گزیده ای از کوتاه گفته های خودم

۱۲ اسد (مرداد) ۱۳۹۴

آغاز سخن با کلامی از مولانای بلخ:

از خـــــدا جـــویـــم توفیــــقِ ادب

بی ادب محــروم شد از لطفِ رَب

بی ادب تنها نه خود را داشت بَد

بلـــک آتـــش در همــه آفـــاق زد

 

جنگ امروز با همه انگیزه ها و ابعاد گستردۀ اقتصادی و نظامی که در جهان دارد، در واقع با جنگ افزارها و شمشیرهای برهنه ی عده ای از مسلمانانِ جاهل بر علیه اسلام و جهان اسلام در حرکت است.

*** *** ***

به هر اندازه که نژادپرستی و ناسیونالیسم افراطی در یک کشور فاجعه بار است، به همان اندازه بنیادگرایی افراطی مذهبی زیانبار تر و مسموم کننده است؛ وای بحال ملتی، که فرهنگیان و نخبگانش آگاهانه در خدمت این دو روند فکری مصیبت بار قرار داشته باشند.

*** *** ***

همسایه ام را خوب می شناسم از او گِله ای ندارم، اما چه کنم، که هموطنم ریشه های واژه های هستی تنم را در میهن عزیزم با تیغ همسایه قطع می کند.

*** *** ***

افغانستان به مانند تخته شطرنج است و مردمانش همچو پیاده های آن، که از جوانب مختلف شکار می شوند؛ تعداد بازی کن و تماشاگر در دور و برش خیلی فراوان است که از شاه گرفته تا وزیر... سمت حرکت و نشست و برخاست همه ی شان را بازیگران بزرگ تعین می کنند.

*** *** ***

خرد، معرف حقیقت هستی هویت آدمیی انسان است و جهالت ویژه گیی ددمنشانه او.

*** *** ***

بعد از پنجاه سال اندوختن دانش و تجربه از کتاب زندگی، بالاخره به این نتیجه رسیدم، که انسان در جهان یگانه موجودی است که هم دشمن خود است و هم دشمن طبیعت.

*** *** ***

اعتقاد به یگانگی خدا و عشق به انسان جوهر اصلی انسانیت است.

*** *** ***

ملتی که تاریخش را خودش نمی نویسد، بدون شک سرنوشتش را بیگانگان رقم می زنند.

*** *** ***

روشنفکران نقاب پوش از طالبان برقع پوش خطرناکتر اند.

*** *** ***

افسوس به حال ما! که زمان به پیش می شتابد و تقویمها نو می شوند، مردمان متمدن جهان همپای زمان پیروزمندانه به پیش می روند؛ اما این ماییم، که در گذرگاه تاریخ از تقویمها کهنه تر می مانیم.

*** *** ***

کشوری که ارزش های فرهنگی و تاریخی اش عمدأ مسخ و جعلکاری شده باشد، هویت های کاذب می کوشند مذبوحانه در آن جلوه نمایی کنند.

*** *** ***

زبان سخنگوی فرهنگ و ترجمان گویای هویت یک ملت است، وقتی که زبان از رشد و تکامل طبیعی عمدأ باز داشته شود، فرهنگ خود بخود زایل می شود و ملت دیگر هویت اصلی خود را می بازد.

*** *** ***

ما روشنفکران، ما «روشنفکران» سرگردان جهان سومی، بویژه افغانستان، با آنکه همیشه از دمکراسی و مردمسالاری و ارزش های جامعه مدنی و تمدن غربی سخن می گویم، اما در عمل هنوز هم در تاریکی، تعصب، حسادت، جهالت و فقر فرهنگی بسر می بریم و از تمدن غربی تنها طرز پوشیدن لباس اروپایی را تمرین نموده ایم و بس. ما هنوز همت نکرده ایم که حتی در خانواده های خود عدالت را تأمین کنیم، چه رسد به جوامع ما.

*** *** ***

متأسفم به آن عده نخبگان و دولتمردانی که بغیر از فرزندان و وابستگان خویش، هرگز نمی خواهند که جوان همسایه و همشهری شان به دفتر و کتاب و کتابخانه و دانشگاه دسترسی داشته باشد، در حالیکه خودشان دکتورای فلسفه و منطق و تاریخ را در پوهنتون ها و دانشگاه های امریکا و فرانسه و آلمان و انگلیس بدست آورده اند.

*** *** ***

به آنهایی که فرهنگ ستیز اند:

ای فرهنگ ستیز!

ترا دیدم بدستت تیشه داری

به قصد کندن دانش

ز دانشگاه،

و از ریشه داری

به مقصد، کندن دانش ز دانشگاه

پیشۀ تست؟

چرا در فرهنگ ستیزی،

تو دایم اندیشه داری؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنچه که در فوق آمده (البته بعد از ویرایش) گزیده ای از کوتاه گفته هایی ام اند که قبلأ در بسیاری از متن مقاله ها و نوشته هایم اینجا و آنجا به نشر رسیده اند؛ بعضی های شان تازه اند، که در هر کدام پیامیی و سخنی است.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

ضیا باری بهاری03.08.2015 - 12:53

 طالبان نکتایی پوش از طالبان واسکت (انتحاری) پوش خطرناک تر اند.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



ضیا باری بهاری