روستای بنام لنگر شریف در استان بادغیس شهرستان قادس

١٠ دلو (بهمن) ١٣٩١

پيشگفتار:

ثناء وستايش مرايزد منان را كه انسان را ازكتم عدم به عرصه وجود درآورد، اورا اشرف مخلوقات خويش خواند  وبه اوكرامت انساني بخشيد. ويگانه راه موفقيت وسربلندي آنراآموختن علم وادب دانست و او را مخيرساخت كه دردنيا وميحط اطراف خويش سير وسياحت نموده  ودرباره طبيعتش جستجو نمائيد تاازرازخلقت جهان شمئه آگاهي حاصل كند.

  درودبي پايان برروان مطهرپيامبرمعظم اسلام  حضرت محمد"ص" وجميع اصحاب گرامي آنحضرت كه ازهرنوع سعي وكوشش ايثار وفداكاري درراه نشروپخش دين مبين اسلام دريغ نورزيده وقطره خون پاك خويشرا بخاطرتعالي وگسترش دين الهي درسراسر جهان ريختاندند.

وهمچنان درودبرروان پاك شهداء راه دين اسلام ومخصوصاَ دليران وشيرمردان سربكف افغانستان كه بخاطرشكستاندن سنل ظلم وشوم كافران ملحد وبخاطرآزادي كشورعزيزشان ازچنگال مزدوران وخاينين روس ازهيچ نوع  فداكاري دريغ نورزيده ولو به ريختاندن خون آنها تمام شده باشد .كه قطره قطره خون پيكرمطهرآنها بسان دروگهربه مردم افغانستان ومسلمانان جهان ارزشمند است ودرضمن صلواة برروح خوشگوارمسلمانان جهان خصوصا آزادمردان مسلمان ومتدين افغانستان كه اكنون به دارباخترت پيوسته اند البته خاطرات ونام نيك شان بردلها نقش جاويد بسته است.

    هرروز وهرلحظه به ياد خاطرات شيرين وقصه هاي دلپذيرتواريخ گهربار منطقه لنگر ودوستان خدامي افتادم كه پيرمردان وكهن سالان ازآن ياد ميكردند. دركوچه وبازار اين ده قصه هاي شيرين ازتاريخ عسلگون  آن ياد ميشد. خصوصاَ درفصل زمستان كه يك كهن سال دربين خانه مينشست ولب به سرايش سخنان پرمحتوا مينهاد گرداگردآن جوانان، نوجوانان واطفال حلقه زده بادقت كامل به قصه هاي او گوش ميدادند چه قصه هاي دلچسپ وزيباي كه توجه هرشنونده را به خودجلب ميكرد. طبيعت ومرغزارهاي قشنگ، زندگي بس زيباوافتخارآميزگذشته گان آنها، زيست وزندگي افراد وشخصيت هاي معززباداشتن دربارهاي بس بزرگ، تواريخ كهن وآثارباستاني وغيره  هرطفل اين ده ميدانست واز وي‍ژه گي هاي آن باخبر بود. اما اكنون كه مشاهده كردم صحنه شكلي ديگري را به خود اختيارنموده است. قصه خواني ازبين رفته كسي يادي ازآن نميكند اطفال وجوانان آن همه چيز رافراموش نموده اند وهيچ تاريخ ازدوران كهن به يادندارند. بخاطر معرفي اين منطقه، شناساندن اوضاع واحوال گذشتگان وبه يادآوردن داستان هاي زيباي اين ده ، وبخاطر درخشنده ساختن نام وياد لنگر شريف اقدام نمودم تاباشد كه نام وياد اين ده روشن شده وخدانكرده نشود كه مردم آنرا به  فراموشي بسپارند.

   ازبارگاه پروردگار عالميان  توفيق هرچه بيشترم رادرراستا معرفي وشناساندن اين ده آرزودارم اميد است كه به ياري خداوند متعال، و پيامبر معظم اسلام وارواح مطهرسلطان ميرغياث الدين بتوانم كه اين مطلب رابشكل درست وكامل به پايان برسانم.

 

مقدمه :

خداوند متعال را نهايت سپاسگزارم كه بنده (علاءالدين "عبيدي") را لطف مزيد عنايت فرمودتاكه به تنهاي توانستم مطلبي راتحت عنوان معرفي روستا لنگر شريف گردآوري نمايم. قابل يادآوري است كه درتهيه وتدوين آن سعي مزيد بخرچ داده شده وازروايات معتبرجمع آوري گرديده است ودرين مقوله معمولاازكلمات والفاظ عاميانه وهمچنين درمشخص ساختن مطالب ومعني مترادف بعضي كلمات از قوس هااستفاده  شده است. ابتدا هرمطلب بطورخاص معرفي وتصاويرچندي ازآن به نمايش گذاشته شده.البته معلومات كه درمقوله جايگزين شده دربرگيرنده تمام مسايل است وآنچه كه درمعرفي يك روستا ضرورت گنجانيده ميباشدجمع آوري وتايپ شده ازآنجمله ارايه تعدادنفوس و مساحت  هردهكده تقريبي ميباشد. اميد است كه ازآن استفاده مفيد برده شود وازتمام خوانند گان عزيزآرزومندم كه اگركدام سهوواشتباهي درتحريرآن به ملاحظه ميرسد بنده رابه بزرگواري خودعفونمايند ودرجهت اصلاح هرنوع سهواقدام نموده ونظريات خودرابه خاطر بهترشدن مطلب هذابه با ما شریک سازید.

سرزمين لنگر

لنگرشريف روستا اي است مربوط شهرستان قادس استان بادغيس ودرقسمت شمال مركزشهرستان قادس قرار دارد وحدوداربعه آن قرارذيل است. خاور آن روستا هاي خواجه چهارم، نيزاب. قسمت شمال خاور آن روستا باباگرزالدين. درشمال آن كوه زيارت، كوه سنگروكوه باباگرزالدين قرارداشته كه معمولاَ زمين هاي للمي مردم اربابان وبازارچه درشمال اين كوه ها است.  وشمال باختر شوراب وغيب علي دشت. درقسمت باختر آن روستا شيخ حميد. درقسمت جنوب باختر آن لوندان. درقسمت جنوب آن كوه هاي مركزقادس قراردارند.

      اما دركل روستا لنگر شريف ساحه وسيع رادربرگرفته وبه11 روستا اطلاق ميشود ومعمولا روستا هاي (دهكده هاي)رادربرميگيرد كه به اطراف زيارت سلطان صاحب لنگرقرار دارند كه هريك را به معرفي خواهيم گرفت.

 همايخان، تاكگ، نيزاب، قلرها، خواجه چهارم،  باباگرزالدين، ساحه اصلي لنگر(بازارچه، اربابان،خواجه هاوخليفه صاحب ها)، لوندان، شيخ حميد، غيب علي دشت، كاريز ميران هزار(كاريزحاجي نظر). كه نفوس بيشتر لنگر دردهكده هاي همايخوان، كاريز ميران هزار واربابان جابجا شده است.

تاريخ لنگردردوره كهن

  اين روستا تاقبل ازسال 760 ه ق طوس نوذر نام داشت واز  مجموع جنگلات انبوه تشكيل شده بود اما بمرورزمان زندگي انسانها درينجا آغاز شد درين منطقه اشخاص زيادي درادوار مختلف زندگي داشتند حتي آثاريكه بدست آمده است به دوره رستم ذال برميگردد چنانچه درحدود سالهاي 1360 خورشيدي دريكي از كوه هاي آن كه كوه زيرخاكي نامند درحين كندنكاري مجسمه ازجنس هفت جوش (الياژ ساخته شده ازهفت فلز) بدست آمد كه شكل يك اسپ رادارا بود كه بالاي آن شخصي سوارشده بود، به اثر تحقيقات اندكي كه توسط مردم بوجود آمد دريكطرف آن چنين نقش شده بود " جنگ رستم باكرك ". همچنين آثار زيادي ديگري ازين محل وشگاف بعضي ازقبرهاي مشكوك بدست آمد كه دليل قاطعي برداشتن تاريخ كهن ميدهد. ابتدا اين ده ازدرختها وجنگلات انبوه تشكيل گرديده بود اما ازمردم آنزمان وچگونگي زيست آنها درين روستا اطلاع مؤثق بدسترس نيست. درسال 766هجري شخصي مسلمان وعارف خدا كه نامش غياث الدين است از شهر نيشاپور ايران به اينجا آمد درحقيقت  زندگي نو ازسر تشكيل شد از دوران زندگي آن درين ده آثار زيادي باقي مانده بود سنگهاي قيمتي، منجمله ديك هاي بزرگ وظروف هفت جوش كه درآنوقت ازآن استفاده ميشد اما بعد ازآن درادوار نزديك توسط مردم به سرقت برده شد. اينك ميپردازيم به معرفي سلطان ميرغياث الدين:

معرفي ميرغياث الدين:

امير كبير سلطان ميرغياث الدين دريك خانواده متدين، مسلمان وعارف واهل علم درشهر نيشاپورايران چشم به جهان كشودوتاريخ تولد آنراحدود سال 731هجري گفته اند نام اقرباي شان به سادات ساعديه مشهوراست. سلسه نسب ميركبيرقرارذيل است:

سيدغياث الدين ابن سيدجلال الدين محمد ابن ميرسيد نظام الدين ابن ميرسيد كرار ابن ميرسيدقطب الدين ابن ميرسيدابوالقاسم ابن ميرسيداسماعيل ابن ميرسيد احمد ابن ميرسيدحسين ابن ميرسيدموسي ابن سيد محمودابن سيد هارون ابن سيد قاسم ابن سيدموسي كاظم ابن امام جعفرصادق  ابن امام محمد باقرابن امام زين العابدين ابن سيدالشهدا امام حسين ابن اميرالمومنين حضرت علي كرم الله وجهه.

