تقلب و حماقت در افغانستان

۳ میزان (مهر) ۱۳۹٣

نویسند: کریس میسون

ناشر: نشریه معتبر فارن پالیسی

سه شنبه ٢٣ سپتمبر ٢٠١٤   

برگردان به پارسی: داکتر کریم عاطفی

 

 در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان مورخ ١٤جون تقلب کتلوی و گسترده ی صورت گرفته، و کیفیت بازرسی های متعاقب انتخاباتی هم "غیر قابل قبول" بوده و شواهدی از  تقلب هدایت شده دولت افغانستان را در مقیاس تولید بیش از دو میلیون رای جعلی را نشان میدهد، که به طور کامل یک خرابکاری درحق اراده مردم افغانستان صورت گرفته است . این نتیجه گیری  خلاصه یک گزارش مطبوعاتی است که هنوز منتشر نشده و جزئیات نتیجه تحقیق کامل و غیرجانبدارانه اتحادیه اروپا را از تمام جریان انتخابات افغانستان نشان میدهد. به استناد به منابع در کابل که آن گزارش را دیده اند، تهیه این گزارش در هفته گذشته به پایان رسید، اما فشارهای سیاسی تا کنون منجر به ویرایش سنگینش شده و از منتشرشدن آن جلوگیری کرده است. نتیجه گیری کلی اش این است: اشرف غنی در انتخابات پیروز نبوده است.

مرکز تحلیل نیرو های دریایی امریکا در ماه جولای، با توجه به وضعیت نفوس افغانستان و نتایج ٤٦ درصدی در مقابل ٣٢ درصدی در دور اول رای گیری، به این نتیجه رسید که از نظر محاسبه و تحلیلی ریاضی افزایش آرأ و پیروزی برای غنی  در دور دوم غیر ممکن بوده است، این تحلیل به اساس محاسبه توسط منابعی صورت گرفته که با این شیوه تجزیه و تحلیل آگاهی دارند. به گفته منابع آگاه در این گزارش خصوصی گفته شده که بررسی که توسط کارشناسان ارشد تجزیه و تحلیل آماری در ایالات متحده صورت گرفته و از هر مودل کامپیوتری شناخته شده که استفاده شده همه نشان داده اند که تنها یک نتیجه را میتوان از انتخابات افغانستان گرفت مبنی براینکه پیروزی غنی از نظر محاسبه علمی ریاضی غیر ممکن بوده است. به عبارت ساده، هیچ شک ریاضی و محاسبوی وجود ندارد که عبدالله عبدالله برنده و پیروز انتخابات است. ارتکاب تقلب بر آرأ مردم افغانستان این بار در مقیاس افسانوی بوده است. در سال ٢٠٠٩، عبدالله از دور دوم انتخابات در مقابل حامد کرزی رییس جمهور پیشین پس از دور اول که به شدت ناسالم بود با گرفتن این وعده صریح و روشن کنار رفت که برای وی یک فرصت عادلانه رقابت در انتخابات سال ٢٠١٤مساعد گردانیده خواهد شد.

در طول مبارزات انتخاباتی ٢٠١٤ او از سوأ قصد ترور نافرجام به جانش موفق به فرار شد. این طالبان نبود که سعی به کشتن او داشتند؛ چو هیچ ادعای معمول از مسئولیت گرفتن این حمله از طرف مخالفین دولت به عهده گرفته نشد. در شب ١٤ام جون ٢٠١٤ بعد از بسته شدن همه محل های رای گیری اتحادیه اروپا با قیاس حداکثر گزارش داد که کمتر از شش میلیون افغان رای داده اند. در ظرف چند ساعت، کمیسیون دست نشانده کرزی یا کمیسیون مستقل انتخابات شروع به پرواز دادن ارقام مشارکت به هشت میلیون رای کرد، اضافه کردن بیش از دو میلیون رای در کل همه آنهم برای غنی. (رقم دو میلیونی فقط اتفاقی نبود، بر حسب تصادف محض فقط  تعداد رای مورد نیاز برای غلبه بر شکاف آرأ آورده شده ی صرفا قومی با توجه به مشارکت ٣٠درصدی بود.)

گزارش اتحادیه اروپا اشاره می کند که "روشهای حسابرسی و بازرسی" آرأ بطور متناقض و با عجله در زیر فشار زیاد سیاسی مورد استفاده گرفت. بعد از کشف نوار صحبت های تلفونی ضیاء الحق رئیس کمیسیون مستقل انتخابات و هدایتش به پرکاری صندوق های رای در سراسر جنوب کشور وی به زودی استعفا داد. غنی در ابتدا ادعا کرد که او هرگز با او ملاقات نکرده بود، اما مبارزان انتخاباتی عبدالله اعلام کردند که تا به حال یک ویدیوی از نشست غنی با امرخیلی را  در دسترس دارند که در خانه ای در کابل که متعلق به یک حامی غنی است صورت گرفته است. مردم افغانستان، به سهم خود، از مشاهد این همه سرخورده شده اند.

