوص افغانستان و ممالک عربی بیشتر محسوس و مشهود است.

با مطالعه این همه عناصر و پدیده های علیل در باب مشارکت جسارت خواهم کرد تا مشارکت ملی را در سه فاز یا در سه دوره تقسیم نمایم:

مشارکت تئوریکی یا کاغذی

مشارکت فامولیته ویا نمایشی

مشارکت عینی ویا واقعی

1 - مشارکت تیوریکی یا کاغذیدرین نوع مشارکت حق اشتراک اتباع در نظامسازی به بهترین وجه آن در قانون اساسی و دیگر قوانین صرفآ در روی کاغذ گنجانیده میشود ولی شرایط سیاسی اقوام محروم از مشارکت در عمل تغییر نمیکند و جایگاه ممتاز و غیر ممتاز بشکل سنتی خود باقی میماند. این گونه مشارکت کاغذی از خصوصیات ممالکی است که میخواهد از جامعه استبدادی بسوی جامعه مدنی گذار کند.

2 - مشارکت فارمولیته یا نمایشیاینگونه مشارکت نمایانگر تشریفاتی بودن اشتراک نمایندگان این ویا آن قوم, این ویا آن گروه, این ویا آن مذهب در سیستم افتدار است که ایشان امتیازات مربوط به اداره خود را از قبیل معاش, خانه و دیگر خدمات و سهولت های دولتی را دریافت مینمایند و ملزم به تمثیل اراده حاکمان همان سیستم میباشند یا به عباره دیگر مجری تصامیم ممتازین فوقانی هستند اما در مسائل مهم و سرنوشت ساز در تصمیم گیری شریک نیستند.

3 - مشارکت عینی یا واقعیاین نوع مشارکت خواص اصلی جامعه مدنی و دموکراسی واقعی میباشد. درین نوع مشارکت نمایندگان منتخب مردم ممثل اراده همان مردم بوده و خود را صرفآ تابع قانون میدانند و مهمترین اصل درین نوع مشارکت, سهیم شدن در تصمیم گیری است. در مسائل سیاست خارجی و داخلی دولت, مسائل اقتصادی و خلاصه در تمام تصمیمات امور حیاتی یک مملکت مساویانه سهیم گردیده و مطابق روحیه قانون, وجایب صلاحیت های مندرج قانون عمل میکند.

در افغانستان هنوز مشارکت عینی همه مردم عملی نشده است. از بعضی اقوام حق و حقوق شان تنها درج کاغذ است و بعضی ها هم تنها حضور نمایشی دارند اما تصمیم گیرنده در مورد حیات سیاسی دولت همانا استبداد سنتی است که عرصه مشارکت واقعی را برای دیگران ذیق نموده, حاضر نیست که در جامعه عدالت اجتماعی برقرار گردد.

خوب حالا مطابق روحیه نص فوقآ مذکور میدانیم که مردم منبآ, منشآ, صاحب و دارنده اصل قدرت هستند که بر اساس یک قرارداد اجتماعی که متون و توافقات آن در محتوای قانون اساسی و دیگر قوانین یک مملکت تسجیل و تصویب گردیده است, این قدرت را برای یک رئیس جمهور, معاونین و پارلمان, مردم به عاریت میدهند که مطابق همین قرارداد اجتماعی موکلین و منتخبین اراده همین مردم را در نظام تمثیل نمایند. اگر یک رئیس جمهور, معاون رئیس جمهور ویا یک وکیل بنابر علایل مختلف از تمثیل اراده مردم کوتاه بیاید و خواست مردم را برآورده نتواند, در قدم نخست در رفع نقایص با استفاده از نصوص قوانین بکوشد. اگر با آنهم از اجرای وجایب محوله مردم عاجز آید, واجب است تا بار دیگر به مشوره و آرای مردم مراجعه نماید و علت های عدم اجرای خواست مردم را بیان کند و بگذارد تا بار دیگر مردم تصمیم خود را اعلام کند که آیا دست به مظاهرات میزند, اعتصابات برپا میکند, نافرمانی مدنی را برای گرفتن حق و حقوق خود به اجرا میگذارد یا که دولت را با همه اراکین آن تحریم میکند !!! اینست مفهوم استرداد امانت مردم که به هر حالت منجر به سرفرازی و نام نیک یک سیاستمدار میگردد.

اما اگر یک معتمد مردم در چهره رئیس جمهور, معاونین و وکلآ بنابر ملحوظات مختلف نتوانند اراده مردم را تمثیل کنند و خواست مردم را برآورده سازند و در مرفوع کردن اسباب و علایل هم عاجز آیند و به مشوره و آرای دوباره مردم هم مراجعه نفرمایند, اینگونه اصلوب باعث تشویش پیروان و هواداران ایشان گردیده و در تلاش حل الترناتیف قضیه برمیخیزند ویا حد اقل از رهبر خود ویا وکیل خود فاصله خواهند گرفت.