چنين حكايت است كه سيد جلال الدين شخص متدين، عالم وخداشناس بود اين مردازملك وثروت زياد درنيشاپوربهرمندودربين جامعه ازشهرت خاص برخورداربوده است بعدازازدواج به مدت چهل سال صاحب فرزند نشد طوريكه روز وشب دست به دعابود وازخدا فرزند ميجست تااينكه چند روز به مزارشيخ احمد زنده فيل مقيم شد طاعت وعبادت گريه وزاري دعا وطلب مغفرت نمود ونزديك قبري شيخ معتكف گرديد، دريكي ازشبها بعداز عبادت سحرگاه خوابش درربود وبه خواب ديد كه شيخ بوي اعلام ميدارد كه صاحب فرزندي خواهي شد واوازجمله دوستان خداخواهيدبود بايد نام وي راغياث الدين نمائي ازقضا ميرجلال الدين صاحب فرزند شد ونام ويرا غياث الدين گذاشت وتربيه وي رابه دايه سپرد. ازآنحضرت علايم ونشانه هاي درگهواره وبعد ازآن سرزد كه نمايان كننده بزرگي وشرافت آنحضرت ميباشد.

درموقع كودكي وي چنين روايت است كه روزي دايه آن بخاطركارهاي خودش خواست بيرون برود دروازه رابرروي آن امير كه داخل گهواره بود قفل نمود. هنگام بيرون رفتن آوازي غيبي بگوش وي رسيد به عجله داخل خانه شد ديد كه آن كودك درگهواره روي به سجده نهاده وكيسه اززر بدست وي است ودرضمن يك نسخه نوشته شده نيز روي سينه وي گذاشته شده است. دايه كيسه زرراگرفت ونسخه رامطاله نمود كه نوشته شده بود درراستا تربيه وپرورش اين كودك كوشش كن كه ازين راه موفقيت نصيب توخواهد شد.

 

لحظه غافل مـــــــباش ازخدمتش      تاشوي اهل بهشت ازهمتش

دايه حيران ماندازين حال غريب    گرچه بود اينصورت الحق بس عجيب

والـــدآنرا يقين شــــــــــد كزازل     هست بااو لطف حتي لم يزل

اقربا زان حــــــال واطوار نيكو      خارق عادت بسي ديدند ازو

هركه ايزد به چشــــم لطف ديد      صدچنين برهان ازوآيد پديد

 

 ميرغياث الدين دوران كودكي ونوجواني خودرا درنيشاپوردركنار پدر ومادرواقربا بسربرد ودرسن شش سالگي پدرش به جوار حق پيوست وسرپرستي آن به عمش مربوط گرديد. طوريكه از صفات اين دوست  خدا معلوم ميشودشخص عارف رباني، مهمان دوست وپاك كيش بوده است واتفاقا چند باربه ديدار مبارك حضرت محمد (ص) و حضرت علي كرم الله وجهه نايل آمده است.

 

  آن جهان مكرمت ســـــــلطان دين            بادشاه تخت اقليم يقين

  كاشفي معني سري اوكشف             باصفات الله ذاتش متصف

  چون رسول امي كامل درعلوم         منتهي درعلم ادبارنجوم

  هرچه مرقوم است ازكلك دبير         درازل برخوانده ازلوح ضمير

  يقعه اش ازچرخ گرون برتراست     كشتي بحري كرم رالنگراست

  درسخا حاطم گداي كوه او             درشرف خاقان چين هندوي او

  پي سروپاه گردعالم بس دويد         همچواومجذوب سالك كس نديد

 چون نبي درغايت فهم وزكا           چون ابوبكر تقي حوش باوفا

چون عمردرعدل داداودادگر           همچوعثمان درحيا اوپرهنر

چون اميرالمومنين شيرخدا             باسخاوجود بودي دائما

درفضايل چون حسن احسان او        دررسايل چون حسين برهان او

مرقد اومهبط نورخدا                   ازغبارش ديده دل را جلا

آستانش بوسه گاه خاص وعام         خادم اوخازن دارالسلام

 

    واقعه ديدن ميرغياث الدين حضرت شاه استان علي "رض" را نوبت اول درمنزل اخي محمد جامي صورت گرفت، شب هنگام استراحت بربام اخي خوابيده بود كه ناگهان چون بانگ سروش صداي سم اسپ بگوش وي رسيد  درين وقت مير هيچ نگفت وخاموش فرونشست واين سوار كه درحقيقت علي رض بوده است مانند باد صرصراز وي درگذشت. واقعه ديدن آنحضرت را بار دوم دربازار خوش شهر هرات  اتفاق افتاده است. دريكي ازروزها كه خسته شده بود به دكاني دربازار خوش فرود آمد درين هنگام بازصداي سم اسپ بگوش اورسيد، ازجاي برجست ديد شخص سواربراسپ بزرگ، جوشن پوشيده وهمراهش خنج، تيغ، سنان وسپر بود ازراه رسيد زمانيكه به نزديك ميرغياث الدين رسيد سنان راازپهلو كشيد وآنرا به پيشاني مبارك آن زد وازميان پنهان گرديد درين هنگام كه مير بيهوش شده بود به حال آمد وديد كه هيچ اثري ازتيغ درپيشاني اوديده نميشود اين قصه رابه اخي نمود اونيز به او اشارت دادواين كاررابه وي مباركي گفت. ميرغياث الدين تاعمري بيست وپنج سالگي وظيفه تجارت داشت ودربازارخوش شهرهرات دكانداري ميكرد چنين حكايت است كه روزي آنحضرت به دكانش نشسته بود ودرينوقت شخصي كه آنرا پهلوان جلال ميگفتند به دروازه دكان استاد ومتكبرانه طالب پول وزرگرديد (شخص قوي هيكل، پهلوان، قدرتمند كه به قدرت بازو معروف بود واين شخص هميشه طاس همراه داشت به هردكان ميرفت وازمردم زورگيري ميكرد) ميرازجابرخواست وطبق عادت صدقه دهي يك درهم گرفت وبه طاس وي افگند. پهلوان به خشم آمد وگفت البته مرانميشناسي كه كي هستم ؟ مرا تمسخرميكني من زوربازويم رابه تونشان خواهم داد. دربين آن دو چنان فيصله شد كه باهم كشتي دست بگيرند، اگر پهلوان برنده شد همه اجناس دكان امير مال او واگر امير برنده شد طاس پرززر مال وي ميگردد. نظاره گران مانند پروانه كه به اطراف شمع جمع ميشوند گرداگرد آندو حلقه زدند. مسابقه آغاز شد ابتدا پهلوان اقدام نمود تادست اميررا به زمين بياورد اما نتوانست چون نوبت اميررسيد دست آن پهلوان راچنان به زمين خوابانيد وپنجه اش رابفشرد كه فغان وداد آن دهررابلرزاند به رسم فيصله پهلوان طاس پرززر راپيش آوردكه به امير بدهد اما اميربه لطف ومرحمت اش به طاس وي مشت زرريختاند ازين واقعه پهلوان خيلي متعجب گرديد وبه پاه وي بوسه زد ورفت .

      ميرغياث الدين درولايات ومكانهاي مختلف خراسان سفرنمودمشهد مقدس وروضه علي موسي الرضا، طوس، شهرهرات وشهرستان آن اوبه ، بلخ، ترمذ، غرجستان، مرغاب وغيره جاي هاراچندين بار سياحت نمود ونشان بزرگي و رتبه اي خدادادي وي درهمه جاه ظاهر شد ومردم آن مريد خاص وي گرديدند  تااينكه آخرالامر به موضع قبضه خاك ازلي (لنگر)رسيد ودرآن توقف نمود. درقسمت جنوب خاور لنگر كاريز وجود دارد كه درعهد اين عالي جناب جاري شدا است كه ازآب آن بخاطر آبياري كشت ومزرعه شان استفاده ميكردند. مركز بودوباش امير ودرويشان آن درقسمت مركزي لنگر كه اكنون آنرا زيارت نيزميگويند قرارداشته است  ميرتاآخرعمر ازدواج نكرد وبدين سبب ازوي هيچ نسلي باقي نمانده است. عمرگرانبهايش رابه لنگر به اتمام رسانيد ودرحدود سال 824هجري به عمر 93 سالگي دارفاني رالبيك گفت وبه جهان ابديت پيوست وجسد مباركش توسط شيخ صوفي ازچشمه كويان اوبه غسل داده شد وبه عالم ازگريه سوز به خانه ابدي (قبر)سپرده شد روحش شاد ويادش گرامي باد. اكنون قبرامير به آرامگاه سلطان ميرغياث الدين لنگري مشهوراست.

 

بود روزي فوت ميرباوقار                سال هجرت هشصدوبيست چهار

نوع ديگر آمدازروي حساب             سال تاريخ اميري كامياب

درجهان چون برده بود آن پرهنر       عمري خودرا با جوانمردي بسر

سال تاريخش به تقدير خدا            گشت درويش جوانمرد ازقضا

شيخ وسلطان اميروهركه هست        عاقبت خواهد زعالم رخت بست

 

 د      ر     و      ي       ش     ج       و    ا      ن     م     ر       د

4    200  6   10     300      3        6   1    50   40  200     4

 

وجه تسميه لنگرشريف:

1- كلمه لنگردرفرهنگ فارسي دكتور حسن عميد به معاني ذيل آمده است :

-  آهن وزنجير بسيار سنگين كه كشتي راباآن ازحركت باز ميدارند.

