عزت، عظمت و اقتدار "جمعیت" در جمعیت است!

١٥ حمل (فروردین) ١٣٩٢

(رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي).

جمعیت اسلامی افغانستان قدرتمند ترین حزب جهادی و از مؤثر ترین تشکیلات سیاسی تاریخ معاصر کشور به شمار می رود.

جمعیت تنها سازمان سیاسی هدفمند و پر نفوذ اجتماعی و سیاسی می باشد که در سرتاسر افغانستان از اعتبار و محبوبیت نسبی و به مقیاس متفاوت بر خوردار بوده و در انحصار تبار، جغرافیا، مذهب و زبان خاصی نبوده و نیست.

این تشکیلات گسترده و فراگیر ملی هم اکنون سه نسل از همه ای اصناف و اقشار اجتماعی را در جغرافیای خود پرورش داده است.

 گستردگی نفوذ اجتماعی، کثرت نخبگان و شخصیت های سیاسی  وافغانستان شمول بودن آن، یکی از دشواری های اصلی رهبری و سیستم مدیریت جمعیت را فراهم آورده است.

یکسال و اندی است که رهبر بلامنازع، دانشمند و سیاستمدارش به شهادت رسیده و در واقع یک تشکیلات به وسعت یک مملکت منتظر تعیین تکلیف رهبری و احیای ساختار سیاسی به سر می برد.

من در همان روزهای اول شهادت استاد در مصاحبه ای با تلویزیون بی بی سی فارسی گفتم: با توجه به مجموعه ای شرایط سیاسی کشور و گستردگی و فراگیر بودن ساختار جمعیت هیچکدام از نخبه گان و شخصیت های موجود نمی تواند فقدان استاد ربانی را جبران نماید و باید جمعیت برای عبور از بحران رهبری و احیای ساختار قدرتمندش با تشکیل شورای رهبری قدرتمند و با انتخاب یک سکرتر جنرال این ضایعهء هولناک را جبران نماید، هنوز هم به همان نظر هستم.

این به آن معنی نبود که شخصیت های موجود فاقد صلاحیت رهبری می باشند، بلکه عرض و طول و سطح و سقف جمعیت از چنان گستردگی برخوردار است که برای رهبری آن نیاز به یک مدیریت جمعی می باشد و گرنه در هرگوشه ای از جغرافیای جمعیت یکی دوتا رهبرحی و حاضر داریم!

جمعیت این ظرفیت را دارد که به عنوان یکی از احزاب دایمی نقش اساسی و تعیین کننده را در ساختارقدرت و سیاست برای همیشه داشته باشد، مانند احزاب قدرتمندی که در بریتانیا، هند و امریکا وجود دارند.

آنچه اکنون می نویسم انجام تکلیفی است که احساس می کنم و اتمام حجتی است  برای مردم و تاریخ، مخاطبم همه ای آنهای هستند که مشروعیت، عزت، اعتبار، قدرت، مکنت و ثروت شانرامستقیم یا غیر مستقیم مدیون جمعیت اسلامی افغانستان میباشند، امیدوارم این فریاد به گوشهای کاخ نیشینان و کوخ نیشنیان برسد به اولی برای انجام رسالت شان و به دومی برای دادخواست حق شان.

جناب آقای صلاح الدین ربانی!

وقتی دو جلسهء پی در پی بنا به دعوت شما در کابل برگذار شد بارقهء امید را در ذهن و اندیشهء بسیاری از کسانیکه منتظر فعال شدن جمعیت بودند بر انگیخت و تمام شخصیت ها و نخبه گان جمعیت از کوچک و بزرگ و پیر و جوان خوشحال شدند و امیدوار.

سرنوشت جمعیت امروز در دستان شماست! شما می توانید آنرا در مسیر عزت و اقتدار هدایت نمایید و با احیای ساختار تشکیلاتی، آوردن ریفرم و ایجاد روند دموکراتیک در مسیر تغییر تاریخ سیاسی آیندهء کشور گام بردارید.

با توجه به فرارسیدن انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هر چه زودتر تکلیف تشکیلات جمعیت حل شود جغرافیای ما بهتر می تواند با فکر آسوده بطرف انتخاب کاندیدای واحد و اتخاذ استراتیژی درست به پیش رود.

