نام آهن در زبان های بومی ایران و دیگر زبان های آریایی

۱۴ جدی (دی) ۱۳۹۳

امروزه دیگر بی گمان هستیم که تاریخ ایران چیزی نیست که اروپاییان در این چند سده کنونی برای ما نگاشته اند. دانش های گوناگون از دانش ژنتیک گرفته تا دانش های زمین شناسی،استوره شناسی،نوشته های باستانی ایران و .....تا دانش زبان شناسی و هازمان (جامعه) شناسی باستانی با این دانش،همگی در یک جستار با یکدیگر هم داستان هستند و آن هم این است که آریاییان همان باشندگان کنونی ایران هستند که کمینه از هنگامه یخبندان در فلات ایران میزیند و داستان مهاجرت آنها به فلات ایران نزدیک به 4 هزار سال پیش دروغ و افسانه ای خرد سوز و خرد ستیز بیش نیست و این مهاجرت ها از ایران به دیگر کشور ها بوده و نه وارون آن!!! بگونه ای که این مهاجرت ها در زمان های گوناگون و چرایی های گوناگون رخ داده است. برای نمونه در این شماره به واکاوی واژه (آهن) در زبان های کهن و بومی ایران و در زبان های آریایی (هند و اروپایی!؟) گروه هندو ژرمنی می پردازیم.

این واژه در زبان پارتی (اشکانی) به گونه

(Asun)

 در زبان پهلوی (پارسی میانه) به گونه های

(Asan) (AsEn) (Asingar)

در زبان های کردی سورانی،سمنانی،شاهرودی،لاسگردی و ابراهیم آبادی (از گویش های آذری، زبان کهن آذربایجان، ایرانی دسته باختری) به گونه

(Asen)

در زبان سرخه ای

(asan)

در زبان مردمان بلوچستان،چابهار و نیز در کردی گورانی به گونه

(Asin)

در زبان خوری و انارکی به گونه

(osun)(Asoun)

در زبان تالشی (دسته ایرانی باختری باشنده در پیرامون آستارا،ویزنه،طولا رود،اسالم،ماسال،ماسوله،شاندرمن و نیز باشندگان دشت لنکران در جمهوری دروغین آذربایجان) به گونه های

(Asen)(asun)

در زبان هرزندی (گویش مردم هرزند در شمال مرند از گویش های آذری، زبان کهن آذربایجان و وابسته به گویش های ایرانی باختری) بدین گونه گویش می شود

(Osen)

در زبان کردهای کرمانجی به گونه

(hasin)

در زبان ختنی (از دسته گویش های ایرانی میانه خاوری که دکتر میر فخرایی آنها را یک تیره از سکاها می دانند) به گونه

(hissana)

و نیز در زبان زازا (از گویش های ایرانی دسته باختری که در میان کردهای باشنده در خاور ترکیه روامند است) پس از افتادن همخوان خیشومی پایانی(ن) به گونه

(asi)

همچنین این واژه در زبان پارسی با دگردیسی همخوان (س) به همخوان (ه) که در زبان های آریایی بسیار روامند (رایج) است به گونه (آهن) گویش می شود.

اکنون این واژه را در زبان های آریایی دیگر از شاخه هندو ژرمنی!؟ وا کاوی می کنیم.

در آلمانی علیای باستان به گونه

(isan)

در آلمانی سفلی باستان به گونه

(iesen)

در آلمانی نوین به گونه

(Eisen)

در انگلیسی باستان به گونه های

1)(isen)

2)(isren)

اکنون اگر به گونه گویش شماره 2  از انگلیسی باستان رویکرد ویژه ای داشته باشیم می بینیم زمانی که {همخوان های (س،ر)}

{Consonant (s,r)}=

میان دو {واکه (ای،ا)}

{Vowel(i,e)}=

جای میگریند همخوان نخست (س) زدوده و دیگر در انگلیسی امروزی گویش نمی شود به این چرایی است که این واژه در زبان های انگلیسی به گونه

(iron)

در زبان اسکاتلندی به گونه

(airn)

و همچنین در زبان های ایرلندی و گیلی اسکاتلندی نیز به گونه

(iarann)

گویش می شوند. این چکه ای (قطره ای) از یک دریا است که می آویند (ثابت می کند) گروهی از آریاییان که اروپاییان به آن ها نام هند و ژرمنی را داده اند می بایست که در زمان یابش (کشف) آهن هنوز با ما می زیسته باشند و پس از گروه دیگر آریایی که اروپاییان به آن ها نام لاتین (مانند فرانسه،پرتقال،ایتالیا و..) داده اند از میهن آغازین خود جدا شده باشند.

در پایان نیاز است که بگویم زبا نها و گویش های بومی ایران یک گنجینه بسیار با ارزش از تاریخ ما هستند که به ما در شناسایی فرهنگ و زبان چندین هزار ساله آریایی ایران یاری بسیار می رسانند و خویشکاری زبان شناسان هر کدام از این زبان ها و گو یش ها است که در پاسداری و شناساندن این گنجینه به ما پژوهشگران پارسی زبان و دیگر هم میهنان خویش یاری برسانند و باورمند به این باشند که همه ما (پارس،کرد،آذری،لر،بختیاری،گیلک،مازنی،سیستانی،بلوچ و...) تنها یک نام داریم و آن هم نام ورجاوند ایرانی است.

((واکه هایی که با نشانه بزرگ نوشته شده اند به چم کشیده بودن واکه است))

پاینده ایران بزرگ از سمرکنت و خوارزم تا کردستان بزرگ

کتابنامه

1) نامه پهلوانی استاد فریدون جنیدی

2) فرهنگ تطبیقی موضوعی دکتر محمد حسن دوست

3)فرهنگ واژگان گویش های ایران غلامرضا آذرلی

4) فرهنگ فارسی به پهلوی دکتر بهرام فره وشی

5) در آمدی بر زبان های ختنی دکتر مهشید میر فخرایی







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

اسماعيل 31.08.2016 - 06:55

 مطالب شما سرآغاز وراه نويني در پژوهش دراين حوزه است كه جاي آن تاكنون بسيارخالي بود!؟ يعني سرنخ ومنبع عظيم ودست نخورده وگنجي ناشناخته لطفا"درباره ي خودتان وزمينه ي و كاري مطالبي داشته باشيد. متشكرم

ساسان23.12.2015 - 08:37

  بدبختی ما با حمله اعراب شروع شد کدامین لطف.... به یزدان که ما گر خرد داشتیم **** کجا این سرانجام بد داشتیم

الی24.10.2015 - 07:23

  دوست عزیز، بزرگترین لطفی که عرب کرد این بود که ایران را به یک کشورمسلمان تبدیل کرد.وقتی دو جامعه زبانی در کنارهم قرار میگیرند واژگانی رااز هم قرضگیری میکنند، این مطلب در همه جا اتفاق می_افتد.بهتر نیست با دیدی متفاوت به این مسئله نگاه کنیم.از گذشته باید عبرت گرفت نه تکرار مکررات.

علی23.09.2015 - 14:56

  من ملک بودم وفردوس برین جایم بود عرب آورد به این دیر خراب آبادم بله اعراب با یورش خود وسپس شوراندن تاتار ومغول علیه ما همه چیز مارا تاراج کردن حتی کلمات مارا گرفته می گویند عربی است به لطف سلمان فارسی
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



مهندس سعید کریمی