«زخم خونین»، ششم جدی «مرحلۀ تکاملی» خیانت ملی هفتم ثور

۱۲ جدی (دی) ۱۳۹۴

در تاریخ معاصر افغانستان  روز های سیاه و تاریک اند که خاطره آنها در وجدان اجتماعی کشور فراموش نشدنی است. هفتم ثور 1357 و ششم جدی 1358  از جمله چنین  روز هاست.

در هفتم ثور یک حزب که تمام فلسفه‌ای  وجودی اش بر اساس اسناد و مدارک و عملکرد سیاسی  اش بازی کردن نقش ستون پنجم برای شوروی بود طی یک کودتا ی خونین مقدرات کشور را بدست  گرفت در حالیکه نه از پایگاه مردمی برخوردار بود و نه شناخت درست از جامعه داشت و نه  آماده گی و صلاحیت لازم برای اداره  کشور را و نه هم روسیه اجازه اتخاذ یک سیاست مستقل ملی را به این جریان مزدور و  وابسته  میداد. طوریکه توبه کننده گان این حزب امروز خود اعتراف دارند که "کاش حزب ما قدرت سیاسی را نمیگرفت" .(1

هفت ثور نقطه عطف در تاریخ معاصر کشور است و سر آغاز سه دهه ظلم و بی عدالتی .

 این روز با کشتار آغاز شد و به فاجعه انجامید.  فاجعه ایکه هنوز هم  ادامه دارد و از مردم ما قربانی میگیرد.

رژیم کودتا یکی از مطلق العنان ترین رژیم های تاریخ معاصر افغانستان  بود. که بزرگترین قربانی ها را از مردم گرفت . کودتاچیان که به سیستم تک حزبی معتقد بودند و خود را مجهز به "ایدلوژی علمی!" میدانستند  به همه نیرو های سیاسی دیگر نگاه  از بالا داشته و به خود حق میدادند تا مخالفین فکری و سیاسی

خود را بدون هیچ جرمی و بدون داشتن  حق دفاع از خود رایی زندان و کشتار گاه کنند. لیست 5000 هزار شهید که در سال 2013 توسط پولیس هالند افشا شد شهدا در این لیست بر اساس روز شهادت شان فهرست شده اند. در جریان  پروسه راجستر کردن و شناسایی شهدا که از یک و نیم سال بدین توسط انجمن خانواده شهدای افغانستان آغاز شده با تماس های که همراه ورثه شهدای  راجستر شده داشته ایم و معلوماتی که از خانواده های شهدا بدست  آورده ایم این واقعیت انکار ناپذیر روشن میشود که بین تاریخ گرفتاری و تاریخ شهادت اکثر هموطنان ما یک الی سه روز و نهایتن یک هفته فاصله زمانی بیش نبوده.** به دیگر سخن  این هموطنان ما در غیاب محکوم به اعدام شده بودند. اختناق سیاسی عجیب حاکم شده بود . علت اصلی ایجاد فاجعه توسط حزب دموکراتیک  ساختار فکری – سیاسی حزب بود. مولفه های اصلی و اساسی این ساختار فکری و سیاست عملی حزب که از ساده سازی ها و سطحی نگری ها و استفاده های ابزاری  استالینیستی تئوریسین های شوروی نشات میگرفت بقرار زیر بودند.

1: از نظر فلسفی همه مکاتب و اندیشه های سیاسی  و فکری یا بر اساس فلسفه  ماتریالیستی استوار اند یا بر مبنای فلسفه  ایدیالیستی . فلسفه ماتریالیستی که مبنای آن علم است  فلسفه علمی است. ایدلوژی مارکسیسم مجهز به فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک که عالی ترین شکل فلسفه ماتریالیستی میباشد است و لذا  ایدلوژی علمی است. تمام ایدلوژی های غیر مارکسیستی دارای  فلسفه  ایدیالیستی و ذهنی و جبرا  غیر علمی اند.

2:جهان به دو قطب سوسیالیسم و کاپیتالیسم تقسیم شده. مرکز جهان سوسیالیستی شوروی میباشد.

3: رهبری و مرکزیت  مبارزه با کاپیتالیسم  را شوروی بدست دارد.

4: دوری و نزدیکی با این مرکزیت معیار برای انقلابی بودن و ضد کاپیتالیسم  بودن ست. هر قدر به این مرکز نزدیکتر باشی انقلابی تر هستی !

5: منافع  و اندیشه  ملی صرف در راستای  پیروی از مرکزیت سوسیالیستی  موضوعیت دارد و تا آنجا مدار اعتبار است که با منافع مرکزیت سوسیالیسم  در تضاد قرار نگیرد.

6: حزب دموکراتیک خلق پیشاهنگ طبقه کارگر در افغانستان بوده  یگانه حزب است که مبارزه ضد امپریالیزم و ارتجاع را رهبری میکند.

7: اعتقاد به سیستم تک حزبی با الگو برداری از حزب کمونیست روس . هر گونه فعالیت سیاسی صرف در تبانی با این حزب و در چارچوب این حزب   مشروعیت سیاسی دارد.

