ما برای ماند ن اینجا آمده ایم نه برای رفتن!

٥ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹٣

چنین معلوم میگردد که امریکا  ومتحدین اش دیگر گزینه (صفر) را به باد فراموشی سپرده اند. یقینآ با تهدید چنین روش  خواستند موقیعت خویش را ارزیابی کنند  که درکجای خط قرار دارند. درحالیکه تهدید کرده بودند ، هرگاه موافقتنامه امنیتی را افغانستان به وقت معین آن.....امضأ نکند ناتو ودولت امریکا مجبور است  از گزینه صفر یعنی تصمیم  خروج کامل قوای شان از افغانستان را روی دست گیرد ، وحتی مطبوعات و رسانه های افغانستان ، علل الخصوص آگاهان امور سیاسی...پای خودرا دریک موزه کردند که اگر این موافقتنامه امضا نگردد نعوذ بالله قیامت درحالت شکل گرفتن است.

اما هموطنان مان شاهد این اند که  جناب حامد کرزی درضمن اینکه این توافقنامه ..را به وقت زمان اولتماتوم داده شده امریکا امضا نکرد ، بلکه به یقین کامل تا دوره ختم حکومت شان هم امضأ نخواهد کرد. ولی هفته قبل ناتو ودولت امریکا درضمن اینکه از گزینه صفردیگر حرفی برزبان نیاوردند، اما حضور خویش را در افغانستان منحیث پایگاه منافع امنیت ملی خود قلمداد کردند وحتی بعضی از این دولت وعده های همکاری همه جانبه را بعد از سال2014 دادند وچنین معلوم میشود که برخورد شان به شکل تاکتیکی  کاملآ به آشتی جویانه تغیر کرد و حرف کرزی بیادم آمد: "من ایلا دادنی نیستم واینها هم نمیروند". حالا معلوم میشود که واقعآ «اینها ایلا دادنی نیستند».

لذا سوال اساسی اینجاست:

 1 . چراتهدید  در زیر نام گزینه صفر وآنهم با چنین تبلیغات گسترده ؟

 درحالیکه به یقین کامل همه میدانند که هرحکومتی که روی کار آید پله تصمیم گیری بزرگش اش مربوط به امریکا خواهد بود.

2 . چه رازی  بین یکبارگی تقرب از گزینه (صفر ) وتغیر حرکت  به طرف 360درجه در چه میتواند بوده باشد.؟

به هرشکل  ممکن است  اکثر باشندگان این سرزمین هرگز جواب قناعت بخشی دررابطه  دریافت نخواهد نمود،  ولی اینها سوالاتی هستند که مردم بی درنگ منتظر جواب آن اند. بهتر است این مبصرین همه کاره گویا کارکشته وآگاهان سیاسی... که یک تعداد شان ممکن مستقیمآ ویا درگروه این بازی های خطرناک شامل بوده باشند ، باید هرچه زودتر درزمینه روشنای مکمل ارایه نمایند.

بادرد ودریغ که  یک تعداد از این  آقایا ن چیز فهم وگویا آگاهان ارشد وطن ما زمانیکه دراین مورد موضعگیری میکنند  ، انسان به این فکر می افتد که ممکن اینها مسموم فکری شده باشند . بدین معنی که  پیش از اینکه اینها جوانب عمومی قضیه کشور را ازدیدگاه شرائط عینی وذهنی مورد مطالعه قرار بدهند ، یااینکه حد اقل چشمان خویش را باز کنند وببینند که ما درکدام منطقه جغرافیای سیاسی - اقتصادی  کره زمین موقعیت داریم ؟ ویااینکه با چه کشورهای همسایه ایم ؟  لذا این هموطنان ما حقائق جامعه را نادیده گرفته  فقط وفقط مصروف این اند که این سرزمین را در یک خط معین  وآنهم باریک  قرار بدهند وبه فکر آنند که این فرشته آزادی ( امریکا ) مشکل کشای امروز وفردای مان خواهد بود وحتی یک تعداد ازاین آگاهان... درزمینه میخواهند خودرا ازهمقطاران خویش جلوبزنند وصادق تر نشان بدهند ، بی خبر ازانکه  حل  قضیه افغانستان  بدون جوانب زیربط خصوصآ همسایه ها غیرممکن است ، این جبرواقعی ، ثابت ومطلق مکان است  ، ما مجبوریم دراین موقعیت فعلی جغرافیای موجود باهمسایه خویش از شرق تا غرب واز شمال تاجنوب مراودات داشته باشیم، چه کسی خوشش بیاید وچه نیاید. در غیر آن ما دروازه های معاملات را بروری همسایه های دور ونزدیک خویش بخاطر وفاداری بی حد وناسنجیده شده  ودرضمن خوشخدمتی شرم آور که هرگز منافع ملی در آن تجسم نیافته است  خواهیم بست ، واین وضع عاقبت اش نهایت خطرناک  وهزینه اش نهایت سنگین خواهد بود، ادامه اش نه عقلانی  ونه هم منطقی است . خود را چسپاندن بدون در نظر داشت درک از منافع مردمی آنهم با فرمایشات وارداتی ، تجربه جهان نا کار آمدی این روش رابه اثبات رسانیده است ولی درهرحال هرچه باشد اما «ماه عسل» هم یک معیاد خودرا دارد وقطعآ به پایان خواهد رسید واین حکم زمان است.

