زنان پکتیا حماسه آفریدند؟

۲۱ سرطان (تیر) ۱۳۹٣

در کشور که زنان به عنوان شهروندان درجه دوم به حساب می آیند و با  محرومیت های گوناگونی دست و پنجه نرم می کنند. در کشور که  بیشترین دختران و زنان اش حتی در متمدن ترین و بزرگترین شهر هایش هنوز هم از رفتن به مکتب  محروم هستند حضور ۲۰۰۰۰۰ زن در یک ولایت  نا امن و نه چندان پر نفوس واقعا حماسه تاریخی  و معجزه بی نظیر است.

وقتی خبر شدم که ۲۰۰۰۰۰ زن در پکتیا پای صندوق های رای رفتند دیگر سوالی برایم باقی نماند که حالا کشورم به بلندترین قله های تمدن و  ترقی رسیده است و هیچگونه مشکل و بن بست برای حضور زنان در جامعه ما  وجود ندارد .   

 این نشان میدهد که زنان در پکتیا  نسبت به  حتی مردان بیشتراز  مناطق دیگر  افغانستان به دمکراسی و مردم سالاری  متعهد هستند و برای نهادینه شدن آن شدیدا مبارزه میکنند ولی سوال بزرگ این است که چطور این تغییرکه سال های طولانی به مبارزه و تلاش ضرورت دارد  دریک  شبه در پکتیا تحقق یافت؟

شاید من   متاسفانه تا حالا کشورم را آنطوری که برعکس دیگران بخاطر محرومیت زنان  انتقاد میکنند  نمیشناختم .من هنوز هم نمیدانستم که در کشورم  مناطق  وجود دارد که زنانش در استفاده از حقوق مدنی خود بسیار مقدمتر و پیشگامتر از متمدن ترین کشور های جهان   است  حتی مقدمتر از کشور های که مردم سالاری در آنجا ها  صد ها سال قبل نهادینه شده است .

با خواندن این رقم  خودم را به بخاطر نوشتن چند سطر که سال  قبل تحت عنوان( عروسک های که فقط در روز های انتخابات رنگ آمیزی میشوند)  ملامت کردم و متردد شدم

گرچه بسیاری ها به این باور هستند که   درسال های اخیر و با تحولات جدید در افغانستان  غوغای دفاع از حق زن که  گوش ها را کر کرده است فقط شعار بیش نبوده است  .وفیصدی کم از زنان فقط در محدوده شهرهای بزرگ میتوانند از حقوق مدنی خود به صورت نسبی استفاده کنند .

 در  کشور من حرکت  بنام دفاع ازحق زنان و دسترسی به حقوق مدنی زنان اصلا وجود خارجی ندارد فقط بیشتر از زنان  درحد نمایشات سمبولیک برای رسیدن اهداف مختلف سیاسی و مالی و شخصی سو استفاده میشوند و   حضور زنان در پروسه های سیاسی و اجتماعی در سال های  اخیر در افغانستان بیشتر سمبولیک است  ویک  عده از زنان که کمتر شایستگی نمایندگی و تصویر واضح و مناسب  از زنان افغان را دارند  نظر به وابستگی های شخصی . قومی و تنظیمی  توسط سیاست مداران مرد  ونظر به سلیقه ها و و ذوقهای  شخصی  مردانه  چون عروسک ها رنگ آمیزی  میشوند و به صحنه کشانده میشوند تااز انها  سو استفاده  سیاسی شود  . بیشتر زنان مستقلانه عمل کرده نمیتوانند و آزادی انتخاب کمتر دارند

 ولی  با وجود این همه محرومیت ها  حضور ۲۰۰۰۰۰ زن در پکتیا؟؟  واقعا برایم حیرت آور است ..پس  شاید جامعه جهانی  اشتباه میکنند که  افغاسستان را بخاطر محرومیت زنان پیوسته انتقاد میکنند  .......  ولی من  باورم هنوزهم به سو استفادها از  زنان افغان  با همان قدرت قوی  باقیست .