 از فاتح هرات امیر اسماعیل خان و فرمانروای بلخ عطا محمد نور با توجه به امکانات و نفوذشان انتظارمی رود در جهت انجام رسالت مهم تاریخی شان برای انسجام و احیای جمعیت و تعیین تکلیف رهبری و تشکیلات با جدیت قبل از آنکه دیر شود وارد عمل شوند.

جناب مارشال صاحب!

شما که مدتی است با علاقه مندی به مسابقه بزکشی شهرما و در مجموع شمال کشور را خلع سلاح نموده اید، به یقین می دانید که میدان سیاست چه در دنیای مدرن و چه در تاریخ کهن  شباهت کامل به همان میدان بزکشی دارد، سیاست مدار موفق کسی است که بز هدف را به دایرهء حلال برساند، طبیعی است که در این مسیرازضرب قمچین در امان نیست اما موفقیت های بزرگ و تاریخی آسان بدست نمی آیند! بیایید برای تاریخ سیاسی کشور باقیات صالحات از خود به یادگار بگذارید، و انتظار از شما در رابطه به جمعیت همین است در اینجا هدف نهادینه ساختن تشکیلات جمعیت است و تثبیت موقعیت آن و شما می توانید نقش اساسی داشته باشید، نقشی که به مراتب مهمتر از مقام و منصب شماست و خدمت بزرگ به تاریخ و تمدن و فرهنگ ما.

سخنم با رهبران جبهه ملی و ائتلاف ملی این است که خانه و پایگاه اصلی شما جمعیت اسلامی افغانستان است، اگر این خانه ویران و ناکارآمد باشد مهمانخانه ای که ساخته اید شکوه و جلال و دوام و بقای برای شما نخواهد داشت.

از شخصیت های اجتماعی و روحانی جمعیت از جمله سید عنایت الله شاداب و سید نورالله عماد انتظار می رود با سعهء صدر بیشتر و با تغییر افق دید فعال تر در جهت استحکام و انسجام جمعیت گام بردارند.

محمد یونس قانونی، احمدولی مسعود و امرالله صالح که هر کدام رهبر یک جریان مستقل هستند، همگی متعلق به خانواده بزرگ جمعیت اند، برای ادای دین بزرگ ملی و سیاسی باید از آنها دعوت صورت گیرد و به دامن مادر بر گردند.

فرصت های تاریخی ماندگار نیستند، اکنون شما ها هستید که می توانید مسیر تاریخ آیندهء جمعیت را رقم زنید! امروز شما می توانید جمعیت را از فروپاشیدگی نجات بخشید و اقتدار و عظمت آنرا جاویدانه سازید.

جمعیت نه در دایرهء مردان سالخوردهء مقدس مآبش خلاصه می شود! که پهنای جهان بینی شان از حدود ده و دره و دارالإنشاء بیرون نرفته است، و نه در جلال و شکوه "لند کروزر" سواران قدرتمدار ثروتمندش، بلکه مزید بر اینها جمعیت را باید در پهنای افق تفکر اندیشمندان، متفکرین، سیاستمداران و فرهنگیانش جستجو کرد که در جغرافیایی به گستردگی جهان پراگنده اند.

جمعیت تنها یک سازمان سیاسی نبوده و نیست، جمعیت پاسدار فرهنگ و حافظ  میراث تمدنی ماست، برای حفظ و مدیریت این حزب دید تمدنی به درازای تاریخ و عرض جغرافیا نیاز است.

پیشنهاد من این است که شورای رهبری از میان کاندیدا توسط کنگره انتخاب شود و بعد شورای رهبری از میان خود منشی، سخنگو، اعضای شورای اجراییه و سکرترجنرال عمومی جمعیت را با توافق آرا انتخاب نمایند.

در شورای رهبری علاوه بر کانداتوری شخصیت های ذیل:

مارشال محمد قسیم فهیم، امیرمحمد اسماعیل خان، عطامحمد نور، سید نورالله عماد، سید عنایت الله شاداب، احمد ضیا مسعود، دکتر عبدالله عبدالله، محمد یونس قانونی، مسعود خلیلی، احمد ولی مسعود، امرالله صالح، ازمیان نخبگان فرهنگی و سیاسی ازنسل دوم وسوم هم لازم است حضورداشته باشند.

