ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

١٤ دلو (بهمن) ۱۳۹۲

کاین ره که تو میروی به ترکستان است

 

بحث جدی روی پیمان نامه امنیتی میان حکومات افغانستان و ایالات متحده امریکا که درین اواخر در اثر پیش شرط های شخصی حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان به بن بست مواجه شده خیلی حاد و از طرف دیگر سرنوشت ساز نه تنها روی مسایل ایمنی و اقتصادی افغانستان بل روی مؤفقیت مبارزه علیه افراطیت اسلامی در منطقه می باشد. همانطوریکه در گزارش اخیر نیویارک تایمز از خطر انسداد مراکز سازماندهی حملات درون در شرق افغانستان در صورت امضأ نشدن این موافقت نامه یاد آوری بعمل آمده و ردیابی افراطیان مذهبی در مناطق قبایلی خودمختار پاکستان به آن ربط دارد، هر دو طرف بخصوص ایالات متحده امریکا لاجرم از در صبر پیش آمده و باب سرنوشت امضای این سند را با رهبر آینده افغانستان چاره سازی نماید. رئیس جمهور کرزی در گفتگتوی اخیرش با بخش فارسی بی بی سی از ارزش قایل نشدن حکومت باراک اوباما به او اظهار خفگان کرده بناء هر خواست مشروع این کشور را به چالش مواجه خواهد کرد. شرایطی را که رئیس جمهور امروز مطرح می کند اگر لا اقل 10 سال پیش با مردم افغانستان در جریان می گذاشت خیلی هم مؤجه جلوه می کرد ولی متأسفانه بعد از گذشت 13 سال و تلفات عدید ملکی اعم از طرف طلبا و نیروهای خارجی عکس العمل های غیر ضروری ریاست جمهوری در ارائه پیش شرط ها برای امضای موافقتنامه امنیتی با ایالات متحده امریکا در ذاتش خود هیزم ریختن به داش دشمن است. متأسفانه قبل از وقت بعضی موضوعات خیلی محرم که ایجاب مذاکره روی میز هر دو جناح را می کرد در اثر کم تجربه بودن حکومت افغانستان به ناحق به بیرون درز کرده و مطبوعاتی گردید که این امر خود زمینه بوجود آمدن رخنه در دید هر دو طرف بر سر این پیمان را بیشتر ساخت.

از جانب دیگر پاکستانی ها با استفاده از فرصت، از تیره گی روابط  بین افغانستان و ایالات متحده امریکا سود برده و  در صدد پررنگ ساختن روابط شان با امریکا بوده چنانچه سفر اخیر مشاور امینت ملی پاکستان به این کشور و دیداراش با جان کری مصداق بر این امر است ، تصادفی هم نیست همینکه لحن حکومت افغانستان در برابر متحدین بین المللی اش تندتر می شود ، درست در قطب مختلف پاکستانی ها با زیرکی تمام در صدد ترمیم روابط شان با امریکا برآمده و سخت در تلاش به انزوا کشیدن افغانستان برای بار ثانی و متقاعد ساختن ایالات متحده امریکا به سپردن دوسیه افغانستان به این کشور می شوند. متأسفانه در بیانات اخیر حامد کرزی سیمای موقف رسمی پاکستان خیلی هم واضح شده و اگر در زودترین فرصت بقیه اراکین شامل حکومت افغانستان که باورمند به امضای این پیمان نامه بوده و روابط درازمدت بین دو کشور را جز از منافع ملی و استراتیژیک افغانستان میدانند داخل اقدام نشوند و موضع شانرا روشن نسازند ، بالاخره بازی یکبار دیگر به نفع پاکستانی ها رقم خواهد خورد.