- آلتي كه ازساعتهاي ديواري آويزان ميكنند وبا تكان خوردن آن چرخهاي ساعت بحركت درميآيد.

- جاي وسيع براي پذيراي مهمانان وطعام دادن به مردم.

- خانقاه "محل اجتماع درويشان جاي كه مشايخ ودرويشان درآن بسر ببرند وعبادت كنند.

 

  2- لنگردرفرهنگ كوچك سخن حسن انوري چنين آمده است:

 

وزنه آهني كه به طناب متصل است وهنگاميكه ميخواهند كشتي را توقف دهند آنرادرآب مي اندازند.

 

چون پي ماكول مسكين ويتيم              گشت درمطبخ عيان نان حليم

هركه آمد ازصغيروازكبـير               ازغريب  وشهري وبرنا وپير

خادمان درخورد استحقاق او              پيش بردندي هرچه بودش آرزو           

جاي وسيع براي پذيراي مهمانان وطعام دادن به مردم:

 

اينكه چگونه ميتوان آنرامهمانجاي  گفت ميپردازيم به دوره امپراتوري اميرتيمور گورگاني . روايات مشهورچنين است كه اين ده تاقبل از دهه ششم سده هفتم هجري (766هجري)بنام شهرطوس يادميشد وشخصي بنام خواجه محمد اخي درآن حكمروائي داشته است. اما زمانيكه يكي ازجمله اولاد معظم وبزرگوار حضرت علي كرم الله وجهه كه نام پاك آن حضرت سيد مير غياث الدين ابن ميرسيدجلال الدين است وسلسله نسب شان به علي "رض"ميرسد ازشهرنيشاپوري ايران بدين منطقه قدم نهاد كه درحقيقت اين همه عزت وسربلندي  روستا متذكره ازشرافت وبزرگواري اينگونه دوستان خدااست. نام اين روستا رادرينوقت بدان جهت لنگر ناميدند كه درين ده مطبخ بزرگي به دستور امير كبير (سلطان ميرغياث الدين )ساخته شدودراين مطبخ آشپزهاي زيادي مصروف پخت وپز نان وغذا بودند ازين غذا ساخته شده شاه وگدا استفاده مينمود مردمان واشخاص زيادي ازراه دورازهرسوهروقت وزمان به ديدارآنحضرت مي آمدند، بسان مهمان به آنها برخورد ميشد وبه عالم ازاعزازوپذيراي مدتي رادرين جاه سپري ميكردند واكنون هم درين ده هميشه خيرات وصدقه هاي مردمي جريان داشته ومهماني ودعوت هاي دوستانه وجود دارد ودرضمن پختن قلور(مخلوط ازآرد، برنج ، نخودوگوشت) درنمازگاهجامع آن روزهاي آدينه جريان داشته وتمام  اشخاصيكه ازدورونزديك به ديدار مرقدشاه عالم اميركبير وهمچنين بخاطر اداء نماز آدينه ميآيند از غذا پخته شده صرف مينمايند

الحديث : قال ابي زرعن النبي صل الله علي وسلم اضحارضحكم عباده ومزحه التسبيح ونومه صدقه.

خانقاه : محل ياجائيكه مردم خصوصا اهل تصوف ودرويشان درآن جمع ميشوند وبه ذكرخدامتعال مشغول شده وازهمه امورات زندگي دست ميكشند .

كه درينجا هم چنين معني بيمورد نيست، درزمان ميرغياث الدين"رح" درين  محل درويشان ومشايخ زيادي وجود داشته اند درين دوره نمازگاه(نمازگاه )بزرگي ساخته شدكه اكنون به مسج(نمازگاه) دزمستاني مشهوراست وگروه نيز بوجود آمد تمام مردم آن ده درآنجاجمع ميشدند و بيشتراوقات شانرا به ذكر، تسبيح وتحليل وعبادت خالصانه خدا"ج" ميگذراندند بعد ازاداء نماز چندشعري تصوفي ازمولانا خوانده ميشد. قابل ذكراست كه تاحال مساجدي زيادي درين منطقه وجود دارد همه مردم كيش ابا واجداد شانراكه همانا اعتقاد وباور هاي اسلامي است فرونگذاشته وهرروز به لطف ايزد منان ودوستان پاكش، اعتقاد راسخ مردم به دين اسلام ومذهب حنيفي زيادتر شده ميرود. جاي تعجب نخواهد بود كه آنرا به خانقاه تعبير نماهيم.

 

هركه آمد ازري روم وخجند                 شد زنجــــــيرمحبت پاي بند

وانكه ناگه برطــــريق اتفاق                 آمدي ازمصر وبغدادوعراق

چون دم برحال  اوپرداختي                 لطـــف مير اورامقيد ساختي

نام نيك  لنـــگرازطريق افتخار                يافت دراطراف عالم انتشار

همـــچنان هرروز از روزديگر               رونق لنگر همي شد بيشـتر

گشت پُرگوش جهان زين گفتگو               خلق ســوي لنگر آوردند رو

مردم ازهرجا كه دل پرداخــتي               آمــدي آنــجا ومنزل ساختي

هر مسافر آمدازلنــــــگر نرفت                لنگر افگند بكُل ديگر نرفت

 

ميله آهني بشكل چنگگ سه رخ يا زنجير قوي كه درتوقفگاه كشتي ازآن بخاطر ساكن ساختن ومتوقف نمودن كشتي ها استفاده بعمل ميآيد:

باآمدن وساكن شدن امير پاكدل هرلحظه وهرروزبه قدرومنزلت لنگر افزوده ميشد چون اين اميرصادق داراي قدرومنزلت عظيم بود ديانت پاك، صداقت وراستي، برخورد دوستانه ومهرآميز وي كه صفت اولياالله است اورادرتمام خراسان منحيث يك شخص خوب واولاد گرامي آنحضرت "ص"مشهور كرده بود ودرضمن تاكيد كه رسول معظم اسلام بنابرتوقف كردن آن درين منطقه نموده بودازهمه بيشتر برمنزلت  لنگر مي افزايد(روايت معتبروقبول همه است، ميرغياث الدين نيشاپوري كه  آنرابه معرفي گرفتيم، بيشتراوقات عمرمبارك خويش را به سير وسياحت گذراند به خيلي از ولايات وروستاهاي افغانستان مسافرت نمود روزيكه به استان بادغيس آمد وآهسته آهسته به لنگررسيد زمانيكه به اين منطقه آمد، فصل بهاربود وهرطرف لاله وسمن بارنگ هاي مختلف روئيده بود مرغزارهاي سبزوشكيبا آن كه توجه هربيننده را به خود جلب ميكرد، به يكي ازپشته هاي آن كه اكنون مرقد مطهرشان درآنجاست وشاعري آنرا عالي سريرمينامدتوقف نمود ودرينجا لحظه به سكوت فرو رفت، درينوقت جمال مبارك حضرت محمد "ص"رابه خواب ميبيند كه آنحضرت باچهاريار خويش، حضرت ابراهيم خليل، امام حسن وامام حسين رضي الله عنهما به پيش او ميآيند  ابتداآنحضرت دست مباركش رابرسروروي امير ميكشد وبه اوونسل او آفرين نموده واوراتحسين مينمايد، ازجمله وصيت هاي كه بوي نموديكي هم ساكن ماندن آن درين منطقه است وبه او چنين هدايت ميدهد: درين جاه توقف كن وبخاطر انكشاف اين ده تاحدتوان سعي وكوشش نماي كه آرامگاه ابدي تودرينجا خواهدبود). اگربه ديده بينا به آن بنگريم اين روستا جايست بس افتخارآميز ومعزز كه خيلي ازبزرگان واهل معرفت ازجمله سلطان سيدميرغياث الدين، شاه قطب الدين، باباگرزالدين خواجه مفتاح(خواجه چهارم ) درين منطقه آمده وزندگي ابدي خويش را درينجا به پايان رسانيدند هركس ازآن گذرمينمود طبيعت وهواي خوشگوار وارتباط اجتماعي دوستانه وخاصيت مهمان نوازي مردم اين محل برذهنش تاثير گذاشته وبراي هميشه دراينجا ساكن ميماند، وظيفه خدمت را به دربار اميركبير پيش گرفته وزندگي درويشانه رابطوردايمي درينجا اختيار ميكرد.  ازجمله شاهان واهل معرفت خراسان مانند سلطان شاه رخ شاه، شهزاده سليمان، حضرت خواجه اخي محمد جامي، شيخ صوفي چشمه كوياني، مولانا جلال الدين يوسفي اوبهي، مير خواموشان، خواجه يحياچشتي... درين محل زيبا قدم نهادند ويژه گي هاي دل انگيزآب وهواي خوشگوار طبيعت خدا داده آن درذهن هريك تاثير  نموده واورا غافل ازتمام امورات زندگي ميساخت مدت زيادي باعالم ازشوروهلهله درينجا توقف نموده واز حركت بازميماندند.

