سیر تکامل پسین معارف افغانستان

٩ جوزا (خرداد) ١٣٩٢

بدون شک معارف ستون فقرات یک جامعه را تشکیل داده و این میزان سواد است که راه را بسوی ترقی و همدیگر پذیری در تمامی جوامع بخصوص جامعه غیر متجانس افغانی باز خواهد کرد. افغانستان بعد از سقوط رژیم بنیاد گرای طلبا در عرصه معارف پیشرفت های کمی چشم گیر داشته و با پی بردن مردم به اهمیت فراگرفتن علم و دانش یک تمایل سرسام آور به نهاد های تعلیمی در سال 2001 بوجود آمد. متأسفانه با وجود توجه کمی به این مسئله به پهلوی کیفی آن در عرصه نوسازی نصاب معارف تا الحال توجه جدی صورت نگرفته است. اکثرا مکاتب که در نقاط ناامن ولایات جنوبی افغانسان بنا یافته بودند یا از طرف عناصر ضد معارف سوختانده شده و یا هم والدین متعلمین بنابر تهدیدات بالقوه مخالفین مسلح حکومت از رفتن اولاد شان به مکتب هراس داشته و عده کثیر از اطفال واجد شرایط شمولیت در مکاتب در این مناطق از نعمت تعلیم هر روز بی بهره می مانند.

 

دیگر اینکه میتود تدریس در مکاتب افغانستان به هیچ وجه وفق با معیارهای پذیرفته شده در منطقه و جهان نداشته و اکثریت از دانش آموزان مکاتب مرکز و ولایات بعد از ختم دوره لیسه ناگزیر به نهاد های شخصی تعلیمی رو آورده تا با گرفتین نتیجه خوب در امتحان کانکور در فاکولته های دلخواه شان کامیاب گردند ، حال رفع این نقیصه در معارف صرف با تدبیر و بازنگری دقیق در متن سسیتم معارف کشور امکان پذیر بوده و تا زمانیکه یک وزیر مدبر ، اصول گراه و اهل معارف در رأس این نهاد آینده ساز افغانستان قرار نگیرد دیر نخواهد بود که تفرقه های قومی ، لسانی و مذهبی در این نهادها نیز کارساز شده و آینده این کشور را به بیراهه و یک نسل متعصب و قوم گراه سوق خواهد داد.

 

از یکطرف اکثرا مسؤلیت سوختاندن مکاتب را برادران ناراضی رئیس جمهور بعهده گرفته و به بسیار افتخار به این عمل شان می بالند ، در مقابل وزارت معارف کشور طلبا را بری الذمه عنوان کرده و بار مسؤلیت این خیانت ملی را به یک دشمن گمنام و غیر مرئی میاندازند. بادرنظرداشت تاریخچه دشمنی طلبا و حامیان منطقوی شان بخوبی می توان تشخیص کرد که این طبقه به هیچ صورت خواهان بوجود آمدن یک نسل تعلیم یافته در کشور نبوده و کما سابق به برهم زدن و مرحوم کردن اطفان و نوجوانان این کشور به منهدم کردن نهاد های تعلیمی متوصل خواهند شد. واضح است که یک جوان آراسته با علم حقیقی دین و ساینس به هیچ وجه در دام دسایس این نهادهای سیاه نیافتاده و منطق تشخیص سیاه و سفید دیگر برایش خیلی هم مشکل نخواهد بود.

 

جای بسا تأسف است که از وزارت معارف افغانسان با رهبری فاروق  وردک و تیم سیار وی  در این اواخر بوی تعصب و معارف زدایی به مشام میرسد. توجه به بازسازی مکاتب در نقاط مختلف افغانستان خیلی ها کم رنگ شده و طبق آوازه های که به گوش میرسد بعضی از مکاتب در برخی نقاط کشور به محل سربازگیری طلبا و ترویج افراطیت دینی شان مبدل شده است که این امر بدون رضایت رهبری معارف کشور امکان پذیر نبوده و جناب وزیر و حلقه شان حتما ازین امر باید مطلع باشند. ازین هم مهم تر حوادث تصمم شاگردان مکاتب در مرکز و ولایات افغانستان که هر روز ما شاهد این گونه حوادث دلخراش در سرتاسر افغانستان می باشیم خیلی ها تکان دهنده است. درین زمینه درایت وزیر معارف باعث این شد که بعوض محکوم کردن عاملین این چنین رویدادها ، ملامتی از آن شاگردان شود و علت هم فاضلات حیوانی عنوان شد.

 

 قابل ذکر است که نهادهای معارف و ارتش در تمامی کشورها ارگان های مستقل ، عاری از تعلقت قومی و لسانی بوده و یگانه مقصد موجودیت این نهاد ها همانا سلامت فکری و ایمنی یک جامعه به وجه احسن آن در دراز مدت می باشد. بدون شک یک جامعه با سواد و متفکر بزودی راه های بیرون رفت از بحران و فتنه ریزی های مغرضانه را جستجو کرده و جامعه را بسوی ترقی و خودکفایی فکری و اقتصادی سوق میدهد. حال اگر چنین طبقه در افغانسان بوجود بیاید ، ما دیگر محتاج بسیاری از چیزها نبوده و این امر برای کشورهای همسایه و مزدوران حکومتی و غیر حکومتی شان قابل هظم نیست.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



ناصر کوشان