بحثی پیرامون نامهای تاریخی وجغرافیای دیروزی آریانا، ایران، پارس و خراسان

٨ سرطان (تیر) ١٣٨٦

 

برای خوانش این نبشته به شکل پی. دی. اف. به این جا اشاره کنید.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

آرش02.09.2018 - 00:02

  ضمنا در کتاب کارنامه اردشیر بابکان که یک متن به زبان پارسی میانه (مادر زبان فارسی دری که زبان رسمی دربار ساسانیان و زبان پارس و خراسان و خوارزم در دوران ساسانیان ) می باشد ، از واژه ایران برای ذکر پارس و سپاهان (اصفهان) بهره برده شده است . در نقشه های عثمانی نام ممالک ایران برای ولایات ایران دوران صفویه بکار برده شده است . در سکه های نادر شاه افشار و حتی در سکه های دوران قاجاریان هم نام ایران دیده می شود . نام پارس از دوران یونانی ها تا عصر پهلوی اول ، از سوی غربی ها بر خطه ایران اطلاق می شده درحالیکه در متون بسیاری از نویسندگان دوران میانی نام ایران و اقالیم ایران برای معرفی اقالیمی مثل آذربایجان و طبرستان و خوزستان و فارس مطرح بوده است . اینکه غربی ها به ایران پارس میگفتند مانند این هست که نام یونان را به کشوری اطلاق میکنیم که خود یونانی ها به آن Hellas می گویند . امیدوارم نگارنده محترم متوجه عمق اشتباه برداشت های خودشان از اشعار و متون شده باشند .

آرش01.09.2018 - 23:44

  این مقاله کاملا بی پایه هست . امیدوارم دیدگاه من به دست نگارنده مقاله برسد . چونکه نگارنده مقاله حتی از شاهنامه فردوسی برداشت ادبی کرده است ولی سطح دانش نگارنده از شاهنامه تا بدانجا کم است که نمی داند ، اولا پادشاهان شاهنامه ، پادشاهان ایران بودند و مثلا نگارنده فراموش کرده است که پیشدادیانی مانند فریدون و منوچهر پایتخت شان در کوس و آمل بوده که از شهر های باستانی طبرستان (جنوب دریای کاسپین کنونی که امروزه مازندران نامیده میشود ) بوده ، حال آنکه مازندران شاهنامه با مازندران کنونی متفاوت هست و مازندران شاهنامه جایی در شام بوده است و اطلاق نام مازندران به طبرستان تقریبا در متون دوران مغولان به بعد صورت گرفته است . پس بخشی از شاهان پیشدادی در طبرستان تختگاه داشتند پس طبرستان در شاهنامه ایران بوده است . یعنی سرزمینی که امروزه مازندران نامیده می شود در قرن چهارم و در دوران نگارش شاهنامه توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی نامش مازندران نبوده بلکه طبرستان بوده و حتی شهرهایش پایتخت های شاهان ایرانی شاهنامه بوده است و دماوندش مکان زندانی شدن ضحاک بوده است (در این باره بنگرید به کتاب مازندران و شاهنامه اثر دکتر صادق کیا یا کتاب پژوهشی در شاهنامه اثر دکتر حسین کریمان یا متن کتاب احیاء الملوک تالیف ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین محمود بن شاه محمود سیستانی) یا باز هم درباره شاهنامه نگارنده محترم دقت نکرده است که پایتخت های بهمن اسفندیار و تنی چند در پارس بوده است یا بخش زیادی از پایان شاهنامه عینا درباره پادشاهان ساسانی هست که منشا و تختگاه شان در پارس بوده است و پادشاهان ایران بوده اند . درحالیکه در همان شاهنامه کابل پایتخت مهراب کابلی بوده که دشمن پادشاه ایران بوده است .همه اینها اشکالات نویسنده در برداشت های نادرست بوده است . یا مثلا نگارنده این مقاله به حکیم نظامی گنجوی استناد کرده است که میفرماید : همه عالم تن است و ایران دل / نیست گوینده زین قیاس خجل / چونکه ایران دل زمین باشد / دل ز تن به بود یقین باشد / پر واضح است که نظامی گنجوی زاده شهر گنجه در قفقاز بوده که امروزه در جمهوری آذربایجان واقع است که امروزه کشوری ترک زبان شده می باشد ولی در دوران نظامی گنجوی ایرانی زبان بوده و نظامی گنجوی که از پدری اهل تفرش و مادری کرد بوده است ایران را ستوده ، بنظر شما نظامی گنجوی کدام ایران را

آرش29.07.2016 - 06:14

  ناصر خسرو قبادياني سنايي جامي مولوي هم نامي از ايران نبرده اند حال اين داستان را چگونه برداشت مي كنيد

حسن کبیری از ایران12.09.2014 - 13:39

  علت اینکه در زمان سعدی و حافظ نامی از ایران نبرده تند این بوده که ایران و ایرانی در منتهی علیه خواری و زبونی بوده اند. هنوز از شر اعراب خلاصی نیافته بودیم که گرفتار مغولان شدیم. تا اینکه در زمان صفویه ایران یکپارچه و متحد و دارای حکومت مرکزی شد. جالب اینکه مهمترین منبع برای نو زایی ایران شاهنامه فردوسی بزرگ بوده است. به امید روزی که دوباره ایرانی بزرگ با اتحاد افغانستان، تاجیکستان و ایران بسازیم.

iran zamin 14.10.2013 - 00:48

  movafegham bayad ba ham motahed bashim va iran bozorg r

ariyan 14.10.2013 - 00:51

  SHAH ABASS safavi ham khod ra irani midanest

حامد16.02.2013 - 10:08

  پروفیسور صاحب با سلام و احترام ایران کنونی و افغانستان فعلی هردو بخشی از یک کشورند یعنی ایران. اما ایرانیان کنونی اسم خود را با افتخار نگه داری کردند ولی برادران شرقی اسم خود را فراموش نمودند . در زمان های پیش از این تارخ هم باشندگان بخش غربی خود را ایرانی میدانستند. پرشیا اسمی بود که خارجی ها به ایران می گفتند. نادر شاه افشار خود را شاهنشاه ایران نامید. احمد شاه درانی سردار سپاه نادر شاه افشار بود.و خود راشاه ایران می دانست رجوع کنید به نوشته های تاریخی داخل ایران و مهر پادشاهان افشاری و افشار اسکناس و تمبر پستی زمان قاجارو غیره . کلمه پرشیا به همان اندازه نام افغانستان غیر منطقی است. بیایید دوباره با هم متحد باشیم
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



دکـتـور لـعـل زاد