نیکپیان درانتخابات ریاست جمهوری چه نقش خواهند داشت!

٢ سرطان (تیر) ١٣٩٢

این بر همه گان ویداست که هزاره های نیکپی در سیاست کشوری با یک دید کلان تا هنوز با محور واهداف دراز مدت دورهم جمع نشده اند، و به باور بنده عوامل بیرونی درین روند بیشتر اثر گذار بوده که نتوانستند دور هم جمع شوند بدین ملحوظ میتوانم بگویم که که این یک ضعف ناشی از کوتاه نگری و نبود فرهنگ هم دیگر پذیری در بین مردم ما بوده است که در زندگی دچار منافع شخصی و مردمی متزلزل گردیده است، چون دنباله روی ها از اهداف شخصی نیکپیان را از کارجمعی باز داشته وهریک را از جمع جداکرده، طعمه ای اشخاص و حلقات مشخص شده انند...!

این یک حقیقت است که حلقات وگروه های نیکپی به عنوان ابزار در اختیار دیگران در طول تاریخ قرار داشته، همین ابزاری بودن این قوم سبب شده که حتی به منافع شخصی خود هم نرسند. چنانچه درانتخابات گذشته اتفاق رخ داد که شخص مورد نظر این قوم به کرسی ریاست جمهوری ننشست، که از جناب دیگر تکه دار این قوم از اقایی کرزی حمایت کرد ولی ایشان( کرزی) با هم پیمان خود( نادری) وفا هم نکرد.

ولی معلوم است که نیکپی ها به این زودی در این کشور به تنهای با رای و پشت کارسیاسی شان قادر به تعین رییس جمهورانتخابی شان نیستند. نتیجه این ناهماهنگی نیکپی ها در انتخاب ریاست جمهوری به شدت کاهش داد و از تاثیرگذاری در این بازی سرنوشت باز گذاشته شد. و از طرف دیگر طوریکه در فوق اشاره کردم اقایی نادری حمایت و پشتبانی خویش را از اقایی کرزی اعلان کرد که خود یک نقطه ضعف دیگری به نیکپیان بود و حمایش را که در دره کیان به راه انداخته خود ضربه ای بود بر پیکر روشنفکران نیکپی چه در کابل و چه در بغلان. ولی بی جا نخواهد بود که اشاره نمایم که اقایی کرزی هم وعده های که به خانواده نادری کرده بود وفا نکرد بنا به دلایلی که نزد کرزی و اقای نادری است. اینکه این خانواده افراد واجد شرایط را نداشت ویا وی نخواست که جماعت اسماعیلی را به اقایی کرزی معرفی نماید که در درازمدت به نفع اش تمام نمیشود.

هنوز هم سیاست و اخلاق سیاست وبازی سیاست در افغانستان انسانی نشده است که مردم را از تعلق قومی برهانند، به عنوان یک ملت در مبارزه به خاطر بی عدالتی و شایسته سالاری و ازادی های قانونی گام بردارندو به همین عنوان مردم  را گرد هم جمع نمایند، چون رفتار حکومت در دو دوره گذشته و حاضر سیاست بر محوریت قومی را پر رنگ ساخت که نمیتوانیم نادیده بگریم که خیلی ها مایه تاسف است. و کشوربه شخصی نیاز دارد که کشور را از بحران بی عدالتی بیرون کنند و مردم پراکنده که سالها درد دیده دور خود جمع کند ومردمیکه که سالهاست که تهدید های داخلی و بیرونی اذیت مینماید چگونه  دور خود جمع نماید. رئیس و زعم ملی کشول باید بر مبنایی قانون کشوری عمل نماید و مدیریت خلاقیت را معیار کار خویش قرار بدهد.

و باور بنده این است که در بازی ریاست جمهوری پیش روی (2014) وضعیت شکننده تر از گذشته است، چون نیکپی ها در شرایط فعلی اتفاق قومی اشرا هم از دست داده حتی میتوانم که یک قوم که همیشه افتخارات تاریخی خود را داشت و ان هم در اثر اقدام منفی افراد و اشخاص خود خواه و تشنه قدرت حتی میتوانم بگویم قدرت طلب از بین رفت و با ایجاد شورا های اجتماعی دست اورده دیرینه خویش را از دست دادند، همین اختلافات ذات البینی سبب بی ارزشی نیکپیان شد. و نیکپیان ظرفیت دیرینه دست داشته اشرا هم به باد فنا داد و هیچ حلقه ای بالای نیکپیان حساب نخواهد کرد و از طرف دیگر تکه داران که تا امروز از نام قوم استفاده کرده و درین دوره هم استفاده خواهند کرد. در این میان فعالیت فردی و ایتلاف های پنهانی این قوم با حلقات مدعی ریاست جمهوری در حال شکل گرفتن است ولی این دو گروپ به هیچ نقطه ای نخواهند رسید.

اشخاص گم نام به نام شورای اجتماعی اقوام نیکپی مقیم کابل درین اواخیر مورد توجه اقایی خلیلی قرار گرفته است این گروه شاید شخص مرود نظر اقایی خلیلی را شاید حمایت نمایند و تیم دیگر هم که به نام شورای اجتماعی مردم نیکپی در صدد است که بتواند به حلقی ای روابط سیاسی شانرا تامین نماید این هنوز معلوم نیست که حمایت شانرا از کی اعلان خواهند شد.

 ولی به باور نویسنده هیچ یک این دو تیم موفق نخواهد بود تا زمانیکه هر دو تیم بر محور نیکپی بودن شان دور هم جمع نشوند و بر هدف مشترک شان تشلاش ننمایند. ولی نگرانی اصلی مردم نیکپی در این است که این دو تیم ارزشهای گروهی را با معقولیت های بشری تلفیق می تواند بدهد و در قالب قانون اساسی و قادر به ایجاد فرهنگ هم دیگر پذیری و فرهنگ سازی هم زیستی هستند باید گفت نه.

