نگاهی به کتاب «پس از سدۀ تاخت و ایستادگی»

۱۶ جدی (دی) ۱۳۹۳

کتاب"پس از سدۀ تاخت و ایستادگی" نوشتۀ امرالله صالح رئیس پیشین ادارۀ امنیت ملی افغانستان در حکومت حامدکرزی است. این کتاب که در 303 صفحه از سوی روند سبز با دوهزار نسخه در سال روان خورشیدی 1393 چاپ و منتشر شده است، شامل سه بخش می شود:

 

1-   مقالات 

2-   مصاحبه ها 

3-   سخنرانی ها 

 

1-           مقالات:

بخش نخست شامل 9 مقاله  می شود که چهار مقالۀ آن فارسی و پنج مقاله به زبان پشتو نگاشته شده است.

اولین مقاله، با عنوان "پس از مسعود" آغاز می یابد که در سیزده قسمت نگاشته شده است. این سیزده قسمت در واقع برخی از نکات مهم حوادث و تحولات سیاسی و نظامی پس از مسعود را در سالهای پس از سقوط طالبان و حکومت کرزی به بررسی می گیرد. در قسمت اول مقاله از کتاب هنر استخبارات به قلم هنگ کرمپتون، مامور ارشد سی آی ای سخن می رود که با آمرصاحب مصاحبه انجام داده بود. مسعود برنامه و اهدافش را در واقع برای این مامور سیا توضیح می کند که برغم دشواریها، به مقاومت ادامه می دهد تا دنیا متوجه حقانیت او و خطر طالبان و القاعده شود. اما هنک کرمپتون چندان به حقانیت و عدم حقانیت مقاومت مسعود دلچسپی و اعتنا ندارد، فقط او می خواهد که اسامه را بدست بیاورد که اسامه امریکایی ها را در کینیا و یمن کشته است.

احمدشاه مسعود برای این امریکایی، القاعده، طالبان و پاکستان را به عنوان یک کل مرتبط با هم معرفی می کند. می گوید که امریکا با این بنیادگرایی افراطی جنگ طولانی خواهد داشت، اما در جنگ با آنها با متحدینی که در جهان اسلام برای خود در نظر می گیرد که تکنوکرات ها و ملی گرایان شعاری و فاسد و بی ریشه در میان جامعه است، به پیروزی نمی رسد. او به این مامور سی آی ای می گوید که امریکا باید از مقاومت ما دفاع نماید که حمایت مردم را دارد. اما امریکایی ها در آن وقت گوش شنوا به این هوشدار و پیشنهاد پیدا نمی کنند.

در مقالۀ دوم از استراتیژی نظامی امریکا سخن می رود که آن را در چهار مرحله پس از اوباما مدنظر گرفته شده است. شکل دهی ذهنیت، عملیات نظامی تصفیوی، حفظ ساحه و انکشاف اقتصادی و اداری.

اما در این مقاله، آقای صالح مرحلۀ چهارم را بن بست میداند. چون کرزی و امریکا هر دو نیروهای مخالف طالبان را در حاشیه رانده و از تصمیم گیری بدور قرار داده است. هیچ کسی و کشور پاکستان طرفدار شکست استراتیژیک طالبان نیست.

امریکایی ها طالبان را شورشگر میدانند و در صدد جدا سازی آنها از القاعده اند.

در مقالۀ سوم که توهم تغیر در سیاست پاکستان عنوان دارد، به این نکته پرداخته می شود که امریکا پاکستان را به عنوان تهدید و پرورشگاه تروریزم نمی بیند. اما باید طالبان شکست بخورند.

در مقالۀ چهارم که عنوان آن: ادبیات در حال تغیر جنگ امریکا در افغانستان است،  امریکا حتی طالبان را به عنوان تهدید علیه خود نمی بینند.

در مقالات پشتو، طرف های جنگ افغانستان، چالش ها و مشکلات امنیت ملی افغانستان، نیروی دفاعی ناکافی افغانستان و موضع افغانی پاکستان، افغانستان و آسیای میانه و بازی نفت، ایران و امنیت ملی افغانستان مورد بحث و تحلیل قرار می گیرد.

 

2-            گفتگو ها:

این بخش شامل 5 گفتگو با: بن فارمر، طلوع نیوز، برنامۀ به عبارت دیگر تلویزیون بی بی سی و با مارتین اسمیت خبر نگار تلویزیون پی بی اس است.

 

3-   سخنرانی ها:

در این بخش یک سخنرانی چاپ و منتشر شده است که در کنفرانس: بررسی نقش پایگاه های نظامی دایمی امریکا در ثبات آیندۀ افغانستان و منطقه" منعقدۀ کابل در 13 حوت 1392 ارائه شده بود. نکتۀ مهم این سخنرانی به عدم بیطرفی افغانستان مربوط می شود که تفکر بیطرفی افغانستان به شدت زیر سوال می رود.