در این ناکامی مفتضح ماموریت کمک سازمان ملل متحد به افغانستان یوناما به طور مداوم پشتیبانی از تصمیم گیری کمیسیون مستقل انتخابات می کرد. شش دیپلمات خارجی در کابل که با ایشان صحبت خصوصی داشته ام پذیرفته اند که یوناما به وضوح به همکار تکنوکرات شان یعنی آقای غنی بیشتر علاقمند اند. نامگذاری بازرسی آرأ بنام بازرسی صد د صدی توسط یوناما یک نامگذاری غلط بود. در هیچ صورتی "همه آرأ" حسابرسی نشده است - تنها صندوق های بسته رای در نظر گرفته شده است. هر طرف دعوا فقط می توانستند جعبه های کامل و بسته را به چالش بگیرند و اکثریت بزرگی از این چالش ها توسط کمیسیون منصوب شده ای کرزی رد میشد. به اساس اظهارات چندین منبع که از جریان بازرسی نظارت داشتند، در واقع، کمتر از یک درصد کاغذ های آرا را بطور واقعی در طول روند بازرسی کسی لمس کرده است. ناظران عبدالله بازرسی را یک روند  "کاذب" خوانده اند.  یک مقام آمریکایی که در میان ناظران ارشد حسابرسی بود به نیویورک تایمزگفت: "که بازرسی نتوانست تقلبی را که در مقیاس صنعتی در دور دوم انتخابات صورت گرفته بود کشف و شناسایی کند"، او افزود: "این سخت خواهد بود چون ما در گزارش خود ما این را خواهیم گفت اما گزارش نهایی ما برای مردم و عام منتشر نخواهد شد." "هیچ شکایتی در مورد تصمیم گیری های کمیسیون و یوناما از اردوگاه اشرف غنی به ثبت نرسیده است.

به ندرت چنین واقع میشود که زمین بلند اخلاقی و طرف مستحق چنین کاملا واضح بوده باشد. در عوض گرفتن این زمین بلند اخلاقی و حمایت از خواست اکثریت مردم افغانستان، ایالات متحده دوباره راه آسانتر مصلحت جویی و ترمیم سریع این چالش را در پی گرفت. دیپلمات ها به جای حمایت از دموکراسی، توپ بازی را تا مدت چند هفته یا چند ماه دیگر با لگد زدند و پست عجیب و غریبی را که در قانون اساسی جا ندارد به نام مدیر ارشد اجرایی ایجاد و بزور یک حکومت ناکارآمد را به نام "حکومت وحدت ملی" تحمیل کردند. حکومت وحدت ملی یا حکومت ایتلافی، با این حال، بدترین نتیجه ممکن از چند لحاظ است. در بهترین حالت، این یک تفکر جادوگری است. تاریخ اخیر افغانستان متاسفانه مملو از نمونه هایی  حکومت های مخرب ایتلافی است که همه شان در گذشته شکست خورده اند و از جمله چند تن ازهمان  بازیگران امروز وارد عین صحنه شده اند. در این میان ایتلاف ها آخرین شان پیمان اسلام آباد و پیمان پیشاور است که با حضور عبدالله، عبدالرشید دوستم معاون رئيس جمهور غنی، عطا محمد نور رهبر تاجیکان، و تعداد دیگر که در هر دو اردوگاه حضور دارند منعقد شده بود. (غنی خودش در ٣٠سال گذشته از وحشت افغانستان به دور نشسته در ایالات متحده، لبنان و اروپا بسر میبرده است).

این مداخله و سردرگمی بی اساس، قسمی که توسط پاول پیلارتحلیلگر سیا نیز گفته شده، حتی از زیر نظر رهبران ارشد امریکا نیز گذشته است، آنهاییکه می دانند افغانستان فاقد محتوای اجتماعی لازم برای ساختن و کارایی چنین پیمان و ایتلاف های است.  در واقع، هیچ حکومت ایتلافی در افغانستان تا به حال منجر به هیچ چیزی غیر از ترور، جنگ داخلی و از هم گسیختگی نشده است.

مشکل اصلی در اینجا غنی است، که شیفته اعتقادات خودش است که او به تنهایی می تواند افغانستان را نجات دهد. اگر غنی یک مرد محترمی می بود، بهترین راه برای او و حفظ منافع افغانستان پس از آشکار شدن مقیاس و ارتکاب تقلب به نام او، خارج شدنش از این روند می بود. وقتی که این اتفاق نمی افتد، ایالات متحده باید اتحادیه اروپا را تحت فشار قرار میداد که گزارش اصلی انتخابات خود را منتشر میکرد، از موقف بالای اخلاقی دفاع و از پیروز بودن ریاست جمهوری عبدالله اعلام حمایت میکرد.  صرف نظر ازینکه خطای عبدالله منحیث یک رهبر که هرچه باشد - و هیچ کس ادعا نخواهد کرد که او کامل است - بهر حال او برنده حقیقی است.  ایالات متحده آمریکا دموکراسی غربی را بر مردم افغانستان در سال ٢٠٠٢ تحمیل کرده اما تا حال سه بار آن را مجبور و واژگون ساخته است: در سال ٢٠٠٢ در لویه جرگه اضطراری از بازگشت ظاهر شاه جلوگیری کرد، و پس از آن دو بار اجازه داد که نتایج حاصله از دو انتخابات با تقلب گسترده در سال ٢٠٠٩ و در سال ٢٠١٤ اعتبار بیابد.

