داکتر عبدالله، بهترین گزینه برای عبور از چالشهای کنونی در افغانستان

١١ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹٣

اشتراک وسیع و گسترده مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی (16 حمل 93) در افغانستان شگفتی آفرید و تحسین جهانیان را در قبال مبارزه مدنی مردم ما بر انگیخت.

شتافتن میلیون ها شهروند کشور در انتخابات، این انگاره را اشتباه  ثابت کرد که مردم افغانستان با فرهنگ دموکراسی بیگانه اند.

چندین دهه جنگ و بحران به مردم افغانستان آموختانده است که نجات کشور از تنشهای کنونی در بستر نرم مبارزات سیاسی و مدنی نهفته است نه در جنگ و خشونت.

رقابت میان نامزدان برای احراز پست ریاست جمهوری در افغانستان و مشارکت گسترده مردم در مبارزات انتخاباتی، اراده ی جمعی را به نمایش گذاشت که با درک و آگاهی برای منافع ملی کشور در حال شکل گیری است. گذار از بستر منافع قومی، زبانی و... بسوی منافع ملی و همگانی در افغانستان یک پروسه دوامدار و زمانگیر است؛ هرچند بسیار زود خواهد بود که خوشبین به چنین رویدادی در جامعه ی بشدت سنتی و قومی کشور بود، اما انتخابات اخیر نشان داد که جرقه های امید و نشانه های بارزی یک تحول و دگرگونی مثبت در میان اقشار مختلف جامعه، آهسته آهسته رو بسوی بارور شدن دارد.

صدرنشینی دکتر عبدالله در انتخابات اخیر که با حمایت و پشتیبانی گسترده مردم همراه بود  و آرای بلند تر از دیگر نامزدان را بدست آورده است، بیانگر این واقیعت است که توجه و تمرکز بیشتر مردم افغانستان اکنون معطوف به برنامه های نامزدان است، تا این که کشور از چالشها و معضلات جاری رهایی یابد.

با اعلام نتایج ابتدایی انتخابات توسط " کمسیون مستقل انتخابات "  بتاریخ 6 ثور 1393 که در آن  دکتر عبدالله با آرای (44.94) در صدر و اشرف غنی احمد زی با آرای (31.47) در ردیف دوم قرار گرفته است، انتخابات به دور دوم خواهد رفت. اما دکتر عبدالله نامزد پیشتاز در این انتخابات می گوید که براساس محاسبه دقیقی که ما از آرای مردم داریم، انتخابات به دور دوم نخواهد رفت.  باطل شدن و قرنطین آراء در مناطق و حوزه هایی که دکتر عبدالله در آن پیشتاز است، چنانچه به درستی و شفافیت حساب و بررسی شود، قطعاً آقای عبدالله در دور اول برنده انتخابات است.

با این همه، اگر انتخابات به دور دوم هم برده شود، موفقیت دکتر عبدالله در آن به دلایل زیاد حتمی است:

یکم: حمایت گسترده مردم در نقاط مختلف کشور و بدست آوردن آرای به مراتب بشتر از دیگر نامزدان.

دوم: مساعد بودن زمینه های ایتلاف دیگر نامزدان به نفع دکتر عبدالله از جمله آقایان زلمی رسول و استاد سیاف  که در ردیف های سوم و چهارم قرار دارند.

 

سوم: محبوبیت شخص دکتر عبدالله و سالم و مردمی بودن تیم " اصلاحات و همگرایی" که هیچ فرد مریض و مصاب به مرض مزمن عصبیت قومی و زبانی در آن به نظر نمی رسد.

چهارم: داشتن برنامه و راهکار های عملی که می تواند در ساختارهای سیاسی ـ اقتصادی فعلی تغییر آورد و بن بست کنونی را در کشور متحول نماید و دلایل متعدد دیگر.

 برازنده شدن جایگاه و پایگاه مردمی دکتر عبدالله در بین اکثریت مردم و ارائه برنامه و تغییر در سیستم سیاسی ـ اقتصادی کشور او را در میان اکثریت جامعه تبارز داده و موفقیت اش را تثبیت کرده است.

 تحول و دگردیسی در ساختارهای اقتصادی ـ اجتماعی و ایجاد زمینه های اشتغال برای مردم به ویژه نسل جوان کشور، اصل شایسته سالاری، مبارزه با فساد اداری و حاکمیت قانون و... مواردی است که در سیزده سال گذشته با آن توجه جدی صورت نگرفته است.

هم چنان تغییر نظام ریاستی متمرکز به پارلمانی غیر متمرکز که " مشارکت حد اکثری " مردم را در نظام و تصمیم گیری های کلان در کشور تضمین می کند، نیاز جوامع جنگ زده و ناهمگون شبیه افغانستان است.