مثلا ازمیان شخصیت های "سیاسی-فرهنگی" مثل امان الله جیحون، انجنیر رحیم، محمد اکرام اندیشمند، بشیر احمد انصاری، عبدالقیوم ملکزاد، سید محمد خیرخواه، عزیزاحمد بارز، فضل الرحمن فاضل، ثمرالدین ثامر، عبدالرحیم احمد پروانی، عبدالحفیظ منصور، محمد نسیم فقیری، میرآقا حقجو، عبداستارمراد، عبدالشکورواقف… هم به شورای رهبری کاندید شوند.

همچنان از نسل جوان تر و تحصیل یافتهء جمعیت به عنوان مثال از مجیب الرحمن رحیمی، عبدالمحمد دانشیار و … باید در شورای رهبری کاندید باشند.

من به عنوان مثال نام تعدای را برشمردم و معلوم است که نخبگان و کادرهای جمعیت به همین تعداد خلاصه نمی شوند و این البته وظیفه ای کمیتهء موظف و با صلاحیت است که چهره های مناسب کاندیداتوری در شورای رهبری را با فهم افغانستان شمول بودن جمعیت به ترتیبی که همه ای اقوام و جغرافیای را در بر گیرد برگزیند.

این شورا می تواند برای یک دورهء پنج ساله انتخاب شود تا جمعیت از بحران بی ثباتی  عبور نماید.

وظیفهء ما این نیست که فقط منتظر باشیم تا سالگرد شهادت رهبرفقید جهاد استاد ربانی یا سید الشهدای انقلاب اسلامی افغانستان احمد شاه مسعود فرابرسد، تا اشک بریزیم، مرثیه خوانیم، دعا کنیم و عکس بگیریم و برویم تا سال دیگر، این کار که از هر مادربزرگ بازنشسته ای بر می آید! هنر این است که مکتب و تفکر آنها را زنده نگهداریم.

نباید تحت تأ ثیر اشخاص مجهول الهویه ای قرار گرفت که نه جمعیت را درک کرده اند و نه شناختی از جهاد و مقاومت دارند و امروز با حلقه زدن پیرامون برخی از شخصیت ها آنهارا تحریک می کنند و بذر نفاق می پاشند.

بهتر است بزرگان جمعیت بجای آنکه بطور مری و نامری با هم به مسابقه زعامت بپردازند، با تشکیل شورای پرقدرت رهبری سعی نمایند زمینه جمع شدن همهء استعداد ها را فراهم نمایند تا جمعیت بتواند نقش اساسی خود را در حال و آیندهء افغانستان بازی کند.

هدف جمعیت رسیدن بقدرت نیست این که تحصیل حاصل است، جمعیت باید حافظ دموکراسی، پاسدار فرهنگ، پاسدار تمدن و نقش توزیع کنندهء قدرت را داشته باشد برای همیشه، و این میسر نیست مگر اینکه  امروز بزرگانش به تکلیف تاریخی خود عمل نمایند.

دشمن از ما بهتربه قدرت و توانایی های جمعیت آگاه است و به همین سبب است که به لطایف الحیل می خواهد جمعیت را در حد یک حزب سیاسی ضعیف و فاقد اقتدار نگهدارد.

توطئهء که توسط برخی از اراذل و اوباش بنا به استراتیژی شیطانی بیگانگان و با حمایت اقتصادی و سیاسی علیه مجاهدین شروع شد متأسفانه تا آنجا کارگرواقع شده است که برخی از بزرگواران هم به دام آنها افتادند و اعلام کردند که آنها هر گز تفنگ در دست نگرفته بودند و عزیزانی هم بودند که هر گونه تعلق خاطر به جمعیت را انکار نمودند!؟

 جوانان ما تقصیر ندارند، آنها وقتی این فروپاشیدگی، بی برنامگی، بی نظمی، عدم اعتماد به نفس، تشتت و رقابت ناسالم را می بینند حق دارند که مشکوک باشند اما چهره های  که اگر جهاد و مقاومت را از آنها بگیرید دیگر به شخصیت حقیقی و حقوقی شان تعریفی باقی نمی اند تعجب برانگیز است !؟

این هویت سیاسی که اگر یک افتخار داشته باشد که دارد همان جهاد و مقاومت است، جهاد و مقاومت بدون نام جمعیت ناشناخته است، به معنی  دیگر محور جهاد وستون استوار آن جمعیت و زعامت مقاومت در جمعیت خلاصه می شود.