از نظرعمل گرایی، انجام درست امور، قسمی که معمولآ چنین است، می توانست برای منافع بلند مدت استراتژیک آمریکا در منطقه بسیار بهتر باشد. غنی نه تنها انتخابات ریاست جمهوری را باخته است، بلکه او هیچ پایه حمایت استراتژیک مهم در افغانستان ندارد. پذیرش برآورد کمیسیون ناظر اروپا بر وجود شش میلیون رای مشروع، و مرکز تحلیلی قوای دریایی امریکا که بیش از ٢.7 میلیون افغان برای غنی رای نداده اند - که تقریبا همه آنها پشتون ها اند، با استفاده از معتبرترین آمار پشتون ها تقریبا ٤٢ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند، و در حدود ٨.4 میلیون پشتون ها دارای سن رای دادن وجود دارد. این بدان معناست که غنی، در بهترین حالت، از حمایت تنها ١٢درصد از جمعیت افغانستان که سن رای دادن دارند - برخودار است که تقریبآ همه آنها از همان گروه های قومی است که طالبان به طور کامل متشکل از آن گروه قومی است. به عبارت دیگر، حمایت از غنی  کمتر از میزان حمایت مردم از طالبان است. (سال گذشته یک پژوهش بنیاد آسیا نشان داد که یک سوم از مردم افغانستان همدردی با گروه های مخالف مسلح، در درجه اول با طالبان دارند.)

وقتیکه در ماه ها و سال های آینده در افغانستان شرایط بدتر میشود- و چنین خواهد شد - ایالات متحده نیاز به گروهی از افغان های خواهد داشت که بتوانند نقش جنگجویان پیشمرگه کرد عراق امروز را خوب بازی کنند: یک گروه به خوبی سازمان یافته و قابل اعتماد باشد که نیروهای ویژه ما بتواند با آنها کار کند. وقتی طالبان بصورت غیرقابل اجتناب کنترول نیمه جنوبی کشور را پس از خروج نیروهای ایالات متحده بدست آوردند (جمعیت ارتش ملی افغانستان به اندازه ٩/١ام حصه ارتش جمهوری ویتنام جنوبی است، و چهار برابر بیشتر وسعت ارضی بزرگتر از ویتنام جنوبی را باید دفاع کند، در حالیکه اعتماد شان به دولت نسبت به آنچه که ارتش ویتنام جنوبی داشت کمتر است) ما نیاز به منطقه امن خواهیم داشت که از آنجا برای مقابله با طالبان کار کنیم و پرواز هواپیماهای بدون سرنشین را بر علیه پایگاه های تروریستی در شمال پاکستان و جنوب افغانستان براه بیاندازیم. در سال ٢٠٠١ در افغانستان، این گروه اتحاد شمال دکتر عبدالله بود که در حال حاضر ٥٥ درصد از مردم افغانستان، تمام وزارت دفاع، و بیش از ٨٥ درصد از افسران اردوی ملی افغانستان در سطح فرماندهان گردان و بالاتراز آن، به گفته تحلیلگران ارشد دولت آمریکا که با من صحبت کرده اند، از دکتر عبدالله حمایت میکنند.  پیشمرگه های آینده افغان ما قطعآ حامیان پشتون و پراکنده غنی که در جای های خطرناک و تقریبا غیر قابل دسترس جنوب افغانستان سکونت دارند نخواهند بود. حداکثر ظرف پنج سال آینده ایالات متحده بار دیگر نیاز به رفتن به پایگاه های امنی را خواهد داشت که از آن پیکار خود را با متحدش در افغانستان برای کنترول تروریست ها در منطقه آسیای جنوبی و مرکزی براه اندازد. همانطور که وینستون چرچیل یک بار اشاره کرد، "امریکا همیشه کار درست را انجام خواهد داد اما تنها پس از استفاده کردن از تمام گزینه های دیگر." ما فقط می توانیم امیدوارباشیم که ما به طور کامل متحدان حیاتی مان را تا آن زمان  از خود بیگانه نساخته ایم. 

 

--------------------------

کریس میسون مامور متقاعد وزارت امور خارجه که مسئول خدمات خارجی بوده و تجربه ای طولانی در افغانستان دارد. وی دارای دکترا در رشته تاریخ آسیای مرکزی از دانشگاه جورج واشنگتن از واشنگتن دی سی است.

 

پیوند مقاله:

http://southasia.foreignpolicy.com/posts/2014/09/23/fraud_and_folly_in_afghanistan







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



کریس میسون