با این حال، افغانستان امروز که درگیر بحران و چالشهای متعدد است، نیاز به رهبری دارد که از متن جامعه برخواسته باشد و با گوشت و پوست اش مشکلات و نابسامانی های آن را لمس کرده باشد؛ نه آن که با القاب ساختگی و دروغین توسط دیگران دیسانت شده باشد. آقای عبدالله در بدترین شرایط، کشور و مردمش را همراهی کرده و در دو رویداد بزرگ وتاریخ ساز ( جهاد و مقاومت) در کشور نقش سازنده و فعال داشته است.

هم چنان، ایشان با داشتن تجارب وسیع در سیاست داخلی و خارجی کشور و رهبری موفقانه و هوشمندانه " اپوزیسیون قانونی " دولت، تیم اصلاحات و همگرایی را رهبری کرده و نقش فعال  در جلوگیری از سیاست های تک تازانه ی حکومت در سال های اخیر داشته است.

بنابر این، برای عبور از بحران وتنشهای کنونی و بن بست در مذاکره  با مخالفان مسلح دولت به منظور استقرار صلح و ثبات در کشور، نحوه تعامل و سازش در راستای منافع ملی کشور با دنیا و ریشه یابی اختلافات با کشور پاکستان، دکتر عبدالله بهترین گزینه برای رهبری  کشور در شرایط موجود است.

بدون شک، ایشان با درایت سیاسی که دارند، می توانند کشتی شکسته ی  کشور را به ساحل مراد هدایت کنند و با ایجاد "عدالت" و" قانون محوری" زمینه های"وحدت " و همگرایی را میان اقوام و اقشار مختلف کشور بوجود آورند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