 بعد از برگذاری انتخابات  دور دوم از  بیشتر دوستانم   دختران و زنان که در کابل  و بدخشان زندگی میکردند از سهمگیری انها در روز رای دهی  پرسیدم      بیشتر آنها گفتند نظر به دلایل مختلف متاسفانه نتوانستیم  از خانه بیرون شویم که رای بدهیم گرچه بسیارعلاقه هم  داشتیم ولی نشد  . دختران و زنان که تحصیلات عالی دارند و در جامعه فعال هستند و در بخش های مختلف جامعه کار میکنند . من تعجب کرده بودم که در بدخشان که از جمله متمدن ترین زنان افغانستان  هستند و بیشترین زنان بدخشانی با سواد هستند چطور نتوانستند بروند و رای بدهند ..ولی در پکتیا؟

 پس نظر به ارقام  نشر شده در پروسه انتخابات نقش زنان در پکتیا در مقایسه با زنان بدخشان   نه تنها که  به مراتب بهتر  بوده است بلکه به شکل معجزه آسا  از بیشترین کشورهای متمدن جهان  نقش خود را در که این واقعا برای افغانستان  قابل افتخار است . سوال اساسی اینجاست که چطور شد که پکتیا اینطور یک شبه صد ساله راه را پیمود . ؟

بهتر است  زنان پکتیا در آینده از این تجارب خود زنان دیگر را درشهر های بزرگ افغانستان   آموزش بدهند تا در اینده زنان دیگر ولایات هم بتوانند موفقیت  های زنان پکتیا را نصیب شوند  من این موفقیت را  برای مردم پکتیا تبریک میگویم و به خصوص  زنان  حماسه آفرین  پکتیا که به صد ها مراتب مقدمتر از کابل و بدخشان و هرات  در حق استفاده از حقوق مدنی خود جلوترحرکت کردند  و این افتخار بزرگ را به تاریخ کشور خود ثبت نمودند  .

 با وجود این  من هنوزهم  فکر میکنم که  در طول ۱۲ سال با وجود حمایت وسیع جامعه جهانی و شعار دفاع از حق زن در افغانستان  وضیعت زنان که واقعا محروم بودند  نه تنها که تغییر نکرده است بلکه سو استفاده های بیشمار سیاسی و مالی و شخصی از زنان افغانستان صورت گرفته است . وضیعت زندگی آن زنان مظلوم که باید بهتر میشد نشد . . از زنان به صورت برده های سیاسی سو استفاده ها شد . از  زنان در معاملات سیاسی سو استفاده های بیشماری شد . نام زنان افغان را  در بازار های سیاسی  جهانی  به حراج گذاشتند  وشایستگی و توانایی های  زنان افغان را با به صحنه آوردن زنان بی کفایت در صحنه های مختلف جامعه  در سطح جهانی زیر سوال قراردادند    .

 ولی زنان واقعا مظلوم که کتله وسیع مردم این سرزمین هستند. قشر وسیع از نفوس این کشور که صداهایشان همیشه از حنجره در گروگان گرفته شده دیگران بلند میشود و افسانه های غم انگیز شان رونق  تجارت بازار های شرق و غرب میشود .با  نام زنان افغان به اشکال گوناگون معامله میشوند   و داستان بدبختی هایشان وسیله  شهرت و مدال های افتخاری برای عده از حریصان قدرت و پول و منافقان سیاست گردیده است   . حدس میزنم اینبار باز هم  داستان  مضحک دیگری از سو استفاده از  زنان  به  تاریخ  سیاه بدبختی های زنان افغان اضافه شد.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

ایماق12.07.2014 - 23:18

  از دلم نوشتی خانم دکتر .سلامت باشی.... برای اعداف مختلف از زنان سو استفاده میشود و نامش را میگذارند حقوق زن.
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکتر جلیله سلیمی