تبارز جنون آمیز جهل و خشونت ساختاری در «جغرافیای قاتل»

۷ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹۴

نویسنده: سیف الدین سیحون

فرستنده: فرزام اکبری

گسست وفروپاشی شیرازه ساختار های ارزشی جامعه درپی سلطه روز افزون اندیشه متحجر عقبگرایانه، باز شدن فضای تبارز تفکر واندیشه های تکفیری، توام با پیشینه خشونت ساختاری توجیه گر ایدئولوژیک،‌ بی اعتباری اندیشه های خردورزانه وعقلانی مدنی، تمکین وانفعال سیاسی دستگاه سیاسی -امنیتی ونهاد های مدنی دربرابر موج ویرانگر تندروی ایدئولوژیکی، محافظه کاری وعقبگرایی نهاد های سنتی مروج توجیه گر خشونت،‌ سلطه فرهنگ خشونت پرور بدوی، افول ونفی ارزش های با اعتبار اخلاقی، روان پریشی اجتماع نامراد، باورهای غیرمدنی،‌ گسست هولناک اجتماعی فرهنگی کشور از فرایند سیال وجوشان خردورزی، بی معرفتی نهادینه درجغرافیای جهل وخشونت، ترویج اندیشه های خردستیز، تبارز گسترده نفرت علیه دیگر اندییشی،‌ تداوم دامنه دار جهل وخشونت ساختاری وتسری آن در افکار عامه، اسارت فکری و پیوستگی به ایدئولوژی تندروانه، جو ملتهب و روان آ گنده از نفرت وانتقام، فرافگنی توجیه گر وباورمندی به تئوری توطه ودست پنهان عوامل بیرونی، پیش داوری وقضاوت عندی رویداد ها، ازهم گسیختگی نهاد های حامی حقوق شهروندان، تبارز احساسات تند عوام فریبانه، جوسازی برای ایجاد ترس وارعاب، هراس از تغییر نهاد ها ودگرگونی ساختار سنتی وپندار ها، حادثه آفرینی وقهرمان سازی نمادین وعملگرایی غیر عقلانی درشهادت فرخنده بازتاب خودرا داشته است.

این رویداد ننگین نشان داد که نقش خانواده ها، آموزشگاه ها وحاکمیت سیاسی درپرورش انسان مدنی وبازدارندگی جنایت وحفظ حریم امنیت فردی، ضابطه ها ومعیار های اخلاقی مدنی، کاستی ونارسایی گسترده ی را بردوش می کشند.   بی مسئولیتی دستگاه سیاسی-امنیتی، نا آگاهی به ارزش ها وسامانه های حقوق شهروندی در ساختار سیاسی-امنیتی کشور را متبارز ساخت و نشان داد که خشونت ساختاری درگستره جغرافیایی این کشور نهادینه است.

تاریخ طولانی تمدن انسانی درمواردی، نمادی از تساهل، مدارا و روا داری بوده ودرپی ارشادات واحکام دین اسلام، برابری همگرایی ومسالمت میان مردم نهادینه بوده واین خشونت تبارز یافته اخیر منافی احکام وارزش های اسلامی می باشد.

موج بنیان کن واعتراض مدنی وهوشمندانه مردم وایستادن در برابر باور های جاهلی  وبدویت انسان ستیزی وزن ستیزی،‌ مرگ اندیشی وانفعال ننگین دستگاه سیاسی، نمادی از تبارز خشم فروخفته تاریخی برضد استبداد واسارت انسان، بی معرفتی و هرزگی بوده، پیام رهایی انسان این سرزمین از استبداد نهادینه، خودکامگی مردسالارانه وقرائت های عرفی وباور های به جا مانده از جاهلیت جامعه بدوی می باشد.

پیامد شهادت فرخنده انرژی عظیم اجتماعی را برای تبارز مدنی اندیشی خود جوش،‌ دفاع محتوایی از حقوق انسان این سرزمین، فراهم آورد که در سایه هزینه ها وتبلیغات صوری وبی محتوای نهاد های خارجی ودستگاه های وابسته به آن ها برآورده نشد.

محاکمه عادالانه ومجازات قانونی برای عاملین، مجریان ومحرکان این جنایت هولناک تضمین نسبی مصونیت وصیانت  اجتماعی برای گروه ها آسیب پذیر بوده ونگرش ساده انگارانه دستگاه امنیتی را برای حفظ نظم دگرگون خواهد ساخت.

نهاد های حراست قانون وجامعه مدنی با پیگیری رسیدگی به این جنایت فاجه آمیز، می باییست به فرهنگ مجازات خودسرانه وقانون جنگل دراین جغرافیای خشونت، پایان بخشند وبه پیش داوری ها وقضاوت های عندی وموج آفرینی عوام زدگی مجال تبارز ندهند.

نظارت دقیق از عملکرد وپیامد غیرمنتظره متولیان که “ سقف معیشت” را برستون ریا کاری بنیاد گذاشته اند، صورت گیرد. نهاد های امنیتی برای جلوگیری از پیش آمد های غیرمنتظره می باییست نیرو های آموزش دیده ومدنی را برای واکنش ومهار چنین رویداد های ناگوار فراهم آورند.

مجازات خواهی شدید نیز از  نمادی از روان پریشی وبیماری اجتماعی است که درکشور ما بنابر سلطه استبداد سنتی نهادینه بوده، گذار عقلانی ومدنی روا داری و مدارا را برنمی تابد.

مبارزه گسترده اجتماعی روشنگران می باییست متمرکز وایستادگی در برابر نگرشی گردد که موجب شهادت فرخنده در انظار عامه شد.

شهادت وی باید شرایط انتقاد از خود وگفتمان حق ضایع شده انسان این سرزمین را برای ریشه کن ساختن خشونت ساختاری، انسان ستیزی، قانون ستیزی ومسولیت ناپذیری،‌ نهادینه سازد وشرایطی را درجامعه فراهم آورد تا گفتمان روشنگری، مهر ورزی،‌ همگرایی وصلح دوستی پایدار گردد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



سیف الدین سیحون