 

معرفي روستاي لنگر شريف

مساحت كلي آن درحدود 25 كيلومتر مربع ميباشد لنگر روستا زيبا وسرشارازمناظر طبعي است اين ده واقع در دره است كه طرف شمال وجنوب آنرا سلسله كوه تشكيل ميدهد دريكي ازكوه هاي طرف جنوب آن مرقد مرد عارف وپاكدل بنام شيخ قطب الدين وجود دارد ودرگوشه آن خانه كوچكي سنگي وجود دارد امكان ميرود كه آن شخص اين خانه را براي عبادت ساخته بوده است. چون مردم بخاطر عبادت چهل روزه درين خانه ميرفتند وپي درپي بدون وقفه مدت چهل شبانه روزبه تسبيح وعبادت خالصانه معبود برحق خويش ميپرداختندآنراچهله خانه نيز ميگويند . درفصل بهارمردم منحيث يك تفريگاه عمومي ازآن استفاده مينمايند، ودركوه هاي اطراف آن گورستان وجود دارد كه سابقه بس طولاني نيز دارد. پشت اين كوه را زمين هاي للمي اقوام خواجه ساكن درلنگرتشكيل ميدهد. درقسمت بالاترآن كوه هاي ذخاير زيرزيميني وجود دارد كه آنهارا كوه هاي معدن كني يادميكنند، اين زمين ها مربوط مردم آن منطقه بوده وشخصي ميباشند كه ميتوان مالكين آنهاراحاجي عبدالمجيد، عبدالرحيم باي وغيره اشخاص دانست ودرطول سالهاي متمادي ازين محل معادن زياد توسط مردم بشكل غيرفني استخراج شد كه بين مالك زمين ومردم استخراج كننده به اساس قاعده خاص تقسيم ميشد اما بدبختانه كه اموال بدست آمده نسبت به نداشتن معلومات ودرك كافي به قيمت ارزان توسط  تجاران ديگر استان ازين مردم خريداري شده وبطور قچاق به بيرون حمل شد. اكنون به امر دولت مربوطه استخراج آن ممنوع قرار داده شده است. دردامنه اين كوه كاريز بزرگ وقديمي وجود دارد كه آنرا كاريز پير ميگويند وچنين روايت است كه اين كاريز درعهد سلطان ميرغياث الدين درين منطقه درحدود سالهاي 767هجري كندن كاري شده است واين كاريز اراضي وسيعي راتحت پوشش داردكه آنهارا زمين هاي كاريزپير گويند ودرقسمت نسبتابالاي آن روستا وجود دارد كه آنرا نوزاب يا نيزاب گويند دربين اين روستا كاريز بزرگي وجوددارد كه آنرا كاريزنيزاب ميگويند اين كاريز باداشتن آب زياد وتحت پوشش داشتن مناطق واراضي زيادي ازاهميت خاصي برخوردار است. وهمچنان درروستا بالاي آن كه آنرا همايخوان ميگويند كاريز كوچكي وجود دارد ومقداراراضي آبي راتحت پوشش دارد. درقسمت شمالي لنگر شريف كوه هاي نسبتا بلند قرار دارد كه آنهاراكوه هاي سنگرنامند ودرضمن درسال 1388 دوپوسته امنيتي دربالاي اينكوه ها ساخته شد . در لنگر دوباب دبيرستان (دبيرستان )وجوددارد يكي آن پسرانه تحت نام (دبيرستان شيخ قطب الدين لنگرشريف)كه درسال 1384ازمتوسطه(دبستان)به دبيرستان ارتقاء نمود وديگري آن دخترانه (دبيرستان دخترانه لنگر شريف)ميباشدكه درسال 1387به دبيرستان ارتقاكردازآنجمله دبيرستان پسرانه آن تاالحال تنها دوبارفارغ داده است كه اينهمه عوامل نداشتن آموزگارين مسلكي عدم موجوديت مواددرسي مورد ضرورت ودركل نبود توجه حاكمين ومقامات بالا درزمينه ميباشد تعمير آن بشكل اوليه ساخته شده وتنها گنجابش 200نفر شاگردرا دريك وقت دارا ميباشد. دبيرستان دخترها آن هم بدون آموزگار مسلكي ميباشد اما نطر به داشتن علاقه خاص مردم با وجود تهديدات واخطارهاي بيمورد مخالفين دولت وتوجه كمتر مقامات دولتي درراستا انكشاف تاالحال به گونه نسبتا پايداردرجريان تدريس باقي مانده است.

درقسمت مركزي آن بازار قرار دارد كه درگذشته يكي ازجمله بازارهاي مشهوربادغيس بشمارميرفت  نه تنها  ساحه  شهرستان قادس بلكه ازشهرستان هاي جوند، مرغاب، غورماچ مردم به اين بازار مي آمدند وازين جا سودا ميگرفتند بازاريكه هرنوع جنس درآن موجود بود ابتدا اين بازار بشكل سرپوشيده ساخته شده بود اما به مرور زمان ونظر به گسترش وشلوغي مردم سرپوش آن ازبين رفت اين بازار ازشهرت خاص برخوردار بود طوريكه نظير آن درساحه بادغيس وجود نداشت تجاران آنرامردم محل وعده كمي از استان ديگر تشكيل ميداد همه عايدات وپيداوار مردم درين بازاربوجه نقد يا بشكل تبديلي به مال  به فروش ميرسيد اما اكنون اين بازار روبه سقوط آورده است علت آنرا ميتوان تشكيل وبميان آمدن بازار هاي كوچك وبزرك دراطراف لنگر خواند امروزه درهردهكده آن دكانهاي زيادي وجود دارد وبه آسا ني مشكلات مردم را مرفوع ميسازد بدين جهت مردم آن دهكده ها ضرورتي آمدن  به بازار لنگر  را بخاطر خريداري ندارند.

 دربازار لنگر هرنوع جنس موجود است. تعداد دكانهاي لنگر به 135عدد ميرسد كه شامل مطاع فروشي، كفش فروشي قصابي، داروخانه ودكان هاي مخلوط ازاجناس متنوع ميباشد اين بازار درطول سالهاي جنگ وخشونت مورد تهاجم قرارگرفت دكان هاي مردم دزدي، چپاول ميشد اما هيچ كس ازآن دفاع كرده نميتوانست. تمام اوقات ماليات سنگيني ازشهرستان بالاي مردم تحميل ميشود. درزمان هاي متفاوت اشخاصي زيادي بحيث شهرداروريس درين روستا تعين شده اند.

درلنگر شريف درهرهفته دوروز گنج وجود دارد در روزهاي دوشنبه وآدينه گنج بازار تشكيل ميشود مردم ازهر سوبه اينجا ميآيند عده بخاطر خريداري اموال وعده هم بخاطر فروش مال ها ايشان،  مال هاي كه تحت فروش قرار ميگيرند حيوانات اهلي مانند گاو، گوسفند، بز، خر،  مرغ وهمچنين صنعت دستي، پيداوار مردم ازقبيل سبزيجات و حبوبات حاصله آنها تشكيل ميدهد.

    دركنار بازار  نمازگاه جامع عمومي وجود دارد وهمچنين مرقد مطهر سلطان ميرغياث الدين كه لنگر شريف راازنورايمانش منور ساخت دركنج نمازگاه جامع قرار دارد. پهلوي نمازگاه جامع درمانگاه وجوددارد تا اندازه كمي توانسته است كه وضعيت بهداشتي اين منطقه راتامين كند.

تهاجمات بيروني درمنطقه

اين منطقه بارها مورد تاخت وتاز وتهجمات بيگنگان قرارگرفت مردم آن تلف شدند اموال آن به غارت گرفته شد ظلم وبربريت طالبان درين منطقه يادنرفتني است ياد دارم روزآدينه بود مردم باديانت ومسلمان اين روستا ازقراء وقصبات بخاطر اداي نماز آدينه به نمازگاه جامع عمومي تجمع كرده بودند مردم  باعالم ازشوق وذوق درحال تسبيح وتحليل وعده هم به ديدار مرقد امير كبير(سلطان ميرغياث الدين لنگر) رفته بودند فرماندار قادس وجمع از نهگهبان آن نيز درنمازگاه تشريف داشتند كه ناكهان سروصدا مردم بلند شد صداي هاي مخرش مرمي ها درهم پيچيد يكي از پيره داران باصداي بلند آواز داد، طالبان آمدند! درينموقع تجمع مردم ازهم پاشيد عده زياد مردم بالموقع ازنمازگاه فرار نمودند كه دربين فراريان شخصي فقير بنام شيرجان درمحل جنگ افتاد وبه اثر اصابت مرمي جان به جانان سپرد  طالبان مزدور وخاين دست به فيرافير زدند استفاده ازكلاشينكوف، ماشيندار، راكت، نارنجك دستي وغيره توسط آن صورت گرفت  بي شرمانه وغافلانه از خدا وياران خدا كه درين محل مدفون اند، بطور كامل اطراف نمازگاه را احاطه نمودند مستقيما بالاي نمازگاه جامع فير نمودند جائيكه مرقد وزادگاه صوفيان وعارفان اهل دين است فكر ميكنند كه يعاذ بالله قلعه كافران رامحاصره كرده اند. مرمي هاي راكت RP G پي درپي منفجر ميشد كه توسط طالبان فير شده بود ويك ازجمله مرمي هاي فير شده راكت به در خت واقع در قسمت شمال مسحد جامع اصابت نمود مرمي متذكره به درخت بند ماند " امروز كتله اين مرمي ازيكطرف اثربجاماندني ازحركات وحماقت مزدوران وازطرف ديگر پند عبرت برظالمان است ومنحيث يك آثار هميشه باقي خواهند ماند ".اما توته داخلي آن به چهار چوب كلكين خورده وارد نمازگاه گرديد ازقضا بر فرق يكتن از پيرمردان(ملا مزار غال چرخي) كه درحال سجده بود اصابت كرد ودربالموقع شهيد گرديد درينموقع بين مردم وحشت بزرگي افتاد يكدم جاي عبادت به ميدان ترس ووحشت تبديل شد صحنه كه هرگز سپهرباآن مواجه نشده بود، في الحال فرماندار آزاد مردوقهرمان ازبك (محمد هاشم حبيبي )به تنهاي ازنمازگاه برون جست وتوانست كه درمقابل مخالفين قرار گيرد درين هنگام باشجاعت ودلاوري كه داشت شخصي بنام باران رادرحال ازپاه درآورد. طالبان و مزدوران به شكست مواجه شدند. اما بازهم  كرده خود رافراموش نموده باري ديگر درسال 1388 باسپاه زياد به اين روستا شريف حمله نمودند، چون مردم بدون اصلحه وپشتبان تاب مقاومت رانداشتند حيوانات وحشي واحمق موفق به اشغال روستا شدند مانند جمع ازصيادان ظالميكه به كاشانه پرندگان بي ذوال هجوم بياورند وآنهارا به وحشت انداخته آشيانه ايشانرا ويران كنند وتعداد ازآنهارا اسيروتعداد راهم به خون آغشته سازند، عمل نمودند. دست به قتل وچپاول كه خوي حيوان صفتي آنهاست زدند. ابتدا به درمانگاه هجوم آوردند جائيكه روزانه مريضان وكودكان درآن تداوي ميشدند. همه دارو هاولوازم آنرا بشمول موتورسيكل داكتر مربوطه رابه غارت بردند وهمچنين دروازه وصحن آنرا آتش زدند بعدا هنگام شب غافلانه ودزدانه روي به دبيرستان دخترانه نمودند درينوقت با روياروي سخت آزاد مردان اين ده كه تعداد شان فقط پنج نفر بود مواجه شدند يكتن آنها بقتل رسيد ونتوانستند ازراه مقابله بااينهمه سپاه وجميعت كه همراه داشتند موفق شوند درينوقت يكي ازگروه هاي آنها دست به حيله ونيرنگ زد وخودشانرا ازجمله سربازان دولتي معرفي كردند درينحالت  دوتن ازآزاد مردان اين روستا راكه درحال روياروي با آنها بود به خون آغشته ساختند، بايد متذكر شد كه دلاوري وشجاعت شهيد قومندان محمد رحيم وشهيد غلام سخي به مردم اين ده افتخار بس عظيم ويادنرفتني است بساني پرندگاني كه به آشيانه شان عشق ميورزند وبخاطر اعماروساختن آن كوشش مينمايند وبه هيچگونه سرنگوني وتخريب آن راضي نيستند اشخاصي بودند كه دايم بخاطر حمايت مردم اين ده  كوشا بوده وراضي نبودند كه كوچكترين ضربه به آن وارد شود وتاآخرين رمق حيات وقطره خون خويش ازلنگر وآبرو مردم آن دفاع نمودند. ميپردازيم به داستان بعدي كه طالبان خودرا مجاهد ميخواننداما غافل ازامورات ديني ومذهبي .