هموطنان گرامی ، توجه بفرمائید درزندگی هرگز همه چیز موافق میل مان نخواهد بود ، طراحان و سیاست مدارن اصلی وضعیت را طوری برنامه ریزی کردند که اکثر مردم «از نزدیکی با اینها  متنفر ، ولی از دوری شان درهراس اند». واین وضعیت ناخوشایند ما را در عمق بی سرنوشتی سراسری وآینده  تاریک فرو خواهد برد.

هموطنان عزیز ، همه نیک میدانند  که این وضعیت ناهنجار وبی سرنوشتی موجود کشور  یکباره بوجود نیامده است  ، برای اینکار طراحگران جنایت پیشه وقدرت های بزرگ زورگوسالهای درازی  چنین نقشه بدبختی را علیه کشورمان برسرداشتند ودقیقآ دراین راه هم موفق  شدند. تمام هست بود و زیرساخت ها  را که میتوانست حد اقل مارا نظر به شرائط بجای برساند بعد از سال 2001 درهم کوبیدند  همه وهمه را دریک قلم خط بطلان کشیدند تا بلاخره نتیجه اش این بود که دچار چنین سرنوشتی که درآینده های نه چندان نزدیک روشنی اش احساس نمیگردد شدیم. یقینا در از بین بردن چنین  زیرساخت های نظام اقتصادی وامنیتی که تامین کننده تدریجی ومرحله به مرحله  رشد وانکشاف کشور به حساب میرفت ، دستان ناپاک وغرض آلود قدرت های جنگ طلب به همکاری گروپ دانشگاه امریکای «بیروت» تحت رهبری خلیل زاد ، اشرف غنی احمدزی و انورالحق احدی شامل است. با آوردن چنین نظام اقتصاد وارداتی در کشور در این شرا ئط جزَ بحران وفقر سراسری چیزی دیگری به ارمغان نیآورد اند و نظام اقتصادی پیشین دیگر وجود ندارد. آیا دست اندر کاران ازبین بردن عمدی این ساختارها بدون درنظر داشت اراده مردم وعدم شرائط لازم ، که کشور را به بحران سراسری از جمله  فقر ، بیکاری وهزاران پیامد منفی دیگر....دچار ساخته اند درردیف متهمین جنایات بشری حساب نمیشوند؟ کجا شد اداره حقوق بشر افغانستان! کسانیکه دارایی عامه را بافرمان وقواعد غیر انسانی تحت نام خصوصی سازی به مافیای قدرت تحویل داده است ومردم را ازحق سرمایه ملی شان محروم ساخته است ، آیا فکر نمیکنید که زمان آنرسیده است که چنین اشخاص رادرلست متهمین جنایتکاران اقتصادی  شامل سازید که تاثیرات منفی بجاگذاشته شان کمتر ازجنایتکاران جنگی نبوده ونیست؟

واقعیت مسلم اینست که قدرت های بزرگ میخواهند افغانستان را  با دل ناخواسته وبدون اینکه باشندگان این وطن باخبر باشند که ناخود آگاه  کشتی شان را  به کدام قسمت ساحل  دراین  بازی  کشنده ونهایت خطرناک منطقوی وجهانی   رهبری می کنند.  سیاسیون مهین بدانند "که درمناسبات جهانی نه دوست دائمی ونه هم دشمن دائمی وجود دارد" آنچه این مناسبات وارتباطات  رابه هم نزدیک میسازدمنافع یک دیگر است . باید یاد آور شد که: «مخالفین امروز همراهان دیروز اند ویا برعکس همراهان امروز مخالفین دیروز اند». واین روش نظر به منافع دولت ها  با شرائط خاص طراحی وعملی میگردد.همان که گفته اند تحلیل مشخص ازاوضاع مشخص.