8: آزادی های  سیاسی صرف در چهار چوب حزب و با قبولی " رهبری  " حزب  موضوعیت دارد. مخالفین سیاسی حزب دشمنان طبقاتی کارگران و زحمتکشان اند و مستحق نابودی. (2

 

همین مولفه های  فکری حزب به اضافه تعصبات قومی ، قشری نگری ها و" سیاه و سفید سازی "ها ، خود خواهی ها و" رومانتیک انقلابیگری" های مارکسیست های افغانی ، کیش شخصیت و.. به اضافه نوکر منشی در تمامی دوران حاکمیت جناح های متفاوت حزب چه تره کی چه امین و چه ببرک و نجیب کماکان وجود داشت . همین بنیاد های فکری عامل اصلی فاجعه در افغانستان  گردید.

رهبران  جناح پرچم این  حزب در تلاش اند تا فاجعه ای را که حزب شان بوجود آورد جنبه شخصی داده به پای امین ختم کنند و روز شش جدی را که ببرک کارمل سوار بر تانک های روسی برای انتقامگیری از رفقای حزبیش بکابل آمد و افغانستان  به اشغال ارتش سرخ در آمد این روز را به عنوان روز نجات کشور از دیکتاتوری امین اعلان کنند. این مغلطه گویی حتی امروز هم با گذشت این همه سال از جنانب تفاله های این حزب اینجا و آنجا مطرح میشود.

واقعیت های سیاسی اما نشان داد که بن بست و شکست حزب ، بن بست ساختاری و فکری  بود . روز شش جدی روز اشغال کشور توسط قوای شوروی سابق مولود مستقیم همین مولفه های فکری حزب  بود. در شش جدی فاجعه که حزب در 7 ثور ایجاد کرده بود ابعاد وسیع تر پیدا کرد و از مردم افغانستان باز هم قربانی های بیشتر گرفت.

.  همین ساختار فکری حزب بود که اختناق و دیکتاتوری  ، سلب آزادی های سیاسی از دیگران و زندان و شکنجه و اعدام را به مردم کشور ما به ارمغان آورد.  حتی کشتار ها و تصفیه های درون حزبی نیز علاوه بر خود خواهی ها و کیش شخصیت رهبران مولود  همین این سیستم فکری بود.  این اندیشه ی ضد آزادی و اعتقاد به پیروی بی چون و چرا از " مرکزیت سوسیالیستی" و

، اعتقاد به سیستم تک حزبی و .. دیکتاتور های چون  امین و صد ها امین دیگر را بوجود آورد.  تاریخچه " احزاب برادر" نیز عین همین سر نوشت را دارد.

در ششم جدی حزب دموکراتیک خلق با امکانات بیشتر به کشتار مردم ادامه داد  و ابعاد جنگ در افغانستان گسترده تر شد. بیش از سی هزار قریه در افغانستان در اثر بمباران های ممتد روسها نابود گردید. بیش از دو ملیون انسان این سرزمین کشته شد و بیش 5 ملیون دیگر آواره گردید. اینبار شوروی خود مستقیما در کشتار مردم ما و حفظ حکومت دست نشانده اش وارد کارزار شد. برای حزب در "مرحله تکاملی انقلاب ثور" معیار وطن پرستی "دوستی بی چون چرای روس  بود 3. اشغال  افغانستان توسط روسها واکنش بیشتر نیرو های امریکایی و متحدین اش را در پی داشت و بیشتر از پیشتر زمینه‌ ساز مداخله غربی ها  گردید.

روز هفت ثور آغاز تراژدی خونین و شش جدی تداوم گسترده فاجعه ی بود که توسط یک حزب استالینیستی مزدور و دست نشانده بر مردم ما تحمل شد. افغانستان  از مسیر رشد هر چند بطی اجتماعی اقتصادی منحرف ساخته شد و دچار طوفان حوادث و بستر مداخلات گردید. حزب دموکراتیک با کشتارهای خونین در طول دوران حاکمیت خود کشور را دچار انقطاع تجربه سیاسی ساخته نخبه ها و تحصیلکرده ها را  زنده  بگور کرد. این حزب در تمام دوران حاکمیت جناح های مختلف آن مانند ضحاک مار دوش به خوردن مغز انسان های این سر زمین مشغول بود .

پاورقی ها:

**) این واقعیت ها یکه در پروسه راجستریشن معلوم شده با نوشته های آقای صدیق فرهنگ در کتاب افغانستان در 5 قرن اخیر  و دیگر کتب تاریخی نیز همخوانی دارد.

1.) مصاحبه فرید مزدک با بی بی سی

2.) مراجعه کنید به نوشته های نشریه خلق و پرچم در دهه دموکراسی ظاهر خانی و  سخنرانی های سران حزب در زمان مطلق العنان حزبی بعد از کودتا.

3.) سخنرانی ببرک در کنگره حزب :" وطن پرست واقعی کسی است که به دوستی افغان شوروی اعتقاد و باور داشته باشد.  این است معیار..."







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



راشد رستمی