کابینه دولت وحدت ملی و احتمال بحران عدالت و شایسته سالاری!

۱۱ قوس (آذر) ۱۳۹۳

از آغاز تشکیل حکومت وحدت ملی در افغانستان حدوداً دو ماه می گذرد، ولی از معرفی اعضای کابینه جدید- در فقدان صلاحیت کاری کابینۀ مُعلَق چندان خبری نیست. گستردگی دوام و ابهام در معرفی کابینه، بیم ها و امید های را در اذهان شهروندان افغانستان بوجود آورده است. بیم ها با این رویکرد که درهم تنیدگی دو تیم انتخاباتی و ایجاد توازن تقریبی دو گانه در اهرم قدرت با چانه زنی های بیش از حد، در حمایت افراد وابسته به تیم انتخاباتی آنان چقدر در درازا کشانیدن این روند و زیر پا گذاشتن شایستگی ها و نا دیده انگاری هایی در تامین عدالت سیاسی- اجتماعی موثریت خواهد داشت و امید ها با توجه به شعار ها و نوید های رنگارنگ محمد اشرف غنی، تعداد زیادی از شهروندان را به ختم بحران سیاسی و حل معضلات موجود افغانستان در تمامی ابعاد و گشایش دریچه جدیدی از خوشبختی های شهروندی به شدت امیدوار کرده است.

گذشته از این مساله پارادوکسیکال که دامن کشور را به شدت فشرده است، آنچه در شرایط موجود افغانستان اهمیت اساسی دارد توجه خاص زعمای دوگانه در امر نهادینه کردن عدالت سیاسی در کشور خواهد بود. زمانی که از عدالت سیاسی حرفی به میان می آید جدا از کلی گویی های پیرامونی، فوراً عدالت اجتماعی، شایسته سالاری و در نظر گرفتن توانایی فردیت هم در ذهن متبلور می گردد. عدالت سیاسی با تمام عناصر و سازه های خویش زمانی در افغانستان شکل خواهد گرفت که به گفته «ریچارد رورتی» فیلسوف آمریکایی در قرن بیستم: تنشی که میان عدالت و تعلقات یک زعیم یا رهبر ملی- سیاسی وجود دارد به صورت جدی کاهش یابد و این حرف در شرایط فعلی افغانستان که از رده های بالا تا پائین و از پائین تا بالا- در لف و نشر تعلقات سمتی، نژادی، زبانی، حزبی، مذهبی و حتی فامیلی و خویشاوندی ... سر تا پا غرق اند خیلی هم صادق می باشد.

با توجه به این چنین معضل، این سوال پیش می آید که زعمای افغانستان قادر خواهند بود که با یک ابتکار نسبتاً بی سابقه بر سر همه تعلقات زنجیری که تار و پود شایستگی و عدالت را خشکانده و توانایی های فردی را با نادیده انگاری ها در کلیت یک جمع تعریف می نمایند نکته پایانی را ترسیم کنند و کار را به اهل کار بسپارند و شایسته سالاری را نهادینه کنند؟؟ یا با رویکرد ناشیانه و حالت دست پاچگی- شعار را در برابر عمل خنثی و بر تداوم بحران  موجود بیافزایند؟؟ این ها پرسش های است که در برابر زعمای ملی ما قرار دارند و پاسخ را هم گذر زمان آشکار خواهد کرد... دراخیر با بیتی از حافظ سخنم را خاتمه می دهم:

شاه را به بود از طاعت صد ساله عمر          قدر یک ساعتی عمری که در او داد کند ...







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



محمد ظاهر فایز