درنگی بر ادبیات سیاست، شرارت و خشونت در دور دوم انتخابات افغانستان!

۱۳ جوزا (خُرداد) ۱۳۹٣

ادبیات سیاسی، ادبیات درایت و عمل است، عقلانیت و آراستگی خرد را همراه خود داراست. ادبیات سیاسی، ادبیات استراتژی و راهکار های سالم و کارامد است که بحران ها را سرکوب می کند، کنش ها و واکنش های سالم را به ارمغان می اورد و از هر نوع احساسات و هیجاناتی که از خرد و عقلانیت فاصله داشته باشد، فاصله می گیرد. ادبیات سیاسی تنها در قالب شعار کافی نیست بلکه عمل کردن خوب و معتقد بودنی به ان را نیز می طلبد.

عقلانیت عمل کردن سیستماتیک، از قبل سنجیده شده و ارگانیک است که بروز هر نوعی از تصادف را نفی و متوقف می کند. زعامت و رهبری یک ملت مساله بسیار هنجاری و ارزشمند است. زعیم خوب کسی است که در قدم نخست موقف، جایگاه، درایت و توانایی خویش را در جمع تعریف می کند و بعد برای رضایت خاطر توده انسان ها وارد عمل می شود، مساله رضایت، حیطه های وسیعی از نیاز های ملت و مردم را شامل می شود. رضایت مقوله هنجاری ادبیات سیاسی است که تحقق ان صرف در قالب عمل صادقانه زعیم امکان پذیر است که  در ان نه تملق و فریب کارایی دارد و نه تهدید و خشونت. البته معیار رضایت به میزان درک، فهم و خواسته های مردم هم بستیگی دارد. مردم توانمند، فهیم و آگاه خواسته هایش متفاوت از مردم احساساتی و هیجانی است. مردم احساساتی و هیجانی همیشه طعمه شکار گران سیاسی متملق و خیانت کار است .

رابطه راهبر و راهرو، رابطه اشتراکی دو گانه است یعنی هر دو از یک دیگر متاثر است. مردم توانمند و اگاه، رهبر توان مند و با درایت نیاز دارد و مردم ضعیف بر عکس.

دموکراسی به عنوان مقبول ترین نوع حکومت، یگ ظرف است و مظروف سزاوار را نیاز دارد. مظروف خجسته و سزاوار دموکراسی مردم با فهم و شایسته است که از قدرت خود به شکل احسن استفاده می کند. در حکومت های دموکراتیک قدرت از آن مردم است که این قدرت در روز انتخابات شکوه و عظمتش را به نمایش می گذارد. رقابت های سالم میان رقبای احراز پسُت زعامت ملی جان مایه و آب حیات دموکراسی است که مردم را با خواست ها و نیاز های مشترک به پای صندوق های رای می کشاند و این عمل در نهایت تجسم کننده و ممثل وحدت ملی است. حفظ وحدت ملی به میزان درایت و شعور مردم و کاندیدان بستگی دارد- اما در افغانستان با تاسف این معادله بر عکس شده است بدین معنا که کاندیدان و انتخاب کنندگان در روند انتخابات با توسل جستن به جستار های قومی- اتنیکی؛ زبانی- سمتی شیرازه های وحدت ملی را از هم می پاشانند، به جای استفاده و استعمال ادبیات سیاسی کارا، موثر و منطقی بر پایه منطق سیاست خوب، از ادبیات جنگ، خشونت، تحقیر، توهین و اتهام در برابر یکدیگر کار می گیرند و مردم هم به شکل نا خود آگاه به پیروی از زعیم مورد حمایه و نظر خویش درین حیطه صف آرایی می کنند که پیامد های خطر ناک را به دنبال دارد که بیانگر ضعف کاندیدان و مردم پیرو است، و بر اساس داده های علمی ثابت شده است که هر گاه منطق و توانایی به بن بست برسد جای ان را خشونت احراز می کند.

منظق خشونت و به کار گیری ادبیات جنگ به جای ادبیات درایت امروز در هر دو تیم کاندیدای ریاست جمهوری جایگاه اساسی خویش را باز یافته است و مردم هم به شدت از این روند استقبال می کنند و به حرف های هر کدامی از کاندیدان کف می زنند و نعره ها و شعار ها سر می دهند. نگریستن به چنین وقایع در نهایت نا امید کننده است که در کل افت و زوال خرد جمعی و مدیریت اساسی زعمای آینده را زیر سوال می برند.

به عنوان سخن آخر می توان نتیجه گرفت که همه این کنش ها و واکنش ها محصول همان جنگ خانمانسوز دهه های شصت و هفتاد خورشیدی است که ذهن و روان های همه انسان افغانی را مخدوش و مصدوم ساخته است. هر جنگ در ذات خود یک لرزه و پس لرزه دارد که لرزه های شکننده جنگ را در همان آوان در گیری های تسلیحاتی تجربه کردیم و پس لرزه هایش را اکنون تماشا می کنیم که در بر گیرنده ادبیات جنگ و خشونت طبقه خاص و طبقه توده ما است.

در کل به صراحت می خواهم اذعان کنم که مسئولیت نسل جدید و بخصوص تحصیل کردگان ما بیش از پیش سنگین تر اند تا روی این موارد حساس به دقت بنگرند و راه حل های اساسی را به عوض داخل شدن در کاروان های استهزا و تمسخر در مقابل یکدیگر، جستجو کنند تا باشد که دارنده یک افغانستان نیرومند و با ثبات باشیم... پست ریاست جمهوری را چه احمد بگیرد و چه محمود نه جای آسمان و زمین افغانستان عوض می شود و نه یتیمان ما دارنده آب و نان. انچه اهمیت دارد حفظ  موازین دموکراسی، وحدت ملی و اخلاق بلند انسانی است که نیاز مند باز بینی اندیشه های جوانان ما است....

 

با احترام

محمد ظاهر فایز استاد دانشگاه بامیان







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



محمد ظاهر فایز