عدم ضمانت و بی اعتمادی در گفتار و رفتار آینده این قوم را به کجا میکشاند این را تاریخ گوا خواهد بود وزمینه ایتلاف را کم رنگ ساخته. و اینکه در آینده کشورباید دید که چه شخصی با چه شعار به میدان خواهد آمد چون تا هنوزمعلوم نیست. نیکپی ها تمایل در رای دادن به شخص دموکرات عدالتخواه را داردو اینکه تکه داران چه میکنند و کدام بازی در بین مردم به راه می اندازد و رای مردم را به کجا میکشاند معلوم نیست.

و گروه دیگر یعنی شورای اجتماعی مردم نیکپی اینان در گذشته نعدادی مشخص را عامل بدبختی وافیون قوم و ضد تمدن خوانده و همه بدبختی مردم را به انها نسبت میداد و میدهد اینان تعهد کرده اند که دیگر چنین ترهات خورد نکنند ولی اینان بعد ها در گفتار شان شخص یا تیمی را متهم نمیکنند و شخصی مایه این همه بد بختی نمیدانند و باورد دارند که همه مشکلات در بی برنامه گی مردم این قوم و طبقه روشفکران میداند. در گذشته یعنی بعد از رژیم طالبان شخص مناسب بعد از شاه قدم نیکپی اقایی  میر احمد جوینده و غلام قادر سخی زاده  قلم  داد می شد، ولی او بعد از کاندیداتوری خود چنان نا کار آمدی از خود نشان داده است که نام گرفتن از او سبب گریز مردم از گروه می شود.

به هرحال میر احمد جوینده با همه هوشیاری و برنامه های که داشت بلاخره به نا کامی کشانده شد وی خود را  در برنامه های سیاسی و مردمی اش خود را از مردم دور کرد و باورد داشت که در بین مردم کابل رای خود را دارد که این خود یک نقطه ضعف برایش ثابت شد. و بلاخره بگویم که ایشان ازحمایت  بیرونی و حتی با داشتن پول، در شرایط شکننده در این دوره قرار دارد. باید منتظر ماند و دید که شخص زرنگ سیاست دور بعدی اش را چگونه تنظیم مینماید. کدام استراتیژی دارد که شخص خودش باید در دور بعدی وکیل مردم اش باشد. این موقعیت را به هرقیمت جستجو می کند و هرکسی این تضمین را بدهد، شاید با او هم پیمان شود.

او سیاست بدون تنش و همکاری با اشخاص افشا را به نفع مردم می داند و هرنوع تند روی را مانع پیشرفت و موجب برانگیخته شدن حساسیت دیگران می داند او طرفدار مطالبات بیشتر نیست،  تحمل وضعیت موجود را به نفع نیکپیان می داند. سفارش می کند، باید آهسته آهسته با احتیاط گام گذاشت و از هرتلاش با شرر و شور اجتناب شود. منتظر باید ماند که این مرد محافظه کار حتی متهم به همکاری با تکه دار شده است با همه این گرد و باد این مرد مرموز، با کدام قایق در دریا سیاست طوفانی سفر می کند و چه نقش را در سیاست بازی خواهد کرد.

 تجربه دیروز مدعیان ریاست جمهوری را تصور میدهد که نیکپیان دچار تعصب گروهی و درونی شان شده است و همه نیکپیان به کاندید مشخص رای نمی دهند و رای ایشان به مقدار باقی نمی ماند که سرنوشت ریاست جمهوری اثرگذار باشد. به هرحال این مردم در موقف باخت قرار دارند، چون نه توان اتحاد را دارند نه هم توان پذیرفتن دیگران را اما بر مردم عام صدمه می زنند.

اگر این مردم دور هم جمع شوند و از یک کاندید مشخص حمایت نمایند وزن چانه زنی و معامله سیاسی را بیشتر میسازند. در غیر ان این قوم را که بیش از شش دهه زیر یغ استعمار بوده سخت صدمه روحی میزنند و هیچ یک از این دسته ها در بازی سیاسی قدر و قیمت مناسب نخواهند داشت.

طوریکه در مطبوعات دیده میشود که با مدعیان ریاست جمهوری دید بازدید دارند و به خصوص برداران کرزی و زلمی خلیل زاد و غیره... در بار  شان پر رنگ است و هزاره  ها از همه در این بازار آشفته برای فروش آرا سیاسی شان هستند، دیگران هم با هوشیاری از این فرصت استفاده می کنند تا احزاب و حلقات سیاسی هزاره  را در شریک شدن سیاسی بی رمق و خانه نشین نمایند ولی تکه داران ما نیکپیان را جز لاینفک خود نمیدانند، چنین فضا را خلق می کنند. و تعدادی دیگری سیاسیون کشور درصدد بر انداختن انتخابات و تحکیم اقتدار از راه های غیر دموکراتیک است چون این کار افغانستان را در آستانه از هم پاشیدگی قرار می دهد که تحمل آن برای مردم افغانستان و نیروی بین المللی دشوار است هنوز هم محال است که پیش گویی کرد که نظام افغانستان به کجا کشانیده خواهد و کدام گزینه را انتخاب خواهند کرد به منظوری تعین و انتخاب رئیس جمهوری بعدی کشور  ومردم افغانستان این را زمان جواب خواهد گفت و امیدوارم که مردم نیکپی هم درک جمعی خود را کسب نمایند و نظر به مقتضیات زمان دور هم جمع شوند و با تدبیرانه گام شانرا در مسیر سرنوشت مردم خود بردارند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



نجیب الله جویا