دلم دیگر برایت نمی سوزد؛ آقای کرزی!

۱۰ سرطان (تیر) ۱۳۹٣

(نامهء سرگشاده)

آقای حامد کرزی! من  حدود دو ونیم ماه قبل از برگزاری دور اول انتخابات درنامهء تحت عنوان "دلم برایت میسوزد؛ آقای رئیس جمهور!" به بررسی کارنامهء سیزده سال حکومت شما پرداخته بودم  که سطور پایانی آن ازین قرار بود: "  بی ریا میگویم که دلم برای رفتن تان میسوزد، نه بخاطر کارنامه های درخشان تان، نه برای آن جیلک سبز قطغنی و کلاه سور قره قل جوزجانی تان، نه برای انکه فردا محاکمه و زندانی در لاهه خواهید بود.( در افغانستان هیچ رئیس دولتی تا اکنون محاکه نشده ، یا کشته شده اند یا فرار کرده اند.) دلم برایت بخاطری میسوزد که ما یک رئیس جمهور صبور را از دست میدهیم. یادم هست که بارها در تلویزیون دیدم که اهانت شدی ولی خشن نشدی وانتقام نگرفتی. ولی این آدمهایی که هم اکنون برای تکیه زدن در جای شما خود را کاندید نموده اند؛ اگر نه همهء شان  ولی اکثریت مطلق شان آدمهای خشن و دیکتاتوری اند. دلم برایت میسوزد که در تاریخ که حافظهء بزرگی دارد نه برای خود و گذشته گانت و نه برای فرزندانت نام نیکی باقی نمی گذاری. دلم برایت میسوزد که تنها خواهی ماند و این دوستان مافیایی و پُولّکِی ات سلام ات را هم وعلیک نخواهند گرفت. ولی هنوز هم شانس داری تا قضاوت تاریخ را در مورد خود نرمتر سازی و ان اینکه: امید حمایت و دوستی از برادران ناراضی خود را از دل بیرون کنید و باور داشته باشید که برادران ناراضی تان شما را نمی بخشند و اگر بیایند سرنوشت شما بدتر از سرنوشت شهید داکتر نجیب الله خواهد بود! و دومش هم اینکه: همه تلاش تان را بخرچ دهید تا انتخابات آینده بدون تقلب، خدعه و نیرنگ دایر شود وهرکه را که مردم انتخاب کردند قدرت را متمدنانه و صلح آمیز به رئیس جمهور انتخابی مردم بسپارید!

امیدوارم اقلا این کار را بکنید."

 من حالا شما را دیگر بنام رئیس جمهور خطاب نمیکنم چون میدانم که مدت تصدی شما مطابق به قانون اساسی افغانستان  در اول جوزای امسال بسر رسیده و تا اکنون غیر قانونی بر چوکی ریاست جمهوری چسپیده اید.

در مدت سیزده سال ریاست شما افغانستان القاب زیادی را نصیب شد: بزرگترین کشور تولید کنندهء مواد مخدر در جهان، فاسدترین دولت دنیا، اولین کشوریکه عواید ملی سالانه اش دوبار کمتر از رشوتی است که باشندگان آن جهت اجرای کارهای قانونی شان بمقامات حکومتی و دولتی خود پرداخته اند. از جمله نا امن ترین و بی قانون ترین کشورهای دنیا.

اگر نه همگان، اقلا من در همه این خطاکاریها و چپاول دارایی های عامه و تاراج کمکهای جامعهء جهانی  دست شما را دخیل میدانم به شمول بدتر شدن اوضاع امنیتی کشور و احیای دوباره طالبان یا همان برادران ناراضی تان و حتی قتلهای زنجیزه یی شخصیتهای افغانستان طی این سیزده سال حکومت شما. شما هربار که حادثه یا فاجعه یی رخ داد فقط به تقبیح ان پرداختید و کمیسیونی را جهت تحقیق آن توظیف کردید ولی بعد سیزده سال کسی ندانست که نتیجهء بررسی به اصطلاح کمیسیونهای توظیف شده از جانب شما چه بوده است؟ در آینده و نزد تاریخ کشور شما همچو زعیم و شخص اول این کشور که ماشاءالله صلاحیتهای تان بیشتر از هر شاه و امپراطور بود، چگونه خود را برائت خواهید داد؟

من بسیار امیدوار بودم که شما اقلا در آخرین ماهها و روزهای حکومت داریتان با برگزاری یک انتخابات شفاف، دموکراتیک و عادلانه قدرت را متمدنانه به برنده آرای مردم انتقال بدهید و برای خود در دقایق آخر نام نیکی کمایی کنید؛ که این کار را هم نکردید. اگر همه عالم بگویند که تقلبات را کمیسیونهای انتخاباتی، قدرتمندان محلی و ستادهای انتخاباتی انجام داده اند؛ ولی من میگویم که سازماندهی همهء این تقلبات از طریق شما و دفتر شما صورت گرفته است و شخص شما مسنول آن و بحرانهایی که در آینده کشور را تهدید میکند هستید. شما شاید فکر میکنید که با بحرانی تر ساختن اوضاع کشور، حکومت خود را تمدید خواهید کرد. شاید این کار را هم برای چند مدت دیگر بتوانید ولی بالاخره و در فرجام مجبورید از قدرت کنار بروید و انوقت مورد بازپرس قرار خواهید گرفت. اگر خدای ناخواسته کشور بسوی بحران رفت شما نیز از آن سودی نخواهید برد. به شهادت تاریخ عمر تقلب ، تقلب کاران  و دیکتاتوران همیشه کوتاه است.  بقول مهاتما گاندی رهبر فقید هند "چیزیکه بوسیلهء تهدید و ترور بدست می اید دوام ان بیش از دوام مدت ترور نیست".  

اگر قبلا صادقانه گفتم که دلم  برایتان میسوزد که انهم بخاطر بردباری تان بود ، حالا نیز بی ریا میگویم  که دیگر دلم برایتان نمیسوزد. چرا؟ بخاطر تقلبکاریهای سازمان داده شدهء  تان  در انتخابات و دزدی آرای مردم وسوق دادن کشور بسوی بحرانی که کنترل آن از اختیار شماهم بیرون خواهد بود.

اگر در گذشته در ادبیات جهان افغانستان بعنوان "گورستان امپراطوریها" مشهور بود؛ شما حالا میخواهید که آنرا به "گورستان دموکراسی" شهره سازید. آرزو دارم که درین کار ناکام بمانید.

یــــــاهـــــــو

م.سلطانپور

نهم ماه سرطان (تیرماه) 1393

آدرس ایمیلی نویسنده:

msultanpoor@hotmail.com







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



ع. م. سلطانپور