شبانگاه وارد دبيرستان ميشوند وازهيچگونه رحم ووسيله كارنگرفته دست به آتش زدن آن نمودند ابتدا تمام لوازم وكتب درسي مكتب  راجمع آوري نموده ودرصحن آن خرمن ساختند حالا ببينيد مجاهدت آنهارا، تمام كتب جمع شده رابه آتش كشيدند وقرار راپور موئثق كه وجود دارد دربين كتب متذكره احاديث وقرآن عظيم الشان وجود داشته است وهمچنين ازبقاياي آتش سوزي پاره هاي قرآنكريم واحاديث معتبر بدست آمده است . اكنون قضاوت باشماست. بعدا باكمال بيشرمي دروازه ها وصنوف مكتب را نيز به آتش كشيدند جائيكه اولاد مسلمان افغانستان مصروف فراگرفتن علم ودانش بوده اند. درحقيقت خلاف قول پيامبر عمل نموده اند(طلب العلم فريضة علي كل مسلم ومسلمة)

معرفي دهكده هاي روستا لنگر

طوريكه يادآورشديم روستا لنگر ازيازده دهكده تشكيل شده كه ازآنجمله چهاردهكده (بازارچه، اربابان، خواجه ها، روستا حاجي خليفه صاحب ) ساحه اصلي لنگر را تشكيل داده ومعمولا به اين چهار دهكده لنگر گفته ميشود. درينجا ميپردازيم به تشريح ومعرفي هريك از آنها:

1-         بازارچه :

اين دهكده درقسمت مركزي لنگر قرار دارد وازآب وهوا خوب وميط زيست منظم برخوردار ميباشدباغها وباغچه هاي قشنگ به زيباي آن مي افزايد درسابق درين جاه بازار واقع بودواز تشكيل خوب برخوردار بوده است به مرور زمان به اثر بي امنيتي وگسترش دكان ها به قسمت كنوني انتقال يافته است اما تعداد محدودي هم اكنون وجود دارد كه تقريبا به 10باب ميريد بهمين خاطر آنرابازارچه (بازار كوچك ) گويند. مردم آنرا تاجيك وعده كمي  شندني (مهاجر شده ازشهرستان سبزه وارقديم وشيندندامروزي هرات ) پشتون وازبك تشكيل ميدهد عموما وظيفه آنهاكشاورزي، باغباني ودكانداري است كه ازين طريق امرار حيات مينمايند. ازجمله تاجيك كه به بخشهاي مختلف تقسيم شده است اين مردم النتاي وخواجه وزاد تيموربوده ودرضمن ازجمله النتاي ميتوان به اولاد رحمت ومهدي قلي هاوازجمله خواجه هابه          وهمچنين ازجمله پشتونهاكه نيز به بخش هاي مختلف تقسيم شده اند  به ترين ها (يااولاد حاجي يارجان) اشاره كرد. درين دهكده نمازگاه(نمازگه)وخانه ساخته شده هاي ديگري واقع درصحن نمازگاه كه آنراحجره ميگويند قرار دارد وهمراه باصحن آن تقريبا 1200متر مربع  مساحت داردوامامت آن به دوش مولوي صاحب ملاعزيزالله وبعدازفوت آن پسرش محترم مولوي عبدالرحيم است. دبيرستان (دبيرستان)پسرانه درقسمت بالاي اين دهكده موقعيت دارد. اشخاص بارسوخ وبا سواداين دهكده عبارتند از:

الف – ملاعبدالرحيم آخندزاده:

 ملاعبدالرحيم فرزندمرحوم ملا عزيزالله قوم تاجيك النتائي يكتن ازعالمان دين بوده ومدرس بزرگ لنگر بحساب ميرود اين عالم متدين مدت زيادي خطابت لنگر را به عهده داشت وبعداز درگذشت پدربزرگوارش، نظر به شايسته گي ولياقت كه داشت بحيث امام اين نمازگاه برگزيده شد وتااكنون كه مدت 13سال بالغ ميگردد اين وظيفه مقدس رابه عهده دارد. طبع بغايت شادداشته وفوق العاده اجتماعي است سن آن ممكن به 35برسدوازدوران كودكي به اينطرف به مطالعه علاقه خاص داشته علوم ابتداي رانزدپدرش آموخت وتوانست كه موفقانه درسال 1388علوم متداول رابه پايان برساندعلاوه براينكه عالم است قاري خوبي بشمار ميروداين عالم درساليان متمادي طالبان زياد تدريس نموده ودرضمن بحيث آموزگار به دبيرستان لنگرنيزايفاء وطيفه نموده است.

ملا عبدالرحيم آخندزاده، مديركاتب عبدالله خان مهدي قلي، آموزگار محمدسلطان، حاجي داكترعبدالصمدمديرنرسنگ شفاخانه استاني، داكترعبدالظاهرمعاون قول اردو ظفرهرات، ملاسخي داد اولاد رحمت، و ازجمله اربابان وسركرده هاي اين دهكده ميتوان به الحاج خان محمد ترين،  حاجي لعل محمد اولادرحمت، حاجي ملامحمد يوسف زادتيموري، حاجي عبدالحليم شندني، حاجي عبدالرحمن خان مهدي قلي و سيد جلال الدين خواجه اشاره كرد.

  2- ارباباني:

       اين دهكده درقسمت شمالي قرارداشته وبيشترين نفوس چهاردهكده اصلي لنگرراداراميباشدباشندگان آن عموما قوم اربابان (ازين جهت اربابان گويند كه مردم آن درسابق بيشتر ارباب وكدخدا بوده اند ) شاخه ازقوم جمشيدي  تاجيك بوده وبه هفت قوم فرعي ديگرتقسيم ميشوند؛ سبزكها ياسوزكها، اولاد گداي باي، زادتيموري ها، اولاددولت باي، اولادعزيزخان، پاشنه طلا، بيخ پلي ها كه تعداداندك آن خواجه اند (ازآنجهت بيخ پلي گويندكه دردامنه كوه سنگرقراردارند) ازبين اين دهكده كاريزآب جريان داردكه به كاريز اربابان مشهوراست ومقدارازآب نوشيدني ومقداري اندك ماهي كه دارد خوراك مردم رامهياساخته وهمچنين ازآب آن درآبياري اراضي كه درسمت باختر آن قراردارد استفاده ميشود. داراي دونمازگاه است يكي دربيخ پل ويكي دربين دهكده  كه نمازگاه اولي كه نمازگاه بيخ پل گويند حدود 300مترمربع مساحت داشته وامامت آن به عهده ملا      است ونمازگاه دومي 720مترمربع مساحت داردامامت آن به عهده جناب محترم مولوي يارمحمد ميباشد مردم آن عموما آبيار بوده وظيفه كشاورزي و دامداري دارند. اشخاص بارسوخ وبا سواداين دهكده عبارتند از: مولوي نظام الدين نعماني رئيس حج واوقاف استان بادغيس، ملاعبدالقادر، آموزگار عبدالقيوم، آموزگار محمد اسماعيل، محمد مالي،  آموزگار ملاعبدالكريم  وازجمله اربابان وروئساي قوم ميتوان به رئيس سيدمحمد، صوفي ملااحمد و غلام رباني اشاره كرد.

