لیبرالیسم در فرانسه!

٢٣ ثور (اردیبهشت) ١٣٩٢

با اینکه روند های فکری قرن های گذشته در رکود قرار دارند و جامعه با آنکه روی معراج و تفکرات انسانی سخن می گوید گاهی اوقات محال بودن برای رسیدن به اهداف مشترک لبیرالیسم مورد ارزیابی قرار میگیرد .

با آنکه جامعه فرانسه بیشترین روند سکولاریزمی را در خود دارد و آوای دیگری جز ار روشنگری درین مرز و بوم بر فضاء پرتاب نمیشود ولی این روند امروز نوعیت سیاه گونۀ در خود برداشته است حالانکه بحث روی لبیرالیسم و موقف سکولارخواهی در قالب لیبرالیسم در فرانسه مطرح است قطعا واکنش های فردی را به دنبال داشته است یعنی اینکه لبیرالیسم همان روند آزادی خواهی است که هر شخص برای آنچه که محور عمده عقلی اش باش میتواند تکیه نماید و انسان همانِ است که میتواند راه را از چاه با قرار دادن عقل به عنوان داور درین دو راه تفکیک نماید در فرانسه کشوری که بیشترین شعارش مبنای یک آزادی خواهی را برای جهانیان مطرح می نماید درین روز ها مورد نقد های فکری قرار گرفته است

شعار های برهنه پای دموکراسی که از آزادی بیان استدلال میشود نوعیت دموکراسی را درین مرز وبوم مورد تهاجم قرار داده است

حالانکه دیگر روشنگری از آغاز قرن های متمادی تا اکنون کلیسا را به بن بست بزرگ و چالش ناامنی های فکری مطرح نموده است و دیگر ارباب پروری و قریه دار محوری از بین رفته است و هر انسان حق آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن را دارد پس روند های نامناسب سکولاریست ها در فرانسه برمبنای برخورد نادرست علیه مسلمان های فرانسه و اهانت بر مقدسات دینی مسلمان ها معنای اصلی این واژه (لیبرال ها را) با آن اندیشه که داشتند مورد نکوهش قرار میدهد .

مثلا! یک فردِ که اندیشه اسلامی ندارد یا یهودی است و یا هم نصرانی مهم نیست که از اصلیت بسته گی فکری اش چیست میتواند به حالت نورمال و خواص آرام در نواحی های شهر فرانسه بدون ممانعت به سیاحت بپردازد نه برایش توهین صورت می گیرد و نه کسی از وی طالب مدرک اندیشوی اش میشود ولی این روند برای یک فرد که مسلمان است خیلی ها فرق دارد چون مسلمان بودن نوع تهدید بزرگیست برای سکولار ها در فرانسه روی همین دلیل باید همه روزه حجاب در جاده ها به آتش کشیده شود و زنانِ که درای حجاب اسلامی هستند باید مورد آزار  اذیت شهروندان دیگر فرانسه قرار بگیرند که این خود نوعیت یک لیبرالیسمِ واقعی را از بین میرد یعنی اینکه اگر یهود بوده باید قدر شود و اگر مسلمان باشد باید مورد آزار قرار بگیرد.

پس درینجا آن شعار که (هر انسان حق دارد خود اندیش باشد و برای رسیدن به اهدافش میتواند  راهی را انتخاب کند ) معنی کلی اش را با این روندِ که هم اکنون در فرانسه جریان دارد از دست میدهد .

آزادی انسان ها به جرم مسلمان بودنش درین کشور آزادی خواه نقد شده است

حقوق شهروندی یک فرد با آنکه فرانسه تبار است ولی اندیشه اش معیار فرانسوی ندارد گرفته شده است هر روز باید حجاب و رو سری اش به آتش کشیده شود و توسط ارتش آن کشور باید مورد ارزیابی قرار بگیرد که این خود نوع اجبار و اکراه آوری را در فرانسه حکایت گر است

قایل شدن فرق بین انسان ها به عنوان اینکه فلانی یهودی است باید قدر شود ولی فلانی مسلمان است باید توهین شود و هروز صد ها دالر برای دادگاه بدهد تا او را سند رهایی از دام سکولار ها بدهد خود دروغ بودن واژه دموکراسی را بیان میدارد یعنی اینکه از آغاز کلیسا شکنی بوده و سرانجام باید مسلمان کشی ها باشد.

برای همین من کشور فرانسه را کشور دموکراسی خواه نه بلکه کشور فرقستانی ها می شناسم و معیار اصلی که لیبرالیسم با آن استوار است حق داشتن هر انسان در مسیر زنده گی اش است نه توهین بروی و اهانت بر اندیشه و شخصیت وی.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



سید عبدالله شهاب