 

مزیت های کتاب:

1-   مقالات و تحلیل ها با دید بسیار روشن و قابل فهم ارائه می  شود. هر آدم با سواد و اندکی برخوردار از دانش سیاسی و اوضاع امروز کشور و منطقه به خوبی می تواند از مباحث کتاب،  درک مشخص و تصویر واضح  داشته باشد. مباحث با نثر روان و قابل هضم برای خواننده ارائه می شود.

2-    کوتاه نویسی که نکات اصلی و مهم در مقالات و گفتگو ها بیان میگردد.

3-   ارایۀ اطلاعات دقیق و دست اول در مباحث که به موقعیت و موقف پیشین نویسنده بر میگردد.

 

نکات غایب مباحث:

مهم ترین نکات در بسیاری از مباحث به پاکستان بر میگردد که با پاکستان چه باید کرد؟

در تمام تحلیل و بحث های مربوط به پاکستان در واقع از برتری پاکستان سخن می رود: برتری نظامی که ارتشی با سلاح اتمی دارد. برتری جمعیت 180 ملیونی آن، برتری روابط نزدیک با غرب و امریکا که امریکایی ها پاکستان را به عنوان منبع تهدید که مهد تروریزم و افراطیت مذهبی است، نمی بیند. اما با این همه برتری گفته نمی شود که افغانستان چگونه می تواند مشکل خود را با پاکستان حل کند؟ اصلاً پاکستان چه میخواهد؟

در گفتگو با طلوع نیوز در برابر این پرسش که: چه چیزی می تواند پاکستان را وادار بسازد تا صادقانه در راستای مبارزه با گروه های هراس افگن و طالبان کار کند، آیا این امکان پذیر است؟ پاسخ ارائه می شود:

من بارها گفته ام که در یگانه موردی که بدون کوچکترین تردیدی من و رئیس جمهور کرزی با هم دیدگاه مشترک داشته ایم، این بوده که به معضل ما با پاکستان باید راه حل بنیادی جستجو شود. آن پاسخ بنیادی این است که نیروهای بین المللی باید شبکه و زیربنای حمایتی طالبان را در پاکستان و سایر نقاط جهان ازبین ببرند. این زیربنا چیست؟

1-   مدارس

2-   شبکه های مالی که طالبان را تمویل می کنند

3-   اگر چنین نشود و دنیا قانع نشود که بر پاکستان این فشار را بیاورد، راه دیگر بسیج ملی است.

اما به معضلات اصلی با پاکستان اشاره نمی  شود و راه حل سیاسی هم طرح نمیگردد.

در مقالۀ دافغانستان د دفاعی حواکونو ورتیا نیمگرتیا او پاکستان به این نکته پرداخته می شود که همسایگان ما هم از بی ثباتی ما و هم از ثبات و اقتدار افغانستان نگران اند، آیا می توان قدرت دفاعی خود را تا حدی بالا برد که مانع دخالت آنها در بی ثباتی شد؟

در این مقاله بر پاکستان ترکیز می شود که در افغانستان با کار استخباراتی، افغانستان را بی ثبات می سازد. در مقابله با پاکستان سه راهکار ارائه می شود:

1-   پایان دادن به زمینه های دخالت پاکستان از طریق شبکه های استخبارتی آن که در افغانستان به حیث ستون پنجم پاکستان عمل می کنند.

2-   تسلیح و تجهیز قوای افغانستان با کمک دوستان جهانی

3-   پذیرش مطالبات پاکستان که هژمونیک و سلطه گرانه خوانده می شود.

اما بازهم این مطالبات سلطه گرانه مورد بحث و تحلیل قرار نمی گیرد.

یکی از نکات دیگر که در تمام مباحث انعکاس دارد این است که از موضع یک ملت واحد بنام افغان بحث شده است. خوب ، اگر چنین چیزی وجود می داشت که ما این همه مشکل و بحران را نداشتیم.

ملت افغان،  اول در عمل چنین ملتی وجود ندارد. دوم، منافع و هویت مشترک چنین ملتی تعرف ناشده و مبهم است. سوم، توافق بر سر هویت و منافع مشترک وجود ندارد.

مشکلات داخلی، ساختار اجتماعی، موانع فرهنگی، سیاسی و حتی طبیعی در ثبات و توسعۀ افغانستان بصورت روشن و در مبحث جداگانه مورد بحث و ارزیابی قرار نگرفته است.

اگر سیاست مداران افغانستان به جای راه حل مشکل با پاکستان، تنها بدنبال تزریق ذهنیت دشمنی با پاکستان باشند و همچنان به طبل ادعای ارضی با پاکستان با عدم پذیرش مرز دیورند، بکوبند، افغانستان هر گز به ثبات و توسعۀ پایدار سیاسی و اقتصادی نمی رسد و مرحلۀ دولت-ملت را پشت سر نمی گذارد.







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

احمدحکیم 11.10.2016 - 07:52

 واقعن نکات مهم وخوبی را اشاره نموده است
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



محمد اکرام اندیشمند