3- خواجه ها :

اين دهكده درقسمت جنوب قرارداشته وساحه نسبتا وسيع راتشكيل داده و بدوبخش تقسيم ميگرددكه عبارت انداز: خواجه ها ونيزابي ها. رود موسومي ازبين آن ميگذردكه بيشتردرفصل بهاربه نسبت باران هاي شديد ازهمايخوان به پائين آب جمع شده ودرين رود به جريان ميآيد اما ازآب آن هيچ استفاده مفيد صورت نميگيرد، مردم آن تاجيك  وتعدادي كمي پوشتون اند كه به اقوام خواجه وسادات تقسيم ميشوندعموما آبيار بوده وتعدادآن دامداري نيزدارند. دبيرستان دخترانه درقسمت بالاي آن قراردارد. كاريز ازبين دهكده ميگذرد اما بجزتامين آب نوشيدني مردم استفاده ديگري ازآن درين دهكده نميشود. نمازگاه خواجه ها ازشهرت خاصي برخوردار بوده وحدود800مترمربع مساحت دارد وبعدازنمازگاه جامع (زيارت)مقام دوم راكسب نموده است كه ويژه گي هاي آن همانا تعليم وپرورش درست طلاب و تقديم نمودن آنها به جامعه است دركنار اين نمازگاه دارالقرآن تاسيس شده كه به سرپرستي وشهامت جناب خطيب صاحب مولوي عبدالواسع هائيد اكنون طلاب وقاري هاي زيادي دراينجا آموزش ميبينند، نمازگاه دوم آن كه نمازگاه نيزابي ها يانمازگاه حاجي شهردار (نام يكي ازروئساي قوم)يادميشود حدود 200مترمربع مساحت داشته وامامت نمازگاه به عهده ملامحمد امين پدر خطيب صاحب است. اين قوم راازين جهت نيزابي گويند كه شاخه از اقوام دهكده نيزاب يانوزاب اند.

اشخاص بارسوخ وبا سواداين دهكده عبارتند از: ملا محمد امين، الحاج خطيب مولوي عبدالواسيع هائيد، آموزگار محمدعثمان، آموزگار عبدالوهاب، آموزگار ملاعبدالظاهر، داكترنعمت الله، منشي عبدالله، داكترمحمد يوسف، داكترعبدالواسع وازجمله اربابان وروئساي قوم ميتوان به قدرت الله (شهردارلنگر)، حاجي سلطان شهردار، سيد محسن، سيدمحمدعظيم، آقاسيداحمدوعبدالله جان اشاره كرد.

4-  خليفه ها :

اين دهكده درقسمت باختر قرارداشته وازآب وهوا سرسبز وباغهاي قشنگي تشكيل شده است ازآنجهت خليفه هاگويند كه درينجاشخص معززبنان حاجي خليفه صاحب سكونت داشته است واكنون اولاد آن درينجا ازشهرت خاص برخورداراند. دربين اين دهكده كاريزوجودداردكه درمهياساختن آب نوشيدني مردم ودرنهايت درآبياري اراضي وباغها استفاده ميگردد. نمازگاه آن كه حدود 160مترمربع مساحت دارددربين دهكده واقع گرديده وامامت آن به عهده ملاعبدالجليل ميباشد درپهلو اين دهكده روستا كوچكي ديگري وجودداردكه آنرا روستا عيدگاه گويند وتعداد ازمردم خواجه درآن سكونت دارند ونمازگاه آنرانمازگاه عيدگاه گويند امامت آن بدوش ملاهاي محل است. درقسمت بالاي آن قطعه زمين قرارداردكه مصلي يا عيدگاه نيزميگويند و مردم نمازهاي عيدين، نمازاستسقا ونماز خسوف وكسوف رادرآن اداميكنند. دركنارمصلي گنج موقعيت دارد. اشخاص بارسوخ وبا سواداين دهكده عبارتند از: خليفه آقا سيد بابا، مولوي ملا يارمحمد امام نمازگاه اربابان، آموزگار ملاعبدالجليل، آموزگار آقا موسي،‌ آموزگار ملاعبدالمومن، نويسنده الحاج سعدالدين، ملاعبدالصابر وازجمله اربابان وروئساي قوم ميتوان به آقاسيد آقا(رئيس لنگر)، سيدهاشم شهرداراسبق لنگر...اشاره كرد.

 

شخصيت هاي مشهور لنگر

 

آب وهواي واوضاع طبعي لنگرشريف

 هــــــــست دنيا لنگري اي بوالهوس     خلق همچون كاروان ازپيش وپس

ره روان دروي چو تشريف آورند        عاقبــــت ازوي ضرورت بگذرند

 

    آب هاي فراوان كاريزها(آبهاي زيرميني) ازهمه بيشتر به سرسبزي وانكشاف كشت وكشاورزي اين ده سهم بارزي رابازي ميكند دامنه هاي سرسبز مناطق وسيع باداشتن درخت هاي مثمر وغيرمثمرراتشكيل ميدهد خصوصا درموسوم بهار كه تعريف وتوصيف آن رانميتوان درين صفحه كوچك گنجانيد ازهمينجاست هركسيكه به اين منطقه ميآمد به آساني ازين ده نميرفت مانندپادشاه بخارا كه موسوم بهار باري به هري وبادغيس قدم گذاشت وامروزوفرداگفته مدت پنج سال به همين منوال گذشت آب وهوا دلپذير انواع ميوه جات وتفرج گاهاي زيبا به ذهنش تاثير نمود وازبخارا يادش رفت، تااينكه رودكي توانست با شعرهاي زيبايش اورا به بخارا برگرداند. بهمين شكل افراد زيادي كه به اين منطقه قدم گذاشتند طبيعت زيباي لنگر بالاي آنها تاثير شديد نموده ومثل مقناطيس آنهارا به خود جذب كرده وباعث توقف آنها درينجاميشد. طوريكه گفته شده درزمانهاي گذشته درين ده تقريبا 120 كاريز وجود داشته است اما به اثر تجاوزات وتهاجمهاي بيگانگان تعداد زيادي آن ازبين رفته واكنون عده محدودي باقي مانده است كه تعداد آن به 8 دانه ميرسدازجمله ميتوان كاريز پير، كاريزمير، كاريز نيزاب، كاريز همايخوان، كاريزلوندان، كاريزميرهزار، كاريز اربابان وكاريز كشف رانامبرد. آبيكه ازين كاريزها جاري است دركشت انواع سبزيجات، غله جات وآبياري درختها استفاده بخصوص ميشود، آب اين كاريزها دربين مردم به اساس زمين هاي آبي كه دارند تقسيم شده طوريكه هرهشت روز يكبارنوبت ميرسد. درموسوم تابستان درجه حرارت لنگرتقريبا به 38درجه سانتي گريد ميرسددرفصل هاي زمستان وبهار بارانها وبرفباري هاي پي درپي صورت ميگيرد ودرين موسوم ها آب موجوده كاريزها نيز افزايشي قابل توجه مينمايد.اما نبايد ازياد برد كه درجريان بارانهاي شديد وپي درپي سيلاب هاي بزرگ درين منطقه سرازير ميشودحاصلات زياد مردم راازبين برده وبيشتر زمين هاي آبي حاصلخيز وراه هاي مواصلاتي آنرا تخريب مينمايد واز آب سرازيرشده استفاده درست صورت نگرفته بلكه ازتخريبات آن نيز جلوگيري بعمل نيامده است.  درختهاي كه درين منطقه وجود دارد شامل انواع مثمر وغيرمثمرراتشكيل ميدهد. درخت هاي مثمروباربر آن كه درباغها وبعضي زمين ها غرس شده به محيط زيست سالم  وزيباي لنگر مي افزايد قرار ذيل اند: توت، زرد آلو، شفتالو، آلو، امرود، ناك،‌ سيب، به، چهارمغز، اناروتاك انگور. ودرخت هاي غير مثمرآن عباتند از : سپيدار، ارار، بنوش، بيد، سرو، پشه خوان ...

 

اوضاع بشري لنگرشريف

روستا لنگر درحدود 21000نفر نفوس را به خود جاداده است كه اقوام تاجيك درراس همه اقوام قرار گرفته وبه سلسله پشتون، ازبك  درآن ساكن اند كه هريكي ازاقوام به بخشهاي مختلف تقسيم ميشوند