رفعت05.05.2014 - 11:09

 در میان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری عبدالله عبدالله را می توان نشانی از بازگشت به گذشته خواند. در این مقاله سعی می شود به گونه ی تحلیلی به این موضوع پرداخته شود و اگر در مورد چیستی وضع موجود كه كرزی ادامه دهنده، آن خواهد بود، تماس گرفته نمی شود، سببش روشن بودن این وضع برای همگان هست و نیازی به تحلیل بیشتر ندارد اما آینده سیاسی كشور در وجود عبدالله عبدالله هنوز تجربه نشده است و نیاز به تحلیل علمی دارد. گفتیم كه عبدالله عبدالله نماد باز گشت به گذشته خواهد بود، نخست مفهوم بازگشت به گذشته را روشن می كنیم. بازگشت به گذشته به وضعی گفته می شود كه با پیروزی دولت مجاهدین در سال 1371 در كشور ایجاد شد و از مشخصه های عمده آن می توان موارد زیر را بر شمرد. • ‌كوتاهی دولتمداران در وضع برنامه ی مدون دولتداری • ‌تنظیم گرایی به عوض مردم گرایی • ‌ترویج فرهنگ بی نظمی، سركشی و خودسری در دستگاه دولت به جای فرهنگ انضباط و قانون پذیری • ‌بیگانگی با دموکراسی • ‌رسیدن به هدف با توسل به ابزار خشن به عوض ابزار گفتمان • ‌عدم پایبندی به اخلاق سیاسی كه از نشانه های آشكار آن وصل و فصل پیوسته، تعهد و پیمان تنظیم ها و دسته ها نسبت به همدیگر بود • ‌انعطاف ناپذیری در برابر صدای مخالف و انتقاد • ‌استفاده از احساس های دینی و قومی مردم به منظور تحكیم اقتدار و قدرت • ‌سنت گرایی به عوض تجدد گرایی • ‌باج دادن به زورداران و باج گرفتن از كم زورها • ‌رفتار عاقبت نا اندیشانه با كشور ها و سازمان های بین المللی • ‌غوغاگرایی سیاسی به عوض هنجارگرایی سیاسی، این شاخص ها بیان كننده بخش هایی از مفهوم بازگشت به گذشته می باشد. این فهرست را می توان طولانی تر از این نیز كرد. این را هم از یاد نبریم كه مسووِل ناهنجاری های یاد شده، ده ها هزار مجاهد راستین و صدها فرمانده جهادی باتقوا و آزاده نبودند، مسووِل آن، عده محدودی بودند كه از جامعــه ی جهــادی استفاده ی ابزاری كردند و سپس خانواده های شهیدان، معلولان و مجاهدان را فراموش كردند. انصاف نیست كه امروز یک بار دیگر در وضع حساس، از احساس پاک مجاهدان راستین استفاده ابزاری شود. حالا كه تصویری از بازگشت به گذشته را نشان دادیم، می رسیم به طرح این پرسش كه عبدالله عبدالله را چگونه می توان نمادی از این وضع دانست؟ در پاسخ می توان با بر شمردن مشخصه های زیر، وی را نماد بازگشت به گذشته تعریف كرد. • ‌عبدالله نامزد جبهه ملی است، جبهه ای كه تنظیم های وابسته به آن نه در گذشته و نه در هشت سال اخیر، توانسته اند برای دولتداری برنامه وضع كنند. اعضای این جبهه بیشتر به غوغا و سرو صدا مصروف بـــوده اند تا پیشكش برنامه. این جبــهه كه تمــام مشخصه هــای بازگشت به گذشته را با خود دارد، به صورت طبیعی عبدالله هم كه وابسته به آن است، برخوردار از همین مشخصه ها می تواند باشد. • ‌عبدالله یكی از تایید كنندگان موافقتنامه بن و شریک حكومت موجود به حساب می آید و او حتی هنوز رییس جرگه امن منطقوی هست زیرا خبر استعفای یا عزل وی از این مقام اعلام نشده است، بنا بر این انتقادهای وی از حكومت دامنگیر خود او نیز می شود. • ‌عبدالله پس از بركناری از وزارت خارجه، پیوسته در وصل و فصل تعهد با حكومت بوده است. • ‌عبدالله هیچ گاه در هشت سال اخیر در نقش فعال سیاسی صاحب برنامه ظاهر نشده است. ‌عبدالله كه امروز دفاع از مجاهدین را شعار اصلی مبارزات انتخاباتی خود ساخته است، در هشت سال اخیر در هیچ تریبیون و محفل سیاسی داخلی و خارجی در مورد جهاد و مجاهدین هیچ حرفی مطرح نكرده است. تنــها در هفته های اخیر به این شعار پرداخته اســت این حركت در نزد بعضی از حلقه های مجاهدین، نشانه و سوء استفاده از احساس های خاص بعضی از گروه های اجتماعی خوانده شده است. اگر عبدالله ارزش های جهاد را در وجود خود خلاصه می كند، پس باید به صراحت چهره هایی مانند: صبغت الله مجددی، امیرمحمد اسماعیل، محمد كریم خلیلی، عبدالرب رسول سیاف، احمدضیا مسعود، محمــد قسیم فهیم، محمد محقق، حاجی دین محمد، گل آغا شیرزی و… كه از پیشتازان جهاد و مقاومت بوده اند و اكنون در كنار كرزی اند، را تهی از این ارزش ها معرفی كند. • ‌رسانه های وابسته به وی بیشتر مصروف غوغای سیاسی است و در رعایت كمترین اصل های ژورنالیزم مترقی خود را مسووِل نمی داند، این رفتار رسانه ای از بی تعهدی وی به اخلاق و اصل های ژورنالیزم مترقی كه از عنصر های مهم دموکراسی می باشد، خبر می دهد. • ‌تكیه بر صاحبان اسلحه و زور به نام مجاهد، نشانه ای باج دادن به زورمندان شمرده می شود. • ‌عبدالله از لحاظ تخصص، ضعف های جدی دارد. او پس از فراغت از دانشکده طب دیگر به این مسلک وفادار نماند و در هیچ رشته ی دیگری هم دارای تحصیل نیست. بنابراین او را نمی توان در ردیف چهره های تخصصی دانست كه بتواند از آن به نفع اداره ی كشور استفاده كند. سواد وی در سطح عادی می باشد. • ‌در صورت پیروزی، با گروه های£ در گیر خواهد شد كه در گذشته با شورای نظار و جمعیت اسلامی كه وی به آن ها وابسته است، به شدت در تنش و جنگ به سر برده اند و هنوز این نگاه مخاصمت آمیز به قوت خود باقی است. • ‌در صورت پیروزی، پیروان عبدالله از وی خواستار امتیاز هایی می باشند كه چندان شایستگی آن ها را نداشته باشند و وی ناگزیر است به آن ها امتیاز بدهد و بدینگونه شایسته سالاری مقوله ای فراموش شده تر از اكنون خواهد شد. • ‌با پیروزی وی تفكر خشونت و خود محوری بار دیگر تازه خواهد شد. این بود تحلیل كلی از عبدالله عبدالله نامزد ریاست جمهوری و اما پرداختن به شعارها و خط مشی وی مستلزم نقد جداگانه ای است كه در آینده به آن پرداخته خواهد شد. با توجه به آنچه گفته شد، برای مردم افغانستان دو انتخاب در پیش است، یا تـن دادن به وضع موجود، با آن كه مطلوب نیست یا تن دادن به بازگشت به گذشته كه بسیار فاجعه بار تر از وضع موجود است
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



غلام اکبر نوابی