چیستی ملت و چالشهای ملت سازی در افغانستان

٢٦ قوس (آذر) ١٣٩٢

تعریف ملت

ملت به مجموعه ای از افراد، گروه های قومی، زبانی و مذهبی که دارای فرهنگ و ارزشها و تاریخ مشترک می باشند، اطلاق می شود. هرچند دانشمندان علوم انسانی در مورد تعریف بالا از واژه ملت که تعریف سنتی و مربوط به قرن 18 می شود اتفاق نظر ندارند؛ چون یافتن عناصر مشترک میان افراد و گروه های ساکن در یک کشور که هویت یک پارچه ملی را بسازد کار دشوار است. و دولت- ملتهای مدرن به ویژه کشور های بزرگ ترکیبی از گروهای قومی، زبانی و مذهبی مختلف هستند و نمیتوان کشور را سراغ داشت که از قوم، مذهب و یا زبان واحدی تشکیل شده باشد. پس ملت به مفهوم جدید، ترکیبی از گروهای قومی، زبانی و مذهبی مختلفی هستند که در یک ساختار سیاسی و اقتصادی به هم می پیوندند.

ملت سازی و چالشهای فراروی آن در افغانستان

از نگاه تاریخی، بحث ملت واحد و دولت ملی ویا به بیان ساده تر دولت- ملت های مدرن از درون معاهده ویستفالی 1648م بیرون آمد و تشکیل دولت های ملی در حدود و شخور مشخص به اساسی ترین خواست ملتها در جهان تبدیل شد. اما روند تشکیل دولت- ملتهای مدرن در تمام کشور ها یکسان نبوده بلکه با توجه به عوامل تاثیر گذار متفاوت بوده است. دولت مقتدر ملی در فرانسه از دل نظام فیودالی بیرون آمد، به بیان دیگر در فرانسه مردم برای نجات از قدرت فیودال ها یک دست (ملت واحد) شدند و دولت ملی را شکل دادند. و بعد از نفی دین در قدرت و سیاست، ملی گرایی جای خالی آنرا پرُ کرد.  انقلاب صنعتی، دسترسی به منابع کشور های مستعمره و همچنان سیکولاریزم در ایجاد دولت- ملت مدرن در انگلستان کمک کرد، درحالیکه کشور های آسیا هیچکدام شرایطی را که کشور های اروپای برای رسیدن به دولت ملی و ملت واحد طی کردند، طی ننمودند بلکه هر کشور با توجه به شرایط خاص خود نسخه های را برای ایجاد دولت ملی و یکپارچه سازی گروهای قومی، زبانی و مذهبی برای رسیدن به ملت واحد به اجرا در آوردند. برای مثال کوریای جنوبی با حمایت امریکا از یک دیکتاتوری مطلق و اقتصاد ضعیف تبدیل به الگوی دولت ملی و ملت واحد در آسیا گردید، پیشرفت سریع اقتصادی به کوریا در ایجاد دولت ملی و ملت واحد کمک کرد. در نتیجه روند ملت سازی در جهان به دو گونه بوده است:

1-     از بالا به پایین، درین روش نخست دولت مقتدر ویا همان ساختار سیاسی و اقتصادی نهادمند شکل میگیرد  و با در پیش گرفتن برنامه های ملی در زمینه توسعه متوازن سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به اتحاد گروهای مختلفِ قومی، زبانی و مذهبی در کشور کمک میکند. کشورهای پسا استعماری چون، هند وکوریای جنوبی از نمونه های بارز این روش است. فراموش نباید کرد که این روش با یکسان سازی گروهای مختلفِ قومی، زبانی و مذهبی تفاوت دارد. روش یکسان سازی، نابودی ویا انضمام اقوام و گروهای دیگر را در گروه بزرگتر قومی، زبانی و مذهبی در نظر دارد. چنانکه در ترکیه، ایران، عراق، صربستان و چین شاهد انضمام اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی در گروه بزرگتر بوده ایم.

2-     از پایین به بالا، درین روش نخست گروه های مختلف قومی، زبانی و مذهبی در یک کشور بنابر هر علتِ برای تشکیل دولت مقتدر ملی متحد میگردند و دولت را در اجرای برنامه های ملی که متضمن توسعه متوازن سیاسی و اقتصادی همه گروها می باشد، کمک می کنند. شکل گیری دولت- ملتهای ملی در اروپای غربی اکثرن اینگونه بوده است. نمونه بارز این روش شکل گیری دولت ملی در فرانسه، اتحاد آلمان و اتحاد ایتالیا که منجر به تشکیل دولت های مقتدر ملی در آلمان و ایتالیا گردید، می باشد.

روش دوم در افغانستان بنابر عدم اتحاد میان گروهای قومی، زبانی و مذهبی ساکن در کشور و مداخله خارجی در حال حاضر غیر عملی و ناممکن می نماید. اما میتوان از روش نخست در ایجاد همگرایی و اتحاد میان گروهای تباری، زبانی و مذهبی ساکن در کشور استفاده کرد، هر چند سیاستمداران در ظاهر همین روش را از بدو استقلال کشور بکار گرفته اند ولی در مسیر راه از جهت اصلی منحرف شده و روش ترکیه، ایران و عراق را در پیش گرفتند. برای همین ما شاهد شکل گیری دولت های مقتدرِ در دوره شاه امان الله و سردار محمد داود بوده ایم. اما چون ملی نبودند و برنامه های ملی که متضمن توسعه متوازن سیاسی و اقتصادی برای همه گروهای قومی، زبانی و مذهبی ساکن در کشور باشد نداشتند، بسیار زود سرنگون شدند. از سوی دیگر نبود ساختار سیاسی و اقتصادی نهادمند ملی (دولت مقتدر ملی) موجب شده تا سیاستمداران قوم، زبان و مذهب را وسیله یی رسیدن به قدرت سیاسی و جایگاه بهتر اقتصادی قرار دهند. و این امر تبدیل به چالش مهم فراروی روند ملت سازی در افغانستان شده است.

ملت سازی در افغانستان، نخست نیاز به دولت مقتدر ملی دارد تا با در پیش گرفتن برنامه های ملی که انعکاس نیاز ها وضرورت های همه گروهای قومی، زبانی و مذهبی باشد، اعتماد آنها را به ساختار سیاسی و اقتصادی کشور بدست آورده و تعهد آنها را نسبت به گروهای قومی، زبانی و مذهبی بشکناند و به تعهد ملی تبدیل کند. دوم، دولت برای تحکیم پایه های خود باید برنامه توسعه یی متوازن تعلیمی- فرهنگی و اقتصادی- سیاسی را که متضمن مشارکت شایسته سالارانه و نقطه مشترک میان همه گروها باشد را برای همگرایی و اتحاد در پیش گیرد و نباید از اقتدار خود بنفع یک یا دو قوم بزرگ و نفی دیگران استفاده کند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

منیر رادمنش28.12.2013 - 09:09

  نوشته پرمحتوا و حاکی ازاقیعیت ها از جوامع مختلف بخصوص جامعه افغانی. روند شکل گیری ملت در افغانستان موضوعیست که تحقق نخواهد پیوست. چون ملت از ملیت های ساکن یک کشور ساخته میشود. اما در کشورما نمیگذارند که ملیت ها اعلان موجودیت کنند. همیشه راسیست ها و برتری خواهان قومی مانع سر راه حضور ذهنی ملیت ها استند . بدین ملحوظ شکل گیری ملت در کشورما امکان پذیر نیست. ..
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



فضل الرحمن رحمانی