مردم لنگرشريف تقريبا 90 فيصد آبيار بوده ووظيفه كشاورزي ودامداري رابه عهده دارند عوامل وپدیده های که درازدیاد نفوس یک ساحه رول مهم دارد عبارتندازساختمان اراضی؛ خاک های حاصل خیز؛ اقلیم مناسب؛ وجودجنگلات ونباتات موقعیت مناسب مسایل اجتماعی وجودمعادن وغیره عوامل اند که درکثرت نفوس رول مهم وبارزداشته وباعث به میان آمدن نهادهای گوناگون وایجادهماهنگی همه جانبه میان مردم محل گردیده ودررشدفرهنگ؛  ثقافت رسم ورواج مردم تشریک مساعی به خرج داده وباعث ازدیاد نفوس این ساحه می گردد. درمنطقه مذکورعوامل چون دین؛ عقیده؛ مذهب؛ لسان؛ نژادملیت همه وجود داشته وباشندگان آن به صورت عموم پیروی دین اسلام بوده و تمام آن مذهب حنيفي دارند. سیستم اعمار قریه جات درمنطقه طوری است که یک روستا ازروستای دیگربه فاصله های دورونزدیک واقع گردیده وخانه های هرقریه ازهم فرق میکند وموادساختمانی آنها اکثرا ازسنگ وگل بوده وبه شکل یک طبقه ساخته می شود وبعضی ازتعمیرها بشکل دوطبقه ازخشت پخته وخام اعمارگردیده اند. که این تعمیرات دربرابرآفات طبیعی مانند باد؛ باران؛ زمین لرزه مقاوم بوده ودرساحات چنددهكده بازارها  اعمارگردیه که مردم احتیاجات خویش را مرفوع می سازند: مردمان این منطقه به شغل كشاورزي ومالداری مصروف می باشند که كشاورزي آنهابشکل عنعنوی جریان داشته ودراین سال های اخیرتغییری درآن رونماگردیده است. علاوه برآن به شغل های دیگرمعارف پروری؛  خیلی ها شوق وعلاقه داشته ودراین راستا خدمات ارزنده وشایان را عرضه داشته وکارهای نیک دیگری دربین مردم مروج است همکاری های دسته جمعی درعرصه خدمات اجتماعی حتی همکاری های مادی ومعنوی دراین زمینه ها صورت می گیرد. به طور نمونه زمانیکه یک شادی ویاغم درقریه صورت می گیرد ازهرخانه یک نفربه خانه متذکره می آیند تازمان اتمام همکاری نموده ودوشادوش شخص شاد ویا متضرربه کارخود ادامه میدهند واین یکی از سنن خوب وعالی اسلام دوستی وتعاون مسلمانان می باشد. وهمچنان کارهای نیک وبدکه درقریه صورت می گیرد آنرا شورای قومی فیصله نموده ومسله حل می گردد.ووقتیکه مهمان ویامسافریکه به هرقریه می آید همه مردم جمع شده آنرااستقبال نموده ومهمان نوازی می نمایند. مردم این سرزمین شوق وعلاقه زیادی به هم زیستی؛ همدردی معاونت وهمکاری بایکدیگرداشته که درشادی وغم یکدیگرشریک می باشند(باوجوديكه اقوام مختلف باويژه گي هاي غيرمشابه درين محل زيست دارند) ویکی ازخصوصیات وخصلت های خوبی که میراث از آبا واژدادخویش به آنها مانده هرقریه نمازگاهی رااعمارمی نمایندودرجوارآن خانه ای را بنام حجره تاسیس نموده که طلاب موجوده نمازگاه درآن ساكن اند .ریس فامیل هرخانه درمجموع کسی رابنام نماینده ویاارباب مقررنموده ودرتصمیم گیری های قومی ازریش سفیدان؛ ملاها؛ وسران قومی مشورت گرفته وبرای این افراد دیگران احترام خاص دارند وسخن آنان را قبول دارند.                                                                              

      وزمانیکه مکتب رخصت می شود فامیل ها اولادهای خودرا بکارنگاشته وامام نمازگاه يا يكي ازطلاب نمازگاه راتوظیف می کنند که دروس دینی را به اطفال آنها  بی آموزد تاکه درمکاتب کدام مشکلی نداشته باشند واین یکی ازخصوصیات خوب وپسندیده مردم این منطقه می باشد.  خلاصه اینکه مردم این ناحیه دارای فرهنگ وکلتورعالی؛ وطندوستی وعلم پرورخاص می باشند که تمام مقررات وقوانین دین اسلام ومهین خویش رامراعات کرده وطبق آن عمل می نمایند که باید ازاین کارهای ویژه درجامعه افغانی صورت بگیرد واین نوع کارها ثمره کاری آنهای بوده که درکارهای شان مخلصانه عمل نموده اند.   مردم اين ده ازاقتصاد خوبي برخوردارنيستند وتقريبا 80 فيصد جوانان آن بخاطركسب پول به كشور ايران سفرنموده وهريك مدت 2-9سال را به مسافرت ميگذرانند.بعدازطي چندسال به كشوربرميگردند كه عده ازآنها درين سفربه اثربي توجهي  به خرافات روي آورده وبه موادمخدر ومعتادي دچارميشوند. فقر وپائين آمدن گراف خرچ  اکثریت دربعضی عوامل نهفته است که ذیلا تشریح می گردد:

 

1-      نبودکاردرمنطقه

2-      نبودمنبع خوب عايدات پول برای باشندگان

3-      عدم موجودیت افراد واشخاص مسلکی ومجرب

4-      عدم دست رسی مردم به وسایل مدرن وپیشرفته کاربرد غیرفنی ذخایرزیرزمینی توسط افراد غیرمسول

5-      مصارف بی حد وتقاضای زیاد دربرابر تولید کم

 

این همه عوامل اند که باعث بروز مشکلات؛ فقر؛ تنگدستی وبیچاره گی درزمینه های متفاوت شده وبه تعداد افراد غیرفعال درين روستاافزوده است.                                                                                                     ویگانه دلیل دیگرکه باعث فقر دراین روستا شده است بیکاری های چهارماه اخير سال است که افراد کارگربه مدت هشت ماه زحمت کشیده چیزی راکه برای مصرف بدست می آورند درمدت چهارما به مصرف رسيده وذخايرآن ازبين ميرود.  که این علت باعث عقب مانی و فقردراکثر خانواده ها دراین روستا گردیده است. افراد فعال درمنطقه عبارتند از اهل معارف؛ علما؛ صنعت کاران؛ تاجران؛ کسبه کاران که این افراد بطور مداوم به کار مشغول بوده وزندگی شان نظربه دیگران نسبتا خوبتروبهتر می باشد که ازطریق شغل وحرفه های خویش می توانند احتیاجات خود وفامیل خویش رامرفوع نمایند. بااساس احصائيه گيري تعداد طبقه پسرانه آن نظربه قشر دخترها بیشترميباشد  تمامی مسولیت ها به دوش طبقه ذکوربوده وطبقه دخترها تنها کارهای مربوط به خانه راانجام میدهند وکدام سهم فعال بامردان دردیگرعرصه هانداشته ورسم رواج عنعنه وکلتوراین مردم ایجاب نمیکندکه زنان بامردان دوشادوش درکاروبار شریک باشند.

وضع اقتصادی:

   اقتصادروستا لنگرشريف روی دواصل مهم استوارمی باشد که عبارت ازكشاورزي ودامداری میباشد این فکتورها اساس تعیین کننده اقتصاد درمنطقه بوده وپدیده های دیگری اند که با آنهایکجاشده وباعث رشد اقتصاد درمحل می گردد ومردم برای تعالی حیاتی ورفا معیشت وشغل های دیگر روی می آورند وازاین ناحیه زندگی یومیه خویش راتکافومی نمایند.ازيكطرف باگذشت هرروزوماه وسال کثافت جمعیت درمنطقه افزودگرديده وازطرفي تدريجانرخ موادغذاي وديگراشياموردضرورت بلندميرود،  پس حرفه كشاورزي ومالداری به حدکافی جوابگوی نیازمندی های همگی مردم نبوده وانسان هم زنده جانیست پرتلاش وبلندپرواز می خواهد به قله های رفیع زندگی راه یابدوبکارش ادامه بدهد، دراینجاست که محیط زیست انسان ها وماحول استفاده ازآن برای بشریت زیق وزیقترمی شود وانسان را واداربرای زندگی درمحیط دیگروخوبترمیکند فلهذا انسان ها مجبوراند برعلاوه کارهای دیگرمشاغل های قدیمی روی بیاورند. تاکه ازفقیری، بیچارگی رهای یابند وزمینه بیرون رفت ازاین مشکلات مساعدگردد. دراین حال اگرمردم به شغل های یومی خود ادامه بدهندوبه عوض حرفه های دیگربخود فراهم نسازند به مشکلات جدی روبروگردیده ترک وطن نمایند. بدین ملحوظ مردم به عوض اینکه درختان، جنگلات، بته های کوهی وعلف چرهاراقطع ونابود سازند دربدل باایجاد پروگرامهاي پلان شده درست ازجمله سيستم آبياري منظم وغرس نهالهاي مثمروغيرمثمر وهمچنان انکشاف صنایع دستی مانند نجاری، خیاطی، آهن گری، مس گری، حلبی سازی، فلزکاری، معماری، رنگمالی، دوکانداری وعلی الخصوص انکشاف سطح زندگی مردم بذل مساعی می نماید.

     فکتورهای ذکرشده درساختاراقتصادی ورشد وارتقاع سطح خرچ آن کمک کرده وازنواقص دررشد اقتصادی مقداري اندك جلوگيري نموده است که دراقتصاد یک منطقه رول اساسی رابازی می نماید وساکنین محل را ازفقروبیچارگی کمک می کند تاباشد مردم ازبدبختی ها وستم دیدن سرمایه داران نجات یابند وبه زندگی روزمره خودادامه دهند تاکه محیط مطمـن، گوارا، سرسبزوشاداب خرم بوجود آید. البته اقتصادبه بخشهای مختلف تقسیم گردیده که ذیلا بیان می گردد.