هموطنان گرامی ، در این رابط ده ها مثال واسناد غیر قابل انکارموجود است ازجمله مثال خیلی ساده، دقیق که هرگز نمیشود آنرا نادیده گرفت ، ممکن است یک تعداد دوستان وهموطنانم مرا باداشتن چنین دیدگاه ملامت نمایند و یامخالف این چنین روحیه بوده باشند ولی برای من دیگر قضیه حل شده است. یقینآ اکثر هموطنان مان حالا اصل هدف این لشکرکشی راکه به بهانه مبارزه علیه تروریزم ، محو مواد مخدره و حکومتداری سالم بود بهتر میدانند ولی اینکه نتیجه اش چه ارمغانی را به بار آورده است ...بزرگان گفته اند: "حال ببین واحوال بپرس". ضرورت به تبصره اش نیست. ولی آنچیکه باید بگویم اینست که من هرگز دیگر به موجودیت  چون جریانات  گروپی تحت نام طالب ویا القاعده همچون موجود مستقل و غیر قابل شناخت وآنهم عدم دسترسی به آنها قطعآ دیگر باوری نداشته وندارم و معتقد براین هستم که درمجموع  این گروه را فقط همچون «ارتش احتیاط» اما مزدور البته بامشخصات معین میشناسم وبس . طورمثال حامیان  این گروپ نام نهاد انسان کش بادر نظر داشت وضعیت درمنطقه (افغانستان..) اسمش را  طالب والقاعده ودرگروپ « تروریستی » شامل ساخته اند، ولی همین گروپ قطاع الطریق  باهمین مشخصات اما درقسمت دیگراز جهان ( سوریه ) که بیرحمتر خون آشام تر عمل میکنند ولی اسمشرا « نیروی آزادی بخش » گزاشته اند، درحالیکه منابع تمویل وتجهیز هردوی شان از یک آدرس مشخص بوده واز یک منبع دستور میگیرند ، درحقیقت  هردوی این ارتش مخرب "  ذخیروی " بانام های مختلف درنقاط مختلف برای یک هدف و آنهم تامین منافع تمویل کنندگان میجنگند وخود منحیث چوب سوخت در زیر سایه ونام « جهاد »یکی پی دیگر در آتش میسوزند ونابود میشوند .

 بدین ترتیب حالا که وضیعت به این نقطه رسیده است ومملکت دریک مجبوریت غیر قابل تصور عمدآ غرق گردیده است ونباید بدتر از این  گردد ، بهتر است برای بیرون رفت از این وضیعت تمام نیروهای وطنپرست با این روش خودکامگی و قدرت های زورگو که کشورها را محروم ازحق تعین سرنوشت ساخته اند واین منطقه را بخاطر اهداف نکتبارخویش  به میدان رقابت های ناسالم خود تبدیل نموده اند دست به کار روشنگری زد ، و تابا شد طراحان جنایت بدانند که دیگر نمیشود  آبادی وشکوفای خویشرا درپایمال کردن حقوق وسرزمین های دیگران جستجو کرد ، وحد اقل امیدوار برآنیم تا یکبار هم درتاریخ این سرزمین هرگاه شیطان دُهل اش را یکمراتبه هم سرچپه بکوبد تا رئیس جمهور منتخب   روی کار آید . که یقینآ وی مکلف است  درقدم اول این مشکل اساسی ولی تاریخی را باید به شکل منطقی واصولی  حل وفصل نمائید وبه هیچ وجهه زیر بار توافقنامه پایگاه نظامی به شکل «دائمی»  نباید برود ودرغیر آن ما روزی به مشکل منطقوی  روبرو خواهیم شد . واین دربند اسارت  توهینیست غیر قابل جبران . گرچه  تمام این کاندیدان ریاست جمهوری به نوبۀ خویش قبلآ تعهداتی درقبال امضای این توافقنامه گویا امنیتی ؟! به امریکا  سپرده اند ولی با آنهم نباید منافع مردم را فدای منافع شخصی  گروهی ویاقومی  ویا آنرا اسیر دیگران نمود ، بهتر است رئیس جمهور آینده هرچه زود تر درصورت ممکن با تمام جهان  خصوصآ همسایه ها ، روا بط  نیک اقتصادی - سیاسی و مستقل را آغاز بدارد و تاباشد سایه وتأثیر عمیق گویا این فرشتگان روی زمین روزی کمتراحساس گردد ، درغیر آن تاریخ درقضاوت اش فردای روز بالای عملکرد هرکدام مان بیرحم  خواهد بود.

با عرض حُرمت وارادت

دکتر- عطا صفوی

24 اپریل 2014







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



داکترعطا صفوی