بدبختانه بعد از نزدیک به چهار دهه هرج و مرج در کشور و منهدم شدن تمامی نهاد های دفاعی و اقتصادی افغانستان بدیل جز از روابط تنگاتنگ با کشور های جهان در رأس اضلاع متحده امریکا وجود ندارد ، بخصوص بعد از گذشت 13 سال از زمامداری حامد کرزی ، دولت حتی قادر به تأمین بودجه عادی اش از منابع داخلی نبوده چه رسد آنکه تمامی بودجه انکشافی اش را که اکنون متکی به کمک های کشور های خارجی است تآمین نماید. افغانستان تنها کشور و یگانه کشور هم نیست  که به این پیمان متوصل خواهد شد ، چاپان ، کره جنوبی ، جرمنی در زمره کشورهای اند که با عقد این موافقت نامه ها هم توانسته اند تمامیت ارضی شانرا حفظ کنند و هم از حضور و مهارتهای تخنیکی و تعلیمی نیروهای امریکایی در نیرومند ساختن نیروهای بومی شان استفاده خوب نمایند.  درست یک هفته قبل کنگره امریکا میزان کمک های ملکی سالانه این کشور را به افغانستان به نصف تقلیل داد و در صورت سردرگمی سرنوشت این پیمان امکان قطع کمک 4 میلیارد دالری این کشور به نیروهای امنیتی در هر سال خواهد بود. ای کاش کشور ما در یک وضعیت ایدیال اقتصادی نظامی قرار میداشت تا از یکطرف تمامی مصارف بودجوی کشور از عاید ملی مان تکافو می شد و برعلاوه معاش ماموران امنیتی کشور،  پول لازم برای مدرن سازی این نهاد در خزانه دولت موجود می بود. 

در رابطه به صلح با گروه که اصلا به ارزشهای انسانی و مدرن عقیده مند نیستند و هر بار تضرع کنار آمدن را به حملات خونین پاسخ گفته اند باید گفت اگر رئیس جمهور کرزی در ابتدا میدانست که امریکا در ظرف یکماه به افغانستان صلح به ارمغان آورده می تواند ،  پس این کشور هم با تقبل هزاران تلفات نظامی و هزینه برداشتن ملیاردها دالر پول مالیه دهندگان اش با تدبیری که در سیاست ریزی هایش در تمام جهان دارد حاضر به تداوم این جنگ و عوارض جانبی آن هرگز نمی گردید. اگر یکبار هم از زاویه منطق به عملکرد طلبا در قتل عام مردم افغانستان نگاه کنیم، خیلی هم به سادگی به اصل دید جاه طلبانه و قبیله گرای این گروه می توان پی برد. طالب ها در صدد قدرت مطلق اند و با تطبیق اجندای خیلی هم مشخص از طرف پاکستانی ها ملزم شده اند. این گروهک آشوب گر با کنار آمدن ها و برادر خطاب کردن ها به میز مذاکرده ابدا حاضر نشده و یگانه راه نابودی این گروه همانا انگیزه بخشی و تقدیر از کارکردهای نیروهای بومی افغان در نبرد سخت با این گروه و روابط نزدیک استخباراتی با ایالات متحده امریکا و بقیه کشورها است.

رئیس جمهور کرزی همواره از صلح با طالبان افغانی صحبت کرده و حتی در اکثر موارد با وجود مسؤلیت گرفتن سخنگویان این گروه در حملات انتحاری، جناب ایشان از گرفتن نام طالب هراس داشته و بار مسؤلیت را کماکان بدوش یک دشمن تعریف ناشده نامرئی میاندازد، البته درین جای شک نیست که طالبان یک نهاد مستقل افغانی نبوده و زیر چتر منافع پاکستان به حملات تخریبی در افغانستان می پردازند. از گفته ها و عکس العمل های غیر منطقی رئیس جمهور درین اواخر معلوم می شود که قسمت اعظم ازین چانه زنی ها با سیمای ظاهرا منافع ملی در باطن به جز از رفع مسؤلیت کردن و اغوای اذهان عامه در شخصیت سازی کاذب برای وی بعد از ختم تصدی ریاست جمهوری اش بیش نیست.

 

نویسنده : ناصر "کوشان"

واشنگتن  فبروری 2014







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



ناصر کوشان