كشاورزي:

       درحدود نودفيصد اهالی روستا لنگر به كشاورزي مشغول بوده وكشاورزي دراین مناطق به گونه نسبتاخاص صورت می گیرد یعنی اینکه نظربه اقلیم مناسب، نوع خاک، موسوم سال، استفاده قليل ازتخم های اصلاح شده بذری، کودکیمیاوی صورت ميگيرد كشاورزي درين روستا بشكل اوليه بوده واستفاده ازلوازم وماشين آلات كشاورزيي كمتروجود دارد بدين اساس كيفيت كشاورزي آن پايين بوده وحاصلات قناعت بخش آن كمتراست 

      حاصلات وپيداوارمهم آنرا گندم، جو، جواري، نخود، زيره، كنجد، ومقداري كمي پخته تشكيل ميدهد  البته بزرنباتات وغرس نهال ها به دونوع صورت پذیراست بهاری که درماه حمل بزروغرس حبوبات واشجارامکان پذیربوده واین نوع کشت درلنگرشريف عملی گردیده بصورت نسبتا ویژه مورد استفاده قرار می گیرد که بعد ازچندماه غله جات رسیده ومورد بهربرداری قرارمی گیرد ولی غرس اشجارسال ها رادربرگرفته که حاصل دهی شروع شود واشجارهم به دونوع بزرمی گردد مثمروغیرمثمرکه هردونوع فواید زیاد درتمام بخشها دارد وتیرماهی که درماه میزان وعقرب بزرحبوبات وغرس نهال ها صورت گرفته واین نوع کشت وكشاورزي دربعضی اراضي فواید زیاد نسبت به بعضی اراضي دیگرداشته است که این مناطق درهرسال تغیرپذیراست. ازميوه بدست آمده مقداري براي خوردن استفاده نموده ومقداري ازآنهارا دربازارخود روستا به فروش ميرسانند وهمچنان ازدرختان غيرمثمر آن بحيث مواد سوخت وپوشش ديوارهاوغيره استفاده منمايند اماازين پيداوارآن بجزمقداري اندكي گندم كه به شهرهرات به فروش ميرسد ديگرهمه به داخل دربدل پول يامال بفروش ميرسد خلاصه اینکه كشاورزي بخش مهم سرنوشت ساز دراقتصاد لنگراست وبدون آن اقتصادناقص شمرده می شود. پس باید یادآورشدکه کشت حبوبات دردوفصل سال به دونوع امکان پذیراست:آبی وللمی که فیصدی للمی نظربه آبی وتیرماهی نسبت به بهاری زیادتربوده ودراینجاست که اراضی للمی توسط باران ها آبیاری گردیده واراضی آبی ازطریق کاریزهاآبیاری می شوند باغداری هم جزلاینفک كشاورزي بشماررفته ومردم لنگر باغداری زیاد داشته وانواع مختلف درخت هاي مثمروغيرمثمرغرس نموده وازمیوه وچوب آن استفاده میکنند که انواع حبوبات، میوه ها ، سبزی هاودرختان غیرمثمردراین منطقه بگونه وافریافت می شود که درجدول ذیل مشاهده می شود.

جدول درختان مثمروغیرمثمرلنگرشريف:

 

درخت هاي مثمر                                    درخت هاي مثمر  

شفتالو وانواع آن                                سپيدار                               

توت وانواع آن                                   بيد

زردآلو                                             بنوش

آلو وانواع آن                                     ناجو          

سیب وانواع آن                                   پشه خوان   

درخت چهارمغز  

انگوروانواع آن

امرود

بادام

به

سنجد

پسته (درين اواخر به كمك مو ئسسه داكار غرس شده است)

انار

ناك      

 

دامداري:          

 وهمچنان اين مردم درپهلوي كشاورزي خويش حیوانات رانيز نگه داری میکنند تاکه ازشیروگوشت آن استفاده کرده ومحتاج به دیگران نباشند.         تعدادازمردم لنگردرحدود صد، دوصدراس گوسفندوبالا ترازآنرا نگه داری نموده وازاین مدرک عایدات زیاد ازآن خود میکنند که علاوه ازشیر، گوشت، پوست، روده، موي، كرك وحتی ازفضله حیوانات نیز درمحروقات استفاده بعمل می آید وآنانکه مواشی زیاددارند باوجودعواید مصارف هنگفت رادرتغذیه ونگهداری حیوانات درفصول سال به مصرف می رسانند نگهداری وتغذیه حیوانات خیلی هامشکلات رابرای ساکنین محل داشته .درضمن علفچرهاي خوب ووسيع وجود نداردتا ازآن درتربيه حيوانات استفاده كنندلیکن برای ازبین رفتن مشکلات وپرابلم ها مدیریت كشاورزي ومالداری وهمچنان دوکتوران حیوانی مشوره ودید وادید صورت گرفته تاکه باشد راه برای بیرون رفت از این مشکلات پیداشود وزمینه استفاده مزیدبرای مردم مالداربدست آید که دراین راستااندكي کارانجام شده است. اكثرا حيوانات دامداري اين مردم راگوسفند(ميش) وبز تشكيل ميدهد به سلسه حيوانات اهلي ديگري مانندخر، گاو، سگ، پيشك واسپ درين روستا نگهداري ميشوندوبراي هريك اسم خاصي قايل اند درين روستا چنين مروج است كه بجاي گوسفند كلمه ميش، وكلمه گوسفند رابرهردونوع بزوميش استفاده ميكنند اسمهاي كه درگوسفندان استفاده ميگردند قرارذيل اند: كهوربور، كهورسفيد، كهورزردقشقه،  ِخر،  قوچ (نر) ، قوچ كِرخ، پرگوش، برگوش، رگ زاغ ،‌ سوزپشم،  كُرابلق،‌ خلج، قركولي، روپر، غزه دار، سرخ كرخ

وهمچنين براي بزاسمهاي ذيل استفاده ميگردد: بزغاله، چاپوش، تكشاد، تكه، چهاري، بز، كُرخلج،‌ كُرسوز، هِنار، روشاخ، َكل، جيك شاخ، كج شاخ، پم شاخ. ویک گردن بند که در گردنی بزغاله ها می اندازند که تا مادرش را نچوشد تا از شیر آن دام دار استفاده کند همان گردن بند را کوکنه یاد میکنند گاو ها را بنام نر گاو سه سال آن را بنام جوانه یاد میکنند ماد گاو آن را بنام فرغونچ از سه سال بالا را بنام ماده گاو یاد  میکنند چوچه آن را گوساله میگویند.

خر را بنام نر خر ماده خر یا ماچه خر  چوچه آن را تای خر ياكوره خریاد میکنند .

اسپ بسیار کم است بنام نر اش یابو ماده اش ماديان وچوچه اش کره یاد میکنند .

چیزی که از شیر بز گوسفند بدست می آورند بنام های زیر یاد میشود، مسکه، کشک یا قروت، سرشیر، کتخ، ماست یا جرغات، روغن زرد وپنیرمیباشد. از ابزار که در شبر استفاده میکنند بنام تبک یاطبق، کلفی یا قلفی، تاخشه، چمچه، کولیز، مشک وخلتن میباشد.

 







به دیگران بفرستید



دیدگاه ها در بارۀ این نوشته

داکتر عبدالغنی -تاجیک از خواجه چهارم 28.07.2019 - 11:21

 خوب برادر عزیز این همه که از دوقوم بزرگ قریه ووطنم نام بردی خوش شدم ولی نیم از لنگر وخاصتآ قوم نیزابی ها که از جمله اقوام بزرگ لنگر شریف است نام نبردی یک نویسنده باید تمام واقعیت های جامعه را تذکر بدهد امید است در آینده مقاله را اصلاح بدارید.

داکتر عبدالغنی -تاجیک از خواجه چهارم 28.07.2019 - 11:39

 استاد محترم با احترام به همه اقوام اربابانی ، اولنتائی ،خواجه ها زادتیمور ،اولاد دوست ، دوزخی ها و نیزابی ها. عزیزم ما نیزابی ها کتاب های تاریخی را از پیدایش حوادثات واقوام لنگر شریف در شهر توس نوزر از جمله نیزابی ها (نجرابی ها )از طریق سران نیزابی ها که شما نام نبرده اید از مرحوم ار باب محمد یوسف ارباب محمد رحیم خان وعبدالرحمن خان ..... ویحییا نام خادم حضرت سلطان صاحب در اختیار داریم که من آنچه را که به ضرر اهالی واراضی لنگر از جمله کاریز پیر نباشد به نشر خواهم سپرد.

نذیر احمد یعقوبی مقیمی لنگرشریف 31.03.2019 - 19:51

 من زاده لنگرشریف هستم

عمارالدین ازلنگر ازدهکده اربابانی03.10.2018 - 20:02

 لنگربهترین مکان هست که تاالحال دیده ام بویژه دهکده اربابانی.لنگردرواقع دارای اهالی نجیب ومهمان دوست میباشد وبهترین آب وهوارا دارا می باشد

عبدالصمد غفوری ازلنگرشریف11.03.2018 - 06:45

  معلومات خوبی رابیان نمودید

حمیدالله آیار مقیم در آلمان08.06.2017 - 07:04

  محمد امین سر تیم والیبال لنگر

سید سراج الدین (مشفق)02.06.2017 - 06:11

  بزرگوار شماانواع میوه جات طبعی را درمنطقه داریند آیا تجارت و پشر فت شما وصادرات وواردات خود را وترقیات ملت ووضع حال مستقل وحساس بسوی پشرفت ها ی آینده ملت را بیان کنید سید سراج الدین (مشفق)

محمد نصیر عمر یار27.02.2016 - 06:18

 من هم از لنگر شریف هستم بهترین قریه است که تا بحال دیده ام.

حفیظ درایران ازلنگرشریف14.08.2013 - 19:45

 دروقت آذان من شنیدم که آذان نیمه شد موذن ملاجلیل بود

حفیظ درایران ازلنگرشریف07.08.2013 - 17:48

  چنتاعکس ازلنگربزار
نام

دیدگاه

جای حرف دارید.

شمارۀ رَمز را وارد کنید. اگر زمان اعتبارش تمام شد، لطفا صفحه را تازه (Refresh) کنید و شمارۀ نو را وارد کنید.
   



صفی الله راستین