جهاد فصل طلایی تاریخ معاصر ماست و مقاومت اوج عزت و عظمت ما و این دو بدون جمعیت ناشناخته است، جمعیت افتخار تاریخ ماست، جمعیت اوج عزت و اقتدار ماست.

شما در غرب بیایید تا ببینید از مقاومت شان در برابر آلمان و هتلر چه ساخته اند و چه می سازند! تا هنوز چگونه بر خود می بالند و افتخار می نمایند.

البته جمعیت از نظر ساختاری و تشکیلات متاسفانه نتوانسته است تا هنوز به عنوان یک حزب مدرن و شگوفا تبارز نماید که همگی در این مصیبت با توجه به مقیاس مسوولیت و صلاحیت مقصریم.

این خود باختگی سیاسی و بی هویت مداری تا آنجا به سیاستمداران جرئت داد که حتی جناب آقای کرزی که ریاست و موقعیتش را مدیون جمعیت است  برجمعیت بتازد.

اینکه در جمعیت اسلامی افغانستان شخصیت های فرا حزبی در همهء ابعاد ظهور نمودند برحسب تصادف نبود، بلکه این استراتیژی استاد ربانی بود، در ابتدای دههء شصت هجری شمسی استاد به شهید امیر اعتماد دانشیار در تهران دستور دادند تا پوستر بزرگی ازتمام فرماندهان جمعیت به تعداد فراوان چاپ و پخش شود، در دوران جهاد استراتیژی جمعیت معرفی و تبلیغ فرماندهان جمعیت در سرتاسر افغانستان بود.

زمانیکه بعد از پیروزی و استقرار استاد در قصر ریاست جمهوری همراه با شهید امیر اعتماد دانشیار و سید حبیب شاه حامد استاد را ملاقات نمودیم، نظر استاد این بود که ما به اندازهء کافی کادر نداریم در جهاد تمام توجه ما به جنگ بود، همه سعی نمایید در مطبوعات حضور داشته باشید تا دولت سرو سامان گیرد و نگویند این ها همه فقط جنگ بلدند… اما متأسفانه جنگ خاتمه نیافت وآن استراتیژی استاد که می خواست توجه بیشتری به سیاست و فرهنگ داشته باشد ناتمام ماند!

 استاد خوب می دانست در چه زمانی چه سیاستی را داشته باشد، شرایط دشوار سیاسی و بحران در  کشور سبب شد که استاد به تمام آرزوها و اهداف سیاسی خویش دست نیابد و البته بر خی دگم اندیشی ها ی طالبانی را هم نباید از نظر دورداشت.

امروز آن شخصیت دیگر در میان ما نیست و اما میراث بزرگ معنوی او به نام جمعیت اسلامی افغانستان در دست ماست، تشکیلات جمعیت یگانه حزبی است که می تواند به عنوان یکی از احزاب ماندگار در آیندهء افغانستان و منطقه نقش بازی نماید.

وقتی راجع به جمعیت حرف می زنیم باید ملیون ها فردی را بخاطر بیاوریم که در راه آزادی، استقلال و پاسداری از تمدن و فرهنگ زیر پرچم جمعیت سینه سپر نمودند وبه استقبال شهادت رفتند، امروز من شخصا برخی را می شناسم که از بسیاری چهره های مطرح و صاحب ثروت و مکنت خدمت بیشتری به جمعیت نموده اند و اکنون جز خاطرات خویش چیزی در بساط ندارند.

نباید هیچ کسی از جمعیت بیرون بماند از همه دعوت شود و این به معنی اتمام حجت در برابر تاریخ و مردم افغانستان است اگر بعد از دعوت کسی نیامد آن وقت تکلیف انجام شده است و بهانهء برای کسی باقی نمی ماند.







به دیگران بفرستید


دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

سیدمقصود10.04.2013 - 04:24

  دیدگاه استادعبدالحی خراسانی تائیداست،اگرعملی شود، نتیجه خوبی درپی دارد،درغیرآن مسؤلیت بدوش شما بازیگران سیاسی است وبس.... وانشاا... روزمحشر درپیشگاه پروردگارعالمیان .....
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ زیر را درج کنید
   



عبدالحی خراسانی