رهبر صاحب جنبش ملی اسلامی افغانستان ! آنطوریکه دیده شد بعداز انتخابات ریاست جمهوری افغانستان حاکمیت اشرف غنی بنابر خاصیت برتری طلبی و وابستگی آن به پاکستان به وعده های داده شده به خلق تورک افغانستان در عرصه مشارکت و همچنان به دیگر اقوام در عرصه امنیت, اقتصاد و رفاه اجتماعی وفا نکرد. درحالیکه یگانه بخش مشروع وتآثیر گذار آرآ, که رییس جمهور اشرف عنی در آن تکیه کرده بود همانا آرای تورکتباران افغانستان است. تجربه تاریخی نشان میدهد که استبداد, فرهنگ سکوت و مدارا را برسمیت نمیشناسد به خصوص مستبدین افغانستان همیشه تابع زور و زر بوده اند. تقسیم 50/ 50 کرسی های دولتی در بین اشرف غنی و عبدالله برخلاف همه موازین حقوقی آن موئید همین مدعاست. مطابق تشریحات فوق فازهای مشارکت, سهم اوزبیک و تورکمن در قدرت در مرحله {مشارکت روی کاغذ} قرار دارد. حتی حضور نمایشی نمایندگان اوزبیک تورکمن در رده های قدرت 5 % از از شعاع وجویشان هم تمثیل نگردیده است. گاهی از چوکات اداره معاونیت اول با منت گذاری زیاد در صفحات فیسبوک منتشر میشود که {فلان نفر به صفت مشاور فلان وزارت یا رئیس فلان شعبه مقرر گردید}! درحالیکه این تقرری های مضحکه مشاورین گمنام به معنی آب پاشیدن بروی احساسات داغ مردم است و نشر پرآوازه آن یکنوع گیلماله کشی بروی شکست ما در گرفتن حق مسلم ما است. تقرر چند نفر انگشت شمار در محدوده اداره معاونیت اول دردی را دوا نخواهد کرد. درحالیکه در مورد منطق تقرری این بخش نیز سوالات قابل تشویش وجود دارد. یک کدر از یک پست حذف میگردد و در وظیفه دیگر گماشته میشود, چند وکیل جوان و متعهد که صدای موکلین خود را در پارلمان بلند مینمودند, داوطلبانه از عضویت پارلمان که مهمترین وظیفه است منفک و به وظایف اجرائیوی گماشته شدند که گاهی موثریت آنها کمتر از آن است که در وظیفه قبلی شان بود ! ویا گفته میشود که بعضی از کدر های "قولی" از نام اوزبیک و تورکمن در چندین وظیفه دولتی معرفی میگردند و از چند منبع معاش بدست میآورند. منطق این گونه گزینش ها برای من مفهوم نیست ! مگر قحط الرجال و قحط کدر دامنگیر اوزبیک تورکمن هست ! آیا مردم ما به خاطر این چند نفر معاش بگیر قربانی دادند! آیا ملیون ها رآی مردم برای آن داده شده که یکنفر قولی و معامله گر به نمایندگی این مردم جیب های شخصی خود را پر کند! درین حالت که صدها فرزند مسلکی مستعد و متعهد این مردم با لب قاق پشت در های ولینعمتان صف میکشند

دفتر محترم معاونیت اول و مشاورین محترم معاون صاحب الزامآ و وظیفتآ باید انعکاس منفی این بی عدالتی ها را برای جناب معاون صاحب اول رئیس جمهور گزارش میدادند تا جلو این حاتم بخشی ها و بده و بستان ها گرفته میشد جناب معاون صاحب اول ریاست جمهوری افغانستان ! شما رهبر ملیونی نه تنها حزب جنبش ملی افغانستان بلکه تمام خلق تورک افغانستان و از آنهم وسیعتر گروه های وسیع خلق افغانستان از هر قوم و زبان برای شما ارادت و خلوص نیت دارند. اما گاهی گزارشات مآیوس کننده شنیده میشود, بعضی از اشخاصیکه از نام جنبش, اوزبیک و جنرال دوستم به مسند مشخص تکیه زده اند, اوزبیک ها را به جنبشی و غیرجنبشی تقسیم بندی میکنند ویا هم معیار مقرر شدن یک کدر را اشتراک آنها در کمپین انتخاباتی قلمداد میکنند. این گونه برداشت و برخورد جفای بزرگ در حق آن مردم است که در راه آرمان های خود, جنبش و شخص جنرال دوستم قربانی داده اند. جنبش و جنرال دوستم حاصل خون هزاران جوان بی باک هست که درین راه شهید شدند. کدام خانواده اوزبیک و تورکمن است که درین راه شهید نداده باشد و خانه ویران نشده باشد و نام جنبشی در پیشانی آن تاپه نشده باشد و به نام جنبشی طرف خشم و تبعیض ستمگران قرار نگرفته باشد و در مقابل دسیسه های دشمن به نسبت جنرال دوستم و جنبش رسالتمندانه و آگاهانه نآیستاده باشد. تجربه نشان داده است که ستیزه جوئی امتیازطلبان الوان مختلف در مقابل خلق اوزبیک و تورکمن, همه این مردم آگاه را بدفاع از جنبش و شخص جنرال دوستم متعهد و منسجم کرده است. فراموش نشود که "زنده باد و مرده باد" نمایشی موثریتی ندارد نسبت به آنانیکه آگاهانه و مسئولانه یا با سلاح گرم خود ویا با قلم توانمند خود رسالتآ بدفاع ازجنبش و جنرال دوستم بدون طمع و توقع قرار میگیرند بنآ تقسیم کردن این مردم در جنبشی و غیرجنبشی خیانت بزرگ به یکپارچگی مردم و به خصوص قشر باسواد جامعه اوزبیک تورکمن خواهد بود.

به هر حال اگر ازین جزئیات گذشته دوباره در اصل موضوع برگردیم: مسلمآ معلوم و مشهود است, آن مشارکت عادلانه برای اوزبیک تورکمن مطابق شعاع وجودیشان حتی فیصدی ناچیز هم تآمین نگردیده است, آن وزارت جوانان که جناب شما برای جوانان کشور وعده دادید, احتمالآ فاشیسم اجازه نداد, از آن وعده های شما به نسبت امنیت مردم خبری نیست و حامیان تروریسم در ارگ نشسته اند و 80 فیصد خاک مملکت دولت حاکم نیست, اختطاف و ترور به یک امر عادی مبدل شده است, اقتصاد مملکت فاجعه بار است, نرخ بیکاری و گریز مردم از وطن بشدت افزایش می یابد و ده ها بدبختی فاجعه بار دیگر که دامنگیر مردم بوده و شما که یگانه امید مردم بودید که با همت والای طرفداران ملیونی خود, مردم را از چنگ دسیسه فاشیسم افغان نازی و حامیش پاکستان نجات دهید اما متآسفانه شما به صفت معاون اول رئیس جمهور و با نفوذترین شخص مملکت که اشرف غنی را به ریاست جمهوری رساندید در تصمیم گیری ها اصلآ سهم ندارید! نوکران پاکستان در چهره خود اشرف غنی تلاش میکنند که شما همیشه منزوی از تصامیم حیاتی دولت باشید. از تحریم اعتراضگونه جلسات اداری و دولتی و سکوت متداوم شما, مردم بیشتر متضرر و مآیوس خواهد شد. این همان هدفی است که حلفات اشرف غنی به دنبال آنست.

ما شرایط ناگوار و زورگوئی های فاشیسم پاکستانی در عقب آن انگلیس و امریکا و طیاره های بم افگن بی 52 را درک میکنیم که حتی شخصیت های گویا برازنده را با پشتوانه آرای ملیونی مجبور به "معاش بگیر" از دسترخوان فاشیسم و روگردان از مردمش کرده است اما شما {جنرال دوستم} هستید. این کلمه مبین همه صفات و مشخصات شما است. همچنان اذعان میداریم که شما تلاش میکنید تا مردم به نحو دیگری متضرر نگردد, اما بزرگان گفته اند {کوه هرقدر اگر بلند هم باشد, حتمآ از خود راهی دارد}.

برای شکست بن بست پیشنهاد میشود

1- به سکوت و انزوا خاتمه داده شده و با شور وعلاقمندی و ابتکار اداره معاونیت اول ریاست جمهوری مطابق نص قانون اساسی بدست گرفته شود

2- یک گروپ مشاورین متعهد و مسلکی در عرصه دولت-حقوق, قانون اساسی, سیاست {خارجی} , اقتصاد و اداره به تعداد 5 - 7 نفر تشکیل و در خدمت معاون اول قرار گیرند

3 - در صورت زورگوئی فاشیسم و زیر پا کردن وجایب و صلاحیت های معاون اول رئیس جمهور که در قانون اساسی و دیگر قوانین تسجیل گردیده است, مراجعه دوباره به آرای مردم, مشوره خواستن از مردم و بالآخره بسیج کردن صلح آمیز مردم و نا فرمانی مدنی از دولت میتواند راهگشای معضل باشد.

مردم آزاده, صبور و متواضع ما همیشه با شما بوده و در هر حالت با شما خواهد بود لذا تصامیم شما برای بهبود وضعیت ناهنجار مملکت تعیین کننده و حیاتی خواهد بود. انتقال مارش کنان جنازه های سربریده از غزنی به کابل که ارگ را به لرزه درآورد, تجربه یی است نشان میدهد که هیچ قوتی در برابر بسیج شدن حق بجانب مردم وجود ندارد.

بار دیگر یادآور میشوم که نتیجه همان تهدید های بسیج کردن مردم بود که امریکا وادار شد و قدرت را 50 / 50 تقسیم کرد و اوزبیک تورکمن را از صحنه کشید چونکه فهمیدند ما صبور و متواضع هستیم

با حرمت بی پایان

از طرف داکتر همت فاریابی







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



